امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 27 صفر 1448
شناسه خبر : 382064
  پرینت تاریخ انتشار : 10 آگوست 2026 - 23:40 | 2 بازدید

«لبیک یا خامنه‌ای» در بیان دانشجویان

علی پاداشی، دبیر برگزاری فراخوان سراسری دانشجویی «لبیک یا خامنه‌ای» در گفت‌وگو با ایکنا از مازندران، اظهار کرد: فراخوان سراسری دانشجویی «لبیک یا خامنه‌ای» از ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۴ از سوی سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی مازندران برگزار شد در این فراخوان از دانشجویان سراسر کشور دعوت شده است تا ارادت خود را به رهبر معظم انقلاب آیت‌الله سیدمجتبی […]

«لبیک یا خامنه‌ای» در بیان دانشجویان


علی پاداشی، دبیر برگزاری فراخوان سراسری دانشجویی «لبیک یا خامنه‌ای» در گفت‌وگو با ایکنا از مازندران، اظهار کرد: فراخوان سراسری دانشجویی «لبیک یا خامنه‌ای» از ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۴ از سوی سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی مازندران برگزار شد در این فراخوان از دانشجویان سراسر کشور دعوت شده است تا ارادت خود را به رهبر معظم انقلاب آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای(حفظه‌الله) در قالب دلنوشته و شعر ارسال کنند.
 
مدیر سازمان جهاددانشگاهی مازندران، افزود: این فراخوان تا 15 اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ تمدید شد و دانشجویان در مجموع 60 اثر در دوبخش شعر و دلنوشته به این دبیرخانه ارسال کردند که پس از داوری آثار در بخش شعر سه نفر و در بخش دلنوشته نیز سه نفر موفق به کسب رتبه برتر شدند. در ذیل آثار برتر را با بیان نام صاحب اثر در این بخش خبری می‌آوریم.

در بخش دلنوشته 
سمیرا خداوردی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس

ای جانِ جانانِ جان!‌ ای که جانِ جهان در سایه‌ لطفِت، در امان است، چه گویم که لایقِ وصفِ این ارادتِ قدسی باشم؟ کلمات، قاصرند از بیانِ شکوهِ حضورتان؛ آن‌گاه که، چون خورشیدی تابان، ظلمتِ شب‌هایِ تردید را می‌شکافید و به ما، نورِ بصیرت می‌نشانید.

نگاهتان، آینه‌ سیمایِ مولاست و کلامتان، طنینِ حق؛ نه از جنسِ این خاک، که از سرچشمه‌ نور. در دریایِ متلاطمِ روزگار، کشتیِ جانِ ما را سکان‌داری، چون سیدمجتبی خامنه‌ای است که ساحلِ امنِ ولایت را نوید می‌دهد. صلابت‌تان، همچون کوهِ قاف، استوار بر اوجِ حق، و مهرتان، بارانی که بر کویرِ جان‌هایِ تشنه می‌بارد.

 

ما، ذره‌ایم در مدارِ عظمتِ شما و این ارادت، نه ادعا، که شرحِ عشقیست که در ازل با ما سرشته‌اند. تا ابد، سایه‌ مهرتان، پناه‌گاهِ ما و نامتان، وردِ زبانِ ماست. 

فاطمه رحیمی، دانشگاه فرهنگیان پردیس فاطمه الزهرا(س) ساری

 

به نام آنکه قلب‌ها به یادش زنده است.

امروز قلمم را برداشتم تا نغمه‌ای دیگر بسرایم. اگرچه پیش از این، کلماتم به سوی رهبر فقیدمان پر کشیدند، اما اکنون درونم آتشی دیگر شعله‌ور است که مرا به سوی شما هدایت می‌کند،‌ ای کسی که چونان خورشید می‌درخشید.‌ ای سرورم، زمان آن رسیده که ناگفته‌ها را فریاد کنیم و از بند سکوت رها شویم. اراده‌مان، چون کوه استوار و عزم‌مان پولادین. خیابان‌ها صحنه نمایش شور ما و ایمانمان، سپری سترگ.‌ ای هدایتگر راهمان، ندای پیروزی سر بده و مسیر فردایی روشن را نشانمان ده.

 

فاطمه زهرا شمسی، دانشگاه مازندران

خدایا! پدر را به رسم امانت به آغوش تو سپردیم.

یک گوشه از قلبش لا به لای دستان لرزان و بی‌گناه کودکان غزه و یک گوشه از قلبش در میان مدرسه در میان خنده‌های کودکانه‌ دختران معصوم ایران جا مانده. خدایا شانه‌های پدر را ببوس او شانه‌های محکمی داشت و خود را فدای فرزندان کرد پدر بود دیگر. 

خدایا! قلب پدر خسته بود به جای ما قلب دلسوزش را در آغوش بگیر، این امانت را جور دیگری دوست بدار تو را به حسرت چشمان یتیمان پدر قسم می‌دهم.

 

پدر، گاه گاهی برای فرزندانت دعا کن ما هنوز به دعا‌های پدرانه‌ات امید بسته‌ایم دستان پر مهرت را سوی خدا بگیر.

فرزندان اینجا شجاعانه ایستاده‌اند.

چون هنوز راه تو ادامه دارد، راهی که اکنون پسرت پرچم‌دارش است. پسری که، چون تو مقاوم و با شکوه ایستاده است.

در این صفحه از تاریخ پسر، چون فریدون ایستاده است، در برابر ضحاک‌های امروزی 

و اکنون این راه، چون گذشته ادامه خواهد داشت.

راهی که کودکان در آن آزادانه می‌خندند و سربازان شجاعانه می‌جنگند.

چون امید فرزندان به دعا‌های پدر و دستان شجاع پسر است.

باشد که یک روز زیر سایه‌ شما غمی در این دیار باقی نماند.

 

محمدامین پیروی از دانشگاه تهران

خورشید ز بالای جهان تابیده 

ملت همه یکصدا به او بالیده

دنیا ز وجود مجتبی، بار دگر

سیدعلی خامنه‌ای را دیده

صادق هدهدی نژادی، دانشگاه مازندران

باز، در ماه صیام و جنگ، مثلِ جنگِ بَدر

باز، آمد مجتبی بعد از علی در لیلِ قَدر

 

باز از روی شهوَت مُلجمی کافر شُده

باز علی رفت و دوباره مجتبی رَهبَر شده

 

باز، نَمرودِ زمانه سوخت از فکرِ عَبَث

باز آتش بَهرِ ابرهیم و یا ننگِ طَبَس

 

باز از خون شهیدی هلهله برپا شده

باز نَنگِ ذلت و هیهاتِ حَق، احیا شده

 

باز طوفانی شده از کُفر و از زشتیِ روح

باز آید بَهرِ مؤمن، مُنجی و کشتیِ نوح

 

باز افراسیاب از کین به ایران آمده

باز هَم، اَحمَق به سَمتِ مَهدِ شیران آمده

 

باز کارِ با حَدید و کاوه و آهنگری

باز فَرّ ایزدی و موشک و صَنعت‌گری

 

باز رستم، باز هفت‌خان، باز دیو

باز میثاقِ وطن، گُردآفرید و باز گیو

 

باز نام پرشین گُلف در جهان عِلّی شده

باز هم یک بار دیگر نفتِ ما مِلّی شده

 

باز حال خوش دَرونم با شَعَف مهمان شده

باز از داغ شهیدان سینه‌ام ویران شده

 

باز یاد سوره‌ تَکویر و دریای سُجِر

باز یادِ آسمان و مِهر و خورشیدِ کِدِر

 

باز یادآور شوم موعدِ آن پرسش رِسَد

باز از دختر‌های کُشته، اینکه موشک را که زد؟

 

 

علی‌اکبر پوروائی، دانشگاه مازندران 

مردمان با جان خود هستند در پای نظام 

پشت آقا مجتبی، پا در رکابش در قیام

گر کسی خواهان عُقبی باشد و جویای نام 

می‌کند جانش فدای این قیام و این نظام

 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.