امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 14 صفر 1448
شناسه خبر : 378581
  پرینت تاریخ انتشار : 29 جولای 2026 - 21:45 | 4 بازدید

چرا معیارهای ارزیابی در دانشگاه‌ها باید از مقاله به حکمت عملی تغییر کند

به گزارش ایکنا به نقل از مرکز رسانه و روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجت‌الاسلام خسروپناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به آماده‌سازی مستندات علمی این نشست، طرح دو پرسش راهبردی را نقطه آغاز بحث خود قرار داد و گفت: نخست اینکه از منظر تفکر اصیل ایرانی و اسلامی، «علم» چه تعریفی […]

چرا معیارهای ارزیابی در دانشگاه‌ها باید از مقاله به حکمت عملی تغییر کند


س

به گزارش ایکنا به نقل از مرکز رسانه و روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجت‌الاسلام خسروپناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به آماده‌سازی مستندات علمی این نشست، طرح دو پرسش راهبردی را نقطه آغاز بحث خود قرار داد و گفت: نخست اینکه از منظر تفکر اصیل ایرانی و اسلامی، «علم» چه تعریفی دارد؟ و دوم اینکه اکنون که جهان وارد عصر صنعتی نسل پنجم شده است، تعریف و رویکرد ما نسبت به علم چه باید باشد؟ پاسخ شفاف به این دو پرسش، زیربنای اصلی سیاست‌گذاری و ریل‌گذاری در آموزش عالی کشور است.

خسروپناه با تأکید بر پیوستگی تاریخی و تمدنی ایران اظهار کرد: در منظومه فکری ما، علم در بستر «حکمت» معنا و ماهیت پیدا می‌کند. این مفهوم رفیع حکمت، ریشه در تاریخ و فرهنگ پیش از اسلام ایران دارد که دین مبین اسلام آن را نه تنها تأیید، بلکه بارور، جامع و تقویت کرده است. شخصیتی که توانست این حکمت اصیل ایرانی را با ادبیات فلسفی منسجم تبیین کند، شیخ اشراق (شهاب‌الدین سهروردی) بود که «حکمت‌الاشراق» را با بهره‌گیری از تفسیرهای عمیق قرآنی ارائه داد.

وی با رد این تصور نادرست که «فلسفه اسلامی به دلیل بهره‌گیری از آیات قرآن، منطبق بر علم کلام است»، تصریح کرد: این سخن ناشی از نوعی نگاه سطحی است؛ زیرا جوهره و عمق فلسفه، تعقل و برهان است. در فلسفه اسلامی، «عقل» هم منبع معرفتی به شمار می‌رود و هم ابزار شناخت است. سهروردی بیش از هر فیلسوف دیگری از آیات قرآن در مباحث فلسفی خود بهره برده، اما هدف او هرگز نقلی کردن فلسفه نبوده است. آیات نورانی قرآن به قوه تعقل انسان، توانمندی، عمق و قدرت برهان‌سازی می‌بخشد؛ توانمندی خاصی که گاه عقل به تنهایی و پیش از مواجهه با وحی به آن دست نمی‌یابد. اما زمانی که این برهان عقلانی شکل گرفت، چنان منطقی و استوار است که حتی اندیشمندان غیرمسلمان نیز آن را می‌پذیرند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه به واکاوی مفهوم قرآنی «اولوالالباب» پرداخت و اظهار کرد: واژه «لُبّ» در فرهنگ قرآنی به معنای «خرد ناب» است. ترجمه ساده آن به «خرد» چندان دقیق نیست، چرا که «لُبّ» مرتبه‌ای بس خالص‌تر و والاتر از عقلانیت است. اگر چهار بعد عقلانیت را در یک منظومه جامع کنار هم قرار دهیم، «لُبّ» شکل می‌گیرد: ۱. عقل نظری: که مسئولیت درک هست‌ها و نیست‌ها (واقعیت‌ها) را بر عهده دارد.۲. عقل عملی: که درک بایدها و نبایدها و نظام ارزش‌ها را عهده‌دار است.۳. عقل معاش: که تدبیرگر، مدیر و برنامه‌ریز امور دنیوی و زیست اجتماعی است.۴. عقل معاد* که آخرت‌اندیش، حقیقت‌نگر و ناظر به عاقبت‌بخیری انسان است.
خسروپناه با انتقاد از تقلیل‌گرایی رایج در آکادمی‌های مدرن جهان افزود: اگر کسی تنها به «رشنالیتی» به معنای مدرن آن توجه کند یا صرفاً بر «عقل استدلال‌گر» تکیه نماید، به «لُبّ» نرسیده است؛ زیرا این ابعاد تنها بخش‌هایی از ارکان خرد ناب هستند، نه تمام حقیقت آن.

وی با استناد به آیه شریفه «یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَمَنْ یُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَيْراً كَثِيراً» (سوره بقره، آیه ۲۶۹) و تشریح مصادیق حکمت در سوره‌های مبارکه اسراء و لقمان گفت: حکمت از منظر قرآن کریم دارای سه ساحت متوازن است: ساحت بینشی (معرفت و نگرش)، ساحت منشی (اخلاق و ملکات روحی) و ساحت کنشی (رفتار، عمل و کارکرد). بنابراین، حکمت هیچ‌گاه به بینش و تئوریِ محض محدود نمی‌شود، بلکه باید حتماً در منش اخلاقی و کنش‌های عملی تبلور یابد. خروجی این خرد ناب که در این سه ساحت به کار گرفته شود، همان «خیر کثیر» تمدنی است.

آسیب‌شناسی علوم انسانی: ماندن در انتزاعیات، خروج از دایره حکمت است

خسروپناه با هشدار نسبت به برخی آسیب‌ها در نظام آموزش عالی کشور تأکید کرد: علم در این پارادایم معرفتی، نباید در قالب مجموعه‌ای از گزاره‌های نظری و انتزاعیِ صرف باقی بماند. علم حتماً و بدون تردید باید به عرصه عمل، حوزه برنامه‌ریزی، تبیین حکمرانی و میدان اجرا وارد شود. اگر دانش در حوزه انتزاعیات محصور بماند، نه تنها ناکافی است، بلکه از دایره اصیل «حکمت» خارج شده است.

وی با یادآوری اینکه در تاریخ ما به اطبا و دانشمندان کاربردی «حکیم» می‌گفتند، این عنوان را مشروط به تأثیرگذاری عینی دانست و بیان کرد: اگر ما در کلاس‌های علوم انسانی صرفاً به بازگو کردن نظریات دیگران بسنده کنیم و بگوییم «مارکس این‌گونه گفته، وبر آن‌گونه گفته یا فلانی چنان نظری داده است»، این رویکرد نشانه حکمت نیست. حکیم واقعی کسی است که این دانایی را به توانایی برای حل مسائل اساسی کشور و پیشبرد اهداف تمدنی تبدیل کند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی از سیاست‌گذاران و متولیان جذب اعضای هیئت علمی خواست تا معیارهای ارزیابی را از صرفِ تولید مقالات انتزاعی، به سمت سنجش «حکمت عملی»، «توانایی حل مسئله» و «تأثیرگذاری در عرصه حکمرانی و جامعه» سوق دهند تا آموزش عالی ایران بتواند در عصر انقلاب پنجم صنعتی، پیشران تمدن نوین اسلامی باشد.

وی در ادامه به تبیین مصادیق عینی تفکر حکمت‌بنیان در تاریخ تمدن اسلامی و آسیب‌شناسی روش‌شناختی علم مدرن پرداخت.

دانشگاه حکمت‌بنیان؛ پیوند ناگسستنی با صنعت، جامعه و انسان

خسروپناه با تأکید بر کارآمدی علم در پارادایم اسلامی اظهار کرد: اگر پژوهشگری نظریه علمی را در راستای حل مسائل کاربردی جامعه به کار گیرد، در مسیر حکمت گام برداشته است. دانشگاه حکمت‌بنیان، نهادی پویاست که پیوندی عمیق با صنعت، جامعه و مسائل انسانی دارد و گرهی از مشکلات کشور باز می‌کند.

وی به آسیب‌شناسی بنیادین علم مدرن پرداخت و گفت: مشکل علم مدرن این نیست که از عقلانیت بهره برده است. می‌دانیم که از زمان دکارت به بعد، «رشنالیتی» جایگاهی محوری یافت و از کانت تا ویتگنشتاین و هابرماس (از متفکران مکتب فرانکفورت)، تلقی‌های گوناگونی از آن ارائه شد. اما اشکال اساسی علم مدرن این است که در رشنالیته محصور مانده و «عقل معاد» در آن، نه به عنوان سوژه (فاعل شناس)، بلکه صرفاً به عنوان ابژه (متعلق شناخت) نگرسته می‌شود.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: برخی می‌گویند اندیشمندان غربی نیز به موضوع دین پرداخته‌اند؛ اما در آنجا دین صرفاً «ابژه» مطالعه است. این در حالی است که در حکمت اسلامی، دین هم می‌تواند ابژه باشد و هم در مقام «سوژه» و فاعل شناسا، دریچه‌های جدیدی از معرفت را به روی عقل می‌گشاید که عقل استدلالیِ صرف به تنهایی قادر به فتح آن نیست.

خسروپناه در پاسخ به این پرسش که آیا تفکر حکمت‌بنیان در تاریخ علم ما تجلی عینی داشته است، با قاطعیت پاسخ مثبت داد و به شواهد استوار تاریخی اشاره کرد.

وی با اشاره به کتاب ارزشمند «از جندی‌شاپور تا دانشگاه تهران» گفت: تاریخ دانشگاه جندی‌شاپور نشان می‌دهد علم در آن دوران در بستر حکمت شکل گرفته است. این سنت علمی بعدها با تأسیس «بیت‌الحکمه» در عصر عباسی و سپس با احداث رصدخانه مراغه توسط خواجه نصیرالدین طوسی و رصدخانه رشیدی در تبریز توسط خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی تداوم یافت. تمام این مراکز گواهی می‌دهند که علم جزیره‌ای در تمدن ما وجود نداشته و دانش همواره برای حل مسائل جامعه و بر مدار حکمت توسعه یافته است.

رد دوگانه ساختگی «تجربه‌گرایی» و «عقل‌گرایی» در تمدن اسلامی

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با ذکر یک تجربه پژوهشی شخصی به روش‌شناسی دانشمندان مسلمان اشاره کرد و گفت: در بازدیدی که از کتابخانه سلیمانیه استانبول داشتم، درباره قدیمی‌ترین نسخه‌های خطی جویا شدم. نسخه خطی نادري با عنوان «عِلمُ الحِیَل» (در حوزه مکانیک و مهندسی) متعلق به قرن چهارم هجری ارائه شد. با بررسی این اثر متوجه شدم که مؤلف هم از «روش عقل استدلالی» و هم از «روش استقراء و تجربه» به شکلی دقیق بهره جسته است. این امر نشان می‌دهد که نمی‌توان دانشمندان برجسته ما را صرفاً در قالبی تجربه‌گرا یا عقل‌گرا محصور کرد. این تقسیم‌بندی دوگانه، محصول دوران پس از رنسانس در غرب است؛ در حالی که متفکران تمدن اسلامی قرن‌ها پیش از آن، این دو روش را در پیوندی هماهنگ به کار می‌گرفتند.

وی با تمجید از پژوهش‌های معاصر در این حوزه ابراز کرد: خوشبختانه محققان برجسته‌ای همچون دکتر معصومی همدانی و دکتر رحیمی، کارهای ارزشمندی در واکاوی روش‌شناسی علمی شخصیت‌هایی چون ابن‌ هیثم، ابن‌ سینا و زکریای رازی انجام داده‌اند که الگویی راهگشا برای امروز ماست.

خسروپناه برای تبیین استمرار این جریان حکمی، مثالی از قرن دوازدهم هجری ارائه داد و گفت: پزشک و متفکر برجسته، «سید محمدحسین عقیلی خراسانی» (حکیم خراسانی)، چهار اثر بنیادین در طب تألیف کرده است: خلاصة الحکمة (مبانی نظری و حکمی)، مفردات (داروشناسی مفرد)، قرابادین (داروهای ترکیبی) و معالجات (درمان بالینی).

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تشریح منطق حاکم بر این آثار تصریح کرد: نکته شگفت‌انگیز، نظام‌مندی هرمی این آثار است؛ «معالجات» مبتنی بر «قرابادین»، «قرابادین» مبتنی بر «مفردات» و «مفردات» ریشه در «خلاصة الحکمة» دارد. این ساختار منطقی نشان می‌دهد چگونه حکمت نظری، زیربنای داروشناسی و درمان بالینی قرار می‌گرفته است.

وی با اشاره به سفر علمی خود به ازبکستان افزود: در آن سفر مشاهده کردم که کتاب قرابادین حکیم عقیلی خراسانی همچنان در طب سنتی آن منطقه مورد استناد علمی است. این امر نشان‌دهنده عمق، نفوذ و کارآمدی علمی است که در بستر حکمت اسلامی شکل گرفته و گره از مشکلات انسان‌ها گشوده است.

خسروپناه تأکید کرد: وظیفه ما در آموزش عالی امروز، بازخوانی این روش‌شناسی غنی و خروج دانشگاه از حبس در انتزاعیات به سمت نهادی مسئله‌محور و متکی بر خرد ناب است.

ضرورت به‌روزرسانی ساختار آموزش عالی متناسب با انقلاب پنجم صنعتی

خسروپناه با اشاره به سیر تحول اندیشه در ایران پس از قرن دوازدهم هجری اظهار کرد: متأسفانه پس از این دوره و با آشنایی شتاب‌زده با اندیشه‌های غربی، نوعی گسست از میراث حکمی رخ داد که در دوره پهلوی اول با سیاست تقابل با سنت تشدید شد.

وی در نقد ترمینولوژی رایج افزود: واژه «سنتی» در عباراتی نظیر «طب سنتی»، با مفهوم قرآنی «سنت» تفاوت ماهوی دارد. همچنین تقابل «ترادیشن» و «مدرن» در غرب، معادل دقیقی در زبان فارسی ندارد. پارادایم حکمی ما الگویی مستقل است که گرچه نقاط اشتراکی با سایر مکاتب دارد، اما یک مکتب معرفتی اصیل و قائم به ذات است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با نقد ساختار فعلی نظام آموزش عالی گفت: در شرایطی که جهان در آستانه انقلاب پنجم صنعتی (پیوند عمیق انسان، فناوری و ماشین) قرار دارد، ساختار دانشگاه‌های ما نباید در مدل‌های انقلاب صنعتی دوم و سوم به صورت جزیره‌ای و صرفاً «دانش‌محور» باقی بماند.

وی اظهار کرد: امروز مرزهای دانش در هم تنیده است؛ برای نمونه، «هوش مصنوعی» دیگر صرفاً موضوعی فنی نیست، بلکه در حوزه «علوم انسانی شناختی» و «علوم انسانی کوانتومی» نقش‌آفرینی می‌کند. مباحثی چون «انرژی سبز» و «حقوق بین‌الملل» نیز عمیقاً به هم پیوسته‌اند. از این رو، تفکیک‌های سنتی میان رشته‌ها پاسخگوی زیست‌بوم انقلاب پنجم صنعتی نیست.

ارتقای معیارهای جذب به سمت شایسته‌سالاری علمی و حکمرانی حکمی

خسروپناه با ورود به موضوع جذب اعضای هیئت علمی تأکید کرد: فرایند جذب در دانشگاه‌ها باید به‌طور کامل از برخی سوگیری‌های سلیقه‌ای، جناحی و موانع پیچیده بوروکراتیک مصون بماند. هدف ما باید فراهم کردن زمینه‌ای باشد که تمامی نخبگان برجسته علمی و شایسته—به‌ویژه جوانان فارغ‌التحصیل متعهدی که با دغدغه خدمت به کشور بازمی‌گردند—بدون کُندی‌های اداری یا اعمال سلیقه‌ها، جذب بدنه آموزش عالی شوند.

وی با تأکید بر اینکه جذب، آخرین مرحله از یک فرایند فکری است، گفت: ما باید بستر معرفتی استادی را که جذب می‌کنیم روشن سازیم. سخن گفتن از حکمت و دین، به معنای ایدئولوژی‌زدگی سطحی نیست؛ زیرا در جهان، هیچ انسان یا مکتبی بدون ایدئولوژی (به معنای چارچوب فکری زیست و تلقی از عدالت و آزادی) وجود ندارد. نقطه تمرکز اصلی ما باید بر «معرفت‌شناسی» و مبانی شناخت باشد.

خسروپناه تصریح کرد: تعمیق مفهومی «علوم انسانی اسلامی» در قالب «علوم انسانی حکمی» یا «حکمرانی حکمی»، به معنای ارائه یک گفتمان اصیل ایرانی-اسلامی به جهان است. اگر بخواهیم صرفاً ادبیات مدرن غربی را تکرار کنیم، متفکران غربی آن را دست‌اول‌تر بیان می‌کنند. تجربه سخنرانی‌های علمی بنده در دانشگاه‌های بین‌المللی نظیر آکسفورد و وین نشان داده است که هرگاه از موضع «حکمت‌بنیان» و متکی بر این تراث غنی سخن گفته‌ایم، جامعه علمی بین‌المللی با دقت و احترام مواجه شده است، زیرا این رویکرد را گفتمانی بدیع، عمیق و راهگشا می‌یابند.

خسروپناه در پایان اظهار کرد: اگر سیاست‌گذاران و نهادهای مربوطه خواهان تحولی بنیادین در جذب نخبگان هستند، باید بسترهای هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی را تقویت کنند. ملاک اصلی جذب نباید بر ارزیابی‌های ظاهری و سطحی متمرکز باشد، بلکه باید بر میزان توانمندی علمی، صلاحیت‌های اخلاقی، خردورزی ناب و قدرت حل مسائل کشور در بستر حکمت استوار گردد. وی اظهار امیدواری کرد که این اصول پیشینی، راهنمای عمل مرکز جذب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در تدوین معیارهای نوین، کارآمد و تمدن‌ساز برای جذب اعضای هیئت علمی قرار گیرد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.