عاشورا؛ زخمی که هرگز کهنه نمیشود
در تاریخ بشر، رویدادها اگرچه در زمانها و مکانهای متفاوت رخ میدهند، اما گاه چنان به یکدیگر شبیهاند که گویی همه از حقیقتی واحد سرچشمه گرفتهاند. در پس بسیاری از این وقایع تاریخی، معنایی مشترک و گفتمانی یکسان نهفته است؛ گفتمانی مشترک که مرزهای زمان را درمینوردد و این حوادث را در کالبد روایتی واحد، […]
در تاریخ بشر، رویدادها اگرچه در زمانها و مکانهای متفاوت رخ میدهند، اما گاه چنان به یکدیگر شبیهاند که گویی همه از حقیقتی واحد سرچشمه گرفتهاند. در پس بسیاری از این وقایع تاریخی، معنایی مشترک و گفتمانی یکسان نهفته است؛ گفتمانی مشترک که مرزهای زمان را درمینوردد و این حوادث را در کالبد روایتی واحد، بازتولید میکند.
در این نگاه، قتل هابیل، ذبح یحیی و شهادت امام حسین(ع) همگی بهمنزله رویدادهایی شبیه به هم تلقی میشوند که به فراخور زمانه صاحبانشان، شمایلی متفاوت، اما روحی واحد و یکسان دارند.
نقل است که پس از واقعه عاشورا و بازگشت اسیران کربلا، حضرت رباب(س)، همسر امام حسین(ع) که فرزند ششماههاش، حضرت علیاصغر(ع) را در آن مصیبت عظیم از دست داده بود، از شدت اندوه زیر آفتاب مینشست و از آسایش در زیر سایه دوری میکرد؛ آنچنان که آفتاب، پوست او را سوزانده و رنگ چهرهاش را دگرگون کرده بود. این تصویر، فقط روایتی تاریخی نیست؛ تجسم مادری است که داغ فرزند، تمامی وجودش را ملتهب کرده است.
امروز نیز در ایران پس از جنگ تحمیلی، روایتهای غریبی شنیده میشود که ناخواسته انسان را به یاد همان صحنهها میاندازد. از مادر شهیدی در میناب که هر روز کتاب و دفترهای فرزندش را بر سر مزار او میبرد و میگوید آمده تا با هم تکالیف ناتمام مدرسه را انجام دهند، تا مادر دیگری که شب و روز بر مزار فرزندش مینشیند و شبها به خانه بازنمیگردد، زیرا باور دارد که فرزندش از تاریکی میهراسد و روا نیست تنها بماند. اینها بیشک جلوههای اندوه و پژواک همان عاطفهای هستند که قرنها پیش در دل رباب موج میزد.
شباهت این دو روایت تصادفی نیست؛ گویی میان کربلای حسین(ع) و کربلای امروز ایران، رشتهای معنایی برقرار است که هر دو را در امتداد هم مینشاند. همانگونه که میان حرملهای که تیر بر گلوی کودک ششماهه میزند و عمر بن سعدی که فرمان آن جنایت را صادر میکند، با عاملان جنایت علیه کودکان بیدفاع میناب فاصلهای نیست. ابزارها تغییر کردهاند؛ یک روز تیر سهشعبه و روزی دیگر موشک و بمب، اما حقیقت ظلم و ماهیت جنایت تغییر نمیکند.
نمونه دیگری از این امتداد تاریخی و معنوی را میتوان در جوانان ایران اسلامی مشاهده کرد؛ جوانانی از جان گذشته که با وقوف بر درستی مسیر خود، راهی میدان نبرد میشوند و در کنار لانچرهای موشکی میایستند که میدانند هر لحظه ممکن است هدف حمله دشمن قرار گیرد. اینها جماعتی هستند که با علم به خطر، از مسئولیت خود عقبنشینی نمیکنند و جان خویش را سپر امنیت و عزت ملت میکنند. گویی همان روح ایثار و وفاداری که در وجود حضرت علیاکبر(ع) و ابوالفضل العباس(ع) تجلی یافته بود، در کالبد آنان نیز جریان دارد؛ جوانانی که میان ماندن و رفتن، میان آسایش و فداکاری، راهی را برمیگزینند که به دفاع از حقیقت و ادای تکلیف منتهی میشود. از اینرو، روایت آنان نیز در امتداد روایت بزرگ عاشورا معنا میگیرد.
شهید سیدمرتضی آوینی جملهای ماندگار دارد که: «به هر کس میخواهد ما را بشناسد، بگویید داستان کربلا را بخواند.» این سخن صرفاً اشارهای تاریخی نیست؛ تبیین یک هویت است. هویتی که خود را در دفاع مقدس، در مقاومت ملت ایران، در مبارزه با امپریالیسم و در ایستادگی در برابر تجاوز و ستم نشان داده است. از همین منظر است که شهید حاج قاسم سلیمانی نیز در جملهای مشابه گفت: «ما ملت امام حسینیم.» جملهای که بهسرعت به شعاری عمومی تبدیل شد و بیانگر واقعیتی فرهنگی و اعتقادی بود.
در این نگاه، کربلا فقط حادثهای متعلق به گذشته نیست؛ بلکه یک معیار و تراز است. از رباب(س) تا مادران شهید میناب، از رزمندگان دفاع مقدس تا مدافعان حرم، از روایت شهید آوینی تا سخنان شهید سلیمانی، همه در امتداد یک خط معنایی قرار میگیرند. خطی که از جدال همیشگی حق و باطل سخن میگوید؛ جدالی که در هر عصر با چهرهای تازه ظاهر میشود، اما ماهیتی ثابت دارد. سخن مشهور «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» نیز تبیینی بر همین حقیقت است.
از این منظر، فاصلهای میان دیروز و امروز وجود ندارد. قصه یکی است؛ قصه ایستادگی در برابر ظلم، قصه مظلومیتی که خاموش نمیشود و قصه انسانهایی که در سختترین لحظات، حقیقت را رها نمیکنند. این همان گفتمان واحدی است که در طول تاریخ استمرار یافته؛ گفتمانی که اگرچه در کربلا به منصه ظهور رسیده، اما به کربلا ختم نمیشود. عاشوراهای بسیاری در پیش است؛ روزهای دشواری که حسینهای خویش را میخواهد و زینبهای بیباکی که باید شجاعانه و جسورانه، راوی این حوادث بیبدیل باشند.
محمدحسن مردانی
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


