امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 3 محرم 1448
شناسه خبر : 366610
  پرینت تاریخ انتشار : 18 ژوئن 2026 - 8:10 | 5 بازدید

«حماسه ایرانی» راز ققنوس‌وار خیزش روایتی و هویتی ایرانیان + فیلم

برای ایرانیان «هویت ملی» در شاهنامه فردوسی، نقش‌ برجسته‌های «تخت‌ جمشید» و کتیبه‌های ساسانی تا معارف اسلامی، جلوگاه یافته و در هجمه‌ها چون کوه، پایداری‌ ورزیده است. «هویت اجتماعی» در آیین‌های جمعی، مساجد و حسینیه‌ها جان می‌گیرد و پیوند «من» و «ما» را شکل می‌دهد و «هویت فردی»، شعله‌ای پنهان است که در پرسش از […]

«حماسه ایرانی» راز ققنوس‌وار خیزش روایتی و هویتی ایرانیان + فیلم


برای ایرانیان «هویت ملی» در شاهنامه فردوسی، نقش‌ برجسته‌های «تخت‌ جمشید» و کتیبه‌های ساسانی تا معارف اسلامی، جلوگاه یافته و در هجمه‌ها چون کوه، پایداری‌ ورزیده است. «هویت اجتماعی» در آیین‌های جمعی، مساجد و حسینیه‌ها جان می‌گیرد و پیوند «من» و «ما» را شکل می‌دهد و «هویت فردی»، شعله‌ای پنهان است که در پرسش از «کیستم؟» چهره خویش در آینه تاریخ را بازمی‌یابد.

«حماسه»، شاهرگ حیات این «هویت‌سازی» است؛ نه تنها روایت جنگ، که اراده‌ای جمعی برای زیستن با عزت. از «رستم» و «گیو» تا سردارانی چون «سردار دل‌ها» حاج‌قاسم سلیمانی و «تنگسیر هرمز» دریادار تنگسیری؛ «حماسه» رمز بقای ایرانیان در گذر قرون بوده است؛ اما این جریان هر عصر نیاز به بازآفرینی دارد، تا بحران هویت، افق فرهنگ را نپوشاند.

در این میان، تلاقی دو حماسه بی‌همتا رخ می‌نماید: «حماسه ملی ایرانیان» و «حماسه سرخ حسینی». حماسه حسینی در کربلا، روایت تکلیف در برابر ظلم است؛ جایی که خون بر شمشیر پیروز می‌شود و «هل من ناصر» در اعصار طنین می‌اندازد. این دو حماسه، یکی «اسطوره ملی» و دیگری «اسوه دینی»، در ایستادگی برابر باطل و پاسداری از کرامت انسانی هم‌جوهر می‌شوند و هویتی بالنده برای ایرانیان ترسیم می‌کنند که در آن عشق به میهن و حقیقت در هم تنیده است.

در شرایط کنونی جهان؛، با تکرار تلخی جنگ‌ها، بازخوانی این روایت آیینی-حماسی ضرورتی مضاعف یافته است. ایکنا در دهه نخست محرم ۱۴۰۵، با درس‌ گفتارهای «ایران در آینه روایت حماسی»، در پی پاسخ به پرسش‌های بنیادین زمانه و روشن کردن راهی برای نسلی تشنه معناست؛ چراکه حماسه تداوم‌بخش هویت است و هویت، ضامن بقای تمدنی ماندگار.

در ادامه با دومین قسمت درس‌گفتار «ایران در آینه روایت حماسی» نیز افتخار همنشینی با بهمن نامورمطلق، استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی و رئیس انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی را دارد.

در درس‌گفتار نخست بر مبنای نگاه تعریفی و تبیینی بر بلندای مولفه «روایت» با رویکرد ایجاد خط تمیز میان خلط مبناها یا مفاهیمی که از حوزه روایت صورت می‌گیرد و معرفی آنچه که اصالت «روایت» بر چه مواردی استوار است با همراهان ایکنا هم‌دل بودیم. در این قسمت درباره زلف اشتراکی جایگاه «هویت» در مولفه «روایت» صحبت می‌کنیم.

ایکنا – به سراغ تأکیدی از شما بر محور روایت تعریفی از دو مولفه «هویت» و «روایت» برویم. در برنامه نخست بر جایگاه صرف تبیین و تعریف «روایت» استوار بودیم. حال در ساحت همنشینی دو مولفه «هویت» و «روایت» در محور جانشینی تفهیم منظر و کلام از بر این دو عنصر از زاویه دید شما ورود کنیم؛ این دو زلف (هویت و روایت) در اختیار شما. با کلام شما به تبیین این دو بنشینیم.

پیشتر – در قسمت اول- گفتیم که انسان یک موجود روایی است. به معنای دقیق آن چیزی که انسان را از غیر انسان تمیز می‌دهد، «روایت» است. همچنین بر این موضوع تأکید کردیم که روایت‌مندترین فرهنگ‌ها، فرهنگی‌ترین فرهنگ‌ها هستند. یعنی هر فرهنگی که روایت‌های بهتر و روایت‌های بیشتری داشته باشد، در درجه بالای اعتلا و تعالی فرهنگی قرار دارد. پس بنابراین، انسان یک موجود روایی است. انسان با روایت خود را شناخت و با روایت است که انسانیتِ انسان شکل گرفت. اگر روایت نبود، شاید انسان هیچ‌گاه انسان نمی‌شد؛ با وجود اینکه انسان توانسته بود کارهای دیگری را نیز انجام دهد.

یعنی اوج خردمندی انسان، روایت‌مندی اوست. وقتی «هوموساپیَن» (انسان خردمند، انسان هوشمند یا انسان نوین) ایجاد شد و انسان «خردمند» شد؛ این مولفه خردمندی با «روایت» شکل گرفت. به بیان دیگر در واقع انسان با «روایت» توانست آن درجات بالای انسانیت را طی کند. به همین جهت می‌گوییم که فرهنگ‌ها یا افرادی که می‌توانند «روایتِ» خوبی را تولید کنند، در درجه بالای فرهنگی، تمدنی و مدنی قرار دارند.

«روایت» سودمندی‌های زیادی دارد. از جمله اینکه «روایت» می‌تواند فهمِ جهان را برای ما ممکن سازد. یکی از سودمندی‌های مهم «روایت»، سودمندی‌های شناختی است. اگر روایت نبود، نسبت ما با جهان به شیوه دیگری تعریف می‌شد. به همین خاطر است که تمام «اسطوره‌ها» و تمام «قصه‌های دینی»، وقتی می‌خواهند درباره جهان‌ و آفرینش صحبت کنند، با قصه صحبت می‌کنند و سعی می‌کنند قصه بگویند و با قصه منتقل کنند. ارتباطی بین «دین»، «قصه» و روایت وجود دارد که در ادامه درس‌گفتارها به آن خواهیم پرداخت.


بیشتر بخوانید:

تثبیت و انتقال «هویت ملی و مذهبی» در گرو ساخت «روایت کلان»


بنابراین نه تنها جهان را، بلکه خودمان را نیز به واسطه «روایت» می‌شناسیم. اگر از «خود» روایتی نداشته باشیم، نمی‌توانیم خودمان را بشناسیم. روایت موجب می‌شود که بتوانیم تمام تصاویر پراکنده از خودمان یا از دیگران و یا از جهان را جمع کرده و به معنا یا بهتر بگوییم به امر معنادار تبدیل کنیم. این «روایت» است که به انسان معنا می‌دهد و زیست او را در جهان و نسبت او را در حوزه زندگی در این جهان تبیین می‌کند.

افرادی که نمی‌توانند از خودشان «روایت» بسازند، هویت‌شان را از دست می‌دهند. ملتی که نمی‌تواند برای خود روایتی مسلط بسازد (روایتی که همه به آن اعتقاد و باور داشته باشند)، آن ملت در خطر است. یعنی ملتی که روایت‌های مُتِشَتت دارد و آرای مشترکی درباره یکی از روایت‌های کلان نداشته باشد، به حتم و قطع آن ملت در آستانه خطر، تجزیه یا در آستانه انحطاط است. ملتی که روایتش را از دست دهد، انگیزه و آینده خود را از دست می‌دهد. این وضعیت(از دست دادن آینده و انگیزه) متعلق به انسانی است که «روایت» خود را از دست بدهد.

همان طور که «روایت» به عنوان یکی از نشانه‌ها، برای انسجام ذهنی یک فرد محسوب می‌شود و نشانه‌ای برای مشخص کردن آن است که فرد برای خود، آینده‌ای و برنامه‌ای دارد؛ به همان میزان اگر «روایت» وجود نداشته باشد، نشانه این است که آن فرد در خطر زندگی می‌کند و در تهدید قرار دارد.

پس به تحقیق یکی از سودمندی‌های «روایت»، همین «هویت‌سازی» است. حال این پرسش پیش می‌آید که «هویت» چگونه ساخته می‌شود؟ باید بگویم: روایت باعث می‌شود که از خودمان فاصله بگیریم و یک بار دیگر به خودمان نگاه کنیم. یعنی خودمان را به عنوان «دیگری» یا در آیینه قرار دهیم و با این فاصله بتوانیم خود را ارزیابی کرده و بشناسیم.

انسان را به مثابه یک تابلو در نظر گیرید؛ وقتی ما خیلی به خودمان(آن تابلو) نزدیک هستیم، نمی‌توانیم آن طور که باید همه ابعاد وجودی و ذاتی خود را ببینیم. همان طور که اگر شما خیلی به یک تابلوی بزرگ نزدیک شوید، نمی‌توانید تمامی ابعاد و وجوه آن را ببینید. باید فاصله گیرید تا متوجه ابعاد، موتیف‌ها(درون‌مایه)، زیبایی‌شناسی و سبک‌شناسی آن تابلو هنری شوید. این همان توانایی و کارکرد «روایت» است که به ما امکان می‌دهد مقداری از «خود» فاصله گیریم و این‌بار خودمان را موضوع کشف تمامی وجوه و ابعاد «خود» قرار دهیم.

انجام این کار (فاصله گرفتن انسان از خود برای شناخت خود) شاید در کلام ساده باشد اما اجرای آن بسیار سخت و دشوار است! چون به قول «میخائیل باختین» (فیلسوف روسی و نظریه‌پرداز حوزه نقد ادبی)، مشکل‌ترین کار آن است که «سوژه» بخواهد به «سوژه» توجه کند. حالا اگر انسان بخواهد به «سوژه» که خودش است توجه کند؛ یعنی توجه انسان به خودش به عنوان انسان؛  تحقق این مهم بسیار دشوارتر می‌شود.

iهنوز آماده نیست//// «حماسه ایرانی» راز ققنوس‌وار خیزش روایتی و هویتی ایرانیان + فیلم

انسان به خاطر اینکه «سوژه» (امر ماورائی) است، مانند یک ابژه (امر عینی) قابل تأمل و قابل مطالعه نیست. «سوژه» در هر لحظه و هر آینه در حال شکوفایی و در حال شدن است. یک سنگ در حال شدن نیست، اما یک انسان هر لحظه در حال شدن و در حال تغییر است. این همان اصالت و مهمترین ویژگی «سوژه» است. همین آینه به آینه و لحظه و لحظه تغییر، شکوفایی و شدن انسان (اینجا به معنای سوژه) است که مطالعه آن را بسیار مشکل می‌سازد.

برخلاف «پوزیتیویست‌ها» (اثبات‌گرایان) که می‌خواستند انسان را مانند اشیا مطالعه کنند و در واقع نگاه «پوزیتیویستی» (اثبات هر پدیده‌ای از راه منطق و ریاضی) داشتند؛ از این زاویه دید و با آن تفکر، نگاه به انسان بسیار دشوار است. حالا اگر قرار باشد این نگاه توام با کشف، شهود و درک معنا و هویت انسان به خودِ انسان باشد، به مراتب دشوارتر می‌شود.

پس برای اینکه بتوانیم «هویت» خودمان را بسازیم، نیازمند تربیت و آموزشی تخصصی و قاعده‌مند هستیم. آن آموزش باید به ما بگوید که با خودمان چگونه مواجه شویم و در نگاهی کلان‌تر، با «هویت» جمعی خود چگونه مواجه شویم. اگر این موارد را در مدارس آموزش ندهیم و نگوییم که «هویت ملی» و «هویت جمعی» ما چیست، در ادامه وقتی آن فرد – کودک و نوجوان دانش‌آموز – بزرگ شود، به سبب درک و شناخت خود (هویت فردی) قدرت ارتباط با «هویت جمعی» را از دست می‌دهد.

در یک کلام ساده اما بسیار مهم باید بر این مولفه تاکید کنم که این «روایت‌ها» هستند که به ما امکان جامعه‌پذیری می‌دهند. اینکه چگونه با جامعه ارتباط برقرار کنیم، «دیگری» چیست، چه ارتباطی با دیگری داریم و چگونه می‌توانیم یک جمعی داشته باشیم. این روایت‌ها هستند که به ما امکان ارتباط می‌دهند. اگر روایت‌های ما با همدیگر ناهمخوان باشند، تمامی ما انسان‌ها دچار جدایی می‌شویم و این جدایی و گسست، مهمترین و اصلی‌ترین عامل تخریب‌کننده «هویت» است.

همانطور که اشاره کردم ما (همه انسان‌ها) در دوره بسیار حساسی زندگی می‌کنیم. شاید در طول تاریخ چنین دوره حساس و از یک بابت خطرناکی را تا به امروز نداشته باشیم. چراکه امروزه تمام دنیا با یکدیگر در ارتباط هستند. این فضای مجازی باعث شده است که ارتباط‌های ما بسیار توسعه پیدا کنند. به سبب همین توسعه ارتباطی؛ امروزه «هویت‌های بومی» در خطر هستند و برای حفظ هویت‌های بومی باید برنامه بسیار مفصلی داشته باشیم تا بتوانیم آنها را حفظ کنیم. این برنامه نیازمند استفاده از «روایت‌شناسان»، «جامعه‌شناسان» و «ایران‌شناسان» است. می‌توانیم و باید آن «روایت ایرانی» را ابتدا برای جوانان تعریف کنیم، سپس آن «روایت» را ترویج کنیم و در ادامه آن نقاط ضربه خورده را ترمیم کنیم.

مولفه مهم دیگری که لازم می‌دانم درباره «هویت» و «روایت» به آن اشاره کنم را با ذکر مثالی بازگو می‌کنم. کتابی داریم به نام «تَسلای فلسفه» (به قلم انیکیوس مانلیوس بوئیتیوس (بوئس) فیلسوف مسیحی سده ششم میلادی)؛ «بوئتیوس» (بوئس) یک سناتور و فیلسوف که در دوران پایانی «تمدن رُم»، او را به ناحق در زندان می‌اندازند و به مرگ محکوم می‌کنند. او در زندان دچار یک مشکل فلسفی می‌شود که: «من کیستم؟ با وجود تمام کارها و خدماتی که انجام دادم چرا باید در این زندان باشم؟ چرا با توجه به اینکه کارهای بسیار خوبی با نیت مثبت انجام داده‌ام باید محکوم به مرگ بشوم؟»

«بوئتیوس» (بوئس) در این بزنگاه و طرح ان پرسش‌های فلسفی در زندان دست به برقراری ارتباط و دیالوگی (گفت‌وگو) خیالی با «سوفیا» می‌زند. «سوفیا» در فرهنگ اساطیری رُم؛ همان «بانوی حکمت» است. او یک بانوی حکمت را که خودش فیلسوف بوده، در نظر می‌گیرد و شروع به گفت‌وگو کردن با او می‌کند که حاصل آن به نگارش کتاب «تَسلای فلسفه» می‌انجامد. اولین چیزی که آن بانوی حکمت (سوفیا) به او (بوئس) می‌گوید، این است: «تو به خاطر این دچار مشکل شده‌ای که هویت خود و جهان‌شناسی را فراموش کرده‌ای.» در ادامه هم یک گفت‌وگوی فلسفی و جذاب درباره «هویت‌شناسی» و «جهان‌شناسی» تا پایان این کتاب را با مخاط در میان می‌گذارد. توصیه می‌کنم که مخاطبان عزیز شما این کتاب بخوانند.

کتاب «تَسلای فلسفه» این دریچه را پیشِ روی مخاطب خود می‌گشاید که چگونه در شرایط بسیار بحرانی (فردی که درباره او دچار سوءتفاهم شده‌اند و او را محکوم به مرگ کرده‌اند؛ کسی که به قول خودش تمام کارهای خوب را انجام داده و حالا به زندان افتاده؛ همه او را طرد کرده‌اند؛ ثروتش را از دست داده؛ شهرتش را از دست داده؛ مقامش را از دست داده و پای چوبه دار قرار گرفته است)، به خاطر این بحران بزرگی که برایش ایجاد شده، دچار یک «تزلزل هویتی» و «تشتت هویتی» می‌شود. در حقیقت انگار «بوئس» (آن فیلسوف و سناتور) یادش رفته که کیست و چرا اینجاست؟! این همان بزنگاهی است که آن خرد (سوفیا آن بانوی خرد) به کمک او می‌آید. سپس یکی یکی با گفت‌وگوهایی که انجام می‌دهند، دوباره «هویت» خود را بازیابی می‌کند. می‌خواهم بگویم آن روایت گفت‌وگومندی که «بوئس» با «سوفیا» (بانوی حکمت و خرد) می‌سازد باعث می‌شود تا دوباره هویت خود را به یاد آورد.

از همین روی است که می‌گوییم و تاکید دارم که «روایت‌ها» می‌توانند «هویت‌ها» را بسازند و می‌توانند ریشه‌های هویتی را به مردم یادآوری کنند.

در این مهم تردیدی وجود ندارد که انسان در هر عصری به ویژه در زمانه امروز لازم است تا «هویتی» را که داشته، دوباره یادآوری کند. ما ایرانیان روایت‌های بسیار خوبی داشته‌ایم. با قطعیت و قدرت می‌توان گفت و مدعی شد که «روایت‌ها» باعث شدند که ایران ماندگار شود.

در بسیاری از دوره‌های تاریخی اشغال شدیم: در زمان یونان باستان، در زمانی که عرب‌ها وارد این کشور شدند، در زمانی که مغول‌ها وارد شدند. در آن دوره‌ها دیگر چیزی به نام «ایران سیاسی» و «ایران اداری» نداشتیم. چه چیزی باعث شد که ما همچنان ایرانی باقی بمانیم و کهن‌ترین کشور جهان و کهن‌ترین میهن جهان باشیم؟ (آن روایتی بود که ایرانی‌ها از خود داشتند. آن «روایت ایرانی» است که هر از گاهی (مثل ققنوس، مثل سیمرغ) ایرانیان را در هر گردنه و هجوم تاریخی که در آن گرفتار شدند دوباره زنده می‌کند. «روایت‌های ایرانیان» منتظر فرصت بودند که دوباره سر برآورند و باز دیگر آن «هویت» را احیا و مرمت کنند. ایرانیان در طول تاریخ چندین بار این کار را انجام داده‌اند.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.