- عبور ایمن از تنگه هرمز تنها از مسیرهای اعلامی جمهوری اسلامی ایران ممکن است
- سرمایه روایی ایران، ضامن پایداری تاریخی و هویتی ایرانیان +فیلم
- بازخوانی رفتار کوفیان در کلام حضرت زینب(س)
- امام حسین(ع)؛ عالیترین جلوه صبر در برابر اراده الهی
- مثنی بن اخنعی؛ ستون استوار در طوفان کربلا
- عاشورا؛ قله ایثار و پیروزی حقیقت بر قدرت
عاشورا؛ مدرسه قهرمانپروری برای کودکان و نوجوانان
ماجرای کربلا از منظر اخلاقی، طیفی گسترده از مفاهیم و آموزههای تربیتی را در بر میگیرد که میتوان متناسب با درک و نیاز مخاطبان در سنین مختلف، از هر یک از آنها بهره برد. اینکه چگونه میتوان مفاهیمی همچون ایثار، وفاداری، شجاعت و مسئولیتپذیری را با زبانی متناسب با دنیای کودکان از دل واقعه عاشورا […]
ماجرای کربلا از منظر اخلاقی، طیفی گسترده از مفاهیم و آموزههای تربیتی را در بر میگیرد که میتوان متناسب با درک و نیاز مخاطبان در سنین مختلف، از هر یک از آنها بهره برد. اینکه چگونه میتوان مفاهیمی همچون ایثار، وفاداری، شجاعت و مسئولیتپذیری را با زبانی متناسب با دنیای کودکان از دل واقعه عاشورا استخراج و برای آنان تبیین کرد، موضوعی است که خبرنگار ایکنا در گفتوگو با فائزه بالایی، عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان همدان، به آن پرداخته است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
ایکنا ـ مفاهیمی مانند ایثار، آزادی و وفاداری را چگونه میتوان بر پایه شخصیتهای واقعه کربلا برای کودکان تبیین کرد؛ به گونهای که متناسب با دنیای کودکانه آنان و برایشان قابل درک باشد؟
یکی از ویژگیهای ارزشمند واقعه کربلا، ظرفیت بالای آن در نمادسازی است. بخشی از این ویژگی، به ذات واقعه عاشورا بازمیگردد و بخشی دیگر نیز حاصل روایتهای عمیق و اثرگذاری است که عالمان و بزرگان دینی از این واقعه برای نسلهای مختلف نقل کردهاند.
برای نمونه، حضرت عباس(ع) در فرهنگ عاشورا نماد وفاداری هستند. ایشان در عین حال، نماد اطاعت از ولی و شجاعت نیز به شمار میروند. حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نماد شجاعت در اوج مظلومیتاند، حضرت زینب(س) نماد مقاومت، همراهی و استقامت زنانه هستند، عبدالله بن حسن(ع) نماد کودک شجاع، حضرت علیاصغر(ع) نماد مقاومت در دوران نوزادی و حضرت قاسم(ع) نماد نوجوان مقاوم به شمار میآیند. بنابراین، جریان نمادسازی و نمادپروری در واقعه عاشورا بهخوبی شکل گرفته و ظرفیت بسیار بالایی برای بهرهگیری تربیتی دارد.
بیشتر بخوانید:
ضروری است شخصیتهایی که در تاریخ عاشورا کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند نیز از متون معتبر تاریخی استخراج شوند و از طریق داستان، شعر، نمایشنامه و سایر قالبهای هنری به کودکان معرفی شوند. البته برخی شخصیتهای عاشورا قابلیت آن را دارند که مظهر چندین مفهوم تربیتی باشند؛ برای مثال، حضرت عباس(ع) هم نماد وفاداری هستند، هم نماد اطاعت از ولی و هم نماد شجاعت.
از این رو، نمادپروری در فرهنگ عاشورا ظرفیت ارزشمندی است که باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد و گسترش یابد.
دنیای کودکان ارتباط عمیقی با نمادها دارد. هنگامی که مفهومی در قالب یک نماد برای کودک معرفی شود، بهخوبی در ذهن او ماندگار خواهد شد. کودکان به دلیل ارتباط نزدیک با دنیای خیال، در سالهای بعد نیز با یادآوری همان نماد، مفهوم اصلی را بهسرعت در ذهن خود تداعی میکنند.
فرهنگ غرب نیز از ظرفیت نمادسازی بهصورت گسترده بهره میبرد. حتی برای برخی مفاهیم نادرست، نمادهایی جذاب و مثبت طراحی میشود تا با یادآوری آن نماد، ذهن مخاطب کمتر به جنبههای منفی آن مفهوم توجه کند. این مسئله نشان میدهد که نمادسازی تا چه اندازه در شکلدهی ذهن و نگرش افراد اثرگذار است.
متأسفانه ما در حوزه نمادسازی برای کودکان آنگونه که باید موفق عمل نکردهایم. هرچند در سالهای اخیر اقداماتی در این زمینه آغاز شده است، اما هنوز این حرکت به مرحله گسترش و تکثر نرسیده است.
در فرایند نمادسازی، بهتر است برای هر مفهوم، یک نماد شاخص و شناختهشده وجود داشته باشد؛ زیرا تعدد بیش از اندازه نمادها، تداعی مفهوم را در ذهن کودک دشوار میکند. از سوی دیگر، تکرار نیز یکی از ارکان مهم نمادسازی است. یک نماد باید آنقدر در محیطهای تربیتی، آموزشی و فرهنگی تکرار شود که کودک با مشاهده آن، بلافاصله مفهوم مورد نظر را به یاد آورد.
از این رو، مربیان، معلمان و متولیان مراکز تربیتی میتوانند از ظرفیت نمادسازی در فرهنگ عاشورا برای الگوسازی و قهرمانپروری کودکان و نوجوانان بهرهگیری مؤثری داشته باشند.
ایکنا ـ چه نکات تربیتی قابل انتقالی در جریان عاشورا برای کودکان وجود دارد؟
یکی از مهمترین نکات تربیتی در واقعه عاشورا، شخصیت جامع حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است. اگرچه جایگاه عصمت و مقام معنوی ایشان فراتر از درک عادی انسانهاست، اما با نگاهی به سیره اجتماعی و خانوادگی آن حضرت، میتوان الگویی ممتاز از روابط عاطفی و اجتماعی را مشاهده کرد.
معمولاً در روایتهای تاریخی، هنگامی که شخصیت بزرگی ظهور میکند، سایر شخصیتها کمتر دیده میشوند؛ گویی عظمت شخصیت اصلی، فرصت بروز و معرفی دیگران را از میان میبرد. اما در واقعه عاشورا چنین نیست. گویا حضرت اباعبدالله(ع) خود میخواهند سایر شخصیتهای این نهضت نیز دیده شوند و هر یک متناسب با جایگاه و نقش خود بدرخشند. در این روایت، نه تنها خورشید فروزان عاشورا یعنی امام حسین(ع) دیده میشود، بلکه ستارگان این آسمان نیز هر یک نورافشانی میکنند و پیام ویژهای برای مخاطبان دارند.
این ویژگی، یکی از ظرفیتهای ممتاز عاشوراست که امکان معرفی قهرمانانی متناسب با گروههای سنی مختلف را فراهم میکند. در حقیقت، هر الگویی که انسان در مسیر زندگی به آن نیاز داشته باشد، میتواند نمونهای از آن را در میان شخصیتهای عاشورا بیابد؛ تنها کافی است رسانهها، پژوهشگران و فعالان فرهنگی در حوزه قهرمانپروری و الگوسازی، این ظرفیت عظیم را بهدرستی شناسایی و معرفی کنند.
برای نمونه، ما در واقعه عاشورا الگوی یک زن موفق و مقاوم را در شخصیت حضرت زینب(س) مشاهده میکنیم؛ شخصیتی که حتی در مقایسه با الگوهای مطرح در سایر ادیان، جایگاهی ممتاز دارد.
همچنین شخصیتی مانند حر بن یزید ریاحی را میبینیم که در آغاز، در جبهه حق قرار نداشت، اما در یک بزنگاه تاریخی مسیر درست را تشخیص داد و با توبه و بازگشت، تا قله سعادت پیش رفت. حر، نماد انسانی است که با انتخاب آگاهانه، مسیر زندگی خود را تغییر میدهد و به رستگاری میرسد.
قهرمانان حاضر در واقعه عاشورا از نظر سن، جنسیت، موقعیت اجتماعی و ویژگیهای شخصیتی، تنوع و گستردگی کمنظیری دارند. از این رو، اگر تنها همین واقعه در فرهنگ اسلامی وجود داشت و هیچ الگوی دیگری در اختیار ما نبود، باز هم برای پاسخگویی به نیازهای تربیتی جامعه کفایت میکرد؛ زیرا عاشورا سرشار از قهرمانانی است که هر یک میتوانند الگویی برای گروهی از کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان باشند.
از این رو، ضروری است متولیان فرهنگی، مربیان و اندیشمندان با استخراج این شخصیتها و معرفی درست آنان، از ظرفیت بینظیر عاشورا در تربیت نسل کودک و نوجوان بهرهمند شوند.
ایکنا ـ چگونه میتوان شخصیتهایی مانند حضرت علیاصغر(ع) یا حضرت رقیه(س) را بهعنوان الگوهایی برای مقاومت به فرزندان معرفی کرد؟
در واقعه عاشورا، برای هر گروه سنی، الگو و مخاطب متناسبی وجود دارد. هنگامی که مخاطب ما کودکان زیر شش سال هستند، بهخوبی میتوان از شخصیتهایی همچون حضرت علیاصغر(ع) و حضرت رقیه(س) برای انتقال مفاهیم تربیتی بهره گرفت.
یکی از مهمترین آموزههایی که میتوان از این شخصیتها به کودکان منتقل کرد، این است که در جریان عاشورا، فرد خنثی وجود ندارد. به تعبیر دیگر، فرد خنثی در سپاه دشمن قرار میگیرد. حتی نوزادان و کودکان حاضر در کاروان امام حسین(ع) نیز متناسب با جایگاه و ظرفیت خود، در این نهضت نقش دارند و حضوری معنادار از خود نشان میدهند.
امام حسین(ع) پیش از ورود به عراق و پیش از آنکه کاروان ایشان در محاصره قرار گیرد، این امکان را داشتند که همسر، فرزندان و دیگر اعضای خانواده خود را به مدینه بازگردانند تا از خطرات این مسیر دور بمانند؛ اما آن حضرت آگاهانه چنین تصمیمی نگرفتند. گویی میخواستند این پیام را برای همیشه تاریخ به یادگار بگذارند که در مسیر حق، بیطرفی و خنثی بودن معنا ندارد.
این پیام، ارتباط مستقیمی با شرایط امروز جامعه نیز دارد. گاهی تصور میشود اگر انسان در برابر حق و باطل موضعی نگیرد، سلامت و امنیت خود را حفظ کرده است؛ اما هرچند ممکن است از برخی آسیبهای ظاهری مصون بماند، خنثی بودن در عرصه دین و ارزشها، خسارتی بزرگ به همراه دارد. تا زمانی که انسان انتخابی آگاهانه نداشته باشد، در نوعی سرگردانی و بلاتکلیفی به سر خواهد برد.
واقعه عاشورا این حقیقت را بهزیبایی به تصویر میکشد که حتی نوزاد و کودک دوساله نیز در جبهه حق، حضوری معنادار دارد و هر کس به اندازه توان و ظرفیت خود در این مسیر ایفای نقش میکند. به باور من، این یکی از زیباترین و ماندگارترین پیامهای تربیتی عاشوراست که برای همه نسلها، بهویژه کودکان و نوجوانان، به یادگار مانده است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


