- علیاصغر(ع)؛ معیار سنجش انسانیت در ترازوی امروز
- محبت، کلید اصلی علاقه به سیدالشهدا(ع) در میان مردم جهان
- حضرت علیاصغر(ع)؛ نماد مظلومیت حق
- عدالت اقتصادی؛ مسئله فراموششده در فهم نهضت عاشورا
- از زمین فوتبال تا میز مذاکره هدف دفاع از عزت و افتخار مردم عزیزمان است
- پیام رهبر معظم انقلاب؛ نمایش حکمرانی مبتنی بر قانون و واقعبینی راهبردی
در ملاقات امام حسین(ع) و عمربن سعد چه گذشت
به گزارش ایکنا از خوزستان، متن زیر روایت روز هفتم ماه محرم براساس کتاب مقتل امام حسین(ع) براساس متون کهن نوشته مرضیه محمدزاده است که تقدیم مخاطبان میشود. «روز هفتم محرم عمر بن سعد به دستور عبیدالله بن زیاد از دسترسی امام به آب و شریعه فرات جلوگیری کرد. عمر بن سعد به عمر بن […]

به گزارش ایکنا از خوزستان، متن زیر روایت روز هفتم ماه محرم براساس کتاب مقتل امام حسین(ع) براساس متون کهن نوشته مرضیه محمدزاده است که تقدیم مخاطبان میشود.
«روز هفتم محرم عمر بن سعد به دستور عبیدالله بن زیاد از دسترسی امام به آب و شریعه فرات جلوگیری کرد.
عمر بن سعد به عمر بن حجاج زبیدی دستور داد تا به همراه پانصد سوار در کنار فرات موضع بگیرد و میان سپاه امام و فرات حائل گردد. امام که میدید پی در پی برای عمر بن سعد کمک میآید و آنان آماده کارزار هستند عمر بن غرضت بن کعب انصاری را برای تعیین وقت مذاکره با پیامی بدین مضمون نزد عمر بن سعد فرستاد که میخواهم چند کلمهای با تو گفتوگو نمایم، بنابراین شامگاه در محلی بین دو لشکر منتظر تو هستم.
عمر بن سعد پذیرفت و شبانه با بیست نفر از همراهان خود حرکت کرد امام نیز با بیست نفر از یارانش از اردوی خود بیرون آمد. مذاکرات محرمانه بود لذا امام از یاران خود خواست که دورتر بایستند و فقط برادرش عباس و پسرش علی اکبر در کنار ایشان بودند. ابن سعد نیز به غیر از پسر خود حفص و یکی از خدمتگزارانش، دیگران را دور کرد. هر دو تا پاسی از شب سخن گفتند. سپس هر یک به سوی سپاه خود برگشتند.
درباره این ملاقات سخنهای مختلفی گفته شده است. امام در کربلا بسیار تلاش کرد که جنگی صورت نگیرد. ایشان برابر روال همه جنگها و در همه فرهنگها در دیداری که قبل از شروع جنگ با عمر بن سعد داشت فرمود وای بر تو ای پسر سعد آیا از خدایی که سرانجام به دیدارش خواهی شتافت نمیترسی؟ آیا با من میجنگی در حالی که میدانی من کیستم؟
این مطلب کاملا طبیعی به نظر میرسد که امام در مذاکرات محرمانه اول کوشش کرده باشد عمر بن سعد را راضی کند که به اردوی او بپیوندد و از همان جا به سوی کوفه حرکت کنند و در این صورت تسخیر کوفه خیلی آسان باشد و در این شرایط عبیدالله بن زیاد باید فرار کند و یا کشته شود. امام و عمر بن سعد سه و یا چهار بار دیگر یکدیگر را ملاقات کردند.
با آشکارتر شدن سیاست خشونت حاکم کوفه امام یک بار دیگر نیز پیکی نزد ابن سعد فرستاد و سخن خود را تکرار کرد که حاضر است حومه کوفه را به سوی حجاز ترک کند و مانع از درگیری گردد. امام به قدری پشتکار و حسن نیت و جوانمردی نشان داد که سرانجام مذاکرات نتیجه مثبت داد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


