گشایش اقتصادی بدون اقتصاد مقاومتی به مصرفگرایی منجر میشود
در روزهای اخیر، همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره روند مذاکرات و احتمال دستیابی به توافق میان ایران و برخی طرفهای بینالمللی، فضای اقتصادی کشور بار دیگر وارد مرحلهای از نوسانات انتظاری شده است. کاهش نسبی قیمت ارز و طلا در بازار داخلی، نشاندهنده حساسیت بالای اقتصاد ایران نسبت به متغیرهای سیاسی و بینالمللی است؛ حساسیتی […]

در روزهای اخیر، همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره روند مذاکرات و احتمال دستیابی به توافق میان ایران و برخی طرفهای بینالمللی، فضای اقتصادی کشور بار دیگر وارد مرحلهای از نوسانات انتظاری شده است. کاهش نسبی قیمت ارز و طلا در بازار داخلی، نشاندهنده حساسیت بالای اقتصاد ایران نسبت به متغیرهای سیاسی و بینالمللی است؛ حساسیتی که در سالهای گذشته نیز بارها تکرار شده و همواره بازارها را درگیر چرخهای از خوشبینی و بدبینی کرده است.
این وضعیت در حالی ادامه دارد که اقتصاد ایران با مجموعهای از چالشهای ساختاری از جمله تورم مزمن، نوسانات ارزی، کاهش سرمایهگذاری مولد، محدودیتهای تجارت خارجی و ضعف در بهرهوری بخش تولید مواجه است. در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند که حتی در صورت تحقق توافق، نباید انتظار داشت مشکلات بنیادین اقتصاد کشور به سرعت حل شود؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، نحوه استفاده از فرصتهای احتمالی پس از توافق است.
در واقع مسئله اصلی نه صرفاً «توافق یا عدم توافق»، بلکه «نوع حکمرانی اقتصادی پس از توافق» است. آیا منابع احتمالی جدید در مسیر تقویت تولید، توسعه صادرات و اصلاح ساختارها قرار خواهد گرفت یا مانند دورههای گذشته به سمت واردات، مصرف و پروژههای غیرمولد سوق داده خواهد شد؟
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد محققنیا، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در گفتوگو با ایکنا، با نگاهی کاملاً ساختاری به اقتصاد ایران تأکید میکند که مشکل اصلی کشور، ضعف در بنیان تولید و بیثباتی در سیاستگذاری اقتصادی است. از نظر او، اقتصاد ایران باید از حالت «واکنش به اخبار سیاسی» خارج شده و بر پایه یک نظام تولیدمحور، صادراتگرا و مقاوم در برابر شوکهای بیرونی بازسازی شود.
وی معتقد است حتی اگر توافقی حاصل شود و منابع ارزی کشور افزایش یابد، بدون اصلاح سیاستهای کلان در حوزه تولید، نظام بانکی، سیاست ارزی و نظام یارانهای، امکان دستیابی به رشد پایدار اقتصادی وجود نخواهد داشت.
به گفته وی، گشایشهای خارجی تنها زمانی مفید خواهند بود که در خدمت تقویت زیرساختهای داخلی قرار گیرند.
مشروح این گفتوگو به شرح ذیل است
ایکنا – با توجه به کاهش قیمت ارز و طلا در پی اخبار مربوط به مذاکرات و تفاهم ایران و آمریکا، اگر توافقی حاصل شود چه اقداماتی برای تثبیت بازار ارز و جلوگیری از بازگشت نوسانات ضروری است؟
اگر بخواهیم واقعبینانه به مسئله نگاه کنیم، نخستین نکتهای که باید به آن توجه شود این است که اقتصاد ایران نباید به اخبار سیاسی و فضای مذاکراتی گره بخورد. در اقتصادهای باثبات، متغیرهای بنیادین مانند تولید، بهرهوری، سرمایهگذاری، صادرات و سیاستهای پولی و مالی نقش اصلی را در تعیین مسیر اقتصاد دارند اما در اقتصادهایی که هنوز با چالشهای ساختاری مواجه هستند، انتظارات و اخبار نقش بسیار پررنگتری پیدا میکنند و همین مسئله باعث نوسانات شدید در بازارهایی مانند ارز و طلا میشود.
در ایران نیز متأسفانه طی سالهای گذشته شاهد این بودهایم که هر خبر مثبت یا منفی درباره روابط خارجی، بلافاصله در بازار ارز و طلا منعکس شده است. این موضوع نشان میدهد که بخش قابل توجهی از اقتصاد ما هنوز به یک ثبات نهادی و ساختاری نرسیده و به شدت تحت تأثیر فضای روانی قرار دارد اما سؤال اصلی این است که ریشه این حساسیت کجاست؟
به باور من، ریشه اصلی در ضعف تولید داخلی و وابستگی ساختاری به واردات است. زمانی که تولید داخلی ضعیف باشد، کشور ناچار است بخش مهمی از نیازهای خود را از طریق واردات تأمین کند. واردات نیز نیازمند ارز است و به همین دلیل، هرگونه افزایش در تقاضای وارداتی بهطور مستقیم بر بازار ارز فشار وارد میکند. این یعنی نوسان نرخ ارز در ایران صرفاً یک مسئله مالی یا پولی نیست، بلکه ریشه در ساختار واقعی اقتصاد دارد.
در چنین شرایطی اگر بخواهیم ثبات ارزی ایجاد کنیم، باید به سراغ تقویت تولید برویم. تولید قوی به معنای کاهش وابستگی به واردات و در نتیجه کاهش فشار بر بازار ارز است اما اگر تولید تضعیف شود، حتی در شرایطی که درآمدهای ارزی کشور بالا باشد، باز هم امکان ایجاد ثبات پایدار وجود نخواهد داشت؛ زیرا ساختار مصرف ارز همچنان وابسته و غیرمولد باقی میماند.
نکته مهم دیگر این است که برخی سیاستها در سالهای گذشته ناخواسته به تضعیف تولید منجر شدهاند. برای مثال، افزایش هزینه انرژی بدون در نظر گرفتن ظرفیت رقابتی تولیدکنندگان، تغییرات ناگهانی در سیاستهای گمرکی یا عدم ثبات در قوانین مالیاتی و حمایتی، همگی باعث افزایش هزینه تولید شدهاند. این افزایش هزینه بهطور مستقیم در قیمت تمامشده کالاها اثر میگذارد و قدرت رقابتی تولیدکننده داخلی را کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، تولیدکننده داخلی در رقابت با کالاهای خارجی دچار مشکل میشود و همین مسئله وابستگی به واردات را افزایش میدهد. در نتیجه یک چرخه معیوب شکل میگیرد: ضعف تولید ← افزایش واردات ← افزایش تقاضای ارز ← افزایش نرخ ارز ← افزایش تورم ← کاهش رفاه عمومی.
بنابراین اگر هدف ما تثبیت بازار ارز است، باید این چرخه را از ریشه اصلاح کنیم. صرفاً تزریق ارز یا کنترل مقطعی بازار نمیتواند راهحل پایدار باشد. راهحل پایدار در اصلاح ساختار تولید، حمایت هدفمند از بخش مولد، و ایجاد ثبات در سیاستهای اقتصادی است.
ایکنا – برخی کارشناسان معتقدند در صورت بهبود شرایط سیاسی میتوان سیاستهایی مانند ارز ترجیحی را حذف کرد. آیا این اقدام بدون آسیب به تولید ممکن است؟
موضوع ارز ترجیحی یکی از حساسترین مباحث اقتصادی کشور است و نمیتوان آن را بهصورت ساده و یکبعدی تحلیل کرد. در واقع هرگونه تصمیم در این حوزه باید در قالب یک بسته جامع سیاستی دیده شود، نه بهصورت یک اقدام منفرد.
برای درک بهتر مسئله، باید اثر تغییرات ارزی بر تولید را بهصورت واقعی بررسی کنیم. فرض کنید یک واحد تولیدی برای تأمین مواد اولیه خود به یک میلیون دلار ارز نیاز دارد. اگر نرخ ارز ۱۰۰ هزار تومان باشد، هزینه تأمین این مواد اولیه حدود ۱۰۰ میلیارد تومان خواهد بود. اما اگر نرخ ارز به ۱۸۰ هزار تومان افزایش یابد، همان مقدار مواد اولیه ۱۸۰ میلیارد تومان هزینه خواهد داشت.
در اینجا سؤال اساسی این است: آیا درآمد تولیدکننده در همین بازه زمانی به اندازه ۸۰ میلیارد تومان افزایش یافته است؟ در اغلب موارد پاسخ منفی است. یعنی تولیدکننده با یک شکاف جدی بین هزینه و درآمد مواجه میشود. این شکاف اگر جبران نشود، پیامدهای مشخصی دارد: کاهش تولید، کاهش اشتغال، افزایش قیمتها و در نهایت فشار بیشتر بر مصرفکننده.
بنابراین حذف حمایتهایی مانند ارز ترجیحی، بدون طراحی ابزارهای جایگزین، میتواند آسیب جدی به بخش تولید وارد کند. اما این به معنای نفی اصلاحات نیست. مسئله اصلی «نحوه اصلاح» است، نه اصل اصلاح.
اگر دولت قصد اصلاح نظام ارزی یا حذف ارز ترجیحی را دارد، باید همزمان بستههای حمایتی مکمل را فعال کند. این بستهها میتواند شامل موارد زیر باشد:
۱. تأمین سرمایه در گردش تولیدکنندگان از طریق تسهیلات بانکی هدفمند
۲. ایجاد خطوط اعتباری ویژه برای صنایع حیاتی
۳. حمایت از نوسازی ماشینآلات و ارتقای فناوری
۴. کاهش هزینههای انرژی برای صنایع تولیدی بهصورت هدفمند
۵. اصلاح نظام مالیاتی به نفع تولید
۶. تسهیل واردات مواد اولیه و تجهیزات تولید
در واقع، اقتصاد یک سیستم بههمپیوسته است. نمیتوان یک بخش را بدون در نظر گرفتن اثر آن بر سایر بخشها تغییر داد. به همین دلیل، هرگونه اصلاح اقتصادی باید با نگاه سیستمی انجام شود.
نکته مهم دیگر مسئله ثبات است. تولیدکننده بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. حتی اگر نرخ ارز بالا باشد، اما ثابت بماند، تولیدکننده میتواند برنامهریزی کند. اما زمانی که نرخ ارز دچار نوسانات شدید میشود، امکان برنامهریزی از بین میرود و سرمایهگذاری کاهش پیدا میکند.
ایکنا – در صورت تحقق توافق، چگونه میتوان از خوشبینی افراطی و وابستگی اقتصاد به نتایج مذاکرات جلوگیری کرد؟
یکی از مهمترین موضوعات در اقتصاد ایران، مدیریت انتظارات است. انتظارات نقش بسیار مهمی در رفتار اقتصادی مردم و فعالان بازار دارد. زمانی که مردم انتظار افزایش قیمتها را دارند، حتی اگر نیاز فوری نداشته باشند، اقدام به خرید زودهنگام میکنند. این رفتار باعث افزایش تقاضای غیرواقعی و تشدید نوسانات میشود.
در شرایط فعلی، بخشی از تقاضا در بازار ناشی از همین انتظارات تورمی است. بنابراین اگر فضای سیاسی به سمت کاهش تنش حرکت کند، این انتظارات تعدیل میشود و بازار به سمت آرامش نسبی حرکت میکند. اما این آرامش نباید با حل مسئله اشتباه گرفته شود.
دولت باید از این فرصت برای اصلاحات ساختاری استفاده کند. اگر منابع جدیدی وارد اقتصاد شود، نباید صرف هزینههای جاری یا واردات کالاهای مصرفی شود. این منابع باید به سمت سرمایهگذاریهای مولد هدایت شوند.
برای مثال، در حوزه انرژی، نوسازی نیروگاهها میتواند راندمان تولید برق را بهشدت افزایش دهد. در حوزه پتروشیمی و پالایشگاهی نیز ظرفیتهای بزرگی برای افزایش صادرات وجود دارد. همچنین توسعه حملونقل ریلی و زیرساختهای لجستیکی میتواند هزینههای اقتصادی را کاهش دهد.
هدف نهایی باید افزایش صادرات غیرنفتی باشد. اگر صادرات غیرنفتی به سطحی پایدار برسد، اقتصاد ایران در برابر شوکهای خارجی مقاومتر خواهد شد.
ایکنا – برخی اقتصاد مقاومتی را صرفاً راهبردی برای دوران تحریم میدانند. از نظر شما اقتصاد مقاومتی در دوران گشایش و رفع محدودیتها چه کارکردی دارد؟
اقتصاد مقاومتی فقط مربوط به دوران تحریم نیست. اتفاقاً در دوران گشایش اهمیت آن بیشتر میشود. زیرا در این دوره خطر اصلی این است که منابع جدید به جای سرمایهگذاری مولد، صرف مصرف یا واردات کالاهای غیرضروری شود.
اقتصاد مقاومتی یعنی استفاده هوشمندانه از منابع برای تقویت بنیانهای تولید. اگر منابع جدید وارد شود، باید در مسیر زیر قرار گیرد:
- توسعه زیرساختها
- افزایش بهرهوری
- ارتقای فناوری
- توسعه صادرات
- تقویت تولید داخلی
برای مثال، توسعه شبکه حملونقل ریلی سریعالسیر میتواند تحول بزرگی ایجاد کند. یا در حوزه انرژی، نوسازی نیروگاهها میتواند هم مصرف داخلی را کاهش دهد و هم ظرفیت صادرات ایجاد کند.
در نهایت، هدف باید تبدیل اقتصاد ایران به یک اقتصاد پایدار، تولیدمحور و غیرواکنشی باشد؛ اقتصادی که حتی در صورت تغییر شرایط سیاسی، مسیر رشد خود را حفظ کند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


