بیتابی برای آخرین وداع؛ روایت دومین روز بدرقه مردمی امام شهید
به گزارش ایکنا، آیین بدرقه امام شهید در دومین روز خود، از نخستین دقایق بامداد و پس از شب زنده داری عزاداران قائد شهید، با عهدی دوباره، دلبری عاشقانه و مناجات سحرگاهی آغاز شد. در چهاردهمین روز نخستین ماه تابستان، فضای مصلای امام خمینی(ره) آکنده از زمزمه دعا، لعن بر دشمنان، طلب رحمت برای رهبر […]

به گزارش ایکنا، آیین بدرقه امام شهید در دومین روز خود، از نخستین دقایق بامداد و پس از شب زنده داری عزاداران قائد شهید، با عهدی دوباره، دلبری عاشقانه و مناجات سحرگاهی آغاز شد. در چهاردهمین روز نخستین ماه تابستان، فضای مصلای امام خمینی(ره) آکنده از زمزمه دعا، لعن بر دشمنان، طلب رحمت برای رهبر شهید، فرماندهان شهید، نیروهای مسلح و دولت خدمتگزار بود؛ گویی هر دعا، پیمانی دوباره برای ادامه راه شهیدان به شمار میرفت.
ساعتی پس از اقامه نماز صبح، زائران و دلدادگان، زیارت عاشورا و دعای توسل را به نیابت از رهبر شهید و خانواده شهید ایشان زمزمه کردند. عاشقانی که از ساعتها پیش خود را به مصلا رسانده بودند، لحظهشماری میکردند تا در نماز بر پیکر قائد شهید حضور یابند؛ نمازی که تا همین چندی پیش با اقتدای همین مردم به رهبر شهید اقامه میشد، اما این بار، همان صفوف، برای وداع با او و خانواده شهیدش شکل گرفت؛ تصویری که اشک را بر چشمان بسیاری جاری کرده بود.
از نخستین ساعات بامداد، سیل جمعیت از هر سو به مصلا میرسید؛ از استانهای دور و نزدیک، از روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ و حتی از کشورهای همسایه چون پاکستان، افغانستان و عراق و امثالهم. برخی شب را در راه گذرانده بودند، برخی با اتوبوس، قطار، هواپیما یا خودروهای شخصی خود را رسانده بودند و گروهی تنها برای چند ساعت حضور، مرزها را پشت سر گذاشته بودند. انگار فاصلههای جغرافیایی در برابر اندوه این وداع، معنای خود را از دست داده بود.
طنین «یا حسین(ع)»، «لبیک یا خامنهای»، «سیدعلی، منتقم خون تو هستیم»، هیهات منا الذله و دیگر شعارهای حماسی، لحظهای در مصلا خاموش نمیشد. چشمان خیس، زمزمههای زیر لب و لبیکگویی عاشقان رهبر شهید، فضای مراسم را به صحنهای از دلدادگی و تجدید عهد بدل کرده بود. در ادامه نیز سیدمهدی حسینی با مرثیهسرایی و ذکر مصیبت، حال و هوای معنوی مراسم را دوچندان کرد و اشکهای حاضران را روان ساخت.
آنچه بیش از همه در این بدرقه دیده میشد، شتاب برای رسیدن بود؛ شتابی نه از بیم جا ماندن از یک مراسم، بلکه از هراس پایان یافتن آخرین فرصت وداع. هر کس میخواست پیش از آنکه پیکر رهبر شهید راهی آرامگاه ابدی شود، سلام آخرش را برساند. اینجا دیگر جمعیت، تنها یک عدد نبود؛ هر چهره، روایتی از دلتنگی بود و هر قدم، نشانی از عهدی که مردم با شهید خود بسته بودند.
خبر درحال تکمیل است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

