- مراسم عزاداری شام غریبان رهبر شهید در تبریز
- پیام تقدیر و تشکر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از حضور میلیونی مردم در تشییع رهبر شهید انقلاب
- بازدید مدیرکل ارشاد سمنان از موکب جهاددانشگاهی سمنان
- قرآن چگونه مسلمانان را در برابر هجمه دشمن هدایت میکند + فیلم
- یک ایران در سوگ رهبر شهید؛ روایت حماسه و وداع در آینه اندیشه و معارف ایکنا
- رستاخیز ملت در مشهدالرضا؛ پیام حماسی حضور میلیونی به جبهه کفر
«زبان فارسی» ستون تمدن ایرانیاسلامی در منظومه فکری رهبر شهید + صوت
تبیین منظومه فرهنگی و ادبی «آقای شهید» ایران /5 هزاران سال است که «تمدن» و «فرهنگ»، همچون دو بال فرشتهگون، جوامع بشری را از ذهن غبار نشسته و شانهزده به نسیانِ روزمرگی به آسمان معنا و هویت پرواز میدهند. «فرهنگ» آن حقیقت نرم، وزین و نفوذناپذیر، نه تنها آینهای برای بازتاب «هویت جمعی»، بلکه نگارخانهای […]
تبیین منظومه فرهنگی و ادبی «آقای شهید» ایران /5
هزاران سال است که «تمدن» و «فرهنگ»، همچون دو بال فرشتهگون، جوامع بشری را از ذهن غبار نشسته و شانهزده به نسیانِ روزمرگی به آسمان معنا و هویت پرواز میدهند. «فرهنگ» آن حقیقت نرم، وزین و نفوذناپذیر، نه تنها آینهای برای بازتاب «هویت جمعی»، بلکه نگارخانهای است که در آن، نقاشیهای هزارهای از باورها، آیینها، هنرها و دانشهای یک قوم، به تماشا گذاشته میشود.
«تمدن» نیز، زاییده و زاینده «فرهنگ»، چون رودی خروشان، با خود آوردگاههایی از شکوه و جلال را به ارمغان میآورد و در بستر زمان، نهالهای معرفت را به درختانی تنومند و سایهگستر بدل میسازد.
جوامع کهن، خاصه آنها که چون سرزمینِ جانمان، وطن، ایران، ریشه در اعماق تاریخ دارند، نه فقط روایتگر سرگذشت خویش، که نقشآفرین صحنه بزرگتر تمدن بشری بوده و هستند؛ گویی هر تمدن، صفحهای از کتاب بزرگ انسانیت را میگشاید و ایران، با قلمی زرین و خوشخط، پرخوانندهترین و ماندگارترین اوراق این کتاب را رقم زده است.
«تمدن ایرانی» با آن همه فراز و فرودهای تاریخی، همواره چون چراغی فراوان در شبستان تاریخ بشری درخشیده است؛ از روزگار باستان و تلألو نخستین شعاع نور «آیین مهر» با آن شکوه بیهمتای کاخها و راهها و دیوانها؛ تا عصر «ساسانی» با آن تدبیر و دادگری، و از دوران زرین اسلامی با آن افروختگی علم، عرفان و هنر؛ تا روزگار معاصر که ایران، با قامتی استوار و اندیشهای بیدار، در زمره تمدنسازان جهان جای گرفته است. دستاوردهای این سرزمین کهن، نه در مرزهای جغرافیایی محصور ماند و نه در قفس زمان، اسیر گشت؛ بلکه از «رود سِند» تا «کرانههای نیل»، از آسمانخراشهای «سمرقند» تا گنبدهای لاجوردی اصفهان، ردپای فرهنگ و تمدن ایرانی، چون نگینی بر تارک جهان، میدرخشید.
«زبان فارسی» به عنوان بارزترین میراث این تمدن، روزگاری زبان علم و دانش بود و امروز نیز، چونان پلی زرین، دیروز، امروز و فردای این سرزمین را به هم پیوند میزند.
در میان رهبران جهان، شاید هیچکس به اندازه «امام شهید» ما؛ حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، «آقای شهید» انقلاب اسلامی، به مؤلفههای فرهنگی و نقش بنیادین آنها در «هویتسازی» و «تمدنآفرینی» توجه و اهتمام نورزیده باشد.
وجه تمایز ایشان با بسیاری از رهبران سیاسی جهان، نه در قدرت و سیاست، که در عمق نگاه فرهنگساز و دغدغههای معرفتشناختیشان بود. ایشان، خود شاعری خوشذوق و ادیبی زبردست بودند که با تخلص «امین» در وادی شعر گام نهادند و در جستجوی معنا، قلم بر دلها و جانها مینشاندند. «حضرت آقا» نه تنها یک رهبر سیاسی و فقیهی بصیر، بلکه عارفی دغدغهمند و حکیمی هنرآشنا بودند که در همه شئون حیات خویش، از دیدار با شاعران و نویسندگان تا تقریظ بر کتابهای ادبی، از سرودههای نغز خود تا توصیههای مکرر بر «پاسداشت زبان فارسی»، چنان از فرهنگ سخن میگفتند که گویی فرهنگ را نه یک مقوله فرعی، بلکه جانمایه و مغز اصلی «تمدن» و «هویت» یک ملت میدانستند. این نگاه بلند و جامع، ایشان را در قیاس با دیگر رهبران جهان که اغلب به سیاست و قدرت در معنای محدود آن میاندیشیدند، در مرتبهای رفیعتر و والاتر نشان میدهد؛ جایگاهی که در آن، رهبری سیاسی با صیانت از گوهرهای فرهنگی و «پاسداشت زبان و ادب»، در هم آمیخته و تعالی یافته است.

بیشتر بخوانید:
«رهبر شهید»؛ احیاگر کتابت قرآن و پاسدار میراث ایرانی-اسلامی
عبور از حجابهای ادراک؛ لازمه امتدادبخشی به اندیشههای ادبی رهبر شهید
اندیشه تربیتی «امام شهید»؛ منظومهای نظامساز برای آینده ایران
«تمدنسازی نوین اسلامی» در سایه بازخوانی هویت فرهنگی «رهبر شهید»
اینک در ایام سوگواری وداع و بدرقه «آقای شهید» ایران زمین، که تمام ایران، از کهنسالان تا کودکان، از کویر تا کوهستان، داغدار و ماتمزده؛ پیکر مطهر «رهبر و امام شهید» خود را با شوری بینظیر و عشقی وصفناپذیر بدرقه میکنند، فرصتی است مغتنم برای بازخوانی و تبیین منظومه فکری آن بزرگمرد تاریخ. از این رو، ایکنا در سلسله گفتوگوهایی که با کارشناسان و متخصصان امر ترتیب دادهایم، میکوشد تا گوشههایی از این منظومه فکری و فرهنگی را، به ویژه در عرصههای ادب، هنر، قرآن و تمدن، برای مخاطبانش به تماشا بگذارد تا راهی را که ایشان با قلم و قدم خویش برای آیندگان ترسیم کردند، بازشناسیم. باشد که این گفتوگوها، اندکی از دریای بیکران اندیشههای آن امینِ زبان و فرهنگ را به ما بنمایاند و در این روزگار سوگ، چون شمعی فرا راه، مسیر بازشناسی هویت خویش را روشن سازد.
پنجمین بخش این گفتوگوها بر بلندای تبیین منظومه فرهنگی و ادبی «آقای شهید» ایران به گفتوگو با محمدحسن مقیسه؛ محقق و تدوینگر کتاب «امین زبان و ادب پارسی»؛ ذیل عنوان «راهکارهای علمی و عملی حضرت آیتالله العظمی خامنهای درباره پویش و گسترش زبان و ادبیات فارسی» اختصاص دارد که با وی درباره نگرش، منظومه و سپهر فکری «آقای شهید ایران» در حوزه بلندای جایگاه تمدنسازی زبان و ادب فارسی در دو بُعد ملی و بینالمللی به مباحثه نشستیم.
ایکنا- جناب مقیسه، هیچ تمدن و فرهنگی را نمیتوانیم پیدا کنیم که انتشار و نضج آن بر بلندای زبان استوار نباشد. وقتی از فرهنگ غنی ایران با هزارههای تمدنیاش سخن میگوییم، زبان پارسی سرسلسلهدار این اتفاق به شمار میآید. از آنجا که نیت در این گفتوگو، درنگی و تأملی بر منظومه فکری «امام شهیدمان»، رهبر فرزانه و حکیم حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای (مدظلهالعالی) استوار است، در حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی، نمیتوانیم برشی از فرمایشات و منویات ایشان را دریابیم که در آن بر بلندا، شکوه، جلال و عظمت زبان فارسی تأکید نشده باشد. از همین رو، با توجه به اثر درخشان شما، یعنی کتاب «امین زبان و ادب پارسی» با ذیل عنوان «راهکارهای علمی و عملی آیتالله خامنهای، درباره پویش و گسترش زبان و ادبیات فارسی»، میخواهم در طلیعه کلامتان و پیش از ورود به جایگاه و نگرش زبان و ادب فارسی نزد «امام شهیدمان»، مقدمهای از جایگاه فرهنگی و بلندای اندیشه «آقای شهید ایران»، چه در بُعد معرفت «کلامالله مجید» و چه در ساحت دلدادگی به «زبان و ادب فارسی»، استوار کنید؛ به ویژه آنکه میدانیم ایشان دستی و طبعی گرم در سرایش شعر نیز داشتند.
ابتدا و پیش از هر چیز؛ شهادت حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی حسینی خامنهای را تسلیت عرض میکنم. ایشان به واقع نادرهای در این دنیا بودند.
پیش از ورود به بحث اصلی، مطلبی را خدمت شما و خوانندگان ایکنا عرض میکنم و سپس وارد مبحث مهم اصلی خواهم شد.
من آغاز کلام و این گفتوگو را را با آیه آخر «سوره فتح» آغاز میکنم:

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَٰلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا.»
گویی هنگامی که این آیات را تلاوت میکنیم، آن «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ» را که در پیرامون خورشید تابان پیامبر بزرگ اسلام (ص) میگردیدند، در وجود نازنین رهبر شهیدمان به تماشا مینشینیم. «رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» را با دستان مهربان ایشان لمس کردیم. «تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا» را در سجدههای طولانی نماز شب ایشان شنیدیم. با دقت در «یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا»؛ در مییابیم که «امام شهید» به ما آموختند که باید همواره به فضل الهی امیدوار بود؛ امیدی که در تمام عرصههای زندگی، به ویژه در «جنگ دوازده روزه» و «جنگ چهل روزه» (جنگ رمضان) و پیش از آن در جنگ تحمیلی، از ایشان مشاهده کردیم. «سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ» نیز عاری از هرگونه توضیح است؛ زیرا سیمای ملکوتی این مرد بزرگ، ما را به یاد مردان بزرگ الهی چون حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع)، پیامبر اسلام(ص)، امام علی(ع) و فرزندان زهرا(س) میانداخت. سایر صفات عالیهای که در این آیه آخر «سوره فتح» آمده؛ همگی نشاندهنده روش و منش مردان بزرگ الهی در طول تاریخ است؛ روشی که قرآن خواسته آن را برای ما تداعی و جاودانه کند.
اما برای ورود به پاسخ شما، سخن خود را با بیتی بسیار ناب از خود حضرت «آیتاللهالعظمی سیدعلی حسینی خامنهای» آغاز میکنم. همانگونه که اشاره داشتید؛ ایشان در شاعری نیز سرآمد بودند، اما همواره این استعداد را پوشانده و هرگز نخواستند که از خود سخنی به میان آورند.
اگر اشتباه نکنم، در آخرین یا یکی از آخرین جلسههای شاعرانهای که هر سال در نیمه «ماه مبارک رمضان» تشکیل میشد، بیتی از غزلی را که سروده خودشان بود، خواندند. من کلام خود را با آن بیت ادامه میدهد که به راستی نمایی از وجود این امام و رهبر شهید بود. در آن روز و در آن جلسه که بنده نیز افتخار حضور داشتم، ایشان ناگهان این بیت نازنین و زیبا را فرمودند؛ بیتی که هم آهنگ و موسیقی آن بس قابلتوجه است و هم معنا و مفهوم آن به شکل کامل با شخصیت این شهید بزرگوار تطبیق دارد:
سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرم
چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم
شخصیتی چون «رهبر شهید»، تا آنجا که ما سراغ داریم و تاریخ نشان میدهد، در صد سال اخیر بینظیر است. البته نباید در ابعاد شخصیتی ایشان مبالغه و غلو کرد، اما با انصاف باید گفت که در طول تاریخ این سرزمین، چنین شخصیت جامعالشرایطی نظیر نداشته است. ما مردان و زنان بزرگی در حوزههای گوناگون علمی، هنری، ادبی، نظامی، سیاسی و اجتماعی در این کشور کم نداشته و نداریم؛ خدای را باید شکر گفت که این سرزمین، معدن اذهان شکفته و غنی انسانی است. اما هر یک از این شخصیتهای نامدار، در یک رشته تخصصی یا در نهایت در چند رشته سرآمد بودند.
اینکه کسی توفیق یابد هم رهبری سیاسی و الهی کشوری بزرگ -و حتی اگر بگویم بخش عظیمی از مسلمانان- را به دوش بکشد و در عین حال در ابعاد و زوایای مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی، ادبی، علوم بینالملل، شناخت حیلهگریهای استعمار نو و کهن، مبارزه با استبداد داخلی، مبارزه با استعمار خارجی، زجرکشیدن، زندان رفتن، جبهه دیدن و رزمیدن، و در مجموع انسانی ششدانگ و هوشیار باشد که دشمنانش اعتراف کنند که نمیتوان ایشان را فریب داد و نه اهل خدعه است و نه میتوان او را با فریبکاریهای معمول و غیرمعمول شکست داد، در تاریخ این کشور نظیر ندارد.
ما هنگامی که از «امام شهید» و بزرگمان؛ «خامنهای عزیز» سخن میگوییم، بیاختیار به «ابنسینا» و هوش فراوان او و کتاب «شفا» و «فلسفه مشائی» میافتیم. زمانی که از «امام شهیدمان» یاد میکنیم، ناگاه «زکریای رازی»، «فارابی» و «خوارزمی» در ذهنمان تداعی میشوند. وقتی از «امام بزرگ، شهید خامنهای عزیز» یاد میکنیم، به یاد میآوریم که در این کشور «کُلینیها»، «شیخ انصاریها»، «آخوند خراسانی» و «ملاصدرا» را داشتهایم و به یاد بزرگان فلسفه اسلامی میافتیم.
گاه میخواهم بگویم که به یاد «حافظ» میافتیم، اما یادم نمیرود که «آقای شهید ایران» یک «سعدیشناس» نیز بود و از «فردوسی» بارها برای ما سخن گفت و «شاهنامهخوانی» را به یاد ما آورد. ایشان در چندین پیام شفاهی یا کتبی، از «حکمت فردوسی» برای ما گفتند. همه اینها که برشمردم، بخش بسیار اندکی از مجموعهی گفتارها و رویدادهای فرهنگی است و من تنها از بُعد فرهنگی یاد کردم، زیرا استواری این گفتوگو بر بنیان «نگرش و بینش منظومه فرهنگی و ادبی امام شهید» قرار گرفته است.

اما نباید فراموش کنیم که «آقای شهید ایران» پشتیبان بسیاری از مسائلی بودند که امروز ثمره کارها و پشتیبانیهای ایشان را در آنها مشاهده میکنیم. یک نمونه بارز، «صنعت موشکسازی» است که امروز بیش و پیش از هر چیز، مردم ما و مردم جهان، ثمره آن را میبینند که چگونه کشور ما را در برابر زیادهخواهیهای استکبار محافظت کرده است.
من از پشتیبانی آن بزرگوار از «صنعت نانوتکنولوژی»، «سلولهای بنیادی»، سیاستهای پیچیده و چندلایه بینالمللی کشورمان در برابر استعمارگران و استکبار -که شرط اول آن شجاعت، صراحت، مطالعه عمیق و به ویژه هوشیاری است، از پشتیبانی از نیروهای نظامی و انتظامی، از اطلاعات گستردهشان درباره مسائل علوم اجتماعی و پیگیریهایشان برای جلوگیری از آسیبهای اجتماعی، و از حمایتشان از ورزشکاران، هنرمندان و سیاستورزان، زیاد سخن نمیگویم؛ چراکه این مجال و مقال، جای پرداختن به موضوع فرهنگی دارد و بس.
برای پایان سخن خود در این زمان به این نکته اختصاص میدهد که «امام شهید» ستارهای تک بودند در آسمان شبانگاهان این کشور و خورشیدی درخشان در صبحگاهان و روزگارانش که شب و روز ما را به روشنایی آراسته بودند.
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا که آن مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
ایکنا – کتاب «امین زبان و ادب پارسی» اثری است که با نگاهی پژوهشی، دیدگاهها، رهنمودها، تأکیدها و رویکردهای «آقای شهید ایران»، رهبر فرزانه، حکیم و معظم انقلاب اسلامی را درباره زبان و ادب فارسی گردآوری و تحلیل کرده است. هنگامی که از چنین اثری سخن میگوییم، با منظومهای از اندیشههای راهبردی درباره جایگاه زبان فارسی، پیشینه درخشان شعر و ادب این سرزمین و نسبت آن با هویت ملی و فرهنگی ایرانیان روبهرو هستیم. این منظومه عظیم ادبی، فرهنگی و تمدنی را چگونه میتوانیم در سپهر اندیشهگی، کُنشگری و توسعهبخشی کلام و عمل «رهبر شهید» مورد کاوش و مداقه قرار دهیم؟ یا بیان سادهتر؛ رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی چه نگرش و راهبردی درباره پویایی، پاسداشت و گسترش زبان و ادب فارسی داشتند؛ زبانی که از یک سو بر قله بیش از 1100 سال شعر و ادب فارسی استوار است و از سوی دیگر، امروز نیز زبانِ اندیشه، فرهنگ، هویت، بینش و زیست اجتماعی مردم ایران به شمار میآید.
اجازه میخواهم پیش از ورود به بحث تخصصی «زبان و ادب فارسی» در منظومه فکری و سلوک معنوی «آقای شهید» ایران، به برخی از سیاستهای کلان فرهنگی مورد اهتمام رهبر معظم انقلاب اسلامی اشاره کنم و سپس بهصورت ویژه دیدگاههای ایشان درباره زبان فارسی را بررسی خواهیم کرد. این همان مولفهای است که سالها در آن پژوهش و مطالعه کردهام.
معتقدم؛ حمایت از زبان فارسی تنها یکی از اضلاع منظومه فرهنگی رهبر معظم انقلاب اسلامی به شمار میآید. در کنار این موضوع، یکی از مهمترین عرصههایی که همواره مورد توجه و حمایت ایشان قرار داشت، تقویت فرهنگستانهای کشور بود. فرهنگستان زبان و ادب فارسی، فرهنگستان علوم و فرهنگستان هنر، از جمله نهادهایی بودند که معظمله برای نقشآفرینی آنها در تولید دانش، سیاستگذاری فرهنگی و سامانبخشی به فعالیتهای علمی، اهمیت فراوانی قائل بودند. «امام شهید» حتی درباره تقویت ساختارهای اداری، فراهم شدن زیرساختهای لازم و استقرار مناسب این نهادها نیز پیگیری و اهتمام ویژهای داشتند.
بر این باورم که رهبر معظم انقلاب، مهندسی فرهنگی کشور را در ابعاد گوناگون با مدیریتی راهبردی، معنوی و آیندهنگر هدایت میکردند. هنگامی که از «مدیریت معنوی» سخن میگوییم، مقصود آن است که ایشان سیاستهای کلان فرهنگی کشور را برای مردم، جوانان و مسئولان تبیین و ترسیم میکردند. جایگاه رهبری، ورود به عرصه اجرا نیست؛ ازاینرو اگر در برخی حوزهها ضعف، کاستی یا ناکامی مشاهده میشود، مسئولیت آن بر عهده مدیران اجرایی و دستگاههای مسئول است.
وظیفه رهبر، هدایت کلان نظام اسلامی، ترسیم مسیر حرکت و صیانت از آن است تا حرکت کشور از مسیر اصلی خود خارج نشود و در جهت تحقق اهداف و آرمانهای تعیینشده استمرار یابد. از همین منظر، شأن رهبری را باید در هدایت، نظارت، آیندهنگری و بنیانگذاری زیرساختهای مستحکم فرهنگی جستوجو کرد.
با این مقدمه، اجازه دهید به چند مؤلفه مهم در مهندسی فرهنگی از نگاه «آقای شهید ایران» اشاره کنم و سپس به بحث تخصصی زبان و ادب فارسی بپردازم.
نخستین محور، توجه ویژه «امام شهید» به فرهنگستانهای کشور بود. معظمله برای نهادهایی که مأموریت تولید دانش، انجام پژوهشهای بنیادی و بهرهگیری از ظرفیت نخبگان علمی کشور را بر عهده دارند، جایگاهی ویژه قائل بودند. از همین رو، نشستهای متعددی با اعضای فرهنگستانها برگزار میکردند، سیاستهای کلان را برای آنان تبیین میفرمودند و همواره بر نقشآفرینی مؤثر این مجموعهها در پیشرفت علمی و فرهنگی کشور تأکید داشتند.
دومین محور مهم در منظومه فرهنگی «رهبر شهید» و معظم انقلاب اسلامی، توجه به «شورای عالی انقلاب فرهنگی» است. ایشان هر سال با اعضای این شورا نشستهای منظم برگزار میکردند، گزارشهای آنها را میشنیدند و جهتگیریهای کلان را تبیین میفرمودند. «امام شهید» در یکی از دیدارها تصریح کردند که مأموریت شورای عالی انقلاب فرهنگی تنها سیاستگذاری نیست، بلکه پیگیری، نظارت و تحقق سیاستهای فرهنگی نیز بر عهده این شورا قرار دارد. در حقیقت، مهندسی فرهنگی جامعه و سامانبخشی به ساختار فرهنگی کشور، که همان نرمافزار اداره جامعه به شمار میآید، باید از سوی این شورا دنبال و محقق شود.

توجه ویژه «رهبر و آقای شهید ایران» به رسانه ملی؛ از دیگر ارکان این منظومه فرهنگی شناخته میشود. بنده در کتابی حدود ۴۰۰ صفحهای که درباره دیدگاههای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه زبان فارسی تدوین کردهام، مشاهده کردم که تنها رهنمودهای ایشان درباره صداوسیما نزدیک به یکچهارم حجم کتاب را دربر میگیرد. به بیان دیگر، حدود ۵۰ تا ۷۰ صفحه از این اثر تنها به توصیهها و مطالب مرتبط با «رسانه ملی» در حوزه «زبان فارسی» اختصاص یافته است.
همین نکته نشان میدهد که «رهبر شهید انقلاب» برای نقش صداوسیما در پاسداشت، تقویت و ترویج زبان فارسی اهمیت فوقالعادهای قائل بودند و در ابعاد گوناگون، رهنمودهای فراوانی در این زمینه ارائه کردهاند.
از دیگر جلوههای مهندسی فرهنگی «آقای شهید ایران»، برگزاری مستمر دیدارهای سالانه با شاعران بود. ایشان با استمرار این جلسات، توجه به شعر را از یک فعالیت محدود فرهنگی به یک جریان اثرگذار و زنده در فضای فرهنگی کشور تبدیل کردند.
سنت تقریظنویسی «آقای شهید ایران» بر کتابها نیز پدیدهای کمنظیر در تاریخ معاصر ایران است. به اعتقاد من، شیوهای که ایشان در تقریظنویسی برگزیدند، در تاریخ کشور سابقه نداشت. رهبر معظم انقلاب از این ظرفیت فرهنگی برای سوق دادن اقشار مختلف جامعه، بهویژه نسل جوان، به مطالعه کتاب بهره گرفتند. بخش قابل توجهی از این تقریظها بر آثار مرتبط با دفاع مقدس، زندگی شهدا، مدافعان حرم، خانوادههای شهدا و همچنین نقش همسران، مادران و فرزندان شهدا در پشتیبانی از جبهه مقاومت نگاشته شد و در عمل، نهضتی فراگیر برای ترویج کتابخوانی در کشور شکل گرفت.
برگزاری دیدارهای سالانه با ذاکران اهلبیت(ع)، نشستهای قرآنی ابتدای ماه مبارک رمضان، دیدارهای مستمر با استادان دانشگاه و دانشجویان و طرح مباحث فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در این نشستها، از دیگر جلوههای مهندسی فرهنگی «امام و آقای شهید ایران» به شمار میرود.
یکی از مهمترین مؤلفههای این منظومه فرهنگی، اهتمام عملی «رهبر شهید» به مطالعه بود. ایشان خود از اهل مطالعه جدی بودند و در حوزههای گوناگون علوم و معارف به مطالعه مستمر میپرداختند. همین ویژگی، بهتنهایی جامعه را به سوی کتابخوانی و مطالعه سوق داد و الگویی عملی برای نخبگان و جوانان پدید آورد.
توجه ویژه به فلسفه و تأکید بر روزآمدسازی آن نیز از دیگر ویژگیهای نگاه فرهنگی «رهبر شهید انقلاب» بود. ایشان معتقد بودند که فلسفه نباید در گوشهای از محافل علمی محصور بماند، بلکه باید برای آن پشتوانه اجتماعی و حتی سیاسی فراهم شود تا بتواند در متن جامعه اثرگذاری داشته باشد. از همین منظر، حتی بر ضرورت آموزش فلسفه به کودکان نیز تأکید کرده بودند.
اهتمام «امام شهید» انقلاب به تحول حوزههای علمیه، ارتقای دانشگاهها، تقویت کرسیهای آزاداندیشی، تعمیق وحدت حوزه و دانشگاه و دهها محور دیگر، هر یک موضوعی مستقل و گسترده است که پرداختن به آنها مجال بیشتری میطلبد.
ایکنا – حال نگاهی به بلندای نگاه «آقای شهید یاران» به زبان و ادب فارسی، پیشینه مطالعات ادبی ایشان و گستره آشنایی معظم له با شعر و ادبیات فارسی داشته باشیم.
هنگامی که از «زبان فارسی» در منظومه فکری «رهبر شهید» سخن میگوییم، در حقیقت با مجموعهای منسجم، عمیق و پرمایه از دیدگاهها و رهنمودهای روبهرو ایشان هستیم.
اگر بخواهیم درباره آشنایی «رهبر شهید» با ادبیات فارسی سخن بگوییم، باید به سالهای نوجوانی معظمله بازگردیم. رهبر معظم انقلاب از حدود 12 یا 13 سالگی با ادبیات انس گرفتند. نخستین زمینه این آشنایی، کتابخانه پدر بزرگوارشان و کتابهای حوزوی موجود در آن بود که ایشان را به مطالعه سوق داد.
البته پیش از آن نیز فضای فرهنگی خانواده در شکلگیری این علاقه نقش مهمی داشت. مادر مکرمه ایشان بانویی اهل مطالعه و دلبسته شعر حافظ بودند. «آقای شهید ایران» در یکی از بیانات خود فرمودهاند که نخستین بیت از «حافظ» را از زبان مادرشان شنیدهاند:
سحر چون خسرو خاور، علم بر کوهساران زد
به دست مرحمت یارم، در امیدواران زد
همین فضای فرهنگی، زمینه انس عمیق ایشان با شعر و ادب فارسی را از سالهای کودکی فراهم کرد.
«رهبر شهید انقلاب» در کنار تحصیل علوم حوزوی، به مطالعه آثار ادبی جهان نیز روی آوردند. ایشان در مقطعی فرمودهاند که از حدود 12 تا نزدیک 20 سالگی، به تقریب رمان شاخصی از ادبیات جهان نبود که منتشر شده باشد و آن را مطالعه نکرده باشند. این گستره مطالعات، در کنار آشنایی عمیق با متون کلاسیک فارسی، شخصیت ادبی کمنظیری برای ایشان پدید آورد.
در کنار «ادبیات جهان»، «ادبیات فارسی» نیز همواره یکی از اصلیترین حوزههای مطالعاتی «آقای شهید ایران» بود. با اطمینان میتوان گفت ایشان تاریخ بیش از 1200 ساله ادبیات فارسی، از آغاز شکلگیری شعر فارسی در سدههای نخستین تا ادبیات معاصر و انقلاب اسلامی را با دقت مطالعه کردهاند. البته در برخی دورهها و درباره برخی شاعران، تأمل و توقف بیشتری داشتهاند و دیدگاههای تحلیلی ارزشمندی نیز ارائه کردهاند.

هنگامی که سخنان «رهبر شهید» درباره شعر و ادب فارسی را مرور میکنیم، گستره این آشنایی بهخوبی آشکار میشود؛ از استناد به اشعار «ناصرخسرو» در دیدار با دانشجویان تا خوانش اشعار زندهنام «اخوان ثالث» و دیگر شاعران معاصر در سالهای اخیر، همگی نشاندهنده احاطه علمی و ذوق ادبی ایشان است.
«رهبر شهید» انقلاب در یکی از دیدارهای دانشجویی، این بیت ناصرخسرو را قرائت کردند:
دیر بماندم در این سرای کهن، من
تا کهنم کرد صحبت دی و بهمن
این تنها نمونهای از حضور مستمر شعر فارسی در بیانات و سخنان ایشان است.
بررسی آثار، سخنرانیها و دیدارهای «رهبر شهید انقلاب» نشان میدهد که ایشان با برجستهترین شاعران دورههای مختلف ادبیات فارسی مأنوس بودهاند و آثار آنها را با دقت مطالعه کردهاند. افزون بر این، شناخت دقیق ایشان از سبکهای ادبی نیز بسیار قابل توجه است. معظمله ویژگیهای «سبک خراسانی»، «سبک عراقی»، «سبک هندی» و «دوره بازگشت ادبی» را بهخوبی میشناختند و در تحلیلهای خود به ویژگیهای هر یک از این سبکها اشاره میکردند.
علاقه ویژه رهبر معظم انقلاب در میان سبکهای ادبی، بیش از همه به «سبک هندی» معطوف بود و در میان شاعران این سبک نیز ارادت و توجه خاصی به «صائب تبریزی» و «بیدل دهلوی» داشتند؛ چنانکه در مناسبتهای مختلف، بارها اشعاری از این دو شاعر را قرائت و تحلیل کردهاند.
در حوزه اشاره به نگاه «رهبر شهید انقلاب» به «شعر معاصر» نیز گفتنیهای فراوانی وجود دارد. علاقه ایشان تنها به «شعر کلاسیک فارسی» محدود نمیشد، بلکه «شعر معاصر» را نیز با دقت دنبال میکردند و درباره بسیاری از شاعران معاصر، دیدگاههای دقیق و تحلیلی ارائه دادهاند.
برای نمونه، نگاه «آقای شهید یاران» به اشعار «فروغ فرخزاد» و مقایسهای که میان او و «پروین اعتصامی» مطرح کردهاند، از جمله تحلیلهای ماندگار ایشان در حوزه ادبیات معاصر است. همچنین درباره شاعرانی همچون «طاهره صفارزاده»، «سپیده کاشانی»، «رهی معیری»، «هوشنگ ابتهاج»، «توللی»، «حمیدی شیرازی» و شماری دیگر از شاعران معاصر نیز در مناسبتهای مختلف سخن گفتهاند و آثار آنها را مورد توجه و ارزیابی قرار دادهاند.
یکی از نمونههای اُنس عمیق «رهبر شهید انقلاب» با شعر فارسی، استنادهای مکرر ایشان به اشعار زندهنام «پروین اعتصامی» است. معظمله حتی در برخی جلسات اداری نیز ابیاتی از این شاعر بزرگ را قرائت میکردند که نشاندهنده پیوند عمیق اندیشه و ادبیات در نگاه ایشان است. از جمله این ابیات:
هر بلایی کز تو آید نعمتی است
هر که را رنجی دهی، آن رحمتی است
زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را
تیشه، زان بر هر رگ و بندم زنند
تا که با مهر تو، پیوندم زنند

«آقای شهید ایران» توجه ویژهای به ادبیات انقلاب اسلامی نیز داشتند؛ معظمله همواره آثار شاعران برجسته انقلاب اسلامی و نیز نسلهای جدید شاعران را مطالعه میکردند و در دیدارهای سالانه با شاعران، ضمن قرائت اشعار آنها، به نقد، تحلیل و ارائه رهنمودهای ادبی میپرداختند. گاه نیز اشعاری از سرودههای خود را برای حاضران میخواندند که این امر، از ارتباط عمیق و مستمر ایشان با فضای شعر و ادبیات معاصر حکایت دارد.
آشنایی «رهبر شهید» با «ادبیات عرب»، شاخههای گوناگون «زبان فارسی» و ظرفیتهای تمدنی این زبان، خود موضوعی مستقل و گسترده است که باید در فرصتی دیگر به آن پرداخت.
اما در پایان این گفتوگو میخواهم نقبی به راهبرد «آقای شهید ایران» درباره آینده «زبان فارسی» بزنم. از منظر ایشان، حمایت از «زبان فارسی» تنها به حفظ واژگان یا پاسداری از میراث ادبی محدود نمیشود، بلکه تقویت «زبان فارسی» از دیدگاه ایشان، به معنای تقویت «هویت»، «فرهنگ» و «تمدن ایرانی ـ اسلامی» است. بر همین اساس، معظم له همواره تأکید داشتند که زبان فارسی باید در داخل کشور استحکام بیشتری پیدا کند و در عرصه بینالمللی نیز گسترش یابد.
«رهبر شهید ایران» بر این باور بودند که در معرفی فرهنگ و ادبیات ایران به جهان، نباید تنها به ترجمه آثار فارسی اکتفا کرد، بلکه باید خود زبان فارسی در دیگر کشورها آموزش داده شود و گسترش یابد. از نگاه ایشان، توسعه آموزش زبان فارسی در کشورهای مختلف، بهویژه کشورهای شبهقاره، آسیای میانه، قفقاز و دیگر سرزمینهایی که پیشینه تاریخی و فرهنگی مشترکی با ایران دارند، ضرورتی راهبردی و بخشی از دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به شمار میآید.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
