- اجتماع عظیم و مردمی عزاداران حسینی(ع) در لرستان
- راهکارهای حضرت اباعبدالله(ع) برای حفظ آرامش در شرایط بحرانی
- «صدای قدمهایش را میشنوی!؟»؛ شعار محرم ۱۴۴۸ آستان خواهر خورشید
- تغییر موازنه بازدارندگی، آمریکا را وادار به پذیرش شرایط ایران کرد
- چرا نباید از نیمه تاریک وجود خود فرار کنیم
- حیات طیبه؛ هدف غایی تبلیغ دین + فیلم
تغییر موازنه بازدارندگی، آمریکا را وادار به پذیرش شرایط ایران کرد
غلامرضا کریمی، استاد روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی، درباره یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشنگتن اظهار کرد: پس از جنگ ۱۲ روزه و تعلیق هشتماههای که در پی آن به وجود آمد و همچنین جنگ تحمیلی سوم یا به عبارتی جنگ ۴۰ روزه و آتشبس ۶۸ روزهای که مجموعاً حدود یک سال به طول انجامید، […]
غلامرضا کریمی، استاد روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی، درباره یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشنگتن اظهار کرد: پس از جنگ ۱۲ روزه و تعلیق هشتماههای که در پی آن به وجود آمد و همچنین جنگ تحمیلی سوم یا به عبارتی جنگ ۴۰ روزه و آتشبس ۶۸ روزهای که مجموعاً حدود یک سال به طول انجامید، سرانجام یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا به امضا رسید.
بیشتر بخوانید:
وی با اشاره به پیچیدگیهای روند مذاکرات افزود: این توافق در فرآیندی بسیار دشوار و پرتنش حاصل شد؛ زیرا در ابتدای مسیر، آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال کسب حداکثر امتیازات بودند. اسرائیل اصرار داشت تمرکز راهبردی خود را بر لبنان حفظ کرده و حملات خود به مناطق جنوبی بیروت و ضاحیه را ادامه دهد و آمریکا نیز درصدد بود امتیازات چشمگیر و قابل توجهی از ایران دریافت کند.
نقش میانجیگری قدرتهای بینالمللی در نهایی شدن تفاهم
این استاد روابط بینالملل ادامه داد: با گذشت زمان و تداوم آتشبس ۶۸ روزه که همراه با تنشهای متعدد و درگیریهای پراکنده بود، شرایط بهتدریج تغییر کرد. در این دوره تقریباً بهصورت روزانه شاهد تنشهایی در تنگه هرمز یا رویاروییهای محدود میان ایران و اسرائیل بودیم که نشان میداد امکان تغییر رفتار ایران از طریق فشارهای نظامی و سیاسی برای آمریکا و اسرائیل فراهم نیست.
کریمی تصریح کرد: ایران در این مقطع توانست با اتکا به ظرفیتهای خود در تنگه هرمز، قدرت بازدارندگی مؤثری ایجاد کند. این توان بازدارنده در کنار ظرفیتهایی که پیشتر در چارچوب محور مقاومت وجود داشت، موقعیت ایران را تقویت کرد و بر معادلات منطقهای و حتی اقتصاد جهانی تأثیر گذاشت.
وی ادامه داد: همین شرایط و فضا موجب شد در واشنگتن نوعی درک جدید از واقعیتهای منطقه شکل بگیرد و آمریکا به این جمعبندی برسد که باید قدرت و جایگاه ایران را به رسمیت بشناسد؛ موضوعی که زمینهساز تدوین و نهایی شدن یادداشت تفاهم میان دو کشور شد.
کریمی در ادامه با اشاره به روزهای پایانی مذاکرات گفت: در مقطعی که احتمال واکنش نظامی ایران به حملات اسرائیل وجود داشت و شرایط منطقه به شدت متشنج شده بود، مداخلات دیپلماتیک چین و روسیه و همچنین رایزنیهایی که میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو انجام شد، نقش مهمی در جلوگیری از تشدید بحران ایفا کرد.
وی افزود: مجموعه این تحولات در نهایت موجب شد طرفهای مقابل شرایط ایران را بپذیرند و یادداشت تفاهم به امضا برسد. این تفاهم در مرحله نخست بهصورت الکترونیکی امضا شده و قرار است در ادامه به شکل رسمی نیز به صورت حضوری در سوئیس به امضای طرفین برسد.
ریشه تاریخی انسجام ایرانیان در دفاع از کشور
کریمی درباره نقش وحدت ملی در کنار اقدامات نیروهای مسلح در تقویت موقعیت تیم مذاکرهکننده ایران، اظهار کرد: برخی واقعیتها در شرایط جنگی آشکار میشوند. پیش از وقوع جنگ، تصویری که از ایران در افکار عمومی جهانی وجود داشت، متأثر از اختلافنظرهای سیاسی داخلی، نارضایتیهای اقتصادی و برخی چالشهای اجتماعی بود و این وضعیت، چهرهای شکننده از کشور ارائه میکرد اما جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و تحولات دو ماه گذشته نشان داد که ایرانیان با وجود انتقادهایی که نسبت به نحوه حکمرانی یا وضعیت معیشتی خود دارند، هنگامی که موضوع استقلال کشور و خطر آسیب به تمامیت ارضی ایران مطرح میشود، به شکلی کمنظیر حول منافع ملی متحد میشوند و روحیه مقاومت و ایستادگی را از خود به نمایش میگذارند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه چنین رفتاری ریشه در تاریخ و هویت تمدنی ایران دارد، تصریح کرد: اگر به میراث تاریخی و فرهنگی ایران، از جمله ادبیات حماسی و روایتهای تاریخی این سرزمین نگاه کنیم، درمییابیم که ایران صرفاً یک واحد سیاسی نیست، بلکه یک سرزمین تمدنی با ظرفیت بالای تأثیرگذاری منطقهای و بینالمللی است.
کریمی ادامه داد: در جریان تحولات اخیر، ایران توانست در برابر دو قدرت برخوردار از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی مقاومت کند و همین مسئله موجب شد تصویر متفاوتی از کشور در سطح منطقه و جهان شکل بگیرد. مهمترین نماد این تصویر جدید نیز مقاومت و ایستادگی ملت ایران بود که تأثیر قابل توجهی بر ارزیابی بازیگران خارجی از توان و ظرفیتهای جمهوری اسلامی گذاشت.
اجرای تفاهم بر پایه راستیآزمایی و اقدامات متقابل
وی درباره ضرورت اجرای گامبهگام تعهدات متقابل با توجه به سابقه بدعهدی آمریکا، گفت: تفاهمنامه اساساً ابزاری برای ایجاد درک مشترک و حل برخی مسائل فوری میان دو کشور است. مهمترین هدف این تفاهم نیز کاهش تنشها، جلوگیری از تشدید درگیریها و حرکت به سمت توقف جنگ و تخاصم در سطح منطقه، بهویژه در حوزه مرتبط با محور مقاومت، محسوب میشود.
کریمی با اشاره به سابقه روابط تهران و آمریکا، افزود: طبیعی است که در روابط ایران و آمریکا سابقهای طولانی از بیاعتمادی وجود داشته باشد. از نگاه ایران، این بدبینی تاریخی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق بازمیگردد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در قالب حمایتهای آمریکا از عراق در جنگ تحمیلی، اعمال تحریمها و فشارهای سیاسی و اقتصادی ادامه یافته است.
وی تأکید کرد: حتی در موضوع برجام نیز که حاصل ماهها مذاکره فشرده و توافقی گسترده میان طرفین بود، با روی کار آمدن دونالد ترامپ، آمریکا از توافق خارج شد و همین مسئله تردیدهای جدی نسبت به پایبندی آمریکا به تعهدات خود ایجاد کرد؛ موضوعی که ضرورت حرکت مرحلهای و مبتنی بر راستیآزمایی در اجرای هرگونه تفاهم جدید را بیش از پیش آشکار میکند.
کریمی با اشاره به تجربه خروج آمریکا از برجام اظهار کرد: با روی کار آمدن دونالد ترامپ، توافق برجام عملاً از بین رفت اما اکنون شرایط متفاوتی شکل گرفته است؛ چراکه همان رئیسجمهوری که از برجام خارج شد، امروز به این نتیجه رسیده که برای مدیریت تحولات منطقه و روابط دوجانبه به تفاهم با ایران نیاز دارد.
وی افزود: از سوی دیگر، ترامپ همچنان حدود دو سال و نیم دیگر در جایگاه ریاستجمهوری آمریکا حضور خواهد داشت و این موضوع نسبت به مقاطع گذشته شرایط متفاوتی را ایجاد کرده است. با این حال، ایران به هیچ وجه اعتماد کامل و صددرصدی به آمریکا نخواهد داشت و این مسئله در مواضع رسمی کشور نیز کاملاً مشهود است.
این استاد روابط بینالملل تصریح کرد: هم در بیانیه شورای عالی امنیت ملی و هم در رویکرد تیم مذاکرهکننده، تأکید بر آن است که تحولات با نگاهی محتاطانه، بدبینانه و گامبهگام دنبال شود. به این معنا که اگرچه تفاهمنامه با حسن نیت امضا شده و طرفین برای اجرای آن تلاش میکنند، اما این روند به معنای شکلگیری اعتماد کامل میان دو کشور نیست.
کریمی ادامه داد: در چارچوب این رویکرد، آمریکا باید ابتدا حسن نیت خود را در عمل نشان دهد؛ از جمله در موضوعاتی مانند رفع محاصره دریایی، آزادسازی بخشی از داراییهای ایران و اجرای تعهدات اولیه. متقابلاً ایران نیز اقدامات متناسب خود را انجام خواهد داد و روند پیشرفت توافق بر پایه اقدامات عملی دو طرف ارزیابی میشود.
وی با اشاره به مذاکرات آتی درباره موضوعات حساستر، افزود: در مرحله بعدی، مذاکرات اصلی درباره غنیسازی، ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد و همچنین رفع تحریمها انجام خواهد شد. از این رو عملکرد آمریکا در دو ماه آینده نقش تعیینکننده و تأثیرگذاری در شکلگیری توافق نهایی خواهد داشت و ایران نیز هرگز بر مبنای اعتماد کامل به آمریکا تصمیمگیری نخواهد کرد.
اسرائیل توافق ایران و آمریکا را به زیان خود میداند
کریمی درباره احتمال کارشکنی رژیم صهیونیستی در مسیر اجرای تفاهمنامه ایران و آمریکا، گفت: مقامات اسرائیلی در ماههای اخیر بارها اعلام کردهاند که موضوع لبنان نباید در توافق میان ایران و آمریکا گنجانده شود و تلاش داشتند پرونده لبنان را از مسئله آتشبس و کاهش تنشهای منطقهای جدا نگه دارند.
وی افزود: با این حال، ایران موضوع لبنان را بهعنوان یکی از بندهای مهم تفاهم 14 گانه مورد توجه قرار داده و ترامپ نیز پذیرفته است که هرگونه نقض آتشبس میتواند به منزله نقض کلی مسیر تفاهم تلقی شود.
این استاد روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی با بیان اینکه اسرائیل از هرگونه توافق میان تهران و آمریکا نگران است، اظهار کرد: به نظر میرسد با توجه به فشارهای داخلی موجود بر دولت آمریکا، رژیم صهیونیستی در کوتاهمدت از اقدامات گسترده و پرهزینه علیه لبنان خودداری کند، هرچند احتمال کارشکنی و ایجاد مانع در روند خروج نیروهای خود از جنوب لبنان وجود خواهد داشت.
وی ادامه داد: مقامات اسرائیلی صراحتاً اعلام کردهاند که هرگونه توافق یا تفاهم میان ایران و آمریکا را به زیان خود ارزیابی میکنند؛ زیرا اسرائیلیها، ایران را اصلیترین دشمن راهبردی خود میدانند. از نگاه آنان، فراهم شدن فرصت برای مذاکره، کاهش تنشها یا آزادسازی داراییهای ایران، موجب تقویت موقعیت ایران خواهد شد.
کریمی تأکید کرد: بر همین اساس، میتوان انتظار داشت که رژیم صهیونیستی در آینده نیز تلاشهایی برای ایجاد اخلال در روند اجرای تفاهم و کاهش آثار آن انجام دهد، هرچند میزان موفقیت این اقدامات به اراده طرفهای اصلی توافق و تحولات میدانی منطقه بستگی خواهد داشت.
بازسازی اعتماد عمومی، شرط تقویت وحدت ملی
استاد روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی اظهار کرد: اکنون که ایران و آمریکا به یادداشت تفاهم دست یافتهاند، ضروری است اقداماتی انجام شود که امکان بازگشت به شرایط گذشته و تشدید مجدد بحرانها به حداقل برسد. به نظر میرسد آمریکا دستکم تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای خود تمایل چندانی به آغاز یک درگیری جدید نداشته باشد و این فرصت میتواند برای تثبیت شرایط جدید مورد استفاده قرار گیرد.
وی افزود: در چنین شرایطی باید فضا بهگونهای مدیریت شود که امکان نقشآفرینی و کارشکنی برای رژیم صهیونیستی کاهش یابد. در عین حال، ایران نیز باید از تجربیات جنگهای اخیر درس بگیرد و برخی اصلاحات و بازنگریها را در شیوه حکمرانی و مدیریت داخلی دنبال کند.
این استاد روابط بینالملل با اشاره به اهمیت حفظ سرمایه اجتماعی در دوران پس از جنگ تصریح کرد: بخشی از اعتماد از دسترفته باید بازسازی شود، صدای آسیبدیدگان شنیده شود و نسبت به دردها و مشکلات آنان توجه و احترام کافی وجود داشته باشد. این رویکرد به تقویت انسجام داخلی و افزایش وحدت ملی کمک خواهد کرد و امکان سوءاستفاده دشمنان از برخی شکافهای داخلی را کاهش میدهد.
کریمی ادامه داد: تجربه دو جنگ اخیر نشان داد که انسجام داخلی تا چه اندازه در ارزیابی و محاسبات بازیگران خارجی نسبت به ایران تأثیرگذار است. هر اندازه وحدت ملی تقویت شود، امکان اعمال فشار یا طراحی سناریوهای جدید علیه کشور نیز کاهش خواهد یافت.
نشانههای تقویت همبستگی ملی در کشور قابل مشاهده است
وی در پاسخ به پرسشی درباره اهمیت حفظ وحدت داخلی در آستانه مذاکرات اصلی و پیچیدهتر 60 روزه میان ایران و آمریکا گفت: باید این واقعیت را بپذیریم که ایران متعلق به همه ایرانیان است و همه شهروندان باید خود را در آینده کشور سهیم بدانند. همانگونه که در طول ماههای گذشته اقشار مختلف مردم در کنار کشور ایستادند و از منافع ملی حمایت کردند، در دوره پس از جنگ و پس از امضای تفاهم نیز نباید میان شهروندان تفاوت و تبعیضی وجود داشته باشد.
کریمی افزود: وجود نگاههای درجهبندیشده نسبت به شهروندان یا تبعیض در حوزههای مختلف اداری و اجتماعی میتواند به انسجام ملی آسیب وارد کند. از این رو دولت و سایر نهادهای حاکمیتی باید در مسیر اصلاح برخی رویهها و رفع چالشهای گذشته گامهای جدی بردارند.
این استاد دانشگاه گفت: البته نشانههایی از این رویکرد از هماکنون قابل مشاهده است و به نظر میرسد ارادهای جدی در سطوح عالی کشور به ویژه توسط مقام معظم رهبری؛ آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای برای کاهش برخی شکافها و حل بخشی از مسائل و چالشهای گذشته شکل گرفته است. اگر این روند ادامه یابد، میتوان امیدوار بود که ایران با اتکا به سرمایه اجتماعی، اعتماد متقابل بیشتر میان مردم و حاکمیت و انسجام ملی گستردهتر، وارد مرحله جدیدی از تحولات داخلی و خارجی شود. به گونهای که حتی ایرانیان خارج از کشور نیز انگیزه پیدا کنند تا به داخل کشور برگردند و در خدمت ایران قوی قرار بگیرند.
کریمی در پایان اظهار کرد: اینها اقداماتی است که باید دولت انجام دهد و مردم نیز نشان دادند پای کار هستند و برای ایران از هیچ تلاشی فروگذاری نمیکنند و هیچ همکاری با برخی خارجنشینان معاند انجام نمیدهند و این فرصت بزرگ برای ایران پساجنگ خواهد بود که بتواند در پرتو یک آشتی گسترده، مشابه دوران جنگ و پساجنگ، ایران مقتدر و با وحدت و انسجام ملی بالا را ترسیم کند و گشایشهای جدی در عرصه اقتصادی با افزایش رضایتمندی مردم نیز انجام شود.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

