امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 8 محرم 1448
شناسه خبر : 368182
  پرینت تاریخ انتشار : 23 ژوئن 2026 - 19:52 | 4 بازدید

الهیات عاشورا؛ بازاندیشی در رابطه انسان و خدا

به گزارش ایکنا، سومین نشست از سلسله‌ جلسات خانه اندیشمندان علوم انسانی به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا(ع) با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران و علاقه‌مندان حوزه فرهنگ و اندیشه برگزار شد. در این برنامه، مهدی سیمایی با موضوع «عاشورا و شجاعت تنها زیستن» به سخنرانی پرداخت که این گزارش با عنوان «عظمت عاشورا بیش از […]

الهیات عاشورا؛ بازاندیشی در رابطه انسان و خدا


الهیات عاشورا؛ بازاندیشی در رابطه انسان و خدا
به گزارش ایکنا، سومین نشست از سلسله‌ جلسات خانه اندیشمندان علوم انسانی به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا(ع) با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران و علاقه‌مندان حوزه فرهنگ و اندیشه برگزار شد. در این برنامه، مهدی سیمایی با موضوع «عاشورا و شجاعت تنها زیستن» به سخنرانی پرداخت که این گزارش با عنوان «عظمت عاشورا بیش از هر چیز در «انتخاب» نهفته است» تقدیم مخاطبان شد. در بخش دیگری از این نشست مهدی فیروزان با موضوع «الهیات جدید و مسئله رنج» به سخنرانی پرداخت که در ادامه مشروح سخنان او را می‌خوانیم:

 

سال گذشته در همین ایام در اینجا درباره «رنج و معنای زندگی» و معنایی که امام حسین(ع) به زندگی بخشیدند سخن گفتم. امسال در موقعیتی در خدمت شما هستم که حضور ما با شرایط خاصی هم‌زمان شد؛ حوادثی که در منطقه و کشور رخ داد، جنگ و اتفاقاتی که پیش آمد و مقاومتی که مردم از خود نشان دادند. شرایطی که در آن قرار داریم شاید به‌ظاهر مبهم نباشد، اما شرایطی است که امکان لغزش در آن وجود دارد. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: چه بسیار پیروزی‌های بزرگی که در طول قرن‌ها ساخته شده بود، اما با غرور از میان رفت.

 

 

این سخن مدتی ذهن مرا به خود مشغول کرده بود. با خود فکر کردم آیا می‌توان نگاه دیگری به ماجرای عاشورا داشت؟ آیا می‌توان روایتی از عاشورا ارائه کرد که در عین وفاداری به آموزه‌های دینی، افق تازه‌ای پیش روی ما بگشاید؟ از خدا خواستم توفیقی دهد تا نگرانی خود از وضعیت امروز و همچنین نگاهی را که نسبت به امام حسین(ع) دارم؛ امامی که سرچشمه بسیاری از استقامت‌ها و پیروزی‌های ما بوده‌اند با شما در میان بگذارم. زمان من کوتاه است و ناچارم فشرده سخن بگویم. شاید سخنانم شبیه فهرستی از یک بحث گسترده‌تر باشد، اما تلاش می‌کنم در بخش‌هایی که ممکن است ابهام‌برانگیز باشد توضیح بیشتری بدهم.

 

خدا و انسان در  الهیات سنتی 

 

در الهیات همواره چهار موضوع اصلی مطرح بوده است: خداوند، انسان، رابطه انسان با خدا و بازتاب آسمان در زمین. الهیاتی که هنوز کم‌وبیش در ذهن بسیاری از ما حضور دارد، تحت تأثیر آموزش‌های گذشته و حتی ساختارهای روانی و فرهنگی دیرینه شکل گرفته است. اگر لحظه‌ای در خود تأمل کنیم، می‌بینیم تصویری که بسیاری از ما از خدا داریم شبیه یک پادشاه یا یک قاضی است؛ موجودی که گویی ترازو در دست دارد و اعمال ما را می‌سنجد و ما باید درباره درست و غلط و ثواب و گناه خود پاسخ بدهیم. حتی در ذهن بسیاری از کودکان نیز چنین تصویری شکل گرفته است.

 

حدود سی سال پیش در پژوهشی در دو استان ایران از کودکان پرسیده بودند از چه چیزی بیشتر می‌ترسند. پاسخ اول «سوسک» و پاسخ دوم متأسفانه «خدا» بود. این نشان می‌دهد که در تربیت دینی ما، برای جلوگیری از خطا و گناه، گاه تصویری از خدا ساخته‌ایم که بیشتر شبیه قاضی یک دادگاه است. در چنین تصویری، انسان نیز موجودی است که بیشتر شبیه متهم یا مزدوری عمل می‌کند. عبادت گاهی از سر ترس است و گاهی از سر طمع. گاه می‌ترسیم نعمتی را از دست بدهیم یا در آخرت مجازات شویم و گاه تصور می‌کنیم کارهای نیک نوعی پس‌انداز برای پاداش‌های آینده است.

 

در اینجا باید به تفاوتی ظریف میان «عبادت» و «عبودیت» توجه کرد. این دو واژه بسیار شبیه‌اند، اما معنای یکسانی ندارند. امام موسی صدر در مقاله‌ای توضیح می‌دهد که عبودیت نوعی بردگی است، در حالی که عبادت نوعی تقرب و نزدیکی است. این تمایز حتی در زبان‌های دیگر نیز دیده می‌شود؛ گویی در بسیاری از سنت‌های الهیاتی، انسان در موقعیتی قرار گرفته که بیشتر به برده‌ای در برابر قدرت شباهت دارد تا موجودی که در مسیر تقرب حرکت می‌کند. در چنین چارچوبی، انسان در بسیاری از روایت‌ها موجودی متهم تلقی می‌شود.

 

در مسیحیت از «گناه نخستین» سخن گفته می‌شود و در برخی تفسیرهای اسلامی نیز از «پرده غفلت» بر انسان سخن به میان آمده است. طبیعی است که چنین انسانی اگر عبادت کند، یا از ترس مجازات است یا به امید پاداش. اما پرسش این است که آیا می‌توان با نگاه عاشورا، الهیات را طور دیگری فهمید؟ آیا می‌توان تصویری از خدا، انسان و رابطه میان آن دو ارائه داد که همچنان در چارچوب آموزه‌های دینی باقی بماند، اما انسان را از حالت مأمور معذور خارج کند و او را به انسانی آزاد و مختار تبدیل کند؟

 

برای نزدیک شدن به این بحث، به سخنی از مولوی اشاره می‌کنم. او می‌گوید:

 

گنج مخفی بود ز پری جوش کرد                     

خاک را سلطان اطلس‌پوش کرد

 

این تعبیر به حدیث معروف «کنت کنزاً مخفیاً» اشاره دارد؛ اینکه خداوند گنجی پنهان بود و خواست شناخته شود. اگر ما این نگاه را جدی بگیریم، بسیاری از نسبت‌ها در فهم ما تغییر خواهد کرد. نگاه حاکمیت به مردم، نگاه مردم به حاکمیت، نگاه ما به اسطوره‌ها و حتی نگاه ما به خود زندگی. در این نگاه، خداوند پیش از هر چیز رحیم و رحمان است. او دارای رحمت عام و رحمت خاص است.

 

وقتی از رحمت سخن می‌گوییم ناگزیر به مفهوم «حب» می‌رسیم؛ یعنی عشق. به محض اینکه از رحمت سخن بگوییم، از زیبایی سخن گفته‌ایم و هنگامی که از زیبایی سخن می‌گوییم، از عشق سخن گفته‌ایم. قرآن نیز همین معنا را بازتاب می‌دهد. آن آیه معروف می‌گوید: اگر مرا دوست می‌دارید، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد. این یعنی رابطه میان خدا و انسان در بنیاد خود رابطه‌ای عاشقانه است. با این حال، در ذهن بسیاری از ما تصویری دیگر از خدا شکل گرفته است؛ خدای سریع‌الحساب. گویی بیش از آنکه خدا را با رحمانیت و رحیمیت بشناسیم، با حسابرسی و مجازات می‌شناسیم. حتی در برخی رویه‌های رسمی نیز می‌بینیم که گاه آغاز احکام با تعابیری مانند «بسم‌الله قاصم الجبارین» است، در حالی که اگر حکم دینی را از سر رحمت بدانیم، باید با «بسم‌الله الرحمن الرحیم» آغاز شود. زیرا در قرآن خداوند پیش از هر چیز «ارحم‌الراحمین» معرفی شده است.

 



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.