- بازی، حرکت و تعامل؛ سه رکن قصهگویی مؤثر برای کودکان
- «امام المقاومة»؛ روایتی جامع از اندیشه رهبر شهید، وحدت و بیداری
- محفل انس با قرآن بزرگداشت رهبر شهید
- محفل انس با قرآن به منظور بزرگداشت رهبر شهید
- آیتالله حسینی دشتی عمر خود را وقف هدایت مردم کرد + فیلم
- تبلور «اخلاق و عقلانیت» در آیتالله حسینی دشتی + فیلم
بازی، حرکت و تعامل؛ سه رکن قصهگویی مؤثر برای کودکان
به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، نرگس عظیمی، تسهیلگر کتاب در کارگاه «قصهگویی کودک» که چهارشنبه، ۲۴ تیرماه به همت انتشارات ستارگان درخشان و به میزبانی جهاددانشگاهی واحد اصفهان در محل کتابفروشی این واحد برگزار شد، با اشاره به اهمیت شناخت نقش مخاطبان در قصهگویی، از شرکتکنندگان خواست پیش از روایت داستان، جایگاه خود را […]
به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، نرگس عظیمی، تسهیلگر کتاب در کارگاه «قصهگویی کودک» که چهارشنبه، ۲۴ تیرماه به همت انتشارات ستارگان درخشان و به میزبانی جهاددانشگاهی واحد اصفهان در محل کتابفروشی این واحد برگزار شد، با اشاره به اهمیت شناخت نقش مخاطبان در قصهگویی، از شرکتکنندگان خواست پیش از روایت داستان، جایگاه خود را در مقام مادر، مربی یا مروج کتابخوانی مشخص کنند و متناسب با آن، شیوهای خلاقانه برای ارتباط با کودک برگزینند.
وی با بیان اینکه در کارگاه آموزشی درست و غلط معنا ندارد، اظهار کرد: کارگاه فضای تمرین و آزمون و خطاست و شرکتکنندگان باید بدون نگرانی از اشتباه، ایدههای خود را اجرا کنند؛ زیرا خلاقیت در همین مسیر شکل میگیرد.
این مدرس قصهگویی کودک در ادامه با اجرای تمرینهای عملی، از حاضران خواست فقط با استفاده از ژست و زبان بدن، شیوه قصهگویی خود را به نمایش بگذارند و تأکید کرد: قصهگو نباید خود را به قالبهای کلیشهای محدود کند، بلکه میتواند با بهرهگیری از تخیل و تواناییهای فردی، ارتباطی متفاوت با کودک برقرار کند.
وی با معرفی خود، به تجربه نزدیک به یک دهه فعالیت در حوزه کتاب کودک، ترجمه، نویسندگی و آموزش اشاره کرد و گفت: ورود به دنیای کتاب کودک برای من از مسیر مادری آغاز شد و در ادامه با فعالیت در حوزه ترجمه، نویسندگی و آموزش قصهگویی، تجربههای متنوعی در این زمینه کسب کردم.
ارتباط؛ مهمترین اصل قصهگویی
عظیمی مهمترین اصل در قصهگویی و حتی هر نوع تعامل آموزشی را ارتباط دانست و افزود: پیش از انتقال هر مفهوم، باید ارتباط مؤثر با کودک شکل بگیرد؛ زیرا بدون این ارتباط، پیام بهدرستی منتقل نمیشود.
وی با بیان اینکه انتقال یک مفهوم تربیتی، فرآیندی چندمرحلهای است، توضیح داد: قصه نباید صرفاً ابزاری برای نصیحت یا آموزش مستقیم باشد، بلکه باید کودک را درگیر داستان کند تا پیام بهصورت غیرمستقیم و متناسب با سن و درک او منتقل شود.
این تسهیلگر کتاب گفت: هنگام انتخاب قصه یا کتاب، لازم است ویژگیهای سنی و نیازهای کودک در نظر گرفته شود؛ چراکه هر پیام آموزشی زمانی اثرگذار خواهد بود که ابتدا ارتباطی عمیق و صمیمانه میان قصهگو و کودک شکل گرفته باشد.
وی در پاسخ به پرسش یکی از شرکتکنندگان درباره چگونگی انتقال مفاهیم دینی به کودکان، با اشاره به تفاوت مراحل رشد شناختی اظهار کرد: کودک در سنین پایین هنوز توان درک مفاهیم انتزاعی مانند خدا را به شکل کامل ندارد. بنابراین، این مفاهیم را باید با زبان، تصویر و ادبیات متناسب با دنیای ذهنی او بیان کرد.
عظیمی ادامه داد: انتقال مفاهیمی مانند نماز از طریق قصه، با بیان مستقیم و دستوری محقق نمیشود، بلکه لازم است داستان بهگونهای روایت شود که کودک بهتدریج و از مسیر تجربه و همذاتپنداری، پیام را دریافت کند.
وی با تشریح بعضی از نظریههای ارتباطی، از جمله مدل ارتباطی شانون و ویور و مدل تعاملی شرام گفت: ارتباط فقط به انتقال پیام محدود نمیشود، بلکه دریافت بازخورد از مخاطب نیز بخش مهمی از فرآیند ارتباط است. قصهگو باید فرصت پرسش، اظهار نظر و مشارکت را برای کودک فراهم کند تا روایت به تعاملی دوسویه تبدیل شود.
این مدرس قصهگویی کودک با اشاره به نقش عوامل مزاحم در برقراری ارتباط تأکید کرد: خستگی، گرسنگی، شلوغی محیط یا بیحوصلگی کودک، از جمله عواملی هستند که میتوانند مانع دریافت صحیح پیام شوند. بنابراین، انتخاب زمان و فضای مناسب برای قصهگویی اهمیت زیادی دارد.
وی در ادامه با اشاره به نظریه زبانشناختی فردینان دوسوسور بیان کرد: هر واژه علاوه بر شکل ظاهری، تصویری ذهنی در مخاطب ایجاد میکند و این تصویر ممکن است در کودکان و بزرگسالان متفاوت باشد. ازاینرو، قصهگو باید بداند مخاطب از مفاهیمی مانند شهادت، خدا یا نماز چه برداشت ذهنی دارد و روایت خود را بر همان اساس طراحی کند.
عظیمی با تأکید بر ضرورت شناخت دنیای ذهنی کودک یادآور شد: اگر قصهگو بدون توجه به تصویر ذهنی مخاطب، مفاهیم پیچیده را مطرح کند، ممکن است نتیجهای معکوس از آنچه انتظار دارد، به دست آورد.
وی همچنین به شیوههای یادگیری کودکان اشاره کرد و گفت: کودکان از مسیرهای گوناگونی همچون دیداری، شنیداری، خواندن و نوشتن و یادگیری لمسی آموزش میبینند، اما در سالهای نخست زندگی، یادگیری دیداری و لمسی نقش پررنگتری دارد. به همین دلیل، کتابهای تصویری و فعالیتهای عملی برای این گروه سنی اثربخشی بیشتری دارند.
برآیند قصهگویی برای کودکان
این تسهیلگر کتاب با بیان تجربهای از برگزاری کلاس نویسندگی برای کودکان تصریح کرد: استفاده از ابزارهایی مانند خمیر بازی در کنار قصهگویی، ضمن تخلیه انرژی کودکان، موجب افزایش تمرکز، تعامل و دریافت بازخورد از آنان میشود و فرآیند یادگیری را عمیقتر میکند.
وی توضیح داد: هدف قصهگو صرفاً روایت داستان یا معرفی کتاب نیست، بلکه ایجاد ارتباطی مؤثر با کودک و شناخت ویژگیهای فردی اوست؛ زیرا فقط در چنین شرایطی میتوان پیامهای تربیتی، اخلاقی و فرهنگی را به شکلی ماندگار و متناسب با دنیای کودک منتقل کرد.
عظیمی در ادامه با تأکید بر بازنگری در شیوههای تعامل با کودکان گفت: بسیاری از قوانین و محدودیتهایی که برای کودکان تعیین میکنیم، تکرار همان الگوهایی است که در کودکی خود تجربه کردهایم، در حالی که شرایط، نیازها و اقتضائات کودکان امروز با نسلهای گذشته متفاوت است و باید متناسب با این تغییرات، شیوههای ارتباطی خود را اصلاح کنیم.
وی با اشاره به اهمیت مشارکتدادن کودکان در فرآیند آموزش افزود: هدف از تعیین قوانین، ایجاد فضایی امن و منظم برای یادگیری است، نه محدودکردن کودک. بسیاری از راهکارها زمانی اثربخش میشوند که خود کودکان نیز در شکلگیری آنها نقش داشته باشند.
این مدرس قصهگویی کودک با بیان تجربهای از فضای آموزشی بیان کرد: گاهی رفتارهایی که از نگاه بزرگسالان بینظمی تلقی میشود، میتواند فرصتی برای یادگیری و همدلی باشد. ایجاد فضایی که کودک احساس کند نیازها و احساساتش دیده میشود، نقش مهمی در شکلگیری اعتماد و ارتباط مؤثر دارد.
وی با تأکید بر اینکه هدف از قصهخوانی، فرهنگسازی است، اضافه کرد: کتاب صرفاً وسیله انتقال اطلاعات نیست، بلکه ابزاری برای آموزش شیوه تعامل، همدلی، مسئولیتپذیری و زندگی اجتماعی محسوب میشود. ازاینرو، کیفیت ارتباط میان مربی و کودک اهمیت بیشتری از انتقال صرف محتوا دارد.
عظیمی با اشاره به نظریه رشد شناختی ژان پیاژه گفت: شناخت ویژگیهای هر مرحله از رشد کودک، به مربیان و والدین کمک میکند تا محتوای متناسب با توانایی ذهنی او را انتخاب کنند و از طرح مفاهیم فراتر از ظرفیت شناختی کودک پرهیز شود.
وی با بیان اینکه کودکان از آغاز تولد تا دو سالگی بیشتر از طریق تجربههای حسی و حرکتی یاد میگیرند، ادامه داد: در سنین دو تا شش سالگی نیز یادگیری بر پایه ادراک و تجربه مستقیم شکل میگیرد. بنابراین، در این دوره، تصویر، لمس، بو، رنگ و تجربههای عینی، نقش اساسی در آموزش دارند.
این تسهیلگر کتاب تصریح کرد: از حدود شش سالگی، کودک بهتدریج توانایی درک نمادها و مفاهیم انتزاعی را پیدا میکند و این روند تا پایان نوجوانی تکامل مییابد. به همین دلیل نمیتوان مفاهیم پیچیده را بدون زمینهسازی و متناسبسازی برای کودکان بیان کرد.
وی با تشبیه رشد شناختی به بناکردن یک ساختمان گفت: همانگونه که هیچ ساختمانی بدون پی و ستون استحکام نخواهد داشت، در آموزش مفاهیم نیز نمیتوان بدون فراهمکردن تجربههای اولیه و متناسب با سن کودک، انتظار درک مفاهیم عمیق و انتزاعی را داشت.
عظیمی همچنین با اشاره به نظریه رشد روانی ـ اجتماعی اریک اریکسون اظهار کرد: هر دوره از زندگی کودک با چالشی اساسی همراه است و عبور موفق از این مراحل، زمینه شکلگیری ویژگیهایی همچون اعتماد، اراده، هدفمندی، احساس توانمندی و هویت را فراهم میکند.
وی افزود: نقش والدین و مربیان آن است که با ایجاد فرصت تجربه، تشویق استقلال و پرهیز از سرزنش، کودک را در عبور از این مراحل یاری کنند؛ زیرا احساس توانمندی و اعتمادبهنفس، بیش از آنکه با توصیههای کلامی ایجاد شود، حاصل تجربههای موفق در دوران کودکی است.
این مدرس قصهگویی کودک با اشاره به شیوه معرفی مفاهیم اعتقادی به کودکان تأکید کرد: بیان مفاهیمی همچون خدا، نماز یا شهادت باید متناسب با سطح درک و زبان کودک باشد و استفاده از مثالها و روایتهای ملموس، زمینه فهم عمیقتر این مفاهیم را فراهم میکند؛ چراکه قصهگویی زمانی اثربخش خواهد بود که با دنیای ذهنی و تجربه زیسته کودک پیوند بخورد.
وی با اشاره به نقش بازی و تحرک در فرآیند قصهگویی، از حاضران خواست در اجرای یک بازی گروهی با عنوان «کرم رقصان» مشارکت کنند و ادامه داد: حرکت یکی از ارکان مهم یادگیری در کودکان است و همانگونه که پیاژه نیز بر آن تأکید دارد، رشد شناختی با تجربههای حسی و حرکتی پیوند خورده است.
عظیمی بیان کرد: اگر کودک برای مدت طولانی بیتحرک بماند، دچار خستگی و بیحوصلگی میشود. ازاینرو، مربیان و والدین باید متناسب با گروه سنی، در خلال قصهگویی یا آموزش، فعالیتهای حرکتی کوتاهی طراحی کنند و انتظار نداشته باشند کودک برای مدت طولانی فقط شنونده باشد.
وی با بیان اینکه مدت مناسب قصهگویی معمولاً بیش از ۲۰ دقیقه نیست، افزود: گاهی لازم است برای حفظ جذابیت داستان، روایت با بازی، حرکت یا تعامل همراه شود. اگر فعالیت حرکتی در میانه قصه و متناسب با روند داستان اجرا شود، کودک دوباره با روایت همراه خواهد شد و تمرکز خود را از دست نمیدهد.
این تسهیلگر کتاب، نمایش خلاق را یکی از شیوههای مؤثر در قصهگویی دانست و گفت: مربی میتواند پیش از آغاز داستان، نقش شخصیتهای مختلف را میان کودکان تقسیم کند. برای نمونه، هر گروه نقش یک حیوان را برعهده بگیرد و هر زمان نام آن شخصیت در داستان برده شد، کودکان حرکت یا صدای مربوط به آن را اجرا کنند. در این روش، هدف صرفاً اجرای نقش نیست، بلکه ایجاد مشارکت فعال و پاسخگویی به نیاز طبیعی کودک به تحرک است.
وی تأکید کرد: در این شیوه نباید تعداد نقشها را محدود یا کودکان را به انتخاب خاصی مجبور کرد؛ زیرا اصل، تجربه مشارکت و احساس فعالبودن در جریان قصه است، نه اجرای دقیق نقشها.
عظیمی با اشاره به تفاوت سبکهای یادگیری کودکان توضیح داد: گاهی ممکن است یک کودک با بازیکردن، دستورزی یا حتی سرگرمشدن با وسیلهای کوچک، بهتر بتواند به داستان گوش دهد. در چنین شرایطی اگر مربی بتواند نیاز حرکتی او را مدیریت کند، از برهم خوردن نظم کلاس جلوگیری خواهد شد و سایر کودکان نیز بهتر با داستان همراه میشوند.
معیارهای انتخاب کتاب متناسب با سن کودک
وی سپس به معیارهای انتخاب کتاب متناسب با سن کودک پرداخت و گفت: در دوره تولد تا ششماهگی، کودک فقط به شنیدن صدا نیاز دارد و حتی صداسازیهای اغراقآمیز نیز ضرورتی ندارد. از ششماهگی تا یکسالگی، کتابهای تعاملی، آهنگین و مبتنی بر تحریک حواس پنجگانه بیشترین کارکرد را دارند و مهمترین هدف در این دوره، ایجاد ارتباط عاطفی میان کودک، والد و کتاب است.
عظیمی افزود: در فاصله یک تا سهسالگی باید برای تکرار مداوم یک کتاب از سوی کودک آماده بود؛ زیرا کودکان در این سن از بازخوانی مکرر داستانهای محبوب خود لذت میبرند و همین تکرار به تثبیت یادگیری و شکلگیری ارتباط عاطفی با کتاب کمک میکند.
وی با معرفی کتاب «بوسههایی برای بابا» آن را نمونهای موفق از کتابهای مناسب این گروه سنی دانست و اضافه کرد: این کتاب علاوه بر ایجاد فضای صمیمی میان پدر و فرزند، با استفاده از بازی، بغلکردن، بوسههای مختلف و شوخی، پیوند عاطفی میان اعضای خانواده را تقویت میکند و در عین حال، الگویی برای تعامل صحیح والدین با کودک ارائه میدهد.
این پژوهشگر ادبیات کودک ادامه داد: در گروه سنی چهار تا شش سال، کودکان به داستانهای تکرارشونده، آهنگین و دارای بازگویی علاقه زیادی دارند و پرسشهای مکرر از چرایی نیز بخشی طبیعی از رشد آنان است. بنابراین، والدین و مربیان نباید برای پایان سریع داستان عجله کنند، بلکه باید این پرسشها را فرصتی برای تعامل بیشتر با کودک بدانند.
وی در ادامه با معرفی کتاب «پیتر کوچولو»، نمونهای از داستانهای مناسب این دوره گفت: تکرار جملهها، روایت آهنگین و مشارکتدادن اعضای خانواده در داستان، از ویژگیهایی است که موجب ماندگاری قصه در ذهن کودک میشود.
ویژگیهای قصهگویی برای سنین گوناگون
عظیمی درباره ویژگیهای قصهگویی برای کودکان هفت تا ۱۱ سال نیز بیان کرد: در این سن، کودکان به داستانهای ماجراجویانه، رمزآلود و پرحادثه علاقهمند هستند و دیگر نباید از لحن کودکانه یا صداسازیهای اغراقآمیز استفاده کرد، بلکه روایت باید جدی، طبیعی و شبیه نقل اتفاقی واقعی باشد.
وی با اشاره به ویژگیهای نوجوانان افزود: نوجوانان اگرچه همچنان به داستان علاقه دارند، اما از اینکه کودک تلقی شوند، گریزان هستند. به همین دلیل، داستانهایی با موضوعات واقعگرا، رمزآلود و گاه ترسناک برای آنان جذابتر است و در این دوره باید از هرگونه پند و اندرز مستقیم پرهیز کرد.
این پژوهشگر حوزه کودک تأکید کرد: کتابی که پیام اخلاقی را بهصورت مستقیم به کودک منتقل میکند، معمولاً اثرگذاری کمتری دارد؛ در حالی که داستان خوب، پیام خود را بهصورت غیرمستقیم و در لایههای پنهان روایت منتقل میکند و همین ویژگی موجب ماندگاری آن در ذهن مخاطب میشود.
وی با تشریح معیارهای انتخاب کتاب متناسب با سن، زبان و پیچیدگی متن، کتابهای مجموعه «قصههایی برای یکسالهها» را نمونهای از آثار متناسب با زبان کودک دانست و گفت: در این کتابها، جملهها کوتاه، واژگان ساده و روایت کاملاً متناسب با دایره واژگان و درک کودکان خردسال طراحی شده است.
عظیمی با اشاره به اهمیت تناسب زبان کتاب با سن مخاطب اظهار کرد: در کتابهای ویژه خردسالان، هر داستان میتواند فقط در چند صفحه روایت شود و ضرورتی ندارد یک کتاب از ابتدا تا انتها، داستانی بلند را دنبال کند. حتی داستانی کوتاه نیز میتواند زمینهساز بازی و تعامل میان والد و کودک شود. برای نمونه، قصهای درباره گمشدن جوراب، کودک را تشویق میکند همراه مادر در خانه به جستوجوی آن بپردازد و همین تعامل، تجربهای تازه و لذتبخش برای او رقم میزند.
وی با مقایسه کتابهای مناسب یکسالگی و چهارسالگی گفت: هرچه سن کودک افزایش مییابد، حجم داستان، تعداد صفحات و سطح واژگان نیز متناسب با رشد شناختی او افزایش پیدا میکند. برای نمونه، واژههایی مانند «جلبشدن توجه» برای کودک یکساله قابل درک نیست، اما در کتابهای ویژه چهارسالهها میتوان از چنین تعابیری استفاده کرد.
این پژوهشگر ادبیات کودک با بیان اینکه زبان داستان باید متناسب با توان درک مخاطب باشد، افزود: پیچیدگی روایت نیز باید بهتدریج افزایش یابد. در داستانهای ویژه خردسالان، مسئلهای ساده مطرح و در کوتاهترین زمان حل میشود؛ زیرا کودک خردسال حوصله دنبالکردن روایتهای طولانی و گرههای پیچیده را ندارد و پایان داستان نیز باید روشن، سریع و امیدوارکننده باشد.
وی ادامه داد: با افزایش سن، گرههای داستانی، شخصیتپردازی و ساختار روایت نیز میتواند پیچیدهتر شود؛ بهگونهای که برای گروه سنی ۱۱ تا ۱۲ سال حتی پایانهای باز نیز قابل استفاده است تا مخاطب درباره سرنوشت داستان بیندیشد و قدرت تحلیل خود را تقویت کند.
این مدرس قصهگویی کودک درباره انتخاب درونمایه آثار کودک نیز گفت: موضوع داستان باید متناسب با دغدغههای هر دوره سنی انتخاب شود. برای کودکان دو تا چهار سال، موضوعاتی مانند خانواده، دوستی و بازی مناسبتر است، اما در دوره پنج تا هفت سالگی، همکاری، مسئولیتپذیری و تعامل اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در سنین هشت تا ۱۰ سال نیز مفاهیمی همچون عدالت، شجاعت و نوعدوستی برای کودکان جذابتر خواهد بود.
اهمیت شخصیتپردازی در کتابهای کودک
وی با اشاره به اهمیت شخصیتپردازی در کتابهای کودک افزود: شخصیتهای داستان برای خردسالان باید دوستداشتنی و قابل درک باشند، اما هرچه مخاطب بزرگتر میشود، شخصیتها نیز باید ابعاد عمیقتری پیدا کنند تا نوجوان بتواند آنها را کشف و تحلیل کند.
عظیمی در پاسخ به پرسشی درباره تغییر نام شخصیتهای کتابهای ترجمهشده هنگام روایت داستان بیان کرد: اگر هدف، قصهگویی باشد، قصهگو میتواند متناسب با شرایط مخاطب تغییراتی در روایت ایجاد کند، اما در برنامههای ترویج کتابخوانی و بلندخوانی، لازم است به متن اصلی کتاب وفادار بود و در صورت نامأنوسبودن بعضی از نامها، بهتر است از ابتدا کتاب دیگری انتخاب شود.
وی یکی از مهمترین معیارهای انتخاب کتاب کودک را توجه به تأثیرات هیجانی آثار دانست و اظهار کرد: کتابهای مناسب خردسالان نباید حاوی خشونت، ترس یا غم شدید باشند؛ زیرا در این سن، مهمترین نیاز روانی کودک احساس امنیت است و هر عاملی که این امنیت را خدشهدار کند، میتواند آثار منفی بر رشد او داشته باشد.
این تسهیلگر کتاب یادآور شد: هرچه سن کودک افزایش مییابد، میتوان بهتدریج از داستانهایی با میزان محدودی از تعارض، هیجان یا خشونت فانتزی استفاده کرد، اما انتخاب کتاب باید همواره با در نظر گرفتن شرایط روحی و تجربههای شخصی هر کودک انجام شود؛ زیرا ممکن است اثری که برای یک کودک مناسب است، برای کودکی که تجربهای تلخ یا آسیبزا را پشت سر گذاشته، مناسب نباشد.
وی تأکید کرد: پایان داستانهای کودک باید امیدبخش باشد و مخاطب را با احساس بنبست یا ناامیدی رها نکند؛ زیرا ساختار روایت، تأثیر ناخودآگاهی بر ذهن کودک بر جای میگذارد و از این رو، آثار کودک بهتر است مسیر رو به رشد و امید را دنبال کنند.
عظیمی جوایز معتبر حوزه ادبیات کودک را از راههای شناسایی آثار باکیفیت دانست و گفت: در ایران، فهرستهای «لاکپشت پرنده» و «شورای کتاب کودک» از مهمترین منابع معرفی کتابهای ارزشمند هستند. در سطح بینالمللی نیز جوایزی مانند «هانس کریستین اندرسن»، «آسترید لیندگرن»، «نیوبری» و «کالدکات» از معتبرترین نشانهای ادبیات کودک بهشمار میروند.
وی با اشاره به افزایش قیمت کتاب، استفاده از کتابخانههای دیجیتال و نرمافزارهای کتابخوان را راهکاری مناسب برای دسترسی بیشتر به کتاب دانست و تصریح کرد: هرچند نسخههای الکترونیکی میتوانند بخشی از نیاز خانوادهها را برطرف کنند، اما بهویژه در سالهای نخست زندگی، هیچچیز جایگزین کتاب فیزیکی نمیشود؛ زیرا کودک علاوه بر شنیدن داستان، باید کتاب را لمس و با آن ارتباط حسی برقرار کند.
این مدرس قصهگویی کودک در پایان، با قدردانی از برگزارکنندگان این نشست ابراز امیدواری کرد، برگزاری چنین کارگاههایی به گسترش فرهنگ قصهگویی، ترویج کتابخوانی و تقویت ارتباط عاطفی میان والدین و کودکان بینجامد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

