- نخستین رویداد ملی کارآفرینی جوانان با رویکرد هوش مصنوعی در شیراز آغاز شد
- نقشه شوم دشمن آمریکایی با شکست طرح کریدور جنوبی در نطفه خفه شد
- افشاگریهایی درباره عملیاتهای ترور پیامبر از تولد تا مرگ
- ثبت بیش از ۱۴ هزار درخواست صدور مجوز کسبوکار در فارس طی یک ماه
- حمله کوبنده به شیلترهای جنگندهها و یک رمپ بزرگ توقف در پایگاه آمریکا در الازرق اردن
- میراث قرآنی شهید امیرمحمدی»؛ ۵۴۱ نکته قرآنی برای زندگی
روایتی از «ما میتوانیم» در کتاب «پرواز دستهجمعی پرندهها»
بهزاد دانشگر، نویسنده کتاب «پرواز دستهجمعی پرندهها» در گفتوگو با ایکنا درباره کتاب خود اظهار کرد: این کتاب ادامه مسیری است که در سالهای اخیر در حوزه روایت تجربههای موفق علمی، فناورانه و دانشبنیان دنبال کردهام. از زمانی که در فعالیت حرفهای نویسندگی به سوژههای مرتبط با پیشرفت کشور، اقتصاد دانشبنیان و نقش جوانان در توسعه ایران […]

بهزاد دانشگر، نویسنده کتاب «پرواز دستهجمعی پرندهها» در گفتوگو با ایکنا درباره کتاب خود اظهار کرد: این کتاب ادامه مسیری است که در سالهای اخیر در حوزه روایت تجربههای موفق علمی، فناورانه و دانشبنیان دنبال کردهام. از زمانی که در فعالیت حرفهای نویسندگی به سوژههای مرتبط با پیشرفت کشور، اقتصاد دانشبنیان و نقش جوانان در توسعه ایران توجه کردم، به این نتیجه رسیدم که روایت این تجربهها میتواند الهامبخش نسل جدید باشد. پیش از این نیز در آثاری که درباره مجموعههای فناورانه نوشته شد، تلاش کردم نشان دهم چگونه دانش، مطالعه، پشتکار و کار جمعی میتواند مسیرهای تازهای را پیش روی جوانان باز کند. در ادامه همین نگاه با شرکت بهپویان آشنا شدم و احساس کردم این مجموعه ظرفیت تبدیل به یک روایت متفاوت را دارد. آنچه برای من جذاب بود، صرفاً موفقیت یک شرکت فناور نبود، بلکه شیوه شکلگیری این مجموعه، مسیر رشد آن و نوع روابط میان اعضای تیم بود. برخلاف بسیاری از روایتهایی که حول محور یک شخصیت شکل میگیرند، اینجا با یک جمع مواجه بودم که هر کدام نقشی تعیینکننده در موفقیت مجموعه داشتند و همین ویژگی، کتاب را از آثار مشابه متمایز میکرد. به همین دلیل تصمیم گرفتم تجربه این گروه را به صورت مستند روایت کنم تا خواننده تنها با نتیجه کار آشنا نشود، بلکه فرآیند شکلگیری این موفقیت را نیز ببیند و درک کند که رسیدن به چنین جایگاهی حاصل سالها تلاش، اعتماد متقابل، یادگیری و استمرار بوده است.
وی افزود: انتخاب عنوان «پرواز دستهجمعی پرندهها» نیز از همین نگاه ناشی شد. مهمترین ویژگی شرکت بهپویان، کار تیمی است. اگر مسیر این مجموعه را بررسی کنیم، متوجه میشویم که اعضای آن میتوانستند هر کدام به صورت مستقل در شرکتهای مختلف فعالیت کنند، درآمد بیشتری داشته باشند یا مسیرهای شخصی متفاوتی را انتخاب کنند، اما آگاهانه تصمیم گرفتند در کنار یکدیگر بمانند و یک مسیر مشترک را ادامه دهند. این همدلی و وفاداری به تیم، عامل اصلی رشد آنها بوده است. عنوان کتاب نیز تلاشی برای بیان همین مفهوم است. وقتی پرندگان به صورت دستهجمعی پرواز میکنند، احتمال رسیدن آنها به مقصد بیشتر میشود، امنیت بیشتری دارند و توان عبور از مسیرهای دشوار را پیدا میکنند. این تصویر برای من نمادی از کار گروهی بود. میخواستم نشان دهم که موفقیتهای بزرگ معمولاً محصول توانایی یک فرد نیست، بلکه نتیجه شکلگیری یک جمع منسجم است که اعضای آن به یکدیگر اعتماد دارند، مسئولیت مشترک میپذیرند و هدف واحدی را دنبال میکنند. این نگاه، یکی از مفاهیم اصلی کتاب است و تلاش کردم در سراسر روایت، مصداقهای مختلف آن را نشان دهم تا مخاطب بتواند اهمیت کار تیمی را نه در قالب شعار، بلکه در دل یک تجربه واقعی مشاهده کند.
دانشگر درباره ویژگیهای فکری اعضای این مجموعه بیان کرد: یکی از نکاتی که در کتاب به آن پرداخته شده، روحیه جهادی اعضای این تیم است. گاهی وقتی از کار جهادی صحبت میشود، تصور میکنند منظور فعالیت بدون درآمد یا صرفا انجام کارهای داوطلبانه است، در حالی که برداشت من چنین نیست. کار جهادی یعنی اولویت دادن به حل مسئله بر منافع کوتاهمدت شخصی. اعضای این مجموعه میتوانستند محصولاتی تولید کنند که سود مالی بیشتری داشته باشد، اما بخش مهمی از توان خود را صرف حل مسائل اساسی کشور کردند. آنها به جای آنکه تنها به درآمد فکر کنند، تلاش کردند راهکارهایی برای کاهش مصرف انرژی، بهینهسازی منابع و حل مشکلات واقعی ارائه دهند. در بسیاری از موارد نیز حاضر شدند خدمات خود را با هزینهای کمتر از نمونههای خارجی عرضه کنند تا امکان استفاده از فناوری داخلی فراهم شود. این نگاه باعث شد انگیزه اصلی آنها خدمت و حل مسئله باشد. طبیعی است که فعالیت اقتصادی نیز بخشی از این مسیر است، اما تفاوت در اولویتهاست. وقتی یک مجموعه ابتدا مسئله کشور را میبیند و سپس به منافع اقتصادی خود فکر میکند، نوع تصمیمگیری، نوع سرمایهگذاری و حتی نوع مواجهه با مشکلات نیز متفاوت خواهد بود و همین تفاوتها در روایت کتاب به خوبی قابل مشاهده است.
وی ادامه داد: این روحیه جهادی ریشه در باورهای دینی و انقلابی اعضای تیم دارد. منظور از این تعبیر، صرفاً بیان چند شعار یا استفاده از واژههای مذهبی نیست، بلکه نوع نگاه آنها به مسئولیت اجتماعی، آینده کشور و حتی مفهوم موفقیت است. آنها معتقدند اگر کاری برای مردم و پیشرفت کشور انجام شود، ارزشمند است؛ حتی اگر همه زحمات آن به سرعت دیده نشود یا منافع مالی آن کمتر از مسیرهای دیگر باشد. چنین نگاهی سبب شده در بسیاری از تصمیمهای مهم، انتخابهایی داشته باشند که شاید از نظر اقتصادی سادهترین گزینه نبوده، اما از نظر مسئولیت اجتماعی و ملی ارزش بیشتری داشته است. در کتاب نیز تلاش نکردهام این موضوع را با توضیح مستقیم اثبات کنم، بلکه خواننده در خلال روایت با موقعیتهایی مواجه میشود که اعضای تیم بر اساس همین باورها تصمیم گرفتهاند. به اعتقاد من اگر قرار باشد تنها در چند جمله درباره این ویژگیها صحبت کنیم، بخش مهمی از جذابیت روایت از بین میرود. مخاطب باید مسیر را بخواند، انتخابها را ببیند و خودش به این نتیجه برسد که چه عواملی باعث شده این افراد در بزنگاههای مختلف، تصمیمهایی متفاوت از بسیاری از مجموعههای مشابه بگیرند.
کار جهادی یعنی اولویت دادن به حل مسئله بر منافع کوتاهمدت شخصی. اعضای این مجموعه میتوانستند محصولاتی تولید کنند که سود مالی بیشتری داشته باشد، اما بخش مهمی از توان خود را صرف حل مسائل اساسی کشور کردند
این نویسنده درباره نقش مسجد در شکلگیری این جریان اظهار کرد: نقطه آغاز این داستان، یک مسجد و یک مجموعه فرهنگی مذهبی در شهر مشهد است. اهمیت این موضوع در آن است که مسجد در این روایت صرفاً یک مکان عبادی نیست، بلکه فضایی برای تربیت، گفتوگو، شکلگیری اعتماد و ایجاد ارتباط میان جوانان بوده است. اعضای این تیم در آن محیط با یک روحانی آشنا شدند که نگاه او به مسائل اجتماعی، اقتصادی و علمی متفاوت از کلیشههای رایج بود. او تلاش میکرد جوانان را به فکر کردن درباره مسائل اساسی کشور تشویق کند و آنها را از محدود شدن به فعالیتهای مقطعی باز دارد. نتیجه این نوع تربیت آن شد که اعضای این جمع به جای آنکه تنها به انجام فعالیتهای فرهنگی متعارف فکر کنند، به دنبال یافتن راههایی برای حل ریشهای مشکلات کشور رفتند. آنها به این نتیجه رسیدند که اگر بتوانند در حوزه فناوری و اقتصاد نقشآفرینی کنند، اثرگذاری آنها بسیار گستردهتر خواهد بود. از همین رو مسیر تشکیل یک شرکت دانشبنیان را انتخاب کردند. این تغییر نگاه، به اعتقاد من یکی از مهمترین بخشهای روایت کتاب است؛ زیرا نشان میدهد چگونه یک فضای فرهنگی میتواند زمینهساز شکلگیری یک حرکت علمی و فناورانه شود.
وی افزود: یکی از موضوعاتی که در کتاب به صورت جدی مطرح میشود، مسئله حل ریشهای مشکلات است. اعضای این تیم به جای آنکه تنها به اقدامات کوتاهمدت و مقطعی فکر کنند، تلاش کردند سراغ مسائلی بروند که تاثیر گستردهای بر اقتصاد و زندگی مردم دارد. برای مثال، بهینهسازی مصرف آب، برق و گاز شاید در نگاه نخست یک موضوع تخصصی به نظر برسد، اما وقتی بتوان چند درصد در مصرف انرژی یک شهر صرفهجویی کرد، نتیجه آن به صرفهجویی میلیاردها تومان از منابع کشور منجر میشود. این نوع نگاه تفاوت زیادی با فعالیتهایی دارد که تنها اثر محدود و کوتاهمدت دارند. کتاب تلاش میکند نشان دهد جوانانی که از دل یک مسجد و یک جمع فرهنگی برخاستهاند، چگونه به این نتیجه رسیدهاند که بهترین خدمت به مردم، استفاده از دانش و فناوری برای حل مسائل کلان کشور است. همین تغییر زاویه نگاه، یکی از مهمترین پیامهای اثر است و میتواند برای بسیاری از فعالان فرهنگی، اجتماعی و حتی مدیران کشور قابل تأمل باشد.
دانشگر درباره مخاطبان کتاب گفت: مخاطب این کتاب را نمیتوان به یک گروه خاص محدود کرد. علاقهمندان به ادبیات مستند از زاویه روایت با آن ارتباط برقرار میکنند، فعالان حوزه فناوری و شرکتهای دانشبنیان تجربه یک مجموعه موفق را میبینند، دانشجویان با نمونهای واقعی از خودباوری و کارآفرینی آشنا میشوند و جوانانی که به دنبال فعالیت جمعی هستند، اهمیت تیمسازی را درک میکنند. در کنار این گروهها، افرادی که در حوزه تربیتی فعالیت دارند نیز میتوانند از کتاب استفاده کنند؛ زیرا این اثر نشان میدهد چگونه یک فرآیند تربیتی میتواند در بلندمدت به شکلگیری یک جریان علمی و اقتصادی منجر شود. مدیران و سیاستگذاران نیز هنگام مطالعه کتاب با موانع و فرصتهایی آشنا میشوند که شرکتهای نوآور در مسیر رشد با آن مواجه هستند. به همین دلیل معتقدم هر مخاطب از زاویه تخصص و دغدغه خود میتواند برداشت متفاوتی از کتاب داشته باشد و این یکی از ویژگیهای آثار مستند است که امکان خوانشهای متنوع را فراهم میکنند.
وی درباره روند نگارش کتاب بیان کرد: در فرآیند تدوین اثر تلاش کردم روایت تا حد امکان مستند و دقیق باشد. گفتوگوهای متعدد با اعضای تیم، بررسی اسناد و مرور اتفاقات مختلف باعث شد روایت نهایی بر پایه واقعیت شکل بگیرد. در طول نگارش، موردی وجود نداشت که به دلیل ملاحظات مختلف به طور کامل حذف شود. تنها در برخی بخشها که به نحوه تعامل مجموعه با برخی دستگاههای اجرایی مربوط میشد، تلاش کردیم بیان مطالب با دقت بیشتری انجام شود تا روایت ضمن حفظ واقعیت، از تبدیل شدن به یک متن احساسی یا تنشزا فاصله بگیرد. هدف کتاب نقد افراد یا دستگاهها نیست، بلکه نشان دادن تجربه یک گروه است که در مسیر رشد با دشواریهای مختلف روبهرو شده و تلاش کرده بر آنها غلبه کند. به همین دلیل اصل روایت حفظ شد و تنها در شیوه بیان برخی جزئیات، تعدیلهایی صورت گرفت تا تمرکز اصلی اثر بر تجربه موفق تیم باقی بماند.
دانشگر درباره نسبت کتاب با موضوع هوش مصنوعی اظهار کرد: شاید عنوان شرکت و فعالیت آن باعث شود برخی تصور کنند این کتاب اثری آموزشی درباره هوش مصنوعی است، اما چنین نیست. کتاب قرار نیست به مخاطب آموزش دهد چگونه یک سامانه هوش مصنوعی طراحی کند یا وارد مباحث تخصصی این حوزه شود. موضوع اصلی اثر، خودباوری، کار تیمی و اعتماد به توان داخلی است. البته فعالیت شرکت در حوزه هوش مصنوعی صنعتی انجام میشود و این فناوری بخشی از روایت کتاب را تشکیل میدهد، اما آنچه برای من اهمیت بیشتری داشت، مسیری بود که اعضای این مجموعه طی کردند تا به چنین جایگاهی برسند. امروز بسیاری از مردم هوش مصنوعی را با ابزارهای عمومی و دستیارهای هوشمند میشناسند، در حالی که در این کتاب بیشتر با کاربردهای صنعتی این فناوری مواجه هستیم؛ کاربردهایی که در مدیریت انرژی، بهینهسازی فرآیندها و حل مسائل زیرساختی کشور نقش دارند. بنابراین خواننده بیش از آنکه با مباحث فنی روبهرو شود، با تجربه شکلگیری یک فناوری بومی و نقش نیروی انسانی در تحقق آن آشنا خواهد شد.
وی ادامه داد: یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که جوان ایرانی توان رقابت با مجموعههای بزرگ علمی و فناورانه جهان را دارد، به شرط آنکه فرصت تجربه، یادگیری و کار گروهی برای او فراهم شود. اعضای این شرکت از ابتدا امکانات گستردهای در اختیار نداشتند، اما با اتکا به دانش، تلاش مستمر و اعتماد متقابل توانستند محصولاتی تولید کنند که در سطح ملی اثرگذار باشد. این تجربه نشان میدهد بسیاری از محدودیتها با شکلگیری یک تیم منسجم قابل عبور است. کتاب تلاش میکند امیدی واقعبینانه ایجاد کند؛ امیدی که بر پایه نمونههای واقعی شکل گرفته است، نه بر اساس شعار. مخاطب در پایان مطالعه کتاب متوجه میشود موفقیت نتیجه مجموعهای از تصمیمهای درست، استمرار، تحمل دشواریها و حفظ انسجام تیمی است و هیچ مسیر میانبری برای رسیدن به آن وجود ندارد.
دانشگر در ادامه گفت: امیدوارم مخاطب پس از بستن کتاب احساس کند ساختن آینده کشور تنها وظیفه مدیران یا نهادهای بزرگ نیست، بلکه هر فرد میتواند از جایگاه خود نقشی در این مسیر ایفا کند. دوست دارم خواننده پس از مطالعه کتاب، اعتماد بیشتری به تواناییهای خود پیدا کند و منتظر فراهم شدن شرایط ایدهآل نماند. بسیاری از شخصیتهای این روایت نیز از امکانات ویژهای برخوردار نبودند، اما با تصمیم، پشتکار و همکاری توانستند مسیر تازهای را آغاز کنند. اگر این کتاب بتواند حتی تعداد محدودی از جوانان را به سمت کار گروهی، مسئولیتپذیری، نوآوری و تلاش برای حل مسائل واقعی کشور سوق دهد، به هدف خود رسیده است. باور دارم پیشرفت کشور از دل همین تجربههای کوچک اما ماندگار شکل میگیرد و هر مجموعهای که بتواند مسئلهای از جامعه را حل کند، سهمی در ساختن آینده ایران خواهد داشت. به همین دلیل امیدوارم «پرواز دستهجمعی پرندهها» تنها یک روایت خواندنی نباشد، بلکه انگیزهای برای حرکت، ساختن و باور داشتن به ظرفیتهای نسل جوان کشور ایجاد کند.
وی درباره شیوه روایت در این اثر نیز گفت: از ابتدا تلاش کردم کتاب تنها گزارشی از اتفاقات یک شرکت نباشد، بلکه مخاطب بتواند با آدمهای این روایت زندگی کند و فراز و فرودهای مسیر آنها را لمس کند. برای من مهم بود که شخصیتها صرفا در جایگاه مدیر یا متخصص معرفی نشوند، بلکه دغدغهها، تردیدها، امیدها و انتخابهایشان نیز دیده شود. اگر خواننده احساس کند این افراد نیز مانند بسیاری از جوانان کشور با محدودیتها، شکستها و دشواریهای مختلف روبهرو بودهاند، ارتباط عمیقتری با روایت برقرار خواهد کرد. به همین دلیل در نگارش کتاب تلاش کردم میان روایت مستند و جذابیت داستانی تعادل برقرار شود تا اثر ضمن پایبندی به واقعیت، برای مخاطب نیز خواندنی و تاثیرگذار باشد. به اعتقاد من ادبیات مستند زمانی موفق است که خواننده علاوه بر دریافت اطلاعات، تجربه زیسته شخصیتها را نیز احساس کند و بتواند خود را در موقعیت آنها قرار دهد.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که جوان ایرانی توان رقابت با مجموعههای بزرگ علمی و فناورانه جهان را دارد، به شرط آنکه فرصت تجربه، یادگیری و کار گروهی برای او فراهم شود
وی در ادامه با اشاره به اهمیت ثبت تجربههای موفق داخلی اظهار کرد: یکی از خلأهای جدی حوزه نشر، کمبود روایتهای مستند از تجربههای موفق ایرانی است. ما مجموعههای توانمند، شرکتهای دانشبنیان موفق و گروههای جوان فراوانی داریم که هر کدام مسیر ارزشمندی را طی کردهاند، اما بسیاری از این تجربهها ثبت و روایت نمیشوند. در حالی که انتقال این تجربهها میتواند برای نسل بعدی بسیار آموزنده باشد و حتی از بسیاری از کتابهای آموزشی تاثیر بیشتری داشته باشد. وقتی یک جوان میبیند افرادی با شرایطی نزدیک به خودش توانستهاند به موفقیت برسند، باور میکند که این مسیر برای او نیز امکانپذیر است. روایت چنین تجربههایی، تنها یک فعالیت فرهنگی نیست، بلکه نوعی سرمایهگذاری برای آینده کشور محسوب میشود؛ زیرا اعتماد به نفس اجتماعی را افزایش میدهد و الگوهای واقعی و دستیافتنی را در اختیار نسل جوان قرار میدهد.
دانشگر در پایان تأکید کرد: امیدوارم انتشار «پرواز دستهجمعی پرندهها» آغازگر توجه بیشتر به روایت جریانهای علمی و فناورانه کشور باشد. امروز ایران در حوزههای مختلف ظرفیتهای ارزشمندی دارد که بسیاری از آنها کمتر شناخته شدهاند. اگر بتوانیم این ظرفیتها را به زبان روایت برای مردم، به ویژه نسل جوان، بازگو کنیم، نگاه آنها نسبت به آینده تغییر خواهد کرد. من باور دارم امید زمانی شکل میگیرد که نمونههای واقعی پیش روی مخاطب قرار گیرد. این کتاب نیز تلاش کرده یکی از همین نمونهها را معرفی کند؛ گروهی از جوانان که با تکیه بر دانش، ایمان، کار تیمی و پشتکار توانستهاند مسیری متفاوت را طی کنند و نشان دهند که پیشرفت، نتیجه تصمیمهای بزرگ و استمرار در عمل است، نه محصول شانس یا شرایط استثنایی.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


