- نظریه قرآنی تحول تاریخی؛ تحلیلی از تشییع امام شهید امت
- رسانه زینبی؛ روایتگر حقیقت، امیدآفرینی و آرامشبخشی به جامعه + فیلم
- عکاس عاشورایی باید پیش از ثبت تصویر روایت عاشورا را بشناسد
- پیشبینی رهبر شهید درباره «پیچ تاریخی» و گردش قدرت نظام جهانی در حال وقوع است
- بازخوانی قرآنی عفاف
- اجرای پویش «به عشق حسین(ع)» در زنجان
پیام انتقام و خونخواهی؛ بازدارندگی جدید در برابر طراحیهای دشمن
نقض مکرر تعهدات و تفاهمات از سوی آمریکا و رویکرد دوگانه این کشور در قبال مذاکرات با ایران، پرسشهایی را درباره اهداف واقعی واشنگتن در شرایط کنونی ایجاد کرده است. در همین راستا، موضوعاتی همچون تحولات خلیج فارس، اهمیت راهبردی تنگه هرمز، نقش بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران و اهداف اقتصادی و سیاسی آمریکا در منطقه […]

نقض مکرر تعهدات و تفاهمات از سوی آمریکا و رویکرد دوگانه این کشور در قبال مذاکرات با ایران، پرسشهایی را درباره اهداف واقعی واشنگتن در شرایط کنونی ایجاد کرده است. در همین راستا، موضوعاتی همچون تحولات خلیج فارس، اهمیت راهبردی تنگه هرمز، نقش بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران و اهداف اقتصادی و سیاسی آمریکا در منطقه مورد توجه قرار گرفته است.
در این راستا خبرنگار ایکنا با میرقاسم مومنی، کارشناس مسائل بینالملل گفتوگویی انجام داده است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
ایکنا – آیا با توجه به نقض تفاهمات و رفتارهای اخیر آمریکا میتوان گفت واشنگتن به دنبال مذاکره واقعی با ایران نیست و بیشتر در حال زمانخریدن است؟
آمریکاییها هیچگاه در موضوع ایران وارد یک تعامل واقعی و مبتنی بر منافع مشترک نشدهاند، بلکه همواره تلاش کردهاند در قالب یک بدهبستان، شرایط و خواستههای خود را به طرف مقابل تحمیل کنند. این رویکرد تنها محدود به ایران نیست و آمریکا در بسیاری از پروندههای بینالمللی نیز چنین سیاستی را دنبال کرده است.
در شرایط کنونی نیز باید توجه داشت که آمریکا از بحران ایجادشده در منطقه سود میبرد. نباید صرفاً به وضعیت امنیتی و نظامی موجود نگاه کرد، چراکه پشت این تحولات، منافع اقتصادی گستردهای برای واشنگتن وجود دارد. آمریکا از طریق فروش تجهیزات نظامی، قراردادهای انرژی، حضور امنیتی و بازسازیهای احتمالی پس از بحرانها، فرصتهای اقتصادی قابل توجهی برای شرکتهای خود ایجاد میکند.
ترامپ پیش از ورود به عرصه سیاست، یک فعال اقتصادی و سرمایهگذار بوده و نگاه اقتصادی به تحولات منطقه دارد. در واقع، بسیاری از اقدامات آمریکا در منطقه را باید از زاویه منافع تجاری و اقتصادی این کشور نیز تحلیل کرد.
در اقتصاد امروز، صرفاً تولیدکننده بودن اهمیت ندارد، بلکه داشتن بازار مصرف و ایجاد جریانهای اقتصادی اهمیت ویژهای پیدا کرده است. آمریکا تلاش میکند با ایجاد وابستگی، بازارهای جدیدی برای کالاها، خدمات و صنایع نظامی خود ایجاد کند.
تحولات اخیر در منطقه خلیج فارس نیز برای برخی شرکتهای آمریکایی یک فرصت اقتصادی محسوب میشود؛ از قراردادهای نظامی گرفته تا بازسازیهای احتمالی و فروش تجهیزات. بنابراین نمیتوان اقدامات آمریکا را صرفاً در چارچوب مسائل امنیتی ارزیابی کرد، بلکه باید منافع اقتصادی پشت این سیاستها را نیز در نظر گرفت.
ایکنا – با توجه به اهمیت تنگه هرمز، چگونه میتوان مدیریت این آبراه راهبردی را به گونهای انجام داد که به ضد خود تبدیل نشود و کشورهای دیگر به دنبال مسیرهای جایگزین نباشند؟
تنگه هرمز یک آبراه بسیار مهم و راهبردی در اقتصاد جهانی است و جایگاه آن با ایجاد چند مسیر جایگزین از بین نمیرود. ممکن است برخی کشورها برای کاهش وابستگی خود اقداماتی مانند ایجاد خطوط لوله انتقال نفت از مسیرهای دیگر انجام دهند، اما حجم انتقال انرژی از تنگه هرمز و هزینههای جایگزینسازی آن بهگونهای است که همچنان اهمیت این منطقه حفظ خواهد شد.
باید توجه داشت که اقتصاد جهانی بر اساس اعداد و هزینهها تصمیم میگیرد. ایجاد مسیرهای جایگزین نیازمند سرمایهگذاریهای سنگین، هزینههای نگهداری و پرداخت هزینههای ترانزیتی است و در بسیاری از موارد استفاده از ظرفیتهای موجود در منطقه اقتصادیتر خواهد بود.
با این حال، جمهوری اسلامی ایران باید در سالهای گذشته برنامه جامعتر و فعالتری برای بهرهگیری از ظرفیت حقوقی و اقتصادی تنگه هرمز طراحی میکرد. این تنگه در محدوده آبهای سرزمینی ایران قرار دارد و ایران میتواند از ظرفیتهای قانونی خود در این زمینه استفاده کند.
پس از جنگ تحمیلی نیز توافقاتی میان ایران و عمان درباره امنیت تنگه هرمز وجود داشت که ایران در مقاطعی از ظرفیتهای آن بهطور کامل استفاده نکرد. اکنون نیز باید با برنامهریزی دقیق، ضمن حفظ امنیت و جریان تجارت جهانی، جایگاه ایران در مدیریت این آبراه مهم تقویت شود.
ایکنا – آمریکا از تحولات اخیر منطقه چه اهدافی را دنبال میکند و آیا میتوان گفت واشنگتن به دنبال تغییر معادلات قدرت در خاورمیانه است؟
آمریکا در تحولات اخیر منطقه تنها به دنبال یک اقدام نظامی یا امنیتی نیست، بلکه هدف اصلی آن تغییر معادلات قدرت در خاورمیانه و تثبیت جایگاه خود در برابر رقبای جهانی است.
واشنگتن به خوبی میداند که منطقه خاورمیانه همچنان یکی از مهمترین مناطق جهان از نظر انرژی است. با وجود حرکت دنیا به سمت انرژیهای جدید، سوختهای فسیلی همچنان برای صنایع، حملونقل و بسیاری از بخشهای اقتصادی اهمیت دارند. به همین دلیل آمریکا تلاش میکند نفوذ خود را در این منطقه حفظ و تقویت کند.
یکی از اهداف آمریکا این است که کشورهای منطقه را بیش از گذشته به لحاظ امنیتی، نظامی و اقتصادی به خود وابسته کند. فروش تسلیحات، ایجاد قراردادهای امنیتی و حضور نظامی، بخشی از همین راهبرد است.
نباید تصور کرد که آمریکا صرفاً برای حمایت از کشورهای منطقه وارد این تحولات شده است؛ بلکه واشنگتن در کنار اهداف سیاسی، به دنبال منافع اقتصادی خود نیز هست. شرکتهای آمریکایی از شرایط بحرانی ایجادشده در منطقه، چه در حوزه انرژی و چه در حوزه تجهیزات نظامی و بازسازی، بهرهبرداری اقتصادی میکنند.
از سوی دیگر، آمریکا تلاش دارد با ایجاد یک چارچوب منطقهای جدید، نفوذ خود را در برابر قدرتهایی مانند چین و روسیه افزایش دهد. این کشورها در سالهای اخیر تلاش کردهاند نقش بیشتری در معادلات جهانی ایفا کنند و آمریکا با سیاستهای منطقهای خود به دنبال محدود کردن این روند است.
ایکنا – پیام رهبر معظم انقلاب درباره انتقام خون رهبر شهید و شهدای حملات اخیر چه تأثیری بر معادلات منطقهای و تقویت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت؟
موضوع انتقام خون شهدای حملات اخیر را باید از چند زاویه مورد بررسی قرار داد. این مسئله صرفاً یک موضوع سیاسی یا نظامی نیست، بلکه از منظر اعتقادی، ارزشی و انسانی نیز دارای اهمیت است. وقتی شخصیتی در جایگاه رهبری جامعه اسلامی هدف حمله قرار میگیرد، این موضوع تنها به یک کشور محدود نمیشود، بلکه برای بسیاری از مسلمانان و ملتهای منطقه دارای ابعاد گستردهای است.
در نگاه جمهوری اسلامی ایران، خون شهیدان همواره دارای جایگاه ویژهای بوده و دفاع از این ارزشها بخشی از اصول اعتقادی و راهبردی کشور محسوب میشود. بنابراین تأکید رهبر معظم انقلاب بر ضرورت پاسخ به این اقدامات، در واقع بیانگر این پیام است که جمهوری اسلامی ایران اجازه نمیدهد تجاوز و اقدام علیه امنیت و منافع ملی کشور بدون پاسخ باقی بماند.
اما نکته مهمتر، زمان و شرایطی است که این پیام صادر شد. دشمنان جمهوری اسلامی ایران تصور میکردند با ایجاد فشارهای مختلف، عملیات روانی و استفاده از فضای منطقهای و بینالمللی، میتوانند ایران را در موضع انفعال قرار دهند. آنها محاسبه کرده بودند که شاید شرایط داخلی یا برخی فشارهای خارجی باعث شود ایران از مواضع خود عقبنشینی کند، اما پیام رهبر معظم انقلاب نشان داد که این محاسبات با واقعیت فاصله دارد.
یکی از ویژگیهای مهم سیاست جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، غیرقابل پیشبینی بودن در برابر طراحیهای دشمنان بوده است. در بسیاری از مقاطع، طرف مقابل تلاش کرده رفتار ایران را بر اساس الگوهای خود پیشبینی کند، اما در بزنگاههای حساس با تصمیمات و واکنشهایی مواجه شده که محاسباتش را تغییر داده است.
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. این پیام نشان داد که جمهوری اسلامی ایران ضمن برخورداری از عقلانیت و مدیریت بحران، در برابر تهدیدها نیز دارای خطوط قرمز مشخصی است و برای دفاع از امنیت، استقلال و منافع خود آمادگی لازم را دارد.
از سوی دیگر، این پیام یک اثر بازدارنده مهم در سطح منطقهای و بینالمللی داشت. طرف مقابل باید این واقعیت را در نظر بگیرد که جمهوری اسلامی ایران کشوری نیست که بتوان با فشار نظامی یا تهدید سیاسی، اراده آن را تغییر داد. ایران نشان داده است که در کنار استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک، ابزارهای لازم برای دفاع از خود را نیز در اختیار دارد.
واکنشهای بعدی طرف مقابل نیز نشان داد که این پیام اثر خود را گذاشته است. وقتی مقامات آمریکایی پس از آن تلاش کردند برخی پیامها و مواضع خود را تغییر دهند یا فضای جدیدی ایجاد کنند، نشاندهنده این بود که آنها پیام قدرت و اقتدار ایران را دریافت کردهاند.
در مجموع، پیام رهبر معظم انقلاب یک پیام چندلایه بود؛ از یک سو تأکید بر حق جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از خود و پاسخ به اقدامات خصمانه، و از سوی دیگر پیامی برای بازیگران منطقهای و جهانی که ایران همچنان یک عنصر تعیینکننده در معادلات منطقه است.
امروز همه باید بدانند که امنیت منطقه بدون در نظر گرفتن نقش ایران امکانپذیر نیست. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توان داخلی، ظرفیتهای دفاعی و حمایت مردمی، نشان داده که در برابر فشارها مقاومت میکند و اجازه نخواهد داد دیگران برای آینده منطقه بدون حضور و نقش ایران تصمیمگیری کنند.
ایکنا – با توجه به تلاش آمریکا برای ایجاد اجماع منطقهای علیه ایران، نقش مدیریت داخلی و انسجام ملی در خنثی کردن این طراحیها را چگونه ارزیابی میکنید؟
آمریکا همواره تلاش کرده است از اختلافات داخلی کشورها برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. در شرایط کنونی نیز برخی جریانها در خارج از کشور امیدوار بودند که با ایجاد فشار و استفاده از فضای داخلی ایران بتوانند زمینه را برای اجرای برنامههای خود فراهم کنند.
آنها تصور میکردند پس از تحولات اخیر و با ایجاد برخی فشارها، ممکن است شکافهایی ایجاد شود و بتوانند از این شرایط استفاده کنند، اما این محاسبات با واقعیت جامعه ایران همخوانی ندارد.
جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که در بزنگاههای حساس، انسجام ملی و مدیریت کلان کشور اجازه نمیدهد دشمنان از شرایط سوءاستفاده کنند. رهبر معظم انقلاب و مسئولان کشور با رصد دقیق تحولات، تلاش میکنند تصمیمات لازم را در زمان مناسب اتخاذ کنند.
آمریکاییها برای رسیدن به اهداف خود نیازمند ایجاد فضای روانی و سیاسی هستند، اما تجربه نشان داده که سیاستهای فشار و تهدید علیه ایران همواره نتیجه معکوس داشته است.
اکنون نیز پیام روشن این است که ایران ضمن دفاع از منافع و امنیت خود، اجازه نخواهد داد دیگران برای آینده منطقه و کشور تصمیمگیری کنند. مدیریت هوشمندانه، حفظ وحدت داخلی و استفاده درست از ظرفیتهای منطقهای میتواند زمینه خنثی شدن بسیاری از طراحیهای خارجی را فراهم کند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

