- پیامبر اکرم (ص) اختلاف نظر را به نزاع و شکاف در امت تبدیل نمیکرد
- شب رحلت نبی مکرم اسلام(ص) در حرم بانوی کرامت
- محبت به همسر؛ حلقه مفقوده کلام پیامبر(ص) در میان زوجین گرفتار اختلاف
- 3 شرط قرآن برای الگو قرار دادن پیامبر(ص)؛ جامعه قرآنی پیشاهنگ تأسی به سیره نبوی
- تطبیق سیره امام حسن(ع) با شرایط امروز منوط به خوانش صحیح تاریخ است + فیلم
- تحول هنرستانهای قم با بازنگری رشتهها و آمادگی برای مهرماه سال جاری
تطبیق سیره امام حسن(ع) با شرایط امروز منوط به خوانش صحیح تاریخ است + فیلم
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا هدایتپناه، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفتگو با ایکنا از قم و در پاسخ به اینکه برای تطبیق درست وقایع تاریخی با شرایط امروز چه نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد، اظهار کرد: نخست باید این پیشفرض را کنار گذاشت که تاریخ قابل تکرار نیست و حوادث گذشته هیچ […]
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا هدایتپناه، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفتگو با ایکنا از قم و در پاسخ به اینکه برای تطبیق درست وقایع تاریخی با شرایط امروز چه نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد، اظهار کرد: نخست باید این پیشفرض را کنار گذاشت که تاریخ قابل تکرار نیست و حوادث گذشته هیچ نسبتی با شرایط امروز ندارند، اگر چنین دیدگاهی را بپذیریم، اساسا بخش مهمی از آموزههای قرآن کریم درباره تاریخ انبیا، اقوام گذشته و سرنوشت جوامع دیگر قابل پندگرفتن نیست؛ چراکه نقل این حوادث در قرآن با هدف عبرتآموزی و الگوبرداری صورت گرفته است.
وی ادامه داد: قرآن کریم بر وجود سنتهای الهی تأکید دارد؛ سنتهایی که وابسته به زمان و مکان نیستند و هرگاه شرایط تحقق آنها در جامعهای فراهم شود، آثار خود را نشان میدهند«… إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛ یقینا خدا سرنوشت هیچ ملتی را [به سوی بلا، نکبت، شکست و شقاوت] تغییر نمیدهد تا آنکه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتار شایسته و پسندیده] در وجودشان قرار دارد به زشتیها و گناه تغییر دهند …»(رعد/11) بنابراین، تغییر شرایط تاریخی به این معنا نیست که هیچ قاعده و الگویی از گذشته قابلیت استفاده در زمان حال را ندارد.
هدایت پناه بیان کرد: البته در تطبیق تاریخ باید دو مسئله را رعایت کنیم؛ نخست اینکه واقعه تاریخی را بهدرستی بشناسیم و دوم اینکه وضعیت امروز را نیز دقیقا فهم کنیم، همانگونه که برای ترجمه یک متن باید هم زبان مبدأ و هم زبان مقصد را شناخت، در تطبیق تاریخی نیز باید علاوه بر «مبدأ»، «مقصد» را بهدرستی فهم کنیم، نمیتوان بدون شناخت دقیق یک واقعه تاریخی و بدون فهم شرایط امروز، صرفا با شباهتسازی ظاهری گفت که یک اتفاق مانند اتفاق دیگری است و چنین روشی، علمی و عقلانی نیست، اگر قرار است از تاریخ عبرت بگیریم و از آن الگو استخراج کنیم، باید ابتدا آن بخش از تاریخ را دقیق بفهمیم و سپس بررسی کنیم که آیا شرایط مشابهی در زمان حاضر وجود دارد یا خیر.
تشیع سیاسی؛ تفاوت دیدگاه سیاسی و اعتقادی به ولایت فقیه(امامت)
وی در پاسخ به اینکه تفاوت میان نگاه صرفا سیاسی به رهبری و نگاه اعتقادی و ولایی در شرایط بحرانی مانند جنگ و تهدید خارجی چگونه خود را نشان میدهد، گفت: در بررسی زندگی امام حسن مجتبی(ع)، دو مسئله بسیار مهم وجود دارد که البته منحصر به دوران ایشان نیست و در دوره امیرالمؤمنین(ع) نیز نمود داشته است که مسئله نخست، جایگاه رهبری و امام در نگاه خواص، بزرگان و گروههای مرجع جامعه و مسئله دوم، نقش رسانه و جنگ تبلیغاتی در شرایط حساس سیاسی و اجتماعی است.
هدایت پناه تصریح کرد: در بررسی ، باید دیدگاه گروههای مرجع و خواص جامعه به جایگاه امام و رهبر جامعه اهمیت دارد، امروز از این افراد با تعابیری مانند خواص، گروههای مرجع یا صاحبان تریبون یاد میشود که نوع نگاه این گروهها به جایگاه امام و رهبری در شرایط عادی شاید چندان اثری نداشته باشد، اما در بزنگاههای سیاسی، نظامی و اجتماعی تفاوت و اهمیت این نگاهها آشکار میشود.
وی ادامه داد: در دوره امیرالمؤمنین(ع) دو نگاه را در میان مسلمانان میتوان مشاهده کرد که یک نگاه، سیاسی و ناظر به خلافت بود و نگاه دیگر، مذهبی، اعتقادی و ولایی بود و در نگاه سیاسی، امیرالمؤمنین(ع) خلیفه چهارم و شخصیتی شایسته برای خلافت تلقی میشد، اما در نگاه ولایی و اعتقادی، مسئله فراتر از این بود و جایگاه امیرالمؤمنین(ع) به عنوان امام و ولی الهی مورد توجه قرار میگرفت که اصطلاح آن در تاریخ سیاسی؛ «تشیع سیاسی» نام دارد.
هدایت پناه افزود: در نگاه ولایی، امیرالمؤمنین(ع) صرفا چهارمین خلیفه نیست، بلکه جایگاه امامت و ولایت او ریشه در غدیر دارد و مسئله این است که تحقق اجتماعی این ولایت، به همراهی و تبعیت مردم نیاز دارد، حتی اگر ولی الهی بهترین نظر و کاملترین برنامه را داشته باشد، بدون همراهی جامعه، امکان تحقق آن وجود ندارد. همانطور که امیرالمومنین فرمودند: «لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاع؛ فرمان و دستوری نیست برای کسی که فرمانبردار ندارد و امرش را اطاعت نمیکنند».
وی بیان کرد: بنابراین، تفاوت میان نگاه صرفا سیاسی به رهبری و نگاه اعتقادی و ولایی، در شرایط حساس و بحرانی خود را نشان میدهد و تا زمانی که جامعه در شرایط عادی قرار دارد، ممکن است این تفاوت چندان آشکار نباشد؛ اما هنگامی که جنگ، بحران، قحطی یا تهدید خارجی به وجود میآید، تاثیر نوع نگاه افراد به جایگاه رهبری تاثیر بسیاری بر جامعه میگذارد.
مالک اشتر؛ نمونهای از جمع میان مشورت و تبعیت
هدایتپناه در پاسخ به اینکه لطفا نمونههایی از ولایت پذیری و سرپیچی افراد در زمان امامان را بیان کنید، اظهار کرد: یکی از نمونههای قابل توجه، نحوه معرفی امیرالمؤمنین(ع) از سوی مالک اشتر است، هنگامی که مالک مردم را به بیعت با امیرالمؤمنین(ع) دعوت میکرد، صرفا از ایشان به عنوان فردی شجاع، فاضل یا داماد پیامبر(ص) یاد نکرد، بلکه گفت: «هذا وصی الاوصیاء و وارث علم الأنبیاء؛ ای مردم او وصی اوصیا و وارث علم انبیاست». این تعبیر نشان میدهد که در نگاه مالک اشتر، جایگاه امیرالمؤمنین(ع) صرفا جایگاه یک خلیفه سیاسی نبود، بلکه جایگاهی اعتقادی و ولایی داشت و این نوع نگاه عمیق در بزنگاههای سیاسی و نظامی کارکرد خود را نشان میدهد.
وی تصریح کرد: البته پذیرش ولایت به معنای نفی مشورت نیست، این تصور که فرد ولایتپذیر نباید هیچ نظر و پیشنهادی ارائه کند، برداشت نادرستی است، خداوند در قرآن کریم به پیامبر(ص) میفرماید: « وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ؛ در کارها با آنان مشورت کن». فرماندهان و مدیران ارشد سیاسی و نظامی وظیفه دارند نظر کارشناسی خود را به امام یا ولی فقیه ارائه کنند، اما پس از آنکه تصمیم نهایی گرفته شد، مسئله اصلی تبعیت از تصمیم امام جامعه است، بنابراین مشورت دادن با مخالفت و نپذیرفتن تصمیم نهایی تفاوت دارد.
ماجرای ابوموسی اشعری و مرز میان مشورت و مخالفت
هدایتپناه افزود: هنگامی که امیرالمؤمنین(ع) قصد داشت برخی کارگزاران دوره عثمان را تغییر دهد، مالک اشتر درباره ابوموسی اشعری پیشنهاد کرد که فعلا او را تغییر ندهند؛ چراکه مردم کوفه او را پذیرفته بودند و هنوز مخالفت آشکاری از سوی او مشاهده نشده بود و امیرالمؤمنین(ع) پیشنهاد مالک را پذیرفت، اما هنگامی که جنگ جمل آغاز شد و امام علی(ع) به نیروهای کوفه نیاز داشت، ابوموسی اشعری از پیوستن نیروهای نظامی به سپاه امیرالمؤمنین(ع) جلوگیری کرد و امام حسن(ع)، عمار و افراد دیگری برای تذکر و توبیخ او اقدام کردند، اما ابوموسی همچنان از همکاری خودداری کرد.
وی گفت: در اینجا ابوموسی از جایگاه یک کارگزار به فردی تبدیل شد که در برابر تصمیم رهبری ایستاد و حتی مانع رسیدن نیروهای نظامی به سپاه امام شد، در ادامه نیز مشخص شد که او با جریان مقابل ارتباطاتی داشته است. در چنین شرایطی، امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر مأموریت داد که این وضعیت را اصلاح کند. تفاوت میان مالک اشتر و ابوموسی اشعری در همین نقطه روشن میشود که مالک اشتر نظر خود را ارائه میکند، اما هنگامی که تصمیم امام مشخص شد، از آن تبعیت میکند؛ در مقابل، ابوموسی پس از اتخاذ تصمیم، در برابر آن میایستد و عملا از جایگاه رهبری تبعیت نمیکند.
ماجرای صفین؛ وقتی تبعیت در شرایط بحرانی معنا پیدا میکند
هدایتپناه در پاسخ به اینکه آیا میتوان نمونههای جامعه دیروز مسلمانان را با شرایط امروز تطبیق داد، ادامه داد: در جریان صفین نیز هنگامی که قرآنها بر سر نیزه رفت، برخی افراد به امیرالمؤمنین(ع) فشار آوردند که جنگ را متوقف کند، امام(ع) هشدار داد که این اقدام بخشی از فریب دشمن است و معاویه و اطرافیانش هیچگاه به قرآن و دین پایبند نبودهاند، اما برخی فرماندهان و افراد بانفوذ، امام را تهدید کردند که اگر جنگ متوقف نشود، همانند عثمان با ایشان برخورد خواهند کرد، این افراد خود را متدینتر و در مسائل سیاسی آگاهتر از امام میدانستند و حتی حاضر نبودند نظر کارشناسی و مشورت خود را به معنای واقعی ارائه کنند، بلکه تصمیم خود را به امام تحمیل کردند، این در حالی است که در نگاه ولایی، مشورت وظیفه است، اما پس از تصمیم نهایی، تبعیت اهمیت پیدا میکند.
وی تصریح کرد: در مقابل، مالک اشتر در حالی که در فاصله بسیار کمی از خیمه معاویه قرار داشت و معتقد بود ادامه جنگ میتواند به پیروزی منجر شود، هنگامی که دستور امام برای بازگشت را دریافت کرد، تبعیت کرد. این همان تفاوت میان مشورت و ولایتپذیری در میدان عمل است.
قیس بن سعد و یاران امام حسن(ع)
هدایتپناه بیان کرد: قیس بن سعد بن عباده در ابتدا حاضر نبود با معاویه بیعت کند، اما هنگامی که امام حسن(ع) به او دستور دادند، از تصمیم امام تبعیت کرد. برخی از یاران نزدیک امیرالمؤمنین(ع)، از جمله حجر بن عدی و دیگر اصحاب، از صلح امام حسن(ع) ناراحت بودند و این ناراحتی طبیعی بود؛ زیرا معتقد بودند ولایت امام معصوم در جامعه کنار گذاشته شده و حکومت در اختیار معاویه قرار گرفته است. با این حال، هنگامی که امام تصمیم خود را گرفتند، آنان از تصمیم امام تبعیت کردند.
وی افزود: اگر کسی ولی فقیه یا امام را صرفا مانند یک رئیس قوه قضائیه یا مجریه، استاندار یا فرماندار ببیند، ممکن است تصور کند که پس از تصمیم او میتواند همچنان بر نظر خود اصرار کند؛ اما در نگاه ولایی، مشورت پیش از تصمیم نهایی انجام میشود و پس از تصمیم قطعی، تبعیت ضرورت دارد. امام حسن(ع) در ابتدا معتقد به ادامه جنگ بودند و عزت و شرافت را در ادامه مبارزه میدانستند، حتی در برابر پیشنهاد معاویه که به تعبیر ایشان عزت و شرفی در آن وجود نداشت، موضع گرفتند و بر ادامه مبارزه تأکید کردند.
هدایت پناه ادامه داد: اما شرایط اجتماعی و سیاسی تغییر کرد و بخشی از جامعه و فرماندهان از همراهی با امام خودداری کردند، بنابراین، تصمیم امام بر اساس شرایط جدید تغییر کرد و اینجا باید میان حکم اولیه و تصمیم ثانوی تفاوت قائل شد؛ همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) نیز در ماجرای صفین ابتدا بر ادامه جنگ تأکید داشتند، اما در شرایطی که بخشی از نیروها با تصمیم ایشان مخالفت کردند، تصمیم دیگری اتخاذ شد. مسئله مهم این است که وقتی امام تصمیم نهایی را اتخاذ میکند، حتی اگر فردی با تصمیم اولیه موافق بوده و با تصمیم جدید مخالف باشد، تبعیت کند که قیس بن سعد و دیگر اصحاب وفادار امام حسن(ع) نیز همین مسیر را دنبال کردند.
تفاوت یاران امام حسن(ع) با سران اشراف کوفه
وی درباره تفاوت شرایط یاران امام حسن(ع) با سران اشراف کوفه اظهار کرد: نباید میان یاران وفادار امام حسن(ع) و سران اشرافی که پشت صحنه با معاویه ارتباط داشتند دچار اشتباه شد، برخی از این اشراف حتی با معاویه مکاتبه کرده بودند و در برابر تأمین امنیت قبیله و منافع خود، آمادگی همکاری با او را داشتند. امام حسن(ع) در شرایطی قرار گرفته بودند که اگر جنگ ادامه پیدا میکرد، همین سران و فرماندهان میتوانستند ایشان را تنها بگذارند و حتی تحویل معاویه دهند. بنابراین، وضعیت آن جامعه با امروز قابل قیاس نیست.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: امروز نیز اگر قرار است از تاریخ الگوبرداری کنیم، باید شرایط مبدأ و مقصد را دقیق بشناسیم. نمیتوان صرفا با مشاهده یک شباهت ظاهری، جامعه امروز ایران را با جامعه دوران امام حسن(ع) یکی دانست و آنچه باید از تاریخ آموخت، شناخت سازوکارها و سنتهای الهی و اجتماعی است، نه تکرار سطحی حوادث.
وحدت حول محور ولایت باید در عمل محقق شود
هدایتپناه در پاسخ به اینکه جایگاه ولایت فقیه در حفظ وحدت جامعه اسلامی چیست، گفت: جامعه امروز باید مفهوم وحدت و وفاق حول محور ولایت را درک کند، وحدت صرفا یک شعار نیست و اگر قرار است حول محور ولایت شکل بگیرد، باید در عمل نیز تبعیت از تصمیم ولی فقیه وجود داشته باشد، البته این به معنای تعطیل شدن مشورت و نقد کارشناسی نیست. مسئولان، فرماندهان و مدیران ارشد باید نظرات خود را مطرح کنند و مشورت بدهند، اما تصمیم نهایی با ولی فقیه است و پس از آن، اصل بر تبعیت است.
وی بیان کرد: اگر کسی پس از تصمیم ولی فقیه همچنان بر نظر شخصی خود اصرار کند و تصمیم او را اجرا نکند، دیگر نمیتوان این رفتار را صرفا مشورت یا نظر کارشناسی نامید. آنچه در این بحث اهمیت دارد، شناخت جایگاه ولی فقیه است، اگر نگاه ما به ولی فقیه صرفا یک نگاه اداری و سازمانی باشد و او را در کنار رئیس قوه مجریه، رئیس قوه قضاییه یا رئیس قوه مقننه صرفا یک مقام مدیریتی بدانیم، درک درستی از جایگاه ولایت فقیه نخواهیم داشت.
هدایت پناه تصریح کرد: ولایت فقیه در اندیشه اسلامی جایگاهی فراتر از یک جایگاه صرفا سازمانی و اداری دارد و بر اساس این نگاه، جایگاه ولی فقیه در امتداد جایگاه رهبری دینی و ولایت الهی تعریف میشود که البته این جایگاه منافاتی با رعایت اصول مدیریتی، کارشناسی و مشورت ندارد. اگر بخواهیم از سیره امام حسن مجتبی(ع) برای جامعه امروز استفاده کنیم، باید علاوه بر شناخت تاریخ، شرایط امروز را هم بشناسیم.
وی یادآور شد: سنتهای الهی همچنان جاری هستند و اگر جامعهای در شرایطی قرار بگیرد که پیوند خود را با رهبری و محور ولایت از دست بدهد، آثار آن را در بزنگاههای حساس خواهد دید. از همین رو، مطالعه دقیق سیره امام حسن(ع) تنها مطالعه یک واقعه تاریخی نیست، بلکه میتواند زمینهای برای شناخت بهتر نقش خواص، گروههای مرجع، رسانه و میزان تبعیت جامعه از رهبری در شرایط بحرانی داشته باشد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.