امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 5 محرم 1448
شناسه خبر : 367099
  پرینت تاریخ انتشار : 20 ژوئن 2026 - 8:20 | 12 بازدید

شجاعت عاشورایی؛ الگوی کنشگری مسئولانه برای جامعه امروز

عاشورا تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه منظومه‌ای معرفتی است که در آن «شجاعت» نه هیجانی زودگذر، بلکه آمیزه‌ای از عقلانیت، بصیرت و مدیریت ترس در مسیر حق تعریف می‌شود. در این مکتب، دلیری با تهور و جسارت بی‌پایه متفاوت است و بر پایه‌ شناخت دقیق از جبهه‌ حق و جبهه باطل استوار می‌گردد. با […]

شجاعت عاشورایی؛ الگوی کنشگری مسئولانه برای جامعه امروز


شجاعت عاشورایی؛ الگوی کنشگری مسئولانه در شرایط بحرانعاشورا تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه منظومه‌ای معرفتی است که در آن «شجاعت» نه هیجانی زودگذر، بلکه آمیزه‌ای از عقلانیت، بصیرت و مدیریت ترس در مسیر حق تعریف می‌شود. در این مکتب، دلیری با تهور و جسارت بی‌پایه متفاوت است و بر پایه‌ شناخت دقیق از جبهه‌ حق و جبهه باطل استوار می‌گردد. با نزدیک شدن به ایام محرم، بازخوانی این مفاهیم برای جامعه‌ امروز که با بحران‌های هویتی و جنگ روایت‌ها دست‌وپنج نرم می‌کند، ضرورتی انکارناپذیر است.

 

در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین علی ملکوتی‌نیا، استادیار گروه معارف دانشگاه صنعتی قم، به واکاوی ابعاد گوناگون شجاعت عاشورایی، تفاوت آن با رفتارهای احساسی و چگونگی الگوبرداری از سیره‌ امام حسین(ع) و یاران باوفایش برای مواجهه با چالش‌های معاصر می‌پردازیم که متن آن از نظر می‌گذرد:

 

ایکنا – شجاعت در مکتب عاشورا چه تعریفی دارد و چه تفاوتی با جسارت، هیجان ‌زدگی یا رفتارهای احساسی دارد؟

 

در فرهنگ دینی ما، عاشورا فراتر از یک واقعه تاریخی، یک منظومه معرفتی برای چگونه زیستن در شرایط پیچیده فرهنگی و سیاسی است که یکی از بخش‌های مهم این منظومه، شجاعت و دلیری است. شجاعت عاشورایی به معنای مدیریت ترس و غضب در مسیر دفاع از جبهه حق است، برخلاف جسارت که ممکن است ناشی از هیجان ‌زدگی، خودنمایی یا بی ‌ملاحظگی باشد. 

 

به گفته عالمان اخلاق؛ صفت شجاعت، نقطه اعتدال میان تهور(بی ‏باکی و خودسری) و جُبن(ترس و بزدلی) است.(معراج السعاده، ملا احمد نراقی، ص168). افراد متهور، کسانی هستند که بدون منطق روشن، خود را به خطر و مهلکه‌ای می‌اندازند که عقل و شرع، آن را تأیید نمی‌کند، در واقع خودسری، نوعی دیوانگی است، همان طور که قرآن کریم فرمود: «وَ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ».(بقره/195) یعنی با دست‌های خود، خویشتن را به هلاکت نیاندازید، بنابراین کسی که با دست خود، زمینه‌های نابودی معنویت، فرهنگ، آبرو، سلامت یا اقتصاد خود و جامعه‌اش را فراهم می‌کند، قابل سرزنش و محاکمه است.

 

انجام رفتارهای پرخطر و بی‌گدار به آب زدن در مسائل مهم زندگی که برخاسته از احساسات و هیجان ‌زدگی است، شجاعت محسوب نمی‌شود و از طرف دیگر، ترس و ناتوانی نیز رذیلتی است که از ساحت شجاعت به دور است، زیرا امام علی(ع) فرمودند: «الْجُبْنُ ذُلٌّ ظَاهِرٌ؛ ترس، ذلت آشکار است.».(تصنیف غررالحکم، تمیمی آمدی، ح5659).

از این جهت قرآن کریم در وصف پیامبر اکرم(ص) و پیروان وی فرمود: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ…».(فتح/29). یعنی؛ پیامبر خدا(ص) و پیروان او سخت و محکم و بدون ترس در مقابل کافران می‌ایستند.

 

شجاعت در عاشورا منطق دارد، چون بر پایه «بصیرت» استوار است، بصیرت به معنای «دانش، زیرکی و هوشیاری» است (لسان العرب، ابن منظور، ج5، ص64) که مهمترین کارکرد آن در زمان رویارویی با فتنه‏ها است. امام حسین(ع) و یارانش با درک دقیق هزینه‌های سنگین راه، برای حفظ کرامت انسانی و اصلاح امت، آگاهانه در برابر باطل ایستادند و امام حسین(ع) در مسیر حرکت به سمت کربلا در یکی از منازل میان راه، خطاب به همراهان خود سختی راه و استقبال از نیزه‏ها و شمشیرها را یادآور شده و فرمودند: «أیُّها النّاسُ فَمَن کانَ مِنکُم یَصْبرُ علی حَدّ السَّیفِ و طَعْنِ الأَسِنَّة فَلْیَقُم مَعَنا و إلّا فَلیَنصَرفْ عَنّا؛ ای مردم هر کدام از شما که تحمّل تیزی شمشیر و زخم و ضربت نیزه‌ها را دارد همراه ما باشد و الا برگردد». (یَنابیعُ المَوَدّة، سلیمان بن ابراهیم قُنْدوزی بلخی، ص406).

 

رفتار احساسی در بحران، ناپایدار و واکنش‌گراست؛ اما شجاعت عاشورایی، کنش فعالی است که از یک «منطق عقلانی» تغذیه می‌کند و این شجاعت، آمیزه‌ای از «دلِ نترس»، «عقلِ روشن» و «نیتِ پاک» است که هدفش پیروزی بر دشمن حق و حفظ اصولی است که حیات و سلامت جامعه به آن‌ها وابسته است.

 

ایکنا – کدام جلوه‌های شجاعت در رفتار و سیره امام حسین(ع) و یاران ایشان بیش از سایر ابعاد می‌تواند برای جامعه امروز الهام‌بخش باشد؟

 

بسیاری از جلوه‌های رفتاری امام حسین(ع) و یاران وی برای جامعه امروز که با بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی دست به گریبان است؛ حیاتی است، ازجمله امتناع از پذیرش ذلت؛ امام حسین(ع) با حکومت ظالمانه یزید، همراهی نکرد و برای حفظ مرزهای حق و باطل با جبهه باطل، بیعت نکرد زیرا یزید می‌خواست امام حسین(ع) را مجبور کند به جای اینکه مردم را ارشاد و هدایت فرماید و گمراهی آن حکومت ظالم را برای آنان تشریح نماید، بیاید حکومت آن ظالم را امضا و تأیید نیز بکند. 

 

امام حسین(ع) فرمود: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلُهُ» (اللهوف، ابن طاووس، ص23)، یعنی حسین چنین امضایی نمی‌کند و باید تا ابد به عنوان پرچم حق باقی بماند؛ پرچم حق نمی‏تواند در صف باطل قرار گیرد و رنگ باطل بپذیرد، عبارت «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلُهُ» و شعار «هیهات مِنّا الذلّة» از سوی امام حسین(ع) و یاران آن حضرت، تجلی مقاومت در برابر تحمیل و تحقیر است و این جلوه، به نسل امروز می‌آموزد که سکوت در برابر استکبار و تحقیر بیرونی و بی‌عدالتی و تبعیض داخلی، عین ذلت است. 

 

امروز در هنگامه رویارویی مستقیم با دشمنان دین و میهن(آمریکا و باند جنایتکار صهیونی)، شرایطی را تجربه می‌کنیم که آنها به کمک افراد خودفروخته به دنبال ایجاد ناامنی، تغییر نظام اسلامی و تسلیم ملت ایران هستند، آنها کشور ما را ناتوان، دنباله‌رو و مطیع سیاست‌های استکباری خود می‌خواهند اما در این میان، استقامت در مقابل زیاده خواهی‌ها و زورگویی‌های دشمنان، جلوه‌ای از شجاعت و دلیری است.

  

یکی دیگر از جلوه‌های رفتاری امام حسین(ع) و یاران وی برای جامعه امروز شجاعتِ روشنگری است؛ عاشورا فقط نبرد نظامی نبود، هنگامه نبرد روایت‌ها و روشنگری به موقع بود، امام حسین(ع) با وجود تهدیدها، حقیقت را برای مردم غافل یا فریب‌خورده آشکار کرد و امروز نیز در دنیای بمباران اطلاعاتی و جنگ شناختی، شجاعت روشنگری و تببین روایت اول برای جلوگیری از فریب‌خوردگی دیگران، ضروری‌ترین جلوۀ شجاعت است. 

 

اصحاب امام حسین(ع) با خواندن «رجزهای حماسی» توان علمی و قدرت تبیین‏گری خود را به نمایش می‏‌گذاشتند و آنان با بهره‌گیری از کلام آهنگین و حماسی، با هوشمندی تمام سه هدف استراتژیک را پیش می ‌بردند؛ نخست با ترسیم سیمای فضیلت‌های امام حسین(ع)، حقانیت و مظلومیت مکتب اهل‌بیت(ع) را به گوش تاریخ می‌رساندند، دوم با پیوندزدن باورهای خود به مفهوم جهاد، الگویی از «اسلام زنده و مبارز» ارائه می‌دادند که در برابر ظلم سکوت نمی‌کند و در نهایت با برملاکردن ماهیت نفاق‌آلود یزید و دستگاه اموی، نقاب از چهرۀ اسلامِ تحریف ‌شده و طاغوتی برداشتند تا مرز میان «حق‌ جویی نبوی و علوی» و «قدرت‌ طلبی اموی» برای همگان روشن شود. 

 

به عنوان نمونه، عَمرو بن قرظه انصاری در کربلا از جوانمردان شجاع و ازجمله یاران بسیار فعال امام حسین(ع) بود، به طوری که به همراه سعید بن عبدالله، پاسداری و محافظت از امام را به عهده گرفت و در این راه مجروح شد و وقتی عازم میدان جنگ گردید، اینگونه رجز می‏خواند: 

 

قَدْ عَلِمَتْ كَتِيبَةُ الأَنْصَارِ         إِنِّي سَأَحْمِي حَوْزَةَ الذِّمَارِ

ضَرْبُ غُلَامٍ غَيْرِ نَكْسٍ شَارِ     دُونَ حُسَيْنٍ مَهْجَتِي وَدَارِي

 

لشکر انصار خوب می‌داند که من از حریم حق و ناموس، دفاع خواهم کرد؛ این ضربه، ضربه جوانی است که نه سست است و نه ترسو، جان و خانه‌ام فدای حسین باد. (فرهنگ عاشورا، سیدمحمدصادق موسوی گرمارودی، ص331 – 332).

 

ایکنا – نهضت عاشورا چگونه به ما می‌آموزد که در شرایط بحران، تهدید و فشارهای اجتماعی و سیاسی تصمیم‌های درست و مسئولانه بگیریم؟

 

نهضت عاشورا به ما می‌آموزد که در تصمیم‌گیری‌های مسئولانه در شرایط بحران، سه اصل کلیدی را باید رعایت کرد که اولین آن تشخیص حق از باطل است؛ ابتدا باید با بصیرت، حق را از باطل تفکیک کرد. قرآن کریم می فرماید: «الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرينَ» (بقره/147)، یعنی آنچه از جانب خداست، حق است. این بدین معناست که در شرایط بحران، تهدید و فشارهای اجتماعی و سیاسی، باید دید که کدام کار، مطابق با منطق قرآن و همگام با سنت معصومان(ع) و همراه با رهنمودهای ولی فقیه و رهبر جامعه در روزگار غیبت است. 

 

در دل هیاهوی تبلیغات باطل بنی‌امیه و جو مسموم علیه امام حسین(ع)، یاران امام حسین(ع) با بصیرتی نافذ، حق را از باطل و دوست را از دشمن تشخیص دادند.

 

یکی از جوانان کربلا، نافع بن هلال جَمَلی است که با 70 تیر برای جنگ با دشمن به کربلا آمده بود و اسم خود را بر فاق تیرها نوشته بود، پیوسته با آن تیرها جنگ کرد و با هر تیر، یک نفر از دشمن را به هلاکت رسانید. آنگاه شمشیر به دست گرفت و این رجز را خواند:

 

أنَا الغُلامُ الیَمَنیُ الجَمَلی          دینِی عَلی دینِ حُسینٍ و عَلیّ

إن أَقتُلِ الیومَ فهذا أَمَلی             و ذاکَ رَأیی و أُلاقی عَمَلی

 

منم جوان یمنیِ جَمَلی؛ دینم همان دین حسین و علی(ع) است و اگر امروز کشته شوم این آرزوی من است و اعتقادم این است که با عمل خویش (شهادت) ملاقات خواهم کرد.

 

وقتی نافع در میدان جنگ با شخصی به نام مزاحم بن حریث روبرو گردید، مزاحم به نافع گفت: من پیرو عثمان هستم و نافع جواب داد: تو پیرو شیطان هستی، سپس حمله کرد و جانانه جنگید تا بعد از کُشتن هفتاد نفر از دشمن، به شهادت رسید و این بصیرت، حاصل ترکیبی از شناخت عمیق الهی، درک جایگاه امامت و تحلیل واقع‌بینانه وقایع بود، درواقع آنان نه تنها فریب ظواهر و القائات دشمن را نخوردند، بلکه با درک عمق پیام حسینی، در صف یاران امام زمان خویش قرار گرفتند.

 

اصل دیگری که باید برای تصمیم‌گیری‌ها در شرایط بحرانی لحاظ شود، عدم معامله بر اصول است؛ مصلحت‌سنجی‌ها نباید به قیمت قربانی کردن اصول اسلام و انقلاب تمام شود، یکی از اصول اساسی ایران اسلامی، حفظ استقلال و پرهیز از بردگی و وابستگی به بیگانگان است و این استقلال به‌ فرموده رهبر شهید انقلاب(ره)، به معنای «آزادی از ارادۀ بیگانگان در مقیاس یک ملت» است که چنین اصلی باید در همه عرصه‌ها محفوظ بماند. 

 

ریشه چنین آزادی و وارستگی در آموزه‌های اسلامی است، خداوند متعال در قرآن کریم، مسلمان‌ها را از وابستگی و سلطه‌پذیری از کفار در همه زمینه‌ها بر حذر می‌‌دارد و می‌فرماید: «وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (نساء/141)، یعنی خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده است. بر این اساس، امام حسین(ع) هم بر تسلط امثال یزید بر جهان اسلام، اعتراض داشت و با او بیعت نکرد و فرمود: «وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي يَقُولُ الْخِلَافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى آلِ سُفْيَانَ؛ و با اسلام باید خداحافظی کرد، آنگاه که امت به فرمانروایی همچون یزید گرفتار شده است؛ و من از جدم شنیدم که می‌فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است.». (مُثير الأحزان، ابن نما حلی، ص25‏).

 

آخرین اصلی که برای تصمیم‌گیری‌ها در شرایط بحرانی باید لحاظ شود، پیداکردن نقش خود در جبهه حق است؛ یاران امام حسین(ع)، هرچند از نظر روحی و اعتقادی آزاداندیش و آگاه بودند، اما در عمل بی‌نظم و خودسر نبودند و همه چیز حول محور رهبری امام معنا پیدا می‌کرد، هر کسی می‌دانست در چه جایگاهی قرار دارد و کسی به جای دیگری تصمیم نمی‌گرفت و هرکس در مسیر ماموریت جمعی خود حرکت می‌کرد، در واقع قدرت اصحاب امام حسین(ع) از تعدادشان نبود، بلکه از نظم و وظیفه شناسی آنان بود.

 

امروز روحیه «تک‌روی» یا خودرأیی در میان جوانان انقلابی، مانعی جدی در مسیر تحقق اهداف بزرگ است، این روحیه که در آن فرد خود را محور و مبدأ همه امور دانسته و از هماهنگی با دیگران پرهیز می‌کند، نه‌تنها باعث پراکندگی نیروها و اتلاف انرژی می‌شود، بلکه اغلب به فرسودگی، دلسردی و در نهایت شکست منجر می‌گردد. بنابراین، در مجموعه‌های دینی و انقلابی، هر کسی بر اساس توان خود مسئولیت می‌گیرد؛ یکی در آموزش، یکی در رسانه، یکی در برنامه‌ریزی، یکی در اجرا و دیگری در نقشی دیگر و این باعث می‌شود کارها دقیق‌تر و قوی‌تر پیش برود.

 

ایکنا – نقش ایمان، بصیرت و شناخت حق در شکل‌گیری شجاعت عاشورایی چیست و چگونه می‌توان این ویژگی‌ها را در نسل جوان تقویت کرد؟

 

شجاعت عاشورایی، محصول یک مهندسی دقیق تربیتی است که در آن ایمان، بصیرت و شناخت حق مانند اضلاع یک مثلث، هستند و اگر ایمان به خداوند متعال نباشد، انسان در سختی‌ها کم می‌آورد، اگر بصیرت نباشد، انسان ممکن است شجاعانه در راه باطل کشته شود (مانند خوارج که شجاع بودند، اما بصیرت نداشتند)، بنابراین اگر شناخت حق نباشد، معیار عمل گم می‌شود.

 

رزمندگان عاشورا دلبسته خدای سبحان بودند و به حیات ابدی و پاداش الهی باور داشتند، وقتی انسان مرگ را «پلی برای عبور» ببیند، ترس از مرگ در وجودش فرو می‌ریزد و امام حسین(ع) در خطاب به یاران خود فرمودند: «صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْر؛ صبور باشید، ای فرزندان کرم و بزرگواری، همانا مرگ، پلی است که شما را از سختی‌ها و رنج‌ها به سوی بهشت‌های وسیع و نعمت‌های ابدی عبور می‌دهد. پس کدام یک از شما است که از انتقال از زندانی (این دنیا) به قصری (بهشت) کراهت داشته باشد؟». (معاني الأخبار، شیخ صدوق، ص289).

 

چنین اعتقادی به انسان در سختی‌ها قدرت و استقامت می‌بخشد، بصیرت نیز به انسان راه را نشان می‌دهد تا در جاده باطل گم نشود، زیرا بصیرت یعنی توانایی دیدن «پشت صحنه حادثه‌ها» و بسیاری از مردم در سال ۶۱ هجری، هم خداپرست بودند و هم نمازخوان، اما بصیرت نداشتند که بفهمند یزید کیست و امام حسین(ع) چه مأموریتی دارد، شجاعت یاران امام ناشی از این بود که جبهه حق را درست تشخیص داده بودند، همچنین اصحاب عاشورا به دنبال قدرت یا جایگاه نبودند؛ آن‌ها حق را در حرکت امام حسین(ع) دیده بودند. 

 

وقتی معیار حق باشد، دیگر فرقی نمی‌کند تعداد دشمن چقدر است یا شرایط چگونه است. امروزه برای انتقال فرهنگ شجاعت به نسل جوان، باید از مدل‌های سطحی و صرفا احساسی فاصله گرفت و به سمت آموزش تحلیلی حرکت کرد، ازجمله؛ آموزش تفکر انتقادی و تحلیل سیاسی، یعنی جوان امروزی باید بیاموزد که بدون تحلیل و پرسشگری، نباید در جریانات احساسی غرق شود. تحلیل سیاسی نیز بسیار مهم است، زیرا افراد بر پایه تحلیل پدیده‌های سیاسی و اجتماعی، به قضاوت می‌نشینند، تصمیم می‌گیرند و عمل می‌کنند، گاهی ممکن است یک جوان بر اثر ناآگاهی و نداشتن تحلیل و قضاوت دقیق، در دام دشمن گرفتار شود.

 

راهکار دیگر، معرفی الگوهای واقعی است؛ باید شخصیت‌هایی معرفی شوند که شجاعت را با اخلاق، تدبیر و مسئولیت‌پذیری ترکیب کرده‌اند، مانند شهید نواب صفوی(ره)، رهبر شهید انقلاب(ره)، شهید محسن حججی، شهید مصطفی صدرزاده و … علاوه بر آن، تمرین عملی شجاعت در محیط‌های کوچک زندگی نیز لازم است، مانند دفاع از حقیقت در مدرسه، محله یا محل کار و همچنین «نه گفتن» به کارها و پیشنهادهای نادرست، پیش‌نیاز شجاعت بزرگ در بحران‌های اجتماعی و سیاسی است.

 

ایکنا – با توجه به چالش‌ها و بحران‌های امروز، مهم‌ترین درس مکتب عاشورا برای حفظ روحیۀ مقاومت، امید و ایستادگی در جامعه چیست؟

 

مهم‌ترین درس مکتب عاشورا برای حفظ امید و ایستادگی، این واقعیت است که «حقیقت، حتی اگر در کوتاه‌مدت به ظاهر شکست بخورد، در بلندمدت پیروز است»، زیرا پیروزی آن نیست که انسان از میدان نبرد، سالم به در آید، یا دشمن خود را به خاک هلاکت افکند، بلکه پیروزی آن است که انسان، هدف خود را پیش ببرد و دشمن را از رسیدن به مقصود خود، بازدارد، درست است که امام حسین(ع) و یاران وی پس از یک نبرد قهرمانانه شربت شهادت نوشیدند، اما هدف مقدس خویش را پیش بردند. 

 

هدف آنان این بود که ماهیت نهضت ارتجاعی و ضد اسلامی اُموی، آشکار گردیده و افکار عمومی مسلمانان، بیدار شود تا از توطئه‌‏های این بازماندگان دوران جاهلیت و رسوبات دوران کفر و بت‏پرستی آگاه گردند که این هدف به خوبی انجام شد، همچنین مکتب عاشورا به ما می‌آموزد که در دل بحران‌ها نباید مرعوب تهدیدها شد، نباید دروغ‌های رسانه‌ای را به عنوان حقیقت پذیرفت و نباید از «تنهایی در مسیر حق» هراسید. نتیجه‌ آنکه، شجاعت در مکتب عاشورا، فرمولی برای بقای شرافتمندانه است و این فرهنگ به ما می‌گوید که جامعه برای عبور از بحران‌ها، به عقل بصیر و اراده استوار برای ایستادن بر سر حقیقت نیاز دارد. 

 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.