- آغاز فراخوان ملی رویداد «موکب صنایع خلاق فرهنگی اربعین»
- جزئیات برگزاری مرحله کشوری جشنواره قرآنی وزارت بهداشت در رشته حفظ
- موزه دفاع مقدس باید به کانون روایت هویت تاریخی استان تبدیل شود
- حماسه حسینی در آینه خیال ناصرخسرو قبادیانی
- نخستین رویداد ملی کارآفرینی جوانان با رویکرد هوش مصنوعی در شیراز آغاز شد
- نقشه شوم دشمن آمریکایی با شکست طرح کریدور جنوبی در نطفه خفه شد
میراثی که با محرم تمام نمیشود
به گزارش ایکنا از البرز؛ شهر هنوز کاملا بیدار نشده است. آفتاب تازه خودش را از پشت البرز بالا کشیده و سایه درختان روی آسفالت کوچههای قدیمی کرج افتاده است. مغازهدارها یکییکی کرکرهها را بالا میکشند، صدای رفتوآمد ماشینها خیابان را پر میکند و شهر به زندگی عادی خود برمیگردد. محرم به پایان رسیده اما […]

به گزارش ایکنا از البرز؛ شهر هنوز کاملا بیدار نشده است. آفتاب تازه خودش را از پشت البرز بالا کشیده و سایه درختان روی آسفالت کوچههای قدیمی کرج افتاده است. مغازهدارها یکییکی کرکرهها را بالا میکشند، صدای رفتوآمد ماشینها خیابان را پر میکند و شهر به زندگی عادی خود برمیگردد.
محرم به پایان رسیده اما حالوهوای عزاداری هنوز از کوچههای قدیمی البرز رخت برنبسته است. در دومین روز از ماه صفر، بیرقهای سیاه همچنان بر سردر خانهها دیده میشود، صدای روضه از حسینیههای قدیمی به گوش میرسد و سماورهایی که از شبهای محرم روشن ماندهاند، هنوز برای عزاداران میجوشد. گویی این شهر، سوگ حسین(ع) را در یک ماه خلاصه نمیکند؛ اینجا محرم و صفر، ادامه یک روایتاند؛ روایتی که سالهاست در حافظه مردم جریان دارد.
در یکی از همین کوچههای قدیمی، پیرمردی آرام در چوبی حسینیه را باز میکند. کلید بزرگی در دست دارد؛ همان کلیدی که سالها پیش از پدرش گرفته است. پیش از آنکه چراغها را روشن کند، دستش را روی پارچه مشکی علم میکشد؛ انگار با دوستی قدیمی سلام و احوالپرسی میکند.
گوشهای از حسینیه، پسر نوجوانی با دقت استکانها را میشوید. کسی به او نگفته که این کار بخشی از میراث فرهنگی است. علی فقط آمده کمک کند. اما حقیقت این است که درست همان لحظه، یکی از مهمترین سنتهای این سرزمین بیآنکه در کتابی نوشته شود از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
میراث فرهنگی فقط کاشیهای فیروزهای یک مسجد صفوی یا ستونهای یک بنای تاریخی نیست. گاهی میراث، صدای طبلی است که هر سال در یک کوچه تکرار میشود؛ بوی قیمهای است که همه اهالی محل، طعمش را با کودکی خود به یاد میآورند؛ دستی است که پرچم را از پدر به پسر میسپارد و گاهی اشکی است که برای یک روایت مشترک بر گونههای مردم جاری میشود.
این همان چیزی است که امروز از آن با عنوان میراث فرهنگی ناملموس یاد میشود؛ میراثی که در ویترین موزهها جا میشود. این میراث زمانی زنده میماند که مردم آن را زندگی کنند و محرم و صفر یکی از زندهترین جلوههای همین میراث هستند.
هر سال بدون آنکه کسی دستورالعملی صادر کند، هزاران نفر در این صحنه هنرنمایی میکنند. یکی سماور را روشن میکند، دیگری فرشها را پهن میکند، پیرغلام، علم را از انبار بیرون میآورد، نوجوان، کفش عزاداران را مرتب میکند، زنهای محل از چند روز قبل برای پخت نذری برنامهریزی میکنند و کودکان، بیآنکه متوجه باشند اولین درسهای همدلی را در همین رفتوآمدها میآموزند.
البرز را معمولا با یک جمله معرفی میکنند؛ جوانترین استان ایران. جملهای که از نظر تقسیمات کشوری درست است اما همه حقیقت را نمیگوید چرا که هویت شهرها را نمیتوان با تاریخ تأسیس استانداری اندازه گرفت. اگر چنین بود بسیاری از شهرهای جهان با جابهجایی مرزهای اداری گذشته خود را از دست میدادند.
کرج سالها پیش از آنکه مرکز استان البرز شود، پذیرای خانوادههایی بود که از شهرها و استانهای مختلف ایران به اینجا آمدند. آنها فقط برای ساختن یک زندگی تازه مهاجرت نکردند؛ هر کدام رسمها، آیینها، نوحهها، لهجهها و خاطرههای زادگاهشان را نیز با خود آوردند و همین تنوع فرهنگی به یکی از مهمترین ویژگیهای هویتی البرز تبدیل شده است. رسم سینهزنی محلهشان، شیوه نخلگردانی، پخت نذری و صدها رسم نانوشته دیگر. این فرهنگ ها در کنار هم کنار هویت تازهای ساختند؛ هویتی که امروز از البرز استانی متفاوت ساخته است.
اگر در روزهای محرم و صفر گذرتان به کرج بیفتد در فاصله چند خیابان میتوانید آیینهایی را ببینید که ریشه در شهرهای مختلف ایران دارند. اینجا یزد هنوز نفس میکشد. همدان هنوز نوحه میخواند. آذربایجان هنوز بیرقهایش را برافراشته نگه داشته است. به همین دلیل است که محرم و صفر در البرز تجمع حافظه مردمانی است که اگرچه از شهرهای مختلف آمدهاند اما در سایه یک باور یکدیگر را پیدا کردهاند.
جامعهشناسان میگویند هر جامعهای برای ادامه حیات خود به حافظه جمعی نیاز دارد؛ به خاطرههایی که افراد را به هم پیوند میدهد و احساس تعلق میآفریند و هیئتهای قدیمی البرز، دقیقا حافظان همین حافظهاند. آنها آرشیو زنده یک شهرند. هر علم داستانی دارد و هر حسینیه کتاب نانوشتهای از تاریخ اجتماعی این استان است.
اگر بخواهید تاریخ یک شهر را بخوانید، لازم نیست همیشه سراغ کتابخانهها بروید. گاهی کافی است در یکی از همین شبها در گوشه یک حسینیه بنشینید و به آدمها نگاه کنید. پیرمردی که با احتیاط علم را تمیز میکند، شاید آخرین کسی باشد که نام بانی هیئت را به یاد دارد. مداحی که هنوز نوحهای پنجاهساله را از حفظ میخواند، بیآنکه بداند، بخشی از تاریخ شفاهی شهر را روایت میکند. خادمی که با وسواس استکانهای چای را میان عزاداران میگرداند، ادامهدهنده رسمی است که دههها پیش از تولدش آغاز شده است.
در البرز بسیاری از هیئتهای قدیمی، پیش از آنکه این استان در نقشه سیاسی ایران شکل بگیرد، مأمن مردم بودند. آن روزها کرج شهری کوچک بود؛ هم محلیها یکدیگر را میشناختند، در خانهها بیشتر باز بود و هیئت پناهگاهی بود برای همدلی، گفتوگو، آشتی دادن دلها و تقسیم غم و شادی. شاید راز ماندگاری این هیئتها نیز همین باشد؛ آنها هیچوقت خود را به دهه اول محرم محدود نکردند. در روزهای سخت، کنار مردم بودند و هر جا که نیاز به همدلی بود در میدان حاضر شدند.
به همین دلیل است که وقتی از هیئت یزدیهای کرج سخن میگوییم، در واقع از بخشی از حافظه فرهنگی البرز سخن میگوییم. سالها پیش، زمانی که خانوادههای یزدی یکییکی به کرج آمدند، تصور نمیکردند روزی شهری که مقصد مهاجرتشان شده به خانه دوم آیینهایشان تبدیل شود. آنها نهتنها کسبوکار و زندگی خود را با این شهر پیوند زدند بلکه سنتهایشان را نیز آوردند؛ سنتهایی که مهمترین آنها در روزهای محرم و صفر جان میگرفت. نخلگردانی، یکی از همان آیینهاست.
برای کسی که اولین بار این مراسم را میبیند، شاید تنها حرکت دستهای از عزاداران باشد که سازهای بزرگ را بر دوش گرفتهاند اما برای آنان که ریشه این آیین را میشناسند، نخل نمادی است از تشییع، سوگ، همبستگی و روایت تاریخی که قرنها در حافظه مردم یزد زنده مانده و امروز در خیابانهای کرج نیز ادامه یافته است.
شگفتی ماجرا اینجاست که این آیین، در دل یک شهر مهاجرپذیر، نهتنها فراموش نشد، بلکه بخشی از هویت فرهنگی البرز شد. این یعنی فرهنگ، اگر بر پایه مشارکت مردم بنا شود، مرز جغرافیا را پشت سر میگذارد.
در حصارک کرج نیز، حسینیه بابالحوائج، روایت دیگری از همین پیوند را در خود دارد. همدانیهایی که سالها پیش به کرج آمدند، تلاش کردند خانهای بسازند که خاطرههای مشترکشان را در خود نگه دارد. شاید دیوارهای حسینیه امروز نو شده باشد، اما هویت آن در آجرها نیست؛ در سلام و احوالپرسیهایی است که پیش از شروع مجلس میان قدیمیها رد و بدل میشود؛ در نگاههایی که هنوز همدیگر را با نام پدرانشان صدا میزنند؛ در علمی که هر سال، با همان احترام از جای همیشگیاش بیرون آورده میشود.
میراث فرهنگی به تکرار معناها وابسته است. همین معنا را میتوان در حسینیه ابوطالبی نیز دید؛ جایی که هنوز بسیاری از رسمهای قدیمی عزاداری بیآنکه در جایی نوشته شده باشند نسل به نسل منتقل میشود. شیوه ورود دستهها، احترام به پیشکسوتان، نظم مراسم، نوحههایی که دهههاست تغییر نکردهاند و حتی سکوت خاصی که پیش از آغاز روضه بر مجلس حاکم میشود، همه بخشی از هویت این حسینیهاند.
هیئت واریانیهای کرج نیز داستانی مشابه دارد. بسیاری از اهالی محله نخستین دوستیهایشان را در همین حیاط شکل دادهاند، اولین تجربه خدمت را در همین هیئت آموختهاند و خاطره عزیزانی را که دیگر در میانشان نیستند، در شبهای محرم و صفر مرور میکنند.
پیرغلامان؛ حافظان خاموش میراث عاشورا
وقتی از پیرغلامان سخن میگوییم در واقع از حافظان یک میراث سخن گفتهایم. آنها راویان خاموش تاریخیاند که کمتر نوشته شده است. هر کدامشان گنجینهای از خاطرات، روایتها و تجربههایی هستند که اگر امروز ثبت نشوند، فردا از میان خواهد رفت. در بسیاری از کشورهای جهان، برای ثبت میراث ناملموس، پژوهشگران ساعتها پای صحبت سالمندان مینشینند تا شیوه اجرای یک آیین یا روایت یک سنت را ثبت کنند. ما نیز اگر میخواهیم میراث فرهنگی البرز را حفظ کنیم، باید به همین اندازه به خاطرات پیرغلامان، بانیان هیئتها، مداحان قدیمی و زنان برگزارکننده مجالس خانگی اهمیت بدهیم چرا که آنچه البرز را از بسیاری از شهرهای دیگر متمایز کرده توانایی این استان در تبدیل تنوع فرهنگی به همبستگی اجتماعی است.
در محرم و صفر این همبستگی بیش از هر زمان دیگری دیده میشود. مردمی با لهجهها، خاستگاهها و پیشینههای متفاوت، زیر یک پرچم میایستند. تفاوتها رنگ میبازد و آنچه باقی میماند، حس تعلق به یک خاطره مشترک است. شاید بزرگترین خطری که میراث ناملموس را تهدید میکند، فراموشی باشد؛ فراموشیای که آرام و بیصدا رخ میدهد. آیینها یکشبه از میان نمیروند؛ زمانی کمرنگ میشوند که دیگر کسی روایتشان نکند و هیئتهای قدیمی البرز با روشن نگه داشتن چراغی که دههها پیش افروخته شده در برابر این فراموشی ایستادهاند.
گذشته را میتوان در کتابها نوشت، روی کتیبهها حک کرد یا در آرشیوها نگه داشت، اما حافظه، تنها زمانی زنده میماند که مردم آن را زندگی کنند. حافظه، همان رشته نادیدنی است که نسلها را به هم پیوند میدهد. امروز استانی که از دل مهاجرتها شکل گرفته، به خانه مشترک فرهنگهای گوناگون تبدیل شده است. هر خانواده، تکهای از هویت زادگاهش را با خود به این سرزمین آورده و محرم و صفر فرصتی فراهم کرده است تا این هویتهای پراکنده زیر پرچمی واحد به گفتوگو بنشینند.
در روزگاری که توسعه شهری با سرعت پیش میرود و چهره محلهها هر روز تغییر میکند، بیش از هر زمان دیگری باید از خود بپرسیم: اگر روزی این کوچهها دیگر شکل امروز را نداشته باشند، اگر خانههای قدیمی جایشان را به برجها بدهند ، چه چیزی البرز را همچنان البرز نگه خواهد داشت؟ پاسخ را باید در همین آیینها جستوجو کرد. در صدای نوحهای که هنوز از کوچههای قدیمی به گوش میرسد؛ در علمی که سالهاست از دستی به دست دیگر سپرده میشود؛ در دیگی که هر محرم، بیهیاهو برای مردم میجوشد و در مادری که هنوز فرزندش را با خود به مجلس روضه میبرد.
میراث فرهنگی زمانی معنا پیدا میکند که بتواند آینده را نیز بسازد. آنچه باید ثبت شود، روایت انسانهاست؛ خاطرات پیرغلامی که 60سال علم بر دوش کشیده، بانویی که نیمقرن مجلس خانگی برپا کرده، مداحی که نوحههای قدیمی را سینهبهسینه حفظ کرده و جوانی که برای اولین بار مسئولیت خادمی را پذیرفته است. این روایتها اسناد زنده تاریخ البرزند. همانطور که یک بنای تاریخی نیاز به مرمت دارد، میراث ناملموس نیز نیازمند مراقبت است با این تفاوت که مرمت آن با روایت، پژوهش، آموزش و انتقال تجربه انجام میشود.
در نهایت، خیابانهای این شهر شاید دیر یا زود تغییر نام دهند، ساختمانها نوسازی شوند و چهره البرز دگرگون شود. شاید دیگر اثری از خانههای قدیمی نباشد و محلهها شکل دیگری به خود بگیرند. اما اگر در شبی از شبهای محرم و صفر، در حسینیهای قدیمی گشوده شود، اگر پیرمردی با همان احترام پارچه علم را صاف کند، کودکی کنار دست پدرش با کنجکاوی به دستههای عزاداری نگاه کند و صدای یا حسین همچنان در کوچههای شهر طنین بیندازد، میتوان مطمئن بود که البرز، گذشته خود را گم نکرده است؛ چرا که بعضی میراثها در سینه مردمان یک شهر نفس میکشد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

