امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 10 محرم 1448
شناسه خبر : 368588
  پرینت تاریخ انتشار : 25 ژوئن 2026 - 7:45 | 5 بازدید

نهضت امام حسین(ع)، فراتر از یک قیام تاریخی

به قلم شیخ علی الفتلاوی، مدرس دانشگاه وارث الانبیاء کربلا قبل از بحث در مورد عوامل مؤثر در ماندگار نهضت حسینی که نقش مهمی در تداوم آن ایفا کرده است، ابتدا باید مفاهیم نهضت و انقلاب را درک کنیم. آیا ویژگی متمایزی بین آنها وجود دارد؟ تعریف نهضت از نظر زبانی، نهضت به معنای: برخاستن، […]

نهضت امام حسین(ع)، فراتر از یک قیام تاریخی


ماندگاری نهضت حسینی و تأثیر آن بر افکار عمومی

به قلم شیخ علی الفتلاوی، مدرس دانشگاه وارث الانبیاء کربلا

قبل از بحث در مورد عوامل مؤثر در ماندگار نهضت حسینی که نقش مهمی در تداوم آن ایفا کرده است، ابتدا باید مفاهیم نهضت و انقلاب را درک کنیم. آیا ویژگی متمایزی بین آنها وجود دارد؟

تعریف نهضت

از نظر زبانی، نهضت به معنای: برخاستن، هوشیار و فعال بودن، در برابر دشمن قیام کردن، برای مقابله با آن شتافتن، مقاومت کردن و حرکت در مسیر پیشرفت است و از نظر اصطلاحی، نهضت توصیف مثبتی از تغییراتی است که توسط کسانی که آن را آغاز می‌کنند، ایجاد می‌شود.

انقلاب از نظر زبانی، برخاستن، طغیان کردن، گسترش دادن؛ فوران آب و… است و از نظر اصطلاحی، انقلاب یک تغییر اساسی در نظم سیاسی یا اجتماعی است که توسط مردم انجام می‌شود.

اگر این دو مفهوم را بررسی کنیم، تفاوت آشکاری بین آنها می‌یابیم، تفاوتی که به راحتی قابل تشخیص نیست: نهضت توصیف مثبتی از وضعیت تغییر است که با توسعه و پیشرفت مشخص می‌شود، در حالی که انقلاب وضعیت شورش و طغیان علیه نظم موجود است، صرف نظر از مثبت یا منفی بودن آن.

وقتی نهضت حسینی را در نظر می‌گیریم، می‌توانیم مفهوم انقلاب را برای آن به کار ببریم، زیرا این یک شورش علیه یک نظم فاسد بود، اما وضعیتی مثبت و سرشار از ویژگی‌هایی بود که جامعه را به کمال، توسعه و پیشرفت سوق می‌دهد. بنابراین، مفهوم نهضت را در بر می‌گیرد.

عوامل مؤثر در ماندگاری نهضت

جنبش‌های زیادی قبل و بعد از قیام امام ابوعبدالله الحسین(ع) رخ دادند، اما هیچ‌کدام به آن ماندگاری دست نیافتند. هیچ‌کدام به همان سطح از تکریم و احترام نرسیدند و به همان سطح از تقلید و الگوپذیری قیام سیدالشهدا(ع) نرسیدند. در این جنبش مبارک، عناصر بی‌شماری را می‌یابیم که به عنوان الگوهای نمونه در همه زمینه‌ها ـ مذهبی، اجتماعی، نظامی، روانی و عاطفی ـ عمل می‌کنند. در واقع، ما به وضوح می‌بینیم که اصول و ارزش‌های جنبش‌های پیشین در قیام نوه مظلوم پیامبر(ص) ادغام شده‌اند. اغراق نیست اگر بگوییم که این قیام، جوهره و اوج همه جنبش‌های والا است، به همین دلیل است که در طول اعصار همچنان پویا باقی مانده است. این ماندگاری به دلیل عوامل اساسی است که این جنبش کامل الهی بر اساس آنها بنا شده است. از جمله این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. اصول الهی: با بررسی آیات قرآن کریم، مشخص می‌شود که خداوند متعال پیروزی یاران خود را که مردم را به حمایت از کلام او، اجرای راه او، اتخاذ اصول او و گسترش دین او، دین حق، فرا می‌خوانند، بر خود مقدر کرده است، همانطور که در کلام خود فرموده است: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ».

آیات شریف بسیاری وجود دارد که به صراحت لزوم اتخاذ اصول الهی موجود در دین حق را بیان می‌کند و این همان کاری است که امام حسین(ع) در قیام خود انجام داد. اما در مورد تضمین‌های صریح ذکر شده در آیات قرآن کریم، مانند فرموده خداوند متعال: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» و آیات دیگر این پژوهش مختصر نمی‌تواند همه آنها را در بر گیرد. بلکه آیات دیگر وقوع پیروزی الهی و تحقق آنچه خداوند متعال تضمین کرده است را تأیید می‌کنند، مانند فرموده او: «وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ». به این نمونه از آیات قرآن احادیث شریف بسیاری هم اضافه شده است. ما به منظور اختصار تنها به آنچه که در قرآن آمده است اکتفا می‌کنیم.

از مطالب فوق، لزوم رضایت خداوند متعال از اصول هر احیا یا دعوت به اسلام و الزام به پیروی از آن در جنبه‌های مختلف زندگی، چه عمومی و چه خصوصی، در مسیر اطاعت از خداوند متعال، پیامبرش(ص) و اهل بیت(ع) را می‌آموزیم. همچنین می‌آموزیم که پیروزی الهی تنها به پیروزی نظامی محدود نمی‌شود، بلکه پیروزی در تمام سطوح، از جمله تداوم احیا است تا بتواند به عنوان چراغ هدایت باقی بماند.

2.شخصیت رهبر: تمام ویژگی‌های رهبری در رهبر منصوب الهی، که نماینده واقعی خداوند در زمین و حجت نهایی برای امت است، تجسم یافته است. پیامبر(ص)، درباره امام حسین(ع) فرمود: «حسن و حسین پس از پدرشان، امامان امت من هستند.» از این رو، میزان وابستگی موفقیت جنبش حسینی به رهبر آن، روشن می‌شود. او امام معصوم، کامل‌ترین، پرهیزکارترین، عابدترین، شجاع‌ترین، داناترین، بخشنده‌ترین، پرهیزگارترین، زاهدترین و توانمندترین انسان است؛ در واقع، او تمام ویژگی‌های کمال یک رهبر منصوب الهی را داراست.

از نکته دوم، به ضرورت وجود یک رهبر شایسته که در تمام یا بیشتر ویژگی‌های لازم برای دستیابی به یک نهضت کامل و موفق، از همسالان خود پیشی بگیرد، پی می‌بریم. همچنین می‌آموزیم ملتی که می‌خواهد افرادش در انجام وظیفه موفق باشند، یا خانواده‌ای که می‌خواهد فرزندانش مناصب رهبری را بر عهده بگیرند، باید از شخصیت امام(ع) برای حمایت از آنها در ساختن شخصیتشان الهام بگیرند. این مسئولیت بر عهده والدین، به ویژه مادر است که دائماً با فرزندش در تماس است.

3.برنامه‌ریزی: بدون شک، برنامه‌ریزی یکی از پایه‌های مهمی است که موفقیت یک نهضت یا انقلاب به آن بستگی دارد؛ در واقع، راز موفقیت آن است. از این رو، مشخص می‌شود که برنامه‌ریزی و مطالعه دقیق برای یک انقلاب یا نهضت ضروری است و عناصر و عواملی را که در موفقیت آن نقش دارند، شناسایی می‌کند. این امر به ضرورت برنامه‌ریزی در زندگی شخصی کسانی که می‌خواهند بدون شکست، پسرفت یا مانع به اهداف و مقاصد خود برسند، گسترش می‌یابد.

این امر با فرموده پیامبر اکرم(ص) در مورد امام حسین(ع)، تأیید می‌شود تا امت را از جایگاه ایشان آگاه کند و آنها را به حمایت از ایشان در آینده ترغیب کند، همانطور که در فرموده پیامبر(ص) آمده است: «این فرزند من ـ یعنی حسین(ع) ـ در سرزمین عراق کشته خواهد شد. هر کس از شما در آن زمان حضور دارد، باید او را یاری کند. 

این نوعی برنامه‌ریزی برای حمایت از امام(ع) است. کاری که اباعبدالله(ع) در تعیین زمان نهضت، اعلام انقلاب و اهداف آن و روش انتخاب یارانش انجام داد، عنصری از این برنامه‌ریزی است.

۴. مشارکت رسانه‌ها: حمایت قابل توجه رسانه‌ها، به ویژه از سوی خاندان پیامبر(ص) و یاران ایشان، نقش مهمی در موفقیت و ماندگاری نهضت داشت. این امر به ویژه در مورد نقش رسانه‌ای امام زین العابدین(ع) و حضرت زینب کبری(س) و همچنین کمک‌های نظامی عباس بن علی و علی بن الحسین(ع) صادق است. علاوه بر این، مشارکت اعضای خاندان هاشمی که در کربلا به شهادت رسیدند و مشارکت بسیاری از یاران مانند حبیب بن مظاهر اسدی، بریر، مسلم بن عوسجه و دیگران، برای کسانی که به ولایت امام حسین(ع) اعتقاد دارند، به عنوان مدرکی قانع‌کننده عمل می‌کند. پرداختن به جزئیات زندگی این شخصیت‌ها ما را از اصل بحث خود فراتر می‌برد و تمرکز صرف بر کمک‌های آنها ما را از هدف مورد نظرمان منحرف می‌کند. بنابراین، ما خود را به یک مرور کلی از نقش‌های آنها محدود می‌کنیم تا به یک نتیجه کلیدی برسیم: «حمایت کامل بزرگان ملت، یا کسانی که نفوذ و اقتدار دارند، برای تضمین موفقیت تلاش‌های ما و دستیابی به اهدافمان، چه در سطح اجتماعی و چه در سطح فردی، ضروری است».

عوامل دیگری نیز وجود دارند که به طور قابل توجهی در ماندگاری نهضت حسینی نقش داشته‌اند، اما این عوامل به بحث فعلی ما ربطی ندارند و ما برای اختصار از ذکر آنها خودداری کرده‌ایم.

اهداف نهضت و تأثیر آن بر افکار عمومی

نهضت مقدس حسینی اهداف و آرمان‌های والای بسیاری داشت که برخی از آنها به صراحت توسط امام(ع) بیان شده و برخی دیگر حتی عمیق‌تر بودند. شایسته است برخی از آنچه را امام حسین(ع) بیان کردند ذکر کنیم تا بتوانیم آنها را به عنوان چراغ راهنمایی در زندگی اجتماعی، جهادی و فردی خود در نظر بگیریم:

1. براندازی حکومت ستمگر اموی و احیای حکومت عادلانه اسلامی: این از فرموده‌ ایشان آشکار است: رسول خدا(ص) فرمود: هرکه فرمان‌روایی ستمگر ببیند که حرام‌های خدا را حلال می‌شمرد، پیمان خدا را می‌شکند، با سنت رسول خدا مخالفت می‌کند، میان بندگان خدا با گناه و تجاوز رفتار می‌نماید و با کردار و گفتار خود بر او نشورد، بر خداست که او را در جایگاه (پست و عذاب‌آور) آن ستمگر درآورد.

2. ایشان از اعطای مشروعیت به ظالم، چه از طریق بیعت و چه از طریق سکوت، خودداری کردند، همانطور که در فرموده‌ ایشان آمده است: کسی مانند من با کسی مانند او بیعت نمی‌کند.

3. عمل به واجبات دینی، به دلیل فواید قابل توجهی که این کار برای تمام بشریت تا روز قیامت دارد. این همان چیزی است که ایشان در فرموده‌ خود تأکید کردند: خداوند اراده کرده است که من کشته شده دیده شوم.

4. نجات امت از عواقب فاجعه‌باری که حکومت بنی‌امیه بر آنها تحمیل کرد، همانطور که از فرموده‌ ایشان آشکار است: آنها اطاعت از خداوند رحمان را ترک کردند، فساد را گسترش دادند، حدود الهی را نادیده گرفتند، غنایم جنگی را برای خود تصاحب کردند و آنچه را که خدا حرام کرده بود حلال و آنچه را که حلال کرده بود حرام کردند.

5. آموزش ملت برای رهایی از قید و بند ستمگران. این همان چیزی است که ایشان در فرموده‌ خود تأکید کردند: نه، به خدا سوگند، من مانند یک ترسو تسلیم آنها نمی‌شوم و مانند یک برده تسلیم آنها نمی‌شوم.

6. بیان حق اهل بیت(ع) برای خلافت، زیرا آنها شایسته‌ آن هستند. این همان چیزی است که امام(ع) بیان فرمودند: ما بیدار خواهیم شد و شما بیدار خواهید شد و خواهیم دید چه کسی برای خلافت سزاوارتر است.

7. هدف کلی که اهداف قبلی و بعدی را به هم پیوند می‌دهد، حفظ دین اسلام است. این مطلب با فرموده‌ ایشان روشن می‌شود: هرکه فرمان‌روایی ستمگر ببیند که حرام‌های خدا را حلال می‌شمرد، پیمان خدا را می‌شکند، با سنت رسول خدا مخالفت می‌کند، میان بندگان خدا با گناه و تجاوز رفتار می‌نماید و با کردار و گفتار خود بر او نشورد، بر خداست که او را در جایگاه (پست و عذاب‌آور) آن ستمگر درآورد. در سخن دیگری ایشان فرمودند: سنت سرکوب شده و بدعت احیا شده است. برای اینکه این فسادها تغییر کند و امور به حالت سابق خود، یعنی صلاح، حیات دین، حاکمیت کتاب و هدایت سنت، بازگردد، باید انقلابی و قهرمانی وجود داشته باشد که قداست دین، عظمت کتاب و پاکی سنت را درک کند و وظیفه خود را در قبال آنها انجام دهد. اهداف دیگری نیز توسط برخی از علما ذکر شده است که از آنچه قبلاً گفته شد، خارج نیست، اما به دلیل اختصار، از بحث در مورد آنها خودداری می‌کنیم.

اهداف دیگری نیز توسط برخی از علما ذکر شده است که از محدوده آنچه ذکر شد فراتر نمی‌رود، اما به دلیل اختصار، به آنها نمی‌پردازیم.

اهداف

امام حسین(ع) می‌خواست مجموعه‌ای از ارزش‌ها و مفاهیم والا را که اسلام به آنها دعوت می‌کند، در نسل‌هایی که در زمان او زندگی می‌کردند و نسل‌های پس از او القا کند. از جمله این موارد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف. رد هر حکومتی که مبتنی بر مشروعیت، منطق و شایستگی نباشد.

ب. اعطای مشروعیت به کسانی که شایسته آن نیستند، جایز نیست.

ج. سکوت در برابر بی‌عدالتی جایز نیست، زیرا این امر بی‌عدالتی را تداوم می‌بخشد و عدالت را از بین می‌برد.

د. حمایت از مظلومان، دفع آسیب، ظلم و درد از آنها و بازگرداندن حق به صاحبان اصلی آن.

ه. رهایی از روحیه شکست‌پذیری و تسلیم‌پذیری و به خطر نیانداختن سلامتی به قیمت از دست دادن اصول و ارزش‌ها.

و. لزوم انتخاب شایسته‌ترین افراد و حمایت از افراد واجد شرایط برای پذیرش مسئولیت.

ز. فدا کردن عزیزترین چیزها در راه حفظ دین.

ح. وجوب انجام وظایف دینی بدون نیاز به دانستن حکمت آنها.

ط. حاکم باید به تقوا، درستکاری و طهارت ظاهری و باطنی متصف باشد. 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.