اندیشههای شریعتی؛ الهامبخش جنبشهای مسلمان در سراسر جهان
به گزارش ایکنا، آثار و دیدگاههای شریعتی به عنوان یک اندیشمند معتقد به بازبینی در باورهای دینی همواره از سوی اندیشمندان و روشنفکران مسلمان و محققان غربی مورد توجه بوده است. اگرچه اولین تأثیر افکار علی شریعتی بر جنبش انقلابی ایران بود، اما نفوذ فکری او بهزودی فراتر از مرزهای ایران گسترش یافت. پس […]


به گزارش ایکنا، آثار و دیدگاههای شریعتی به عنوان یک اندیشمند معتقد به بازبینی در باورهای دینی همواره از سوی اندیشمندان و روشنفکران مسلمان و محققان غربی مورد توجه بوده است.
اگرچه اولین تأثیر افکار علی شریعتی بر جنبش انقلابی ایران بود، اما نفوذ فکری او بهزودی فراتر از مرزهای ایران گسترش یافت. پس از انقلاب ۱۳۵۷، نوشتههای شریعتی به زبانهای عربی، ترکی، اردو، انگلیسی، فرانسوی، مالایی و چندین زبان دیگر ترجمه شد. اندیشههای او در میان دانشجویان مسلمان، فعالان سیاسی، روشنفکران و اصلاحطلبان دینی در سراسر خاورمیانه، آسیای جنوبی، آفریقا، آسیای جنوب شرقی و جوامع مسلمان در اروپا و آمریکای شمالی محبوبیت یافت .
عوامل متعددی در جذابیت بینالمللی اندیشه شریعتی نقش داشتند. اول، نقد او از امپریالیسم در جوامعی که از زیر سلطه استعمار بیرون آمده بودند، به شدت با استقبال روبرو شد. دوم، تأکید او بر عدالت اجتماعی، فعالانی که دغدغه نابرابری اقتصادی و سرکوب سیاسی داشتند را جذب کرد. سوم، تلاش او برای آشتی دادن اسلام با جریانهای فکری مدرن، برای مسلمانان تحصیلکردهای که به دنبال جایگزینهایی برای ملیگرایی سکولار و لیبرالیسم غربی بودند، جذاب بود.
برخلاف بسیاری از علمای سنتی مذهبی که نفوذشان بیشتر در محافل دینی بود، شریعتی مستقیماً با دانشجویان دانشگاه و جوانان صحبت میکرد. زبان او نمادگرایی مذهبی را با تحلیل جامعهشناختی ترکیب میکرد و نوشتههایش را برای خوانندگانی که ممکن است آموزش رسمی دینی نداشته باشند، قابل فهم میکرد. در نتیجه، آثار او در میان نسلی از فعالان مسلمان که به دنبال چارچوبهای ایدئولوژیکی بودند که بتوانند به واقعیتهای سیاسی مدرن بپردازند، تأثیرگذار شد.
تأثیر بر جنبشهای اسلامی شیعه
مستقیمترین تأثیر بینالمللی شریعتی در میان جوامع شیعه در خاورمیانه، به ویژه در لبنان، عراق، بحرین و پاکستان رخ داد. تفسیر مجدد او از تشیع به عنوان یک نیروی انقلابی، الهامبخش فعالانی بود که به دنبال بسیج اقلیتهای به حاشیه رانده شده شیعه علیه محرومیت سیاسی و اقتصادی بودند.
لبنان و ظهور کنشگری شیعی
در لبنان، اندیشههای شریعتی در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در میان روشنفکران و فعالان شیعه زمینه مساعدی یافت. جامعه شیعیان لبنان مدتها بود که در نظام سیاسی فرقهای این کشور، به حاشیه رانده شده بودند. فعالانی که به دنبال اصلاحات اجتماعی و سیاسی بودند، جذب تأکید شریعتی بر مقاومت، کرامت انسان و عدالت اجتماعی شدند .
اگرچه امام موسی صدر، روحانی لبنانی، ایدههای سیاسی خود را به طور مستقل بسط و توسعه داد، محققان به شباهتهای قابل توجهی بین دیدگاه او درباره تشیعِ فعال اجتماعی و تفسیر مجدد شریعتی از کنشگری اسلامی اشاره کردهاند. هر دو متفکر بر توانمندسازی جوامع محروم و ضرورت مشارکت سیاسی تأکید داشتند.
پس از انقلاب اسلامی، نوشتههای شریعتی به طور گسترده در میان سازمانهای شیعی لبنان در دسترس قرار گرفت. تفسیر انقلابی او از کربلا و شهادت، بر فرهنگ ایدئولوژیک جنبشهایی که بعداً در طول جنگ داخلی لبنان و مقاومت علیه اشغال اسرائیل ظهور کردند، تأثیر گذاشت.
عراق و جنبشهای مخالف شیعه
در عراق، جایی که رژیم بعث محدودیتهای شدیدی بر فعالیت سیاسی شیعیان اعمال میکرد، آثار شریعتی مخفیانه در میان فعالان مذهبی و دانشجویان منتشر میشد. نقد او از اقتدارگرایی و تأکید او بر مقاومت انقلابی، در میان گروههای مخالفی که به دنبال جایگزینهایی برای ملیگرایی سکولار عربی و مارکسیستی بودند، با استقبال مواجه شد.
امام حسین(ع) به عنوان نماد مقاومت در برابر استبداد، به دلیل ارتباط نزدیک این کشور با واقعه تاریخی کربلا، اهمیت ویژهای در عراق داشت. تفسیر مجدد شریعتی از تاریخ شیعه، زبانی قدرتمند در اختیار فعالان قرار داد تا از طریق آن مخالفت خود را با سرکوب سیاسی بیان کنند.
پاکستان و تشیع جنوب آسیا
در پاکستان، آثار شریعتی به یکی از پرخوانندهترین روشنفکران مدرن شیعه تبدیل شد. کتابهای او به اردو ترجمه و در میان دانشجویان و سازمانهای مذهبی توزیع میشد. فعالان شیعه پاکستانی تأکید او بر عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی را به ویژه در شرایطی که تنشهای فرقهای و بحثها بر سر هویت اسلامی بالا گرفته بود، مطلوب یافتند.

نفوذ شریعتی در جنوب آسیا فراتر از محافل خاص شیعه بود. افکار او در آسیای جنوب شرقی، به ویژه در مالزی و اندونزی، توجه بسیاری از فعالان اسلامی را جلب کرد. در طول جنبشهای احیای اسلامی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، دانشجویانی که از خاورمیانه بازمیگشتند، نوشتههای او را به مخاطبان محلی معرفی کردند.
در مالزی، روشنفکران اسلامی با نقد شریعتی از غربگرایی و تلاشهای او برای توسعه یک مدرنیته اصیل اسلامی درگیر شدند. آثار او در کنار آثار مودودی، قطب و دیگر متفکران تأثیرگذار مسلمان مورد بحث قرار میگرفت.
در اندونزی، افکار شریعتی به ویژه از سوی دانشجویان دانشگاه و روشنفکران اصلاحطلب که علاقمند به ترکیب ارزش های اسلامی با عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی بودند محبوبیت یافت. اگرچه جنبشهای اسلامی اندونزی در مسیرهای تاریخی متمایزی توسعه یافتند، آثار شریعتی به گفتگوهای گستردهتری درباره نقش دین در زندگی عمومی کمک کرد.
برخی از روشنفکران سنی نیز به دلیل نقد گسترده استعمار، اقتدارگرایی و وابستگی فرهنگی، با نوشتههای او ارتباط برقرار کردند.
تأثیر بر کنشگری اسلامی سنی
اگرچه افکار شریعتی ریشه عمیقی در سنتهای شیعی داشت، اما تأثیر او محدود به جنبشهای شیعی نبود. بسیاری از فعالان سنی جنبههایی از اندیشه او را با تلاشهای خود برای احیای اسلام به عنوان نیرویی برای تحول اجتماعی و سیاسی سازگار یافتند.
همگرایی با اندیشه احیاگری اسلامی
در طول قرن بیستم، روشنفکران مسلمان مانند حسن البنا، سید قطب، ابوالأعلی مودودی و علی شریعتی، نقدهای متمایز اما همراه با همپوشانی از سکولاریسم، سلطه غرب و زوال اخلاقی ارائه دادند. در حالی که تفاوتهای کلامی مهمی بین این متفکران وجود داشت، آنها در تعهد به ارائه اسلام به عنوان یک سیستم جامع که قادر به حل چالشهای مدرن است، مشترک بودند.
نوشتههای شریعتی خوانندگان سنی را به خود جذب میکرد زیرا بر اصول جهانی اسلام به جای دغدغههای فرقهای محدود تأکید داشتند. مباحث او در مورد عدالت، ضدیت با امپریالیسم، کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی از مرزهای فرقهای فراتر رفت و برای فعالان در سراسر جهان اسلام جذاب بود.
تأثیر بر کنشگری دانشجویی
محیطهای دانشگاهی به عنوان بستر مهمی برای انتشار افکار شریعتی عمل میکردند. در طول دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، سازمانهای دانشجویی مسلمان در کشورهایی مانند مصر، ترکیه، مالزی، اندونزی، پاکستان و سودان اغلب نوشتههای او را در کنار نوشتههای دیگر متفکران احیاگر اسلامی مورد بحث قرار میدادند.
دانشجویان به ویژه مجذوب تصویر شریعتی از دین به عنوان نیرویی برای تغییر اجتماعی و نه صرفاً یک عبادت شخصی بودند. مفهوم او از «روشنفکر متعهد»، مسلمانان تحصیلکرده را تشویق میکرد تا نقشهای رهبری را در مبارزات علیه بیعدالتی و ظلم سیاسی بر عهده بگیرند.
این تأثیر به ویژه در میان انجمنهای دانشجویی اسلامی که به دنبال ترکیب تعهد مذهبی با فعالیت در مورد مسائلی مانند فقر، فساد، اقتدارگرایی و مداخله خارجی بودند، مشهود بود.
تأثیر بر جنبشهای ضد استعماری و ضد امپریالیستی
یکی از ماندگارترین جنبههای میراث شریعتی، سهم او در گفتمان ضد استعماری و ضد امپریالیستی است. شریعتی با الهام از فرانتس فانون و دیگر روشنفکران جهان سوم، استدلال کرد که سلطه استعماری نه تنها از طریق کنترل نظامی و سیاسی، بلکه از طریق مکانیسمهای فرهنگی و روانشناختی نیز عمل میکند.
به گفته شریعتی، بسیاری از جوامع مسلمان فرضیات غربی در مورد پیشرفت، توسعه و تمدن را اقتباس کرده بودند. در نتیجه، آنها از آنچه او از خودبیگانگی فرهنگی میدانست رنج میبردند. بنابراین، رهایی مستلزم بازیابی منابع فرهنگی و مذهبی بومی بود که قادر به بازگرداندن اعتماد و استقلال جمعی باشند.
این تحلیل به شدت مورد توجه فعالان در بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفت. در کشورهایی که از سلطه استعماری بیرون آمده بودند، نقد شریعتی از وابستگی فرهنگی، چارچوبی برای درک تداوم نفوذ خارجی حتی پس از استقلال رسمی ارائه میداد.
گفتمان ضد امپریالیستی او به ویژه در میان جنبشهای مخالف مداخله سیاسی غرب در جوامع با اکثریت مسلمان تأثیرگذار شد. در حالی که گروههای مختلف ایدههای او را به طرق مختلف تفسیر میکردند، بسیاری استدلال او را مبنی بر اینکه رهایی واقعی مستلزم حاکمیت سیاسی و استقلال فرهنگی است، پذیرفتند.
شریعتی و الهیات رهاییبخش اسلامی
برخی از محققان، اندیشه شریعتی را با الهیات رهاییبخش در آمریکای لاتین مقایسه کردهاند، زیرا هر دو سنت بر رابطه بین ایمان و عدالت اجتماعی تأکید داشتند. شریعتی، مانند متکلمان رهاییبخش، استدلال میکرد که دین باید در کنار ستمدیدگان بایستد، نه اینکه در خدمت منافع نخبگان سیاسی باشد.
او در نوشتههای خود اغلب مستضعفین را در مقابل مستکبرین قرار میداد. این دسته بندیها پس از سال ۱۹۷۹ به مضامین اصلی گفتمان انقلابی اسلامی تبدیل شدند. از نظر شریعتی، اسلام خواستار همبستگی فعال با جمعیتهای به حاشیه رانده شده و مخالفت با ساختارهای سلطه است.
این دیدگاه برای فعالانی که در جوامع فقیر و محروم کار میکردند، جذاب بود. شریعتی با پیوند دادن تعهد معنوی با مسئولیت اجتماعی، به ایجاد سنتی از کنشگری اجتماعی اسلامی کمک کرد که همچنان بر سازمانهای خیریه، گروههای حمایتی و جنبشهای اصلاحی تأثیر میگذارد.
تأکید او بر عدالت همچنین به بحثهای گستردهتر در مورد حقوق بشر، نابرابری اقتصادی و پاسخگویی سیاسی در اندیشه اسلامی معاصر کمک کرد.
نزدیک به پنج دهه پس از مرگش، علی شریعتی همچنان یکی از تأثیرگذارترین روشنفکران مسلمان دوران مدرن است. آثار او همچنان در سراسر جهان اسلام مورد ترجمه، مطالعه و بحث قرار میگیرد.
متفکران اصلاحطلب معاصر اغلب از تلاشهای او برای آشتی دادن ایمان و مدرنیته بهره میبرند. فعالانی که دغدغه عدالت اجتماعی دارند، اغلب به تأکید او بر همبستگی با ستمدیدگان استناد میکنند. جنبشهای دانشجویی همچنان از دیدگاه او در مورد مسئولیت فکری و مشارکت مدنی الهام میگیرند.
در عین حال، بحثهای جاری در مورد دموکراسی، اقتدار دینی، سکولاریسم و اسلام سیاسی باعث شده که افکار شریعتی همچنان مورد مناقشه باقی بمانند. گروههای مختلف میراث او را به طرق مختلف تفسیر میکنند که نشاندهنده پیچیدگی و غنای پروژه فکری اوست.
علی شریعتی با ارائه اسلام به عنوان یک نیروی انقلابی که قادر به مقابله با ظلم، استعمار، نابرابری و وابستگی فرهنگی است، اندیشه اسلامی مدرن را متحول کرد. او از طریق تفسیر مجدد خود از تشیع، تأکید بر عدالت اجتماعی و برداشت خاص خود از روشنفکر متعهد، الهامبخش نسلهایی از فعالان در سراسر ایران و فراتر از آن بود.
تأثیر او از انقلاب ایران تا جنبشهای شیعی در لبنان و عراق، سازمانهای دانشجویی سنی در سراسر جهان اسلام، مبارزات ضد استعماری در کشورهای سابقا مستعمره و بحثهای معاصر در مورد دین و سیاست گسترش یافته است.
بزرگترین دستاورد شریعتی شاید توانایی او در نشان دادن این بود که سنت اسلامی نه تنها میتواند به عنوان منبعی برای هدایت معنوی، بلکه به عنوان چارچوبی برای نقد اجتماعی و مشارکت سیاسی نیز عمل کند. برای بسیاری از مسلمانانی که به دنبال جایگزینهایی برای ملیگرایی سکولار و مدلهای ایدئولوژیک غربی بودند، نوشتههای او چشمانداز قدرتمندی از ایمان، عدالت و رهایی ارائه میداد. در نتیجه، علی شریعتی همچنان یکی از چهرههای فکری اصلی در تاریخ کنشگری اسلامی مدرن است.
منابع:
Abrahamian, E. (1982). Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press.
Ajami, F. (1986). The Vanished Imam: Musa al-Sadr and the Shia of Lebanon. Cornell University Press.
Bayat, A. (2007). Making Islam Democratic: Social Movements and the Post-Islamist Turn. Stanford University Press.
Boroujerdi, M. (1996). Iranian Intellectuals and the West: The Tormented Triumph of Nativism. Syracuse University Press.
Dabashi, H. (1993). Theology of Discontent: The Ideological Foundation of the Islamic Revolution in Iran. New York University Press.
Esposito, J. L. (1998). Islam and Politics (4th ed.). Syracuse University Press.
Fanon, F. (1963). The Wretched of the Earth. Grove Press.
Hefner, R. W. (2000). Civil Islam: Muslims and Democratization in Indonesia. Princeton University Press.
Kurzman, C. (Ed.). (2004). Liberal Islam: A Sourcebook. Oxford University Press.
Momen, M. (1985). An Introduction to Shi‘i Islam. Yale University Press.
Nasr, S. V. R. (2000). The Shia Revival in South Asia. Oxford University Press.
Nasr, V. (2006). The Shia Revival: How Conflicts within Islam Will Shape the Future. W.W. Norton.
Norton, A. R. (1987). Amal and the Shi‘a: Struggle for the Soul of Lebanon. University of Texas Press.
Norton, A. R. (2007). Hezbollah: A Short History. Princeton University Press.
Shariati, A. (1979). On the Sociology of Islam. Mizan Press.
Shariati, A. (1980). Marxism and Other Western Fallacies. Mizan Press.
تالیف و ترجمه از محسن حدادی
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

