دسته حسینیه اعظم زنجان از زبان قدیمیها
امروز دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان در یومالعباس یکی از بزرگترین اجتماعات مذهبی کشور است؛ آیینی که به عنوان نخستین مراسم عزاداری ثبت شده در فهرست میراث ناملموس ایران شناخته میشود و آوازه آن سالهاست از مرزهای کشور فراتر رفته است. اما شکوه امروز، بر شانههای خاطرات مردمانی بنا شده که محرم را در روزگاری دیگر […]

امروز دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان در یومالعباس یکی از بزرگترین اجتماعات مذهبی کشور است؛ آیینی که به عنوان نخستین مراسم عزاداری ثبت شده در فهرست میراث ناملموس ایران شناخته میشود و آوازه آن سالهاست از مرزهای کشور فراتر رفته است. اما شکوه امروز، بر شانههای خاطرات مردمانی بنا شده که محرم را در روزگاری دیگر زندگی کردهاند.
پیرمردی که بیش از 70 سال از عمرش را در همین محله گذرانده، میگوید: آن روزها محرم از چند روز مانده به شروعش آغاز میشد. مردم خانههایشان را سیاهپوش میکردند، بچهها برای آوردن علم و پرچم ذوق داشتند و همه میدانستند هشتم محرم، روز قرار عاشقان است.
قدیمیهای زنجان میگویند دسته حسینیه اعظم آن روزها اگرچه از نظر جمعیت قابل مقایسه با امروز نبود، اما صمیمیتی داشت که هنوز در خاطرهها زنده است. بیشتر عزاداران یکدیگر را میشناختند. اگر کسی در دسته دیده نمیشد، همه سراغش را میگرفتند. محرم تنها موسم عزاداری نبود؛ موسم دیدار، همدلی و تجدید عهد با همسایهها و خویشاوندان بود.
یکی از پیرغلامان میگوید: هیچکس برای دیده شدن نمیآمد. همه آمده بودند که در عزای امام حسین(ع) سهمی داشته باشند. نه دوربینی بود، نه رسانهای؛ فقط اشک بود و نوای یا حسین.
آبگوشتی که طعم همدلی داشت
یکی از خاطرات مشترک بسیاری از سالمندان زنجان، سفرههای نذری حسینیه است. تا اواخر دهه ۶۰، هر روز محرم دیگهای بزرگ آبگوشت برپا میشد و مردم از محلههای مختلف شهر برای اطعام به حسینیه میآمدند. برخی همانجا کنار دیگر عزاداران غذا میخوردند و برخی ظرفی همراه داشتند تا سهم خانواده را به خانه ببرند. به گفته حسن حسینعلی، این سنت تا پایان دهه ۶۰ ادامه داشت و بخشی از هویت اجتماعی محرم در زنجان بود.
یکی از سالمندان میگوید: آن سفرهها فقط غذا نبود؛ همه کنار هم مینشستند. کسی نمیپرسید چه کارهای یا چقدر پول داری. همه مهمان امام حسین(ع) بودند.
از کوچههای خاکی تا خیابانهای مملو از جمعیت
امروز مدیریت دسته با حضور صدها خادم، نیروهای امدادی و انتظامی انجام میشود، اما قدیمیها از روزگاری سخن میگویند که خیابانها خاکی بود و نظم دسته را احترام مردم حفظ میکرد. اگر کودکی در میان جمعیت گم میشد، همه برای پیدا کردن خانوادهاش دست به دست هم میدادند. اگر عزاداری خسته میشد، درب خانههای مسیر به روی او باز بود و استکانی چای یا لیوانی آب، پذیرایی ساده اما صمیمانه مردم بود.
یکی از جلوههای ماندگار حسینیه اعظم، سنت قربانی است. بسیاری از خانوادههای زنجانی میگویند نذر قربانی را از پدران و پدربزرگان خود به ارث بردهاند.
امروز نیز فرزندان همان خانوادهها این سنت را ادامه میدهند. آنچه تغییر کرده، گستره این آیین است؛ بهگونهای که حسینیه اعظم اکنون یکی از بزرگترین مراکز نذر و قربانی در جهان اسلام شناخته میشود.
بررسی اسناد تاریخی نشان میدهد پیشینه حسینیه اعظم به اواخر دوره صفویه میرسد و نام محله حسینیه در منابعی مانند تاریخ دارالعرفان خمسه آمده است. این اسناد نشان میدهد حسینیه تنها یک بنای مذهبی نبوده، بلکه یکی از محلات اثرگذار و تاریخساز زنجان به شمار میرفته است.
آنچه باقی مانده است
در این سالها ساختمانها توسعه یافتهاند، شبستانهای جدید ساخته شده، مسیرها تغییر کرده و جمعیت عزاداران چندین برابر شده است؛ اما قدیمیها معتقدند جوهره دسته همان است که دههها پیش بود؛ اخلاص، همدلی و عشق به امام حسین(ع).
شاید راز ماندگاری دسته حسینیه اعظم نیز همین باشد؛ آیینی که فقط در تاریخ ثبت نشده، بلکه در حافظه مردم زنجان زندگی میکند.
حال امروزه، هر هشتم محرم، پیرمردی که زمانی دست در دست پدرش در این دسته قدم میزد، امروز دست نوهاش را میگیرد و همان مسیر را طی میکند؛ مسیری که بیش از آنکه خیابانی در شهر باشد، راهی است میان گذشته و امروز، خاطره و ایمان و میان نسلهایی که عشق به سیدالشهدا(ع) را سینه به سینه به یکدیگر سپردهاند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

