بازخوانی میراث ملاصدرا و سهروردی در عصر هوش مصنوعی
مدیر مرکز مطالعات سیاستگذاری علوم انسانی اسلامی در نشستی علمی مطرح کرد به گزارش ایکنا، مجتبی رستمیکیا؛ مدیر مرکز مطالعات سیاستگذاری علوم انسانی اسلامی، شامگاه 10 اردیبهشتماه در نشست علمی «آینده علوم شناختی؛ سناریوها و موانع» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی و به مناسبت شهادت سیدکمال خرازی برگزار شد، با گرامیداشت یاد شهدای […]
مدیر مرکز مطالعات سیاستگذاری علوم انسانی اسلامی در نشستی علمی مطرح کرد

به گزارش ایکنا، مجتبی رستمیکیا؛ مدیر مرکز مطالعات سیاستگذاری علوم انسانی اسلامی، شامگاه 10 اردیبهشتماه در نشست علمی «آینده علوم شناختی؛ سناریوها و موانع» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی و به مناسبت شهادت سیدکمال خرازی برگزار شد، با گرامیداشت یاد شهدای جبهه مقاومت و بهویژه شهید کمال خرازی، گفت: آقای خرازی نقش بیبدیلی در توسعه علوم شناختی در کشور داشتند و به حق میتوان ایشان را پدر علوم شناختی ایران نامید.
وی با انتقاد از مغفول ماندن ابعاد علمی شخصیت این شهید، تأکید کرد: «متأسفانه آنگونه که شایسته است بر روی شخصیت علمی ایشان کار نشده؛ این در حالی است که قدرت امروز علوم شناختی در ایران، مرهون فعالیتهای جهادی و نهادسازیهای هوشمندانه ایشان در این عرصه است.
رستمیکیا در ادامه نشست، این دانش را یکی از پیشرانهای اصلی تمامی علوم برشمرد و اظهار داشت: سرعت حرکت علوم شناختی، سایر دانشها را نیز به دنبال خود میکشد؛ بنابراین نمیتوان از آینده علوم انسانی و فلسفه سخن گفت اما جایگاه علوم شناختی را در آن نادیده گرفت.
وی با مقایسه سیر تحول معرفت، به نقش فضای مجازی اشاره کرد و افزود: وب ۱ دانش را از کتابها به فضای مجازی برد و وب ۲ با تعاملی کردن فضا، منجر به دموکراتیزه شدن معرفت شد. امروز دیگر دانشمند نمیتواند تنها به نوشتن کتاب بسنده کند، بلکه بلافاصله در معرض نقد و نظر قرار میگیرد. در عصر فعلی نیز، این علوم شناختی است که در حوزه هوش مصنوعی آقایی میکند؛ لذا این علم، پیشرانِ پیشران است و اگر فلسفه اسلامی بخواهد مجدداً خود را احیا کند، باید به این علوم قلاب شود.
مدیر مرکز مطالعات سیاستگذاری علوم انسانی اسلامی در پایان به تغییر ساختارهای آموزشی اشاره کرد و گفت: «در آینده با وجود رایانهشناسی شناختی، احتمالاً دیگر با مفهوم سنتی عضو هیئت علمی روبرو نخواهیم بود، بلکه با دستیاران پژوهشی هوشمند مواجه میشویم. این تغییر پارادایم، هم یکی از موانع گسترش علوم انسانی اسلامی سنتی در ایران است و هم آینده علوم انسانی در کل جهان را رقم خواهد زد.
سناریوهای علوم شناختی و فلسفه در آینده ایران
چند سناریو در این زمینه وجود دارد؛ اول؛ انزوایی دفاعی. در این سناریو فضای علمی کشور برای جایگزینی کامل علوم شناختی مقاومت خواهد کرد. علوم انسانی و اسلامی و فلسفه بومی ما وارد فاز دفاعی خواهد شد کما اینکه روند گذشته نشان میدهد از این رو انزاو و حذف زودهنگام این علوم زیاد است. علوم شناختی با وجود اینکه مانند رود پرشتاب وارد ایران خواهد شد اما برخی دائما تلاش خواهند کرد تا بگویند این ایراد و فلان ایراد دیگر را دارد.
این لاک دفاعی که ما در چند دهه گذشته داشتهایم در قبال علوم شناختی هم خواهیم داشت و همین باعث کاهش رشد این علوم خواهد شد و عمدتا در سیاستگذاریها با وجود تشدید تنش و جنگ محدودیت اینترنت و محدودیت علوم شناختی بیشتر خواهد شد، لذا ما اقتصاد دیجیتال را خواهیم باخت.
دشمنان در جنگ رمضان عمدتا دیتاسنترهای اصلی علوم شناختی را در برخی دانشگاهها منهدم کردند و متاسفانه دروازههای علوم شناختی تقلیل خواهد یافت کما اینکه در چند دهه گذشته هم ما از این علوم شناختی فقط بعد فیزیکالی آن را گرفتیم در حالی که مرحوم کمال خرازی تلاش بسیاری کردند تا حداقل بخش مذهبی جامعه را متوجه بعد فرافیزیکی کنند.
سناریوی دوم؛ تداوم ترجمه و برداشت سطحی از علوم شناختی. علوم شناختی در یکی دو دهه گذشته گرفتار نهضت ترجمه است و تولید تاسیسی خاصی در فضای فکری و فلسفی و رایانهشناسی ندارد. اگر سناریوی دوم به وقوع نپیوندد سناریو دوم رخ خواهد داد و برخی صرفا مباحثی در این عرصه ارائه خواهند کرد و نقدهایی خواهد شد.
سناریوی سوم که احتمال کمتری دارد بازخوانی و حاشیهنگاری علوم شناختی است که احتمال وقوع آن هم اندک خواهد بود. در سناریوی چهارم که خیلی ایدهآل گرایانه است تأسیس علوم شناختی اسلامی است که متأسفانه نشانههای کم فروغی دارد. تأسیس فلسفه شناختی و علوم شناختی اسلامی مستلزم یکسری لوازم است که به لحاظ معرفتی ممکن است نتوانیم داشته باشیم.
لوازم تأسیس علوم شناختی اسلامی
رستمیکیا در ادامه تبیین سناریوی چهارم (تأسیس علوم شناختی اسلامی)، نخستین لازمه را اصلاح روششناسی دانست و گفت: باید به جای فضای تعارض، وارد منطق گفتوگو شویم. متأسفانه در فضای علمی ما، هنوز تمایل به شبهعلم بالاست و به محض ارائه دیدگاهی نو، برچسبهایی چون فیزیکالیسم، تجربهگرایی و ماتریالیسم زده میشود که این امر عملاً راه هرگونه تفاهم و پیشرفت را میبندد.
وی با اشاره به الگوهای جهانی در پیوند دانش فنی و شهود فلسفی، خاطرنشان کرد: امروزه در مراکز علمی پیشرفتهای مانند آمریکا، کار بر روی امکان ارتباط با جهان غیب از فاز نظری خارج و وارد فاز آزمایشگاهی شده است. به گونهای که فیلسوفانی چون ویلیام جیمز در کنار مهندسان فنی مینشینند تا پدیدههایی مانند ارتباط با اجنه را بررسی کنند. این نشاندهنده لزوم حضور عملیاتی فلسفه در صحنه تجربه است.
رستمیکیا بازنگری در مفاهیم کلیدی فلسفه صدرایی را یک ضرورت دانست و افزود: ما ناگزیریم مفاهیمی همچون تجرد، علم حضوری، حرکت جوهری و علم فعال را متناسب با دستاوردهای نوین بازتعریف کنیم. همچنین شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تمرکز صرف بر نظریه معرفت (با الگوی باور صادق موجه)، بر روی “نظریه وهم و خیال” که میراث بزرگ ملاصدرا و شیخ اشراق است، کار کنیم.
وی راهکارهای عملیاتی برای تحقق این تحول را چنین برشمرد:
– ایجاد آزمایشگاههای فلسفه شناختی: برای بررسی عینی فرضیات فلسفی.
– تربیت نسل فیلسوف-دانشمند: تربیت متخصصانی که به جای مطالعه موازی، به معنای واقعی بر هر دو حوزه فلسفه و علوم شناختی تسلط داشته باشند.
– تغییر کارکرد فلسفه: خروج از لاک دفاعی و ورود به فاز هجومی و ترجمانی برای تولید مفاهیم جهانی.
رستمیکیا در پایان تأکید کرد که اگر بتوانیم بر سر تعاریف واحد در علوم شناختی به تفاهم برسیم، فلسفه اسلامی میتواند از جایگاه یک ناظر منفعل به یک کنشگر فعال و هدایتگر در عرصه فناوریهای شناختی بدل شود.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


