- زنجیره هماهنگی دستگاهها برای خدمترسانی به زائران اربعین در فارس تشکیل شود
- نقش یهود در واقعه کربلا بررسی میشود
- صیانت از حقوق مردم در گرو نظارت مؤثر و مقابله با تخلفات است
- تشییع میلیونی رهبر شهید، بیانیهای سیاسی در تداوم مسیر ولایت است
- روایتی تازه از مساجد معاصر اصفهان در مجموعه کتاب «راز نو»
- ۳۴۵ مددجوی البرزی از حمایت خیر مقیم خارج از کشور بهرهمند شدند
علوم انسانی ایران نیازمند بازتعریف بر پایه «خرد ایرانی» است
به گزارش ایکنا، دانشگاه تهران، روز گذشته ۲۲ تیرماه، میزبان همایش «جایگاه ایران در جهان چندقطبی» بود. گزارش از ابن رویداد در چند شماره تقدیم مخاطبان شد. در این شماره به سومین نشست تخصصی این همایش که از ساعت ۱۵ تا ۱۷ با عنوان «پاسداری از سامان زندگی اجتماعی با ایمان به پیوند آسمان و […]

به گزارش ایکنا، دانشگاه تهران، روز گذشته ۲۲ تیرماه، میزبان همایش «جایگاه ایران در جهان چندقطبی» بود. گزارش از ابن رویداد در چند شماره تقدیم مخاطبان شد. در این شماره به سومین نشست تخصصی این همایش که از ساعت ۱۵ تا ۱۷ با عنوان «پاسداری از سامان زندگی اجتماعی با ایمان به پیوند آسمان و زمین» برگزار شد، میپردازیم. بیژن عبدالکریمی، دانشیار فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی، میثم مهدیار، استادیار مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبائی، و روحالله اسلامی، پژوهشگر مسائل ایران و مدرس دانشگاه علامه طباطبائی، سخنرانان این نشست بودند.
دانشگاه و روشنفکری ایران باید از تقلید پارادایمهای غربی عبور کنند
بیژن عبدالکریمی در ابتدای سخنان خود با تأکید بر پیوند فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی، و با اشاره به تشییع رهبر شهید، میان «تجمع» و «جامعه» تمایز قائل شد و گفت: جامعه صرفاً گردآمدن افراد در یک مکان نیست، بلکه شبکهای پایدار از روابط، هنجارها، ارزشها، نهادها و حافظه تاریخی است. تجمعها موقتیاند و حول یک هدف خاص شکل میگیرند، اما جامعه و ملت دارای استمرار تاریخی، فرهنگ مشترک و نظام اجتماعی منسجماند. حتی اگر میلیونها نفر در یک مکان گرد هم آیند، بدون فرهنگ و تاریخ مشترک نمیتوان آن را ملت دانست.
وی در ادامه توضیح داد: فرهنگ عامل شکلدهنده هویت جمعی است، فرهنگ به افراد میگوید «که هستند» و چه تمایزی با دیگران دارند، همچنین امکان درک متقابل و ارتباط انسانی را فراهم میکند.از سوی دیگر تاریخ نیز عنصری بنیادین در تداوم یک ملت است که تجربههای موفق، سنتها، نهادها و احساس تعلق میان نسلها را استمرار میبخشد. از همین رو است که انسان نمیتواند مستقل از تاریخ و فرهنگ خود، فهم و کنش داشته باشد.

عبدالکریمی در ادامه از «خرد ایرانی» سخن گفت و به تحلیل خود از چیستی جامعه و هویت ملی و تشریح جایگاه ویژه ایران در تاریخ معنویت جهانی پرداخت و چالشهای پیش روی روشنفکران و حوزویان را در مواجهه با جهان مدرن تبیین کرد و گفت: «خرد ایرانی» در تمام ارکان زندگی ما جاری است، این خرد خود را در میادین جنگ، در تشییع جنازهها، در شعر فردوسی و صدای شجریان، و حتی در جزئیترین رفتارهای اجتماعی مثل تعارف کردن و «بسمالله» گفتن سر سفره نشان میدهد.
وی نقش روحانیت را در حفظ این سنت تاریخی غیرقابلانکار دانست و تأکید کرد: این «لوگوس» (عقلانیت) ایرانی باید در جهان معاصر بازتعریف شود. انقلاب سال ۱۳۵۷ تلاشی از سوی جامعه ایرانی برای برقرار کردن پیوند میان زمین و آسمان در عصر سیطره مدرنیته بود.
وی جامعه امروز ایران را گرفتار نوعی دوقطبی خطرناک توصیف کرد و گفت: از یکسو، برخی جریانها با نادیده گرفتن زمین و واقعیتهای جامعه مدرن، از درک ظهور سوژه و انسان ایرانی معاصر بازمیمانند و از سوی دیگر، شماری از دانشگاهیان و روشنفکران با بیتوجهی بنیادین به تاریخ و فرهنگ ایران، از فهم ریشههای هویتی و تاریخی جامعه فاصله میگیرند. هر دو رویکرد میتواند مانع شکلگیری فهمی متوازن از وضعیت کنونی ایران شود.
عبدالکریمی با نقدی بر فضای آکادمیک کشور، برخی از دانشگاهیان و روشنفکران را دچار عقبافتادگی تاریخی دانست و تأکید کرد: برخی از دانشگاهیان و روشنفکران همچنان به ارزشهای عصر روشنگری قرن هجدهم اروپا دل بستهاند؛ ارزشهایی که امروزه در خود غرب نیز فرو ریخته و به بحرانهای بزرگی همچون تخریب محیطزیست، جنگهای جهانی و سلطه بیچونوچرای پول بر شئون انسانی منتهی شده است.
بیشتر بخوانید: چرا علوم اجتماعی در شناخت جامعه ایران دچار خطا شد
عبدالکریمی با انتقاد از وابستگی فکری بخشی از دانشگاهیان و روشنفکران به الگوهای غربی، تأکید کرد که علوم انسانی در ایران باید به جای تکیه بر پارادایمهای سکولار و ارزشهای عصر روشنگری اروپا، بر مبنای «خرد ایرانی» و با توجه به مسائل واقعی جامعه، فرهنگ و تاریخ ایران بازتعریف شود.
آیا نهاد علم در تئوریپردازی سیاسی موفق عمل کرده است
روحالله اسلامی در این نشست با اشاره به تجربه تاریخی ایران در مواجهه با جهان مدرن، اظهار کرد: جامعه ایرانی در ۴ دهه گذشته کوششهای بزرگی برای ایجاد یک مسیر مستقل انجام داده، اما این تجربهها کمتر به زبان نظری و در نسبت دقیق میان جامعهشناسی سیاسی، نظریه سیاسی و فلسفه سیاسی صورتبندی شدهاند.
وی با تأکید بر اینکه ایران یک تمدن تاریخی و فرهنگی است، گفت: تاریخ ایران را نباید صرفاً با دورهبندیهای رایج تاریخنگاری اروپایی فهم کرد، بلکه باید آن را در بستر هجوم، مقاومت، نوآرایی و تعامل تمدنی دید. موقعیت جغرافیایی ایران میان شرق و غرب نیز سبب شده تاریخ این سرزمین همواره عرصه مواجهه با جریانهای بیرونی و بازسازی درونی باشد.

اسلامی در ادامه، سه گرایش اصلی در مواجهه با جهان مدرن را برشمرد: نخست، گرایشی که راهحل را در پذیرش کامل مبانی تمدن غرب میبیند؛ دوم، رویکردی که بهدنبال بومیسازی محصولات مدرن است؛ و سوم، گرایش «نوآرایی تمدنی» که به باور او ایران باید در آن، با حفظ مبانی و ارزشهای خود، بهعنوان یک تمدن متمایز در جهان مدرن حاضر شود.
وی در بخش دیگری از سخنانش، جمهوری اسلامی ایران را نمونهای از این نوآرایی دانست و گفت: قانون اساسی جمهوری اسلامی، پیوندی تازه میان «ملت»، «خدا» و «جمهور» برقرار کرده است. در این الگو، حاکمیت از آن خداست اما مردم نیز از طریق سازوکارهای جمهوری، سرنوشت اجتماعی خود را تعیین میکنند.
این پژوهشگر مسائل ایران همچنین با اشاره به جایگاه ولایت فقیه در قانون اساسی، آن را بخشی از سازوکار حفظ پیوند میان مردم، دین و ساخت سیاسی دانست و تأکید کرد: جمهوری اسلامی بر پایه انتخاب رهبر از سوی مردم، در واقع میکوشد همان پیوند آسمان و زمین را در نظم سیاسی معاصر برقرار کند.
اسلامی به برخی جریانهای سیاسی از همان سالهای نخست پس از انقلاب، که بهصورت علنی خواهان کنار گذاشتن قانون اساسی و برخی اصول بنیادین آن بودهاند اشاره کرد و گفت: با مرور آن رویدادها جمهوری اسلامی همچنان مهمترین تجربه ایران معاصر در تلاش برای ارائه یک صورتبندی مدرن و تمدنی از سیاست دینی به شمار میرود.
این استاد دانشگاه با نقد تاریخنگاری صرفاً اروپامحور، ایران را تمدنی تاریخی خواند که همواره در حال مبادله، مقاومت و نوآرایی بوده است. او نیروهای سیاسی ایران در مواجهه با مدرنیته را به سه دسته تقسیم کرد: گروه نخست، مدافعان تسلیم مطلق در برابر تمدن غرب؛ گروه دوم، جریانهای «بومیساز» که با نگاهی سطحی، صرفاً محصولات مدرن را با پوشش فرهنگی میپوشانند؛ و در نهایت، جریان سوم که اسلامی از آن با عنوان «نوآرایی تمدنی» یاد میکند.
وی تأکید کرد: ایران باید به عنوان یک تمدن متمایز، با اتکا به مبانی، ارزشها و محصولات خود در جهان مدرن حاضر شود، نه اینکه صرفاً محصولات دیگران را با لباسی نو عرضه کند.
اسلامی، جمهوری اسلامی ایران را تلاش برای پیوند زدن مفهوم «جمهوری» با «تاریخ تمدنی ایران» دانست و تصریح کرد: در این الگو، جمهوری بر پایه پیوند میان ملت و خداوند بنا شده است. رهبری در این نظام، ضامن عدم انحراف از این پیوند و وظایف اصیل اسلامی است؛ این در حالی است که بخشهایی از جریانهای فکری کشور، سالهاست علناً بر کنار گذاشتن این اصول پای میفشرند.

این پژوهشگر با استناد به «روحالقوانین» منتسکیو، به یکی از چالشهای بنیادین نظامهای جمهوری پرداخت و گفت: ماهیت حکومت جمهوری، بر اصل تقوا یا همان فضیلتگرایی و ترجیح منافع عمومی بر نفع شخصی استوار است. زمانی که تقوا از بین برود وجاهطلبی و دنیاگرایی جایگزین شود، مردم آنچه را که دوست میداشتند، دیگر دوست نخواهند داشت. در این وضعیت، فرد خود را شبیه غلامی میبیند که از خانه اربابش فرار کرده است؛ او دیگر برای آزادی خویش تلاش نمیکند، بلکه به دنبال پناه بردن به بیگانگان است.
اسلامی با ابراز تأسف از عطش بیش از حد برای ترجمه نسخههای غربی و تلاش برای پیادهسازی فوری آنها در مراکز پژوهشی ایران، خاطرنشان کرد: این شیفتگی و تلاش برای اجرای نسخههای بیهویت، همان چیزی است که باعث شده حتی وقتی دشمن به کشور حمله میکند، بخشی از جامعه دچار انحراف حس شود. برای حفظ استقلال و نقشآفرینی در معادلات جهانی، باید از ترجمهزدگی عبور کنیم و به سمت تولید نظریه و گسترش شاخههای علوم در بستر تمدنی خودمان حرکت کنیم. تا زمانی که این بسط نظری صورت نگیرد، ایران در نوسانات جهانی به سمتهای مختلف کشیده خواهد شد.
گزارش تصویری این نشست را اینجا ببنید.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


