امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 28 محرم 1448
شناسه خبر : 373729
  پرینت تاریخ انتشار : 13 جولای 2026 - 4:04 | 4 بازدید

همسفرانی در کوی حقیقت؛ پیوند عرفان اسلامی و یهودی

حسین علی‌جعفری، پژوهشگر و مترجم حوزه ادیان و عرفان تطبیقی، از جمله محققانی است که طی سال‌های گذشته تمرکز ویژه‌ای بر یهودیت، عرفان یهودی و پیوندهای آن با سنت‌های فکری و معنوی جهان اسلام داشته است. او که دانش‌آموخته دکترای ادیان و عرفان تطبیقی است، در کنار تألیف و ترجمه آثاری متعدد در این حوزه، […]

همسفرانی در کوی حقیقت؛ پیوند عرفان اسلامی و یهودی


مصاحبه

حسین علی‌جعفری، پژوهشگر و مترجم حوزه ادیان و عرفان تطبیقی، از جمله محققانی است که طی سال‌های گذشته تمرکز ویژه‌ای بر یهودیت، عرفان یهودی و پیوندهای آن با سنت‌های فکری و معنوی جهان اسلام داشته است. او که دانش‌آموخته دکترای ادیان و عرفان تطبیقی است، در کنار تألیف و ترجمه آثاری متعدد در این حوزه، به‌تازگی نیز در زمینه معرفی علمی قبّالا و میراث فکری گرشوم شولم کوشیده است.

ایکنا به مناسبت انتشار ترجمه این اثر، در گفت‌وگویی با وی، از مسیر علمی و انگیزه‌های او برای ورود به مطالعات ادیان و عرفان، جایگاه عرفان یهود در فضای دانشگاهی ایران، سهم گرشوم شولم در شناساندن علمی قبّالا و نیز نسبت میان تفسیر نمادین در سنت یهودی با مفهوم تأویل در سنت اسلامی پرسیده است. آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این گفت‌وگو است.

ایکنا – برای آغاز گفت‌وگو و برای آشنایی مخاطبان ما با شما ضمن معرفی خود، مروری بر سیر تحصیلی و مطالعاتی‌ خودتان داشته باشید تا با مسیری آشنا شویم که جرقه اصلی ورود تخصصی شما به حوزه مطالعات ادیان و عرفان را رقم زد و این مسیر چگونه برایتان هموار شد؟

بنده دانش‌آموخته دکترای تخصصی ادیان و عرفان تطبیقی از واحد علوم و تحقیقات هستم و مقاطع قبلی تحصیلی‌ام را نیز در همین رشته سپری کرده‌ام. اینکه نمی‌گویم فارغ‌التحصیل، دلیلش این است که انسان هرگز نباید از تحصیل باز بماند؛ دانش‌آموخته می‌شود، اما فارغ‌التحصیل خیر. خداوند در قرآن فرموده: «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ»؛ هرگز فراغت وجود نداره و در پی هم باید تلاش کرد. کما اینکه باز در قرآن آمده: «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»؛ خداوند در هر لحظه، مشغول کاری‌ است. یعنی خلق مدام و دیگر اینکه باید ز گهواره تا گور به دنبال و طلب دانش بود.

اما، علاقه‌ بنده به مطالعات ادیان و به خصوص تمرکز بر دین یهودیت، به  دهه‌ 50 که در محله سیروس تهران، خیابان شهید مصطفی خمینی فعلی، زندگی می‌کردیم باز می‌گردد. یهودیان زیادی در آن زمان ساکن آنجا بودند و ما و سایر اهالی محل، رابطه‌ خوبی با آن همسایگان داشتیم؛ گرچه امروزه آن محل خالی از سکنه‌ قدیم و به خصوص یهودیان است و از آن دوران فقط بیمارستان دکتر سَپیر که نقش فعالی در سال‌های انقلاب و دفاع مقدس در مداوای مبارزان و رزمندگان مجروح داشت و یک کنیسه باقی مانده است.

در مقطعی از تحصیل در دبیرستان اتحاد، واقع در میدان بهارستان که یکی از مدارس آلیانس (اتحاد جهانی یهودیان) بود تحصیلی کردم. در آنجا بیشتر با آداب و رفتار دینی یهودیان آشنا شدم و این سرآغاز علاقه‌ من به ادیان شد. همچنین قرآن و آیه‌ زیبایِ: «…مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ...»، عامل توجه و علاقه‌ هرچه بیشتر به ادیان ابراهیمی و ورود تخصصی و تَمَحُّض‌محور در این حوزه شد.

ایکنا – چه چیزی باعث شد به طور خاص به عرفان یهود و آثار گرشوم شولم توجه کنید؟

توجه من به آثار گرشوم شولم دو دلیل دارد: نخست، اعتبار بی‌مانند پژوهشی او در یهودیت است؛ شولم عرفان یهود را از حاشیه و گمانه‌زنی‌های بازاری بیرون کشید و آن را در جایگاه حقیقی‌اش، به‌عنوان سنتی فکری، نظام‌مند و به غایت عمیق، بازیابی کرد. اما فراتر از این، آنچه مرا مجذوب کرد، توان شولم در پیوند دادن «ساحت عقل» با «ساحت شهود» است. او به ما آموخت که عرفان، نه امری انتزاعی و دور از دسترس، بلکه درگیر کردن تمام هستی انسان با رازهای آفرینش است. مطالعه‌ آثار او برای من، فراتر از یک تحقیق دانشگاهی، مسیری برای درک «زبان نمادها» بود؛ زبانی که از طریق آن می‌توان نهان هستی را بازخوانی کرد. شولم به من کمک کرد تا دریابم چگونه سنت‌های کهن، با عبور از غبار تاریخ، همچنان می‌توانند برای انسان امروز، راهگشای درک قوانین جاری بر حیات باشند.

ایکنا – بیش از این ترجمه، چه آثار یا پژوهش‌هایی در حوزه مطالعات ادیان یا عرفان انجام داده‌اید؟

از 15 سال پیش، پژوهش‌ها و تألیفاتی متمرکز شده بر یهودیت داشتم، پایان‌نامه کارشناسی ارشد و رساله‌ دکتری‌ام بر عرفان یهودی متمرکز بوده و چند مقاله علمی‌-پژوهشی نیز در این حوزه دارم. از مجموعه‌ کارهایم در حوزه یهودیت که عمدتاً با دوست عزیزم آرش آبائی، محقق و پژوهش‌گر سرشناس یهودی، همراه بوده‌ام؛ می‌توانم به این آثار اشاره کنم: ترجمه‌ همراه با تحقیق کتاب‌های «الهدایه الی فرائض القلوب»، نوشته بحیا ابن پاقودا اندلسی؛ «گفتگوی صوفی-یهودی»، نوشته دکتر دایانا لوبل،«بین عرفان و فلسفه»، نوشته دکتر دایانا لوبل؛ ترجمه‌ کتاب«عرفان و جادوی یهود»، اثر مورین بلوم؛ تألیف کتاب «کلام یهودی و اسلامی از دیدگاه دو متأله بزرگ غرب و شرق: بحیا ابن پاقودا اندلسی و امام محمد غزالی»؛ تألیف کتاب «کلام، عرفان و اخلاق یهودی در نگاه بحیا ابن پاقودا اندلسی»؛ ترجمه یا تألیف چند کتاب دیگر نظیر: «نماز و نیایش در دین یهودی، عرفان در میان یهودیان در عالم اسلام». کتابهایی نظیر: «تحقیق و ترجمه‌ مقدمه راداکریشنان بر اوپانیشادها»؛ تألیف کتاب«زن، ازدواج و خانواده در ایران باستان» و… کتاب دیگری که به زودی به مرحله‌ چاپ می‌رسد: «عرفان یهودی و قَبّالا» است.

مصاحبه

ایکنا – با توجه به کوشش علمی که در این سالها داشتید، به نظر شما جایگاه مطالعات عرفان یهود در فضای علمی ایران چگونه است؟

مطالعات عرفان یهود در فضای علمی ایران، هم‌زمان با یک گذار مهم و یک چالش بزرگ روبروست. از یک سو، ما شاهد گذار از مطالعات سطحی به سمت مطالعات و پژوهش‌های عمیق هستیم. از سویی دیگر، با توجه به اینکه عرفان یهودی برخلاف دین یهود، تبلیغ‌محور بوده و اشخاص زیادی را تحت عنوان کابالیست جذب نموده و رو به گسترش است، باید مراقب باشیم تا در تحقیقات خود، فریب جنبه‌های جذاب ظاهری آن، نظیر عبارات و کلمات عرفانی، جادویی و امثال آن را نخوریم و عامل ترویج و تبلیغ آن نشویم. البته عرفان یهودی تا حدودی رنگ و بوی زهد و تصوف اسلامی را دارد که در برخی کتاب‌های موردعلاقه یهودیان، مانند «الهدایه‌ الی وظایف‌القلوب»، بروز و ظهور یافته است.

ایکنا – مخاطب اصلی ترجمه این کتاب را چه کسانی می‌دانید؟

مخاطب اصلی عموم علاقه‌مندان به تاریخ ادیان، دانشجویان، دانش‌پژوهان و محققانی که به دنبال شناخت بیشتر عرفان یهودی و قرابت آن با عرفان و تصوف اسلامی هستند و علاقه‌مندان به نمادها و اسرار که مجذوب جنبه‌های رمزآلود و ماورایی این سنت هستند. امّا شاید کسانی نیز به دنبال این‌دست کتاب‌ها باشند که گمان می‌کنند می‌توان از طریق عرفان‌های گوناگون به خصوص عرفان و جادوی یهود، به موفقیت و سعادت دست‌یافت.

ایکنا – اگر بخواهید قبّالا را برای مخاطب ایرانی در چند جمله تعریف کنید، به چه مسائلی توجه دارید؟ 

قَبّالا عنوان مجموعه‌ای از آموزه‌ها و سنت‌های عرفانی در یهودیت است که به تبیین ابعاد باطنی تورات و رابطه‌ میان خدا، جهان و انسان می‌پردازد. این سنت که از سده‌های میانه، به‌ویژه در جنوب فرانسه و اسپانیا، تکوین یافت، با مفاهیمی چون تجلیات الهی (سفیروت)، ساختار کیهانی و سیر روحانی انسان سروکار دارد. قَبّالا می‌کوشد از طریق تفسیر رمزی متون مقدس و تأملات عرفانی، معنای پنهان آفرینش و جایگاه انسان در نظام الهی را روشن کند. بدین‌سان، قَبّالا را می‌توان شاخه‌ای از عرفان یهودی دانست که در پی فهم لایه‌های درونی وحی و تجربه‌ نزدیک‌تر حضور الهی است.

قَبّالای واقعی و نه قَبّالای تحریف شده را باید عرفان اصیل یهودی دانست؛ سنتی که به‌جای توقف در ظاهر احکام، بر باطن عالم و حقیقت هستی متمرکز است. این طریقت، از نگاه ساختاری، شباهت‌های زیادی با عرفان نظری خودمان دارد؛ چرا که در اینجا نیز جهان بیرون، آینه‌دار تجلیات الهی است و هدف، بازگشت جان به سرچشمه‌ بی‌کران وجود است. خلاصه اینکه، قبّالا نقشه‌ راهی برای دیدن حقیقت پنهان جهان است؛ دعوتی است برای اینکه از سطح زندگی فراتر برویم و با درک نظم ظریف هستی، به آرامش و اتصال با حقیقت یگانه برسیم. البته باید تأکید کنم که در عمیق‌ترین وجوه قَبّالا، هیچ‌گاه به وحدت بین انسان و خدا تکیه نشده و منتهای این یگانگی «دِوِقُوت» یا اتّصال با ذات اقدس می‌باشد.

ایکنا –  با توجه به آنچه شنیدیم، به نظر شما مهم‌ترین سهم گرشوم شولم در شناساندن علمی عرفان یهود چیست؟

شولم مدرس دانشگاه عبری بیت‌المقدس، در فلسطین اشغالی بود و قَبّالا و عرفان یهودی را از دیدگاه علمی تدریس می‌کرد. در زمانی که شولم وارد حوزه مطالعاتی عرفان شد، عرفان یهودی توسط بسیاری از محققان، ناشران و رهبران فرهنگی جامعه یهودی و محققان غیریهودی آلمانی به عنوان ضعیف‌ترین حلقه علمی یهودیت شناخته می‌شد. اگر امروز ما می‌توانیم درباره‌ قَبّالا با ادبیاتی علمی، تاریخی و منضبط صحبت کنیم، مدیون انقلابی هستیم که گرشوم شولم به پا کرد؛ او قَبّالا را از سایه‌ خرافات بیرون کشید و به عنوان یک نظام فکری عظیم و بخشی از هویت متین یهود، به جهان علم معرفی کرد. شولم با دمیدن جانی تازه به قَبّالا، نشان داد که یهودیت یک دین مبتنی بر قانون و احکام خشک نیست، بلکه دینی است که دارای یک قلب تپنده و عرفانی است. او با این کار، تصویر یهودیت را از یک سنت متوقف‌ شده، به یک سنت پویا و رو به تکامل تغییر داد.

ایکنا – شولم در این کتاب بر نقش نمادها در فهم متون مقدس تأکید می‌کند؛ این نمادگرایی چه جایگاهی در سنت قبّالا دارد؟

از دیدگاه شولم، نماد در سنت قبّالا صرفاً یک قرارداد معنایی نیست، بلکه پنجره‌ای زنده رو به حقیقتی بی‌کران است. این نمادها پلی میان ذهن محدود بشری و ساحت غیبی خداوند برقرار می‌کنند که متن را از کالبدی مرده به کلامی پویا بدل می‌سازد. از طریق همین زبان نمادین است که گشایش جان رخ می‌دهد؛ یعنی حصارهای درونی و گرفتگی‌های نفسانی فرو می‌ریزد تا آدمی بتواند حضور الهی را در تاروپود هستی لمس کند. درواقع، نمادگرایی نزد شولم راهی برای عبور از ظاهر واژه‌ها به باطن عالم است؛ طریقی که جان آدمی را از تنگنای هراس می‌رهاند و در آغوش فراخ فیض هستی قرار می‌دهد.

شولم با رویکردی تاریخی ـ انتقادی می‌کوشد مفاهیم، نمادها و صورت‌های بیانی عرفان یهودی را در بستر تحولات فکری و دینی این سنت بررسی کند و نشان دهد که چگونه تجربه‌ عرفانی در طول تاریخ، در قالب زبان نمادین، اسطوره‌ای و تفسیری، بیان شده. مطالعه‌ سنت‌های عرفانی در ادیان گوناگون، بخشی از حوزه‌ گسترده‌ «مطالعات تطبیقی ادیان» به شمار می‌رود. در این حوزه، هدف پژوهش‌گر نه تأیید یا رد آموزه‌های دینی، بلکه شناخت تاریخی و تحلیلی شکل‌گیری اندیشه‌ها، نمادها و تجربه‌های دینی در بستر فرهنگ‌ها و سنت‌های مختلف است. 

ایکنا – آیا می‌توان میان روش تفسیر نمادین در قبّالا و مفهوم «تأویل» در سنت اسلامی نوعی مقایسه روشمند برقرار کرد؟

میان تأویل در سنت عرفان اسلامی و تفسیر نمادین در قبّالا، نه تنها می‌توان پیوندی استوار برقرار کرد، بلکه هر دو در یک مسیر واحد وجودی حرکت می‌کنند؛ یعنی گذر از قشر ظاهر کلمات به لُبّ و حقیقت نهفته در باطن متن. در هر دو سنت، متون مقدس نه مجموعه‌‌ای از واژه‌ها، بلکه آینه‌ای الهی است که تنها با دگرگونی درونی مفسر و صیقل یافتن جان او گشوده می‌شود.

تأویل در اینجا، بازگشت به ریشه‌ها و شکستن قفس صورت است تا جان آدمی از تنگنای لفظ رها شده و در آغوش بی‌کرانه‌ معنا و فضل هستی آرام گیرد؛ درواقع، این روشمندی نه یک بحث علمی انتزاعی، بلکه طریقی است برای «گشایش جان» و پیوند دوباره‌ انسان با حقایق ازلی هستی. سنت‌های فکری‌ که در دامن عرفان و اخلاق برآمده از دین یهودی و دین اسلام پرورش یافته‌اند، دارای وجوه تشابهی هستند که اساسی‌ترین آن، توجه به وظایف قلبی و ایمانی است. اخلاقيات قَبّالا، متأثر از تصوف، رنگ و بوی زهد دارد؛ با اين وجود، تفکر برگزیده بودن ملت یهود غالب بوده و كمال مطلوب حيات زاهدانه، به شماری اختصاص دارد كه در مقام اسوه، ديگران را به حيات توأم با اعتدال هدايت می‌كنند.

ایکنا – با این توضیح به نظر شما مطالعه قَبّالا چه کمکی می‌تواند به گفت‌وگوی میان سنت‌های عرفانی ادیان ابراهیمی بکند؟

مطالعه‌ قبّالا با عبور از مرزهای فرقه‌ای و تاریخی، به ما یادآوری می‌کند که قلب تپنده‌ تمامی سنت‌های ابراهیمی، یک حقیقت یگانه است که در جلوه‌های متفاوت ظهور یافته است. وقتی به هسته‌ این عرفان‌ها می‌نگریم، می‌بینیم که دغدغه‌ اصلی عارف یهودی، مسلمان یا مسیحی، نه جدال بر سر ظواهر، بلکه گشایش جان و بازگشت به منشأیی است که از آن دور افتاده‌ایم. این مطالعه، دیوارهای تعصب را فرو می‌ریزد و به پیروان ادیان نشان می‌دهد که چگونه می‌توانند در زبان نمادها و تجربه‌ حضور الهی، به اشتراکاتی بنیادین دست یابند؛ بدین‌سان، عرفان یهود نه مایه‌ تفرقه، بلکه مجرایی برای هم‌دلی و هم‌نوایی جان‌ها می‌شود تا انسان امروز، ورای نام‌ها و آیین‌ها، یگانگی فضل هستی را در عمق وجود خویش تجربه کند و دریابد که همه‌ ما در سفر به سوی خانه‌ اصلی و منشاء الهی، هم‌سفرانی هستیم که تنها مسیرهایمان متفاوت است.

زمزمه‌ این ابیات مولوی، با توجه به سیاق مصاحبه، خالی از لطف نیست:

هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمد، دل برد و نهان شد

هر دم به لباس دگر آن یار بر آمد،گه پیر و جوان شد

گه نوح شد و کرد جهانی به دعا غرق، خود رفت به کشتی

گه گشت خلیل و به دل نار بر آمد، آتش گل از آن شد

یوسف شد و از مصر فرستاد قمیصی، روشنگر عالم

از دیده یعقوب چو انوار بر آمد، تا دیده عیان شد

حقا که هم او بود کاندر ید بیضا، می‌کرد شبانی

در چوب شد و بر صفت مار بر آمد؛ زان فخر کیان شد

می‌گشت دمی چند بر این روی زمین او، از بهر تفرج

عیسی شد و بر گنبد دوار بر آمد، تسبیح کنان شد

بالجمله هم او بود که می‌آمد و می‌رفت، هر قرن که دیدی

تا عاقبت آن شکل عرب‌وار بر آمد، دارای جهان شد

منسوخ چه باشد؟ نه تناسخ به حقیقت، آن دلبر زیبا

شمشیر شد و در کف کرّار بر آمد، قتّال زمان شد

نی نی که هم او بود که می‌گفت انا الحق، در صوت الهی

منصور نبود آن که بر آن دار بر آمد، نادان به گمان شد

رومی سخن کفر نگفته‌ست و نگوید، منکر مشویدش

کافر بود آن کس که به انکار بر آمد، از دوزخیان شد

 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.