مقاومت اسلامی؛ از باورهای اعتقادی تا جهاد عملیاتی
به گزارش ایکنا، عبد توفیق کناعنه، پژوهشگر فلسطینی، کارشناس مسائل منطقه، استاد دانشگاه رور-بوخوم آلمان و نویسنده کتاب «هیمنه مقاومت؛ حزب الله لبنان» در گفتوگو با وبگاه عرب 48 درباره نقش اعتقادات در پایداری ایران و حزب الله در مقابل تهاجم آمریکایی صهیونیستی میگوید: توسعه اندیشه شیعی توسط [امام] خمینی(ره) محدود به انتقال شیعیان دوازده […]

به گزارش ایکنا، عبد توفیق کناعنه، پژوهشگر فلسطینی، کارشناس مسائل منطقه، استاد دانشگاه رور-بوخوم آلمان و نویسنده کتاب «هیمنه مقاومت؛ حزب الله لبنان» در گفتوگو با وبگاه عرب 48 درباره نقش اعتقادات در پایداری ایران و حزب الله در مقابل تهاجم آمریکایی صهیونیستی میگوید: توسعه اندیشه شیعی توسط [امام] خمینی(ره) محدود به انتقال شیعیان دوازده امامی از حالت انفعال و انتظار که بیش از هزار سال طول کشیده بود، به حالت اقدام انقلابی نبود، بلکه تغییر کیفی در مفاهیم شهادت و جهاد را نیز به همراه داشت. در حالی که برای قرنها، نسخه قدیمی تشیع منفعل بر مناسک ظاهری در مراسم عاشورا، بر اساس این فرض که «ما کسانی هستیم که امام حسین(ع) را ناامید کردیم»، تمرکز داشت، اصول اعتقادی جدیدی که توسط امام خمینی و علی شریعتی تدوین شد، استدلال میکرد که [امام] حسین نیازی به مراسم و مناسک ظاهری آنها ندارد. در عوض، خواستار هدایت بخشی از این خشم فروخورده علیه بیعدالتیهای امروز، که امتداد بیعدالتی اعمال شده بر [امام] حسین است، و علیه قدرتهای استکباری این دوران، که ادامه استکبار یزید بن معاویه هستند، بود.
وی درباره نقش جهاد و شهادت در اسلام میگوید: شهادت در میان اهل سنت نیز مقدس است، اما در اینجا با افزودن مفهوم ارتباط با امامان و تأکید بر این باور که وقتی در جنگ شرکت میکنید، در هر دو حالت پیروز میدان هستید: چه در جنگ پیروز شوید و چه شهید شوید، به سطح بالاتری از تقدس ارتقا یافته است. مفهوم «پیروزی خون بر شمشیر» نیز همینطور است، به این معنی که حتی اگر شهید شویم، پیروز هستیم. گواه این مدعا این است که امام حسین که در جنگ شهید شد، تا به امروز بر یزید پیروز است. علاوه بر این، شهادت با جهاد مرتبط و طبق اسلام شیعی از مبانی دینی است.
تغییر مقاومت اسلامی از اعتقاد به حماسه جهاد
کناعنه در بخش دیگری از گفتوگوی خود درباره ایده مقاومت به عنوان یکی از اشکال دفاع از خود میگوید: در چارچوب تحولاتی که در دهههای 1970 و 1980 در اندیشه شیعه در این زمینه رخ داد، جهاد دفاعی پذیرفته شد و با مفهوم مدرن مقاومت پیوند خورد و توسط جبهه آزادیبخش ملی الجزایر و ویت کنگ در ویتنام، به منطقه و جهان معرفی شد. این مفهوم از طریق جناحهای سازمان آزادیبخش فلسطین و بعداً از طریق جناحهای لبنانی به منطقه غرب آسیا رسید.
وقتی این ایده در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به لبنان رسید، حزبالله که ریشههایش به آن دوره برمیگردد، این باور را پذیرفت و با «جهاد دفاعی» ادغام کرد. سید حسن نصرالله نقش برجستهای در این امر ایفا کرد، و بهویژه شیخ نعیم قاسم که بهطور گسترده در این زمینه مطلب نوشت. هدف، ایجاد پلهایی با افرادی بود که نه شیعه بودند و نه به حزبالله وابسته بودند.
بنابراین، مقاومت به مفهومی تبدیل شد که اصول مذهبی را با اصول ملیگرایانه و آزادیخواهانه ترکیب و این امکان را فراهم میکرد که نه تنها شیعیان، بلکه سنیها، مسیحیان، ملیگرایان و کمونیستها را نیز مخاطب قرار دهد.
وی درباره تحولی که امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی در اندیشه شیعه به وجود آورد میگوید: کاملاً مشخص است که شیعه دوازده امامی، که ایران و حزبالله به آن باور دارند و امروزه اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان شیعه در سراسر جهان را تشکیل میدهند؛ کمترین انقلابی بودن را در بین فرقههای شیعه داشت.
قرنها، این بخش از مسلمانان شیعه از پتانسیل انقلابی عظیمی برخوردار بودند، اما این پتانسیل همراه با مفهوم امام سرکوب میشد. دلیل این امر آن بود که در طول قرنها، روحانیت به دلیل ضرباتی که به عنوان اقلیت شیعه تحت حکومتهای اسلامی متوالی – مثلاً اموی، عباسی، مملوکی و عثمانی – متحمل شده بودند، ایده انتظار را توسعه دادند. این مفهوم بیان میکرد که با وجود بیعدالتی و ظلم و ستم، و با وجود عدم مشروعیت این دولتها، مقابله با این بیعدالتی یا شورش علیه آنها ممنوع است، مگر اینکه امام غایب، رهبری انقلاب را بر عهده داشته باشد.
اما تغییر پس از آن رخ داد که علمای شیعه در قرن بیستم متوجه شدند که با ماندن در این حالت انتظار، پویایی جوانان شیعه را به نفع احزاب کمونیست، ملیگرا، سوسیالیست و ناصری که در دهههای 1950، 60 و 70 شروع به ظهور کردند، از دست میدهند. این درک منجر به ظهور نوع جدیدی از روحانیت در نجف، قم و لبنان شد. آنها تفسیر جدیدی از مفهوم انتظار عملی ارائه دادند و از قضا، اولین کسی که در مورد این موضوع نوشت و به آن پرداخت، علی شریعتی بود، نه یک محقق مذهبی، بلکه یک فرد دانشگاهی. او در دهه ۱۹۶۰ دکترای خود را در دانشگاه سوربن فرانسه تحصیل و تکمیل کرد، در انقلاب الجزایر فعال بود و در این زمینه با فرانتس فانون، سارتر و چپهای فرانسه تعامل داشت.
او کسی بود که درک جدیدی از انتظار ارائه داد و اظهار داشت که انتظار به معنای منفعلانه نشستن و بیتفاوت بودن نیست. او مفهوم «انتظار پویا و فعال» را توسعه داد که از طریق آن زمینه برای آمدن حضرت مهدی فراهم میشود. وقتی امام خمینی، به واسطه جایگاه خود به عنوان یک روحانی، آیتالله و مرجع تقلید به صدر سلسله مراتب مذهبی صعود کرد، به ایدههای شریعتی مهر تأیید زد که به آنها شتاب بیشتری در ایران و جهان اسلام بخشید.
نقش عقاید شیعی در مقاومت ایران
کناعنه درباره پایداری و مقاومت ایران در جنگ 40 روزه در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی و نقش اعتقادات در تقویت این پایداری و مقاومت میگوید: دو نکته مهم وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. اولاً، این مقاومت یک جنبه ایدئولوژیک بسیار مهم دارد. اگرچه در ایران اکثریت ایدئولوژیک مطلق وجود ندارد، حتی اگر این پایگاه شامل ۲۰ تا ۳۰ درصد باشد، ما در مورد تقریباً ۳۰ میلیون نفر صحبت میکنیم. ۷۰ درصد باقیمانده لزوماً مخالف نیستند، بلکه بین کسانی که مایل به پذیرش این ایدئولوژی هستند و کسانی که نسبت به شکل حکومت بیتفاوت هستند، تقسیم شدهاند.
وجه مهم دیگر این است که این تفکر، تفکر اسلامی شیعی سنتی نیست، بلکه تفکری متجدد از نوع پیوند با مردم و متغیرهای واقعیت است. ما در این زمینه با یک نظام عملگرا مواجه و شاهد آن هستیم که ایران دارای ساختار صنعتی مدرن و ساختار علمی مراکز تحقیقاتی و دانشگاههای مدرن است، چیزی که در این جنگ از نزدیک دیدیم و توانست 40 روز پس از آن که فکر میکردند بلافاصله پس از زدن رأس نظام فرو میریزد، مقاومت کند، زیرا مشخص شد که این بدنه ریشههای عمیقی برای تقابل و مقابله داشته است.
وی درباره توانمندیهای ایران در زمنیههای مختلف برای مقاومت در برابر آمریکا تأکید میکند: 47 سال تحریم ایران را قادر ساخت تا تواناییهای ملی خود را تقویت کند و به خود متکی شود. در این زمینه شایان ذکر است که 80 درصد مواد مصرفی ایرانیها در داخل کشور تولید میشود و مانند عربستان سعودی و سایر کشورهای ثروتمند خلیج فارس نیست. ایران از 47 سال تحریم برای ایجاد آلترناتیوهای ملی و بومی استفاده کرده که باعث شده است تقابل بین این کشور و دیگران، به نفع طرف مقابل نباشد.
حزبالله؛ ستون سخت نجاتبخش لبنان
وی درباره الگوبرداری حزب الله لبنان از جمهوری اسلامی ایران میگوید: در مورد حزب الله هم میتوان نظر مشابهی داد، اما باید به این نکته توجه داشت که در لبنان، حکومتی که در سال 1920 تأسیس شد و در سال 1943 استقلال خود را به دست آورد، شیعیان از استقلال تا دهه 1990 به عنوان یک گروه غایب در حاشیه به حساب میآمدند و همین باعث شد تا اکثریت کادرهای احزاب ملی را شیعیان تشکیل دهند. امام موسی صدر در سال 1959 به لبنان فرستاده شد تا شرایطی را فراهم کند که شیعیان را جذب کند و بعدها و در نتیجه این تلاشها جنبش امل پدید آمد و اوضاع به گونهای دیگر پیش رفت. نکتهای که میخواستم بر آن تأکید کنم این است که حزب الله به شیعیانی که دههها از حاشیهنشینی رنج میبردند، به ویژه در دهه 1990 نقش، جایگاه و اعتبار بخشید و سپس با خروج اسرائیل از جنوب در سال 2000 و در جنگ 2006 طعم پیروزی را به آنها چشید.
کناعنه درباره نقش حوزههای علمیه قم و نجف در تربیت رهبران حزبالله و ارائه ایدههای بدیع به آنها میگوید: مطمئناً حزب الله ثمره این ایدههای جدید در زمینه لبنان است. اما اگر به رویارویی امروز بپردازیم، از نظر حزب و پایگاه مردمی آن، این رویارویی بر سر حضور آنها و جایگاهی است که به دست آوردهاند، به ویژه که پس از ترور [سید حسن] نصرالله و شرایطی که برای حزب الله به وجود آمد، صداهای زیادی خواستار انتقام شد.
در مورد غافلگیری اسرائیل از استواری و توانایی رزمی حزب الله، من فکر میکردم که با حذف نصرالله، تودههای اطراف او متفرق میشوند، اما آنچه اتفاق افتاد برعکس بود، زیرا مردم به طور فزایندهای اطراف حزب الله جمع میشدند، زیرا تنها ستون نجات آنها بود و هنوز هم هست.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

