- اخلاق نیکو و احترام به تنوع فرهنگی؛ دو بال تبلیغ مؤثر در اربعین
- تبیین سنت «نصرت الهی» در اندیشه رهبر شهید انقلاب
- حمله دشمن به نقاطی از شهرستان کبودرآهنگ
- پایگاه ها و مراکز آمریکا در کویت و بحرین هدف حملات پهپادی ارتش قرار گرفت
- تشییع میلیونی رهبر شهید؛ تجدید بیعت با آرمانهای نظام جمهوری اسلامی
- تجلیل از بانوان فرهیخته کاشان در اجتماع «محترمبانو» + عکس
تشییع میلیونی رهبر شهید؛ تجدید بیعت با آرمانهای نظام جمهوری اسلامی
به گزارش ایکنا، فادی الحاج حسن، تحلیلگر لبنانی در پایگاه خبری العهد نوشت: مفهوم شهادت، در گفتمان رسمی و در برخی تفاسیر رسانههای بینالمللی، از یک ارزش مذهبی فردی به یک کارکرد سیاسی جمعی تغییر یافته است. به عنوان مثال، رسانههای روسیه، حضور گسترده مردم در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید ایران را به عنوان […]

به گزارش ایکنا، فادی الحاج حسن، تحلیلگر لبنانی در پایگاه خبری العهد نوشت:
مفهوم شهادت، در گفتمان رسمی و در برخی تفاسیر رسانههای بینالمللی، از یک ارزش مذهبی فردی به یک کارکرد سیاسی جمعی تغییر یافته است. به عنوان مثال، رسانههای روسیه، حضور گسترده مردم در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید ایران را به عنوان گواهی بر قدرت هویت ملی و توانایی جامعه در اتحاد با رهبری خود در مواجهه با فشار خارجی تفسیر کردند. صرف نظر از ارزیابیهای متفاوت از انگیزههای پشت این رویداد، جمعیتی که کیلومترها امتداد داشتند، از منظر اجتماعی-سیاسی، منبعی برای تجدید مشروعیت اجتماعی نظام تعبیر میشوند. حضور داوطلبانه توده مردم در لحظه وداع با رهبر فرزانه شهید انقلاب اسلامی، سرمایه نمادینی را به نظام مقدس جمهوری اسلامی اعطا میکند که ایجاد آن در شرایط عادی دشوار است و فقدان یک رهبر را به فرصتی برای تجدید قرارداد اجتماعی بین ملت و حکومت تبدیل میکند.
استقلال علمی و تقویت قدرت ملی
شعار «ما میتوانیم» در نظام جمهوری اسلامی ایران به مسیر انباشتی از دستاوردهای علمی تبدیل شد: غنیسازی اورانیوم و توسعه چرخه سوخت هستهای در داخل کشور، پرتاب ماهواره سینا-۱، توسعه نانوتکنولوژی و ابررایانه، علاوه بر صنایع دفاعی مانند جت جنگنده صاعقه؛ طبق اسناد مرجع، این دستاوردها قرار بود از کاربرد فوری خود فراتر رفته و به ابزارهای حاکمیت تبدیل شوند، انحصار قدرتهای بزرگ بر دانش فناوری را بشکنند و به عنوان تضمینی در برابر تسلیم شدن در برابر دیکتههای خارجی، در معادله امنیت ملی گنجانده شوند.
اولویت دادن به حقوق و مقابله با بیعدالتی
حمایت از فلسطین، لبنان، سوریه و عراق در ادبیات رهبری به عنوان یک ضرورت سه بعدی ارائه شده است: یک وظیفه دینی، یک انتخاب استراتژیک و یک سیاست بازدارنده فعال برای جلوگیری از کشیده شدن درگیری به خاک خود ایران. این موضع به عنوان امتداد دکترین مقاومت منطقهای مورد دفاع قرار گرفته است که امنیت ملی ایران را به امنیت همسایگانش پیوند میدهد. از منظر تحلیل سیاست، این امر ادامه حمایت را علیرغم هزینههای بالای اقتصادی و سیاسی توجیه میکند.
مکتب حسین(ع)؛ الگوی نظام
طبق گزارهای از ارزشهای ملی، شهادت رهبران به عنوان امتدادی از الگوی حسینی تعریف میشود: فقدانی که ناامیدی نمیآورد، بلکه زندگی و الهام را برمیانگیزد. این کاربرد نمادین، عزاداری را از یک آیین غم و اندوه به یک نیروی بسیجکننده تبدیل کرد، زیرا فرهنگ شیعه، در لحظات فقدان، یک مخزن نمادین عمیق را فرا میخواند که به جای تضعیف مردم، آنها را دوباره احیاء میکند. این امر، طبق پوشش رسانهای، گذار عزاداران از سکوت به شعار دادن را در عرض چند ساعت توضیح میدهد.
حالِ دل ملت عزادار اما وفادار ایران
گاردین برخی از عزاداران را در حال حمل پلاکاردهایی توصیف کرد که خود را «موشکهای واقعی ایران» مینامیدند، گواهی بر همذاتپنداری مردم با روایت مقاومت. این همذاتپنداری را میتوان از نظر جامعهشناختی به عنوان ابراز «وفاداری به قلب» تفسیر کرد، نوعی وفاداری عاطفی که مقدم بر وفاداری نهادی است و آن را تقویت میکند. جمعیت، که از پیشینهها و مناطق متنوع – طبق روایتهای گزارش شده توسط چندین رسانه غربی – گرد هم آمده بودند، صرف نظر از بازنمایی آماری آنها از کل جامعه ایران، نوعی سرمایه نمادین را تشکیل دادند که انسجام حاکمیت را بهویژه پس از جنگ و اعتراضات داخلی نشان داد.
از پشتیبانی غیرفعال تا حمایتگری پویا
تحلیل صحنه تشییع میلیونی، تفاوت اساسی بین حامی خاموش که صرفاً از مخالفت خودداری میکند و حامی فعال که در ایجاد تابآوری شریک میشود را آشکار میکند. وقتی بحرانی از طریق گفتمان رسانهای مدیریت میشود که دستاوردها را به جای فقدانها برجسته میکند، به عنوان ابزاری برای بسیج عمل میکند و عموم مردم را از دریافتکنندگان منفعل رویدادها به شرکتکنندگان فعالی تبدیل میکند که خود روایت را بازتولید میکنند، همانطور که در شعارها و بنرهایی که توسط خود عزاداران در مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب ساخته و حمل شد نه فقط توسط نهادهای رسمی، دیده میشود. در اینجا، نظریه بسیج اجتماعی با نظریه هویت اجتماعی تلاقی میکند: هرچه حس تعلق جمعی قویتر باشد، تمایل افراد برای مشارکت فعال به جای ابراز همدردی صرف، بیشتر میشود.
جنگ روایتها و مدیریت آگاهی
رهبر شهید انقلاب با تشویق به اشاعه امید و مقابله با گفتمانی که صرفاً بر نقاط ضعف تمرکز داشت، توجه ویژهای به آنچه که به عنوان «جنگ روایتها» توصیف میشد، نشان داد. این امر خود را در تضاد شدید بین روایت غربی که بر بُعد مذاکره و موازنه قدرت تأکید داشت، و روایتی مبتنی بر واقعیتهای میدانی – مانند اندازه نیروها و میزان پوشش رسانههای بینالمللی – برای ارائه تصویری متفاوت از وضعیت داخل ایران پس از جنگ، آشکار کرد.
روایت غربی، آنطور که تحلیلگران روزنامهها و مجلات آمریکایی بیان کردهاند، بر تأثیر سیاسی حضور گسترده مردم در تقویت موضع مذاکره ایران و بر عدم قطعیت غالب علیرغم نمایش قدرت تمرکز داشت. در مقابل، روایت چینی بر ماهیت نمادین و مبتنی بر پروتکل مراسم تشییع پیکر رهبر شهید به عنوان پیامی برای متحدان و دشمنان تأکید داشت، در حالی که روایت روسی مشارکت گسترده مردمی را رد شرطبندی آمریکایی-اسرائیلی بر فروپاشی ایران از درون میدانست. این همگرایی نشان میدهد که هر سه روایت، علیرغم دیدگاههای متفاوتشان، موافقند که مراسم بدرقه آقای شهید از ماهیت فردی خود فراتر رفت و به یک شاخص سیاسی و استراتژیک تبدیل شد، در حالی که روایت مردمی و میدانی بیشتر به سؤالات مربوط به هویت و تداوم گره خورده است تا محاسبات توازن قدرت.
نتیجهگیری
خوانش دقیق نظام حاکم نشان میدهد که این نظام صرفاً یک مدیریت سیاسی به معنای نهادی محدود نبوده، بلکه به تدریج به جزئی از هویت جمعی دولت تبدیل شده است. طبق اکثر گزارشهای رسانهای، لحظه شکست در تبدیل آنچه میتوانست نقطه آسیبپذیری باشد به مقطعی برای احیای مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران نقش داشته است، آن هم در زمانی که شرطبندیهای خارجی برای تضعیف فضای داخلی ایران به نتایج قاطع در عمل منجر نشده است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


