- برگزاری مراسم روز زن مسلمان در بانکوک
- تقابل «فجار» و «ابرار» در سوره مطففین
- تأکید پزشکیان بر تحول در الگوهای مدیریتی کشور
- بهرهگیری حداکثری از مجازاتهای جایگزین حبس در پروندههای مهریه
- زیارت عاشورا بیانیه دائمی جبههبندی حق و باطل در تاریخ است
- معلمان میتوانند آموزههای تربیتی مدرسه عاشورا را به نسل جدید منتقل کنند
حضرت رقیه(س)؛ نماد «تابآوری اخلاقی» در برابر خشونت ساختاری
شاید در نگاه نخست، یاد کردن وجود نازنین حضرت رقیه(س)، تنها فرصتی برای مرثیهخوانی و بیان مصائب عاطفی او تلقی شود؛ اما از منظر پژوهشهای دینی و تحلیلی، زندگی کوتاه و شهادت این کودک، سندی زنده از «خشونت ساختاری» دستگاه اموی و در عین حال، «تابآوری اخلاقی» در سختترین شرایط انسانی است. واکاوی این شخصیت، […]
شاید در نگاه نخست، یاد کردن وجود نازنین حضرت رقیه(س)، تنها فرصتی برای مرثیهخوانی و بیان مصائب عاطفی او تلقی شود؛ اما از منظر پژوهشهای دینی و تحلیلی، زندگی کوتاه و شهادت این کودک، سندی زنده از «خشونت ساختاری» دستگاه اموی و در عین حال، «تابآوری اخلاقی» در سختترین شرایط انسانی است. واکاوی این شخصیت، ما را به درکی عمیقتر از چگونگی مواجهه «معصومیت» با «قدرت عریان» میرساند.
دستگاه خلافت یزید، تنها به دنبال حذف فیزیکیِ امام حسین(ع) نبود؛ هدف نهایی، «پاکسازی حافظه تاریخی» از هرگونه پیوند عاطفی و اخلاقی با جریان حق بود. در متون مقاتل، بهویژه در گزارشهایی که به مسیر کاروان اسرا از کربلا به کوفه و شام اشاره دارند، شاهد نوعی «خشونت سیستماتیک» هستیم که نه تنها مردان، بلکه زنان و کودکان را نیز هدف قرار میدهد.
شیخ عباس قمی در نفسالمهموم، در شرح وقایع پس از عاشورا و نحوه مواجهه اهلبیت(ع) با سختیهای راه، به این نکته اشاره میکند که چگونه دشمن با هدف شکستن روحیه بازماندگان، از هیچگونه فشار جسمی و روانی دریغ نمیکرد (قمی، ۱۴۲۱ق، ص۴۰۲).
حضرت رقیه(س) در این میان، نه تنها یک قربانی، بلکه «نماد آسیبپذیرترین لایه جامعه» است که در برابر دستگاه عظیم استبداد، ایستادگی صبورانهاش، خود نوعی «مقاومت خاموش» محسوب میشود.
یکی از مهمترین مفاهیم اخلاقی در نهضت حسینی، «تابآوری» است. حضرت رقیه(س) در شام، در وضعیتی قرار گرفت که به لحاظ روانشناختی، «خلاء مطلق عاطفی» نامیده میشود؛ فقدان پدر، غربت، حضور در محیطی خصمانه و مواجهه با صحنههای دلخراش. اما نکته تحلیلی اینجاست؛ این کودک در اوج این خلأ، به جای «درهمشکستن روانی»، به «مطالبهگری حقیقت» روی میآورد. درخواست او برای دیدار با پدر، در واقع، یک «کنشگری عاطفی-سیاسی» است. او با این درخواست، به جامعه شام که تحت تبلیغات سوء بنیامیه بود، یادآوری میکند که این اسرا، نه شورشیان خارجی، بلکه پارههای تن پیامبر(ص) هستند. در المنتخب طریحی، که به برخی از این ابعاد عاطفی و تاریخی پرداخته، این پرسشگری کودکانه اما افشاگرانه، موتور محرک بیداری وجدانهای خفته در شام معرفی شده است (طریحی، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۵۸).
در تحلیل رسانهای، قدرت یک پیام به میزان تأثیرگذاری عاطفی آن است. واقعه شهادت حضرت رقیه(س) در خرابههای شام، به مثابه بمبی از آگاهی عمل کرد. حضور کودک خردسال امام حسین(ع) در آن شرایط، تمام ادعاهای دستگاه یزید درباره مشروعیت این جنگ را نقشبرآب کرد.
این کودک، با زبان بیزبانی و با غم عمیق خویش، ساختار قدرت را به چالش کشید. اگر امام حسین(ع) با خطبهها و شهادتش، عقلانیت نهضت را تبیین کرد، حضرت رقیه(س) عاطفه نهضت را به میدان آورد. او نشان داد که ستم یزیدی به قدری بزرگ است که حتی معصومیت یک کودک نیز از آن در امان نمانده است. این یعنی سقوط کامل اخلاقی حاکمیت.
پیام روز سوم محرم برای جامعه امروز چیست؟ شاید بتوان گفت توجه به رنجهای خاموش. جامعهای که در آن رنج کودکان، محرومان و آسیبدیدگان از خشونتهای ساختاری، نادیده گرفته شود، در حال طی کردن مسیر امویان است. یادکرد حضرت رقیه(س)، فراخوانی است برای مهربانی ساختارمند و حمایت از کسانی که صدایشان به دلیل ضعف، شنیده نمیشود.
حضرت رقیه(س)، تنها یک نام نیست؛ یک میزان حق؛ برای سنجش انسانیت ما در مواجهه با رنجهای دیگران است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


