مثنی بن اخنعی؛ ستون استوار در طوفان کربلا
ماه محرم، ماهی است که زمین و آسمان برای مظلومیت حسین(ع) سیاهپوش میشوند. اما در میان انبوه روایتها و داستانهای حماسی عاشورا، گاهی شخصیتهایی هستند که با وجود رشادتهای بینظیرشان، کمتر به چشم آمدهاند. قهرمانانی که شاید نامشان را نشنیدهایم، اما درسهای بزرگ آزادگی، وفاداری، شجاعت و عشق را به ما آموختهاند. امسال، در این […]
ماه محرم، ماهی است که زمین و آسمان برای مظلومیت حسین(ع) سیاهپوش میشوند. اما در میان انبوه روایتها و داستانهای حماسی عاشورا، گاهی شخصیتهایی هستند که با وجود رشادتهای بینظیرشان، کمتر به چشم آمدهاند. قهرمانانی که شاید نامشان را نشنیدهایم، اما درسهای بزرگ آزادگی، وفاداری، شجاعت و عشق را به ما آموختهاند.
امسال، در این ایام سوگواری، میخواهیم سفری داشته باشیم به قلب تاریخ؛ سفری ۱۰ روزه، برای شناخت ۱۰ قهرمان کمتر دیده شده کربلا، که در این راستا حجتالاسلام والمسلمین روحالدین دریکوند، رئیس شورای هیئتهای مذهبی لرستان، در دهه اول محرم و در یادداشتهایی که در اختیار خبرگزاری ایکنا قرار داده، هر روز ما را با یکی از این ستارگان درخشان حادثه کربلا آشنا خواهد کرد. در ششمین بخش از مجموعه «۱۰ روز، ۱۰ قهرمان» با «مثنی بن اخنعی» و درسهای آزادگی او آشنا میشویم. متن یادداشت را در ادامه میخوانیم:
در تاریخ بشریت، نامهایی هستند که فراتر از مرزهای زمان و مکان، میدرخشند؛ نامهایی که نه تنها با شمشیر، بلکه با خون و عیار انسانیت خود، خطهای تاریخ را بازنویسی میکنند. در میان انبوه ستارگان عصر عاشورا، نامی میدرخشد که شاید در کانون توجه همیشگی نباشد، اما اگر در عمق حوادث کربلا کاوش کنیم، مثنی بن اخنعی را همچون ستونی استوار در میان طوفان مییابیم.
۱. ریشههای اصالت و عشق
او تنها یک جنگجو نبود؛ او فرزند مکتب ایمان بود. مثنی از آن دسته مردانی بود که پیش از آنکه با امام حسین(ع) در میدان نبرد روبرو شوند، در میانه نبرد نفسها، پیروز شده بودند. او از آن کسانی بود که فهمیده بودند «وفاداری» یک انتخاب نیست، بلکه یک «هویت» است. او از آن کسانی بود که معنای «بیعت» را نه در کلمات، بلکه در گرو جانهایشان جستوجو میکردند.
۲. شجاعت؛ رقص با مرگ در مسیر حق
شجاعتِ مثنی بن اخنعی، از جنسِ بیباکیهای بیهوده نبود؛ شجاعت او، شجاعت «آگاه» بود. او میدانست که در جبهه حق، پیروزی لزوماً در گروِ زنده ماندن نیست، بلکه در گروِ ایستادگی است. وقتی خیز برخواست تا دفاع از حق را بر عهده بگیرد، او نه از ترس تیغ، که از ترس بیتفاوتی، به میدان آمد.
در کربلا، جایی که سایه شمشیرها بر سر همه سنگینی میکرد، مثنی با تکیه بر ایمان خود، چنان در میدان میتافت که گویی مرگ، تنها ابزاری است برای رسیدن به محبوب. او به ما میآموزد که شجاعت یعنی: «وقتی همه به عقب مینشینند، تو تنها کسی باشی که به جلو قدم برمیداری، حتی اگر بدانیم که فردا خورشید را با خون خود میخوریم.»
۳. وفاداری؛ اوج انسانیت در عصر بیوفاییها
اگر بخواهیم یک واژه را برای تعریف مثنی بن اخنعی برگزینیم، آن واژه «وفادار» است. در روزی که وفاداری به یک کالای نایاب تبدیل شده بود و پیمانها زیر پای نیازها و ترسها خرد میشدند، مثنی، مظهر پیمانسپاری بود.
او وفادار بود به وعدهای که با امام حسین(ع) بسته بود؛ وفاداریای که از جنسِ «عشق» بود، نه از جنس «وظیفه». تفاوت در همینجاست؛ وظیفه انسان را به حرکت وامیدارد، اما عشق انسان را به فداکاری و بیبدیلی. مثنی با وفاداری خود، ثابت کرد که در میدان نبرد، سلاحهای فلزی ممکن است بشکنند، اما پیوند روحیِ میانِ وفادار و محبوب، هرگز گسستنی نیست.
۴. میراث خونین و ماندگار
مثنی بن اخنعی رفت، اما میراث او در میانه کوچه تاریخ، هنوز هم صدای بلند و پرطنین دارد. او به ما میگوید که قهرمان بودن، در زدن ضربات سنگین نیست، بلکه در «ثبات قدم» است. او میگوید قهرمان کسی است که در اوجِ تنهایی، و در میانه تاریکترین لحظات، همچنان بر سر عهد خود باقی بماند.
او نمادی است برای هر آن کس که امروز در کوچههای زندگی، با وسوسههای نفاق، با ترس از دست دادن منافع، و با فشار اکثریت، برای حفظ اصالت خود مبارزه میکند.
بگذارید در هر بار که نام «مثنی بن اخنعی» بر زبان میآید، تپش قلبهای ما تندتر شود. بگذارید نام او، تذکری باشد برای ما که وفاداری، سختترین و ارزشمندترین هنر زندگی است. او قهرمان کربلا بود؛ قهرمانی که با خون خویش، معنای «ایستادگی در برابر تمدن ظلم» را برای همیشه در کتب تاریخ حک کرد.
سلام بر تو ای وفادار کربلا؛ سلام بر تو ای که با شجاعت، مرز میان حق و باطل را ترسیم کردی.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


