نگاهی به تاریخچه سوگ حسینی در فرهنگ ایرانی
عاشورا فقط یک روز در تقویم نیست؛ دهمین روز از ماه محرم نزد شیعیان فقط سالروز شهادت امام حسین(ع) و یارانش در کربلا نیست، بلکه در گذر سدهها، به بزرگترین و تأثیرگذارترین آیین سوگواری در میان شیعیان تبدیل شده است. این رویداد در طول تاریخ، از یک حادثه تاریخی صرف، به گنجینهای از نمادها و […]
عاشورا فقط یک روز در تقویم نیست؛ دهمین روز از ماه محرم نزد شیعیان فقط سالروز شهادت امام حسین(ع) و یارانش در کربلا نیست، بلکه در گذر سدهها، به بزرگترین و تأثیرگذارترین آیین سوگواری در میان شیعیان تبدیل شده است.
این رویداد در طول تاریخ، از یک حادثه تاریخی صرف، به گنجینهای از نمادها و مناسک در فرهنگ عامه ایرانی راه یافته و هر ساله، میلیونها تن با اجرای آیینهایی چون گلمالی، زنجیرزنی، قمهزنی و سنگزنی، همدردی خود را با این حماسه به نمایش میگذارند.
ایرانیان این روز را با نامهایی چون «قتلهروز» در گیلان، «روز قتل» در ابیانه و ماهشهر و «روز عَلَم» در ماخونیک خواندهاند. این نامها نشان از پیوندی دیرینه دارد که در آن، تاریخ از ذهن مردم به کوچهها و بازارها راه یافته است.
این آیینها کارکردی دوگانه دارند: هم نماد وفاداری به آرمانهای حسینی و هم بستری برای بازتولید انسجام اجتماعی و گاه، ابراز خشم سیاسی. عاشورا حتی پیش از شهادت امام حسین(ع) در کربلا، در میان اعراب، روزی مقدس بود.
در عصر قبل از نزول، باورهایی چون آفرینش زمین و آسمان، پذیرش توبه آدم، تولد ابراهیم(ع) و رهایی یونس از شکم ماهی، همگی به این روز نسبت داده میشوند. عاشورا پیش از آنکه حسینی باشد، اسطورهای بود که در بستر زمان، به سوگ یک حماسه پیوند خورد.
آلبویه و نخستین عزاداریها
آغاز رسمی عزاداریهای عمومی در سوگ کربلا، به روزگار معزالدوله دیلمی در بغداد بازمیگردد. در آن روزگار، شیعیان بازارها را تعطیل میکردند، بر دیوارها پلاس میآویختند، مردان گریان و زنان پریشانموی در کوچهها میگشتند و نوحهسرایی میکردند. آشپزها و قصابان از کار خود دست میکشیدند و خرید و فروش در خاموشی سوگ به فراموشی سپرده میشد. صاحب بن عباد، وزیر آلبویه، خود مرثیههایی برای امام(ع) سرود و ابوریحان بیرونی نیز از زیارت قبر امام حسین(ع) در عراق خبر داده است.
اما این آیین همیشه به همین راحتی انجام نشده است. در همین دوران با روی کار آمدن سلجوقیان در سال ۳۵۳ قمری، میان شیعیان و اهل تسنن، جنگی خونین درگرفت و سلجوقیان سوگواری را ممنوع کردند. این ممنوعیت تا سال ۴۰۲ قمری تداوم یافت و سوگواری عاشورا در خاموشی فرورفت.
صفویان و بازگشت سوگواری عاشورا به اوج
با روی کار آمدن صفویان، گرامیداشت عاشورا در قامت آیینی ملی ظهور کرد. شاه عباس اول حتی در میدان جنگ و در فتح قلعه ایروان، لباس ماتم پوشید و در سوگ امام حسین(ع) شیون کرد؛ چنانکه شیون او، دشمنان را به امانخواهی واداشت.
در آن روزگار، مردم روز عاشورا سیاهپوش میشدند، از حمام و آرایش پرهیز میکردند، مردان از تراشیدن سر و ریش خودداری میکردند و گدایان تا گردن در خمرههای گلی مدفون در زمین فرومیرفتند و ساعتها در آن حالت باقی میماندند. برخی تن برهنه را با روغن و رنگ، سیاه و سرخ میکردند و در کوچهها به گردش میپرداختند.
کمپفر، پزشک و جهانگرد آلمانی در گزارشهای تاریخی خود از تابوتهای نمایشی میگوید که در آنها، پسران خونآلود با نالههای جانکاه، صحنه کربلا را بازآفرینی میکردند. در اصفهان، دستههای عظیم با بیرق و علم و شترانی که کودکان بر کجاوه داشتند، نحوه اسارت بازماندگان نبرد عاشورا را تداعی میکردند.
قاجار و عزاداری عاشورا در تکیه دولت
در دوره قاجار، گرامیداشت واقعه عاشورا به اوج نمایشی خود رسید. منصب «معینالبکا» در جایگاه یک سمت درباری، بر تعزیهها نظارت داشت. در روز عاشورا، از بامداد تا نیمروز، نمایش شهادت و اسارت کاروان اهل بیت(ع) در تکیه دولت برگزار میشد. فتحعلیشاه صحنههای فجایع کربلا را پیش از ظهر به تماشا مینشست و ناصرالدینشاه سوگواری را تا پایان ماه صفر تمدید کرد.
برخی فقیهان این دوره نیز به نگارش مقتلهایی به زبان فارسی روی آوردند. در عصر مشروطه، مدارس در این روز تعطیل میشدند و محصلان به جمع عزاداران میپیوستند.
پهلوی؛ از حضور در سوگ تا سختگیری بر عزاداران
در دوره پهلوی، رضاخان در روزگار وزارت جنگ، خود در میان قزاقها، با سری برهنه و کاه بر سر، در صف دستهها حرکت میکرد و در مسجد ترکها، بر فراز منبر، افسوس میخورد که ای کاش در کربلا بود؛ اما پس از بهتختنشستن، بر اجرای این آیین سختگیری کرد.
در دوران انتهایی سلطنت محمدرضا پهلوی نیز مجدداً برگزاری تعزیه ممنوع شد. با این حال، بار دیگر، در مسیر انقلاب اسلامی، تولد تازهای یافت و به نماد مبارزه سیاسی با یزیدیان روزگار تبدیل شد.
همزمان و در سایه آیینهای ویژه عزاداری ایرانیان، باورهایی ریشهدار نیز جریان یافت. نذرهایی که در روز عاشورا با امام حسین(ع) پیوند میخورند، از پختن آش و حلوا تا طلب حاجت، همگی نشان از جایگاه بیبدیل این اسطوره در ضمیر جمعی ایرانیان دارد. این باورها و آیینها قرنهاست که جان مردم را با تاریخ کربلا پیوند زده و عاشورا را به اسطورهای زنده و همیشه جاری در فرهنگ این سرزمین تبدیل کرده است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


