امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 25 محرم 1448
شناسه خبر : 372922
  پرینت تاریخ انتشار : 10 جولای 2026 - 9:39 | 3 بازدید

آه بی‌پایان ایران؛ از روز شهادت تا آخرین بدرقه رهبر شهید

چهار ماه از آن صبح تلخ می‌گذرد؛ از روزی که خبر شهادت رهبر، ایران را در بهتی عمیق فرو برد و اشک را مهمان چشم میلیون‌ها دلداده کرد و اما فصل دیگری از این اندوه رقم خورده است؛ فصل وداع. از تهران تا قم، از نجف و کربلا تا مشهد، خیل عاشقان آمدند تا آخرین […]

آه بی‌پایان ایران؛ از روز شهادت تا آخرین بدرقه رهبر شهید


تشییع پیکر رهبر شهیدچهار ماه از آن صبح تلخ می‌گذرد؛ از روزی که خبر شهادت رهبر، ایران را در بهتی عمیق فرو برد و اشک را مهمان چشم میلیون‌ها دلداده کرد و اما فصل دیگری از این اندوه رقم خورده است؛ فصل وداع. از تهران تا قم، از نجف و کربلا تا مشهد، خیل عاشقان آمدند تا آخرین سلام را به رهبر شهید خود بگویند؛ وداعی که شکوه عشق، وفاداری و وحدت یک ملت را به تصویر کشیده و روایت آن از توان قلم و وسعت واژه‌ها فراتر است.

 

هنوز قلم را به دست نگرفته‌ام تا روایت وداع را آغاز کنم؛ گویی واژه‌ها نیز مانند دل‌های داغدار این روزها توان ایستادن ندارند. لحظه به لحظه چهار ماه گذشته، در ذهنم ورق می‌خورد، از آن صبح تلخ که خبر شهادت رهبر، چون صاعقه‌ای بر جان ایران فرود آمد تا امروز که کاروان وداع، آخرین بدرقه عاشقان را رقم زد. چگونه می‌توان از اندوه ملتی نوشت که پیشوای خود را از دست داد و چگونه می‌توان از داغی سخن گفت که سال‌ها نوشتن نیز توان بیانش را ندارد؟

 

هنوز صدای نخستین فریادهای مردم در گوش تاریخ مانده است؛ مردمی که بی‌اختیار به کوچه‌ها و خیابان‌ها آمدند، اشک ریختند و با شعار «یا ثارات الخامنه‌ای» عهدی دوباره با آرمان‌های رهبر شهید خود بستند، مردمی که در سرمای زمستان، با دهان روزه اشک بر گونه جاری و اعلام کردند اگر پای دفاع از میهن و ولایت باشد، جان و مالشان را بی‌دریغ تقدیم خواهند کرد.

 

اکنون که قلم در دست گرفته‌ام، بیش از هر زمان دیگری می‌فهمم نوشتن این حجم از عشق ناممکن است. مگر می‌توان خلوص میلیون‌ها دل را در چند سطر جای داد؟ مگر می‌توان اشک مادران، بغض پدران، دلتنگی جوانان و نگاه معصوم کودکانی را که سیاه‌پوش این مصیبت شده‌اند، در قاب واژه‌ها به تصویر کشید؟ هر بار که می‌خواهم بنویسم، اشک امان نمی‌دهد، دست می‌لرزد و رشته کلام از ذهن می‌گریزد.

 

این روزها هرجا که چشم می‌اندازی، موج انسان‌هایی را می‌بینی که از سراسر ایران و حتی آن سوی مرزها خود را شتابان به تهران، قم و مشهد رسانده‌اند تا آخرین سلام را به بزرگ‌مرد جهان اسلام بگویند. گویی تمام دلتنگی این چند ماه در همین روزهای وداع جمع شده است. پیر و جوان، زن و مرد، کودک و نوجوان، فارس، ترک، کرد ،بلوچ و عرب همه زیر یک پرچم و با یک بغض، در سوگ نشسته‌اند، اینجا دیگر هیچ تفاوتی معنا ندارد؛ همه عزادارند، عزادار رهبری که ادامه‌دهنده راه سیدالشهدا علیه‌السلام بود؛ راهی که با آزادگی آغاز شد و با مقاومت امتداد یافت.

 

نمی‌دانم از کجا بنویسم؛ از کدام خیابان، از کدام کوچه، از کدام محله و از کدام چهره. از آن مادری که اشک می‌ریزد، از نوجوانی که پرچم در دست گرفته، از پیرمردی که با عصا خود را به مراسم رسانده یا از کودکی که هنوز معنای کامل این داغ را نمی‌داند، اما با چشمانی اشکبار در آغوش پدر ایستاده است؟ از جنایت دشمنی بنویسم که ناجوانمردانه رهبر امتی ولایت‌مدار را در خانه به شهادت رساند یا از دل‌های خونینی که با این مصیبت، استوارتر از همیشه به میدان آمدند؟

 

پس از شهادت رهبر شهید، ایران یکپارچه به صحنه همدلی تبدیل شد. میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها آمدند، گریستند، سینه زدند و در کنار سوگواری، بار دیگر برای دفاع از میهن، وحدت و ایستادگی خود را به نمایش گذاشتند. عده‌ای راهی میدان نبرد شدند و جان بر کف گرفتند، عده‌ای با نذر، کمک‌های مالی و خدمت‌رسانی، سهم خود را ادا کردند و بسیاری نیز تنها سرمایه‌شان، اشک و دعا بود، اما همه در یک چیز مشترک بودند؛ عشق به ایران، عشق به ولایت و وفاداری به آرمان‌هایی که رهبر شهید برای آن زیست و در همان راه به دیدار پروردگار شتافت.

 

و سرانجام پیکر مطهر رهبر شهید پس از تشییع باشکوه در تهران، قم و عراق، به مشهدالرضا رسید؛ شهری که سال‌ها با آن مأنوس بود و اکنون در جوار بارگاه نورانی حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام آرام گرفت، گویی این پایان یک سفر نبود؛ آغاز فصلی تازه در تاریخ مقاومت بود.

 

رهبر شهید انقلاب با شهادتش دل‌های خفته را بیدار کرد، معادلات بسیاری را دگرگون ساخت و بار دیگر به جهانیان آموخت که راه حسین علیه‌السلام محدود به زمان و مکان نیست. این راه، راه حق و آزادگی است؛ راهی که با خون شهیدان زنده می‌ماند و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران به فضل الهی در نهایت به صاحب اصلی‌اش حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه خواهد رسید و این وعده‌ای است که عاشقان، با اشک، ایمان و استقامت، هر روز آن را زمزمه می‌کنند.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.