امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 30 محرم 1448
شناسه خبر : 374401
  پرینت تاریخ انتشار : 15 جولای 2026 - 10:30 | 6 بازدید

افسانه سپهر؛ از بازگشت به اصالت تا رقابت با استانداردهای جهانی

عماد رحمانی، کارگردان انیمیشن «افسانه سپهر» در گفت‌وگو با ایکنا با بیان اینکه خلق و جهانی‌سازی این اثر به عنوان دومین تجربه بلند سینمایی در مسیر حرفه‌ای محسوب می‌شود، اظهار کرد: فرایند تولید فیلم‌نامه «افسانه سپهر» با همکاری و همراهی مستمر مهدی جعفری پیش رفت؛ وی علاوه بر نقش کلیدی در تدوین روایت، کار تهیه‌کنندگی […]

افسانه سپهر؛ از بازگشت به اصالت تا رقابت با استانداردهای جهانی


در حال تکمیل / خلق قهرمان ایرانی خلأ محتوایی کودکان را جبران می‌کندعماد رحمانی، کارگردان انیمیشن «افسانه سپهر» در گفت‌وگو با ایکنا با بیان اینکه خلق و جهانی‌سازی این اثر به عنوان دومین تجربه بلند سینمایی در مسیر حرفه‌ای محسوب می‌شود، اظهار کرد: فرایند تولید فیلم‌نامه «افسانه سپهر» با همکاری و همراهی مستمر مهدی جعفری پیش رفت؛ وی علاوه بر نقش کلیدی در تدوین روایت، کار تهیه‌کنندگی این اثر را نیز بر عهده گرفت، در مسیر خلق این جهانِ خیالی، ما در استودیو با دو پارامتر استراتژیک و بنیادین روبرو بودیم که تعیین‌کننده تمامی تصمیمات هنری ما بود. 

وی افزود: نخستین دغدغه ما، بازگشت به اصالت و حرکت به سمت فضای بومی و ملی بود. بر آن بودیم تا یک شخصیت قهرمان با ریشه‌های ایرانی خلق کنیم؛ موضوعی که در سال‌های اخیر در تولیدات انیمیشنی کشور با نوعی غفلت روبرو شده است. در حال حاضر، آنچه به عنوان خوراک محتوایی اصلی برای نسل کودکان فراهم است، عمدتاً برآمده از تصویرسازی‌ها و الگوهای قهرمانیِ خارج از مرزهای ایران است. این یعنی کودکان در حال تجربه سفر قهرمانی بر اساس ارزش‌ها و بافت‌های فرهنگی غربی هستند، در حالی که ما ظرفیت بی‌نظیری برای ارائه قهرمانی داریم که با فرهنگ، زبان و جهان‌بینی آنها همخوانی داشته باشد.

کارگردان انیمیشن افسانه سپهر با پرداختن به جنبه‌های فنی و بازاریابی این اثر، اظهار کرد: پارامتر دوم ما، برخورداری از استانداردهای جهانی در لایه ساختاری بود. قصد نداشتیم اثری صرفاً محلی و محدود بسازیم؛ بلکه هدف ما این بود که با رعایت دقیق اصول فضاسازی، چه در بخش درام و چه در بخش تصویرسازی، اثری خلق کنیم که در بازار بین‌المللی و در سطح جهانی، قابلیت رقابت و دیده شدن داشته باشد. به این باور رسیدیم که یک اثر هنری، در لایه اول باید وظیفه سرگرمی مخاطب را به درستی ایفا کند و تنها در لایه‌های عمیق‌تر و پس از جلب توجه مخاطب، بتواند مفاهیم و محتوای ارزشمند خود را به او منتقل کند. بر این اساس، جهان «افسانه سپهر» با جزئیاتی دقیق شکل گرفت. برای تکمیل شخصیت اصلی، کاراکتر «بائو» را به عنوان همراه قهرمان طراحی کردیم تا از یک سو تعادل شخصیتی ایجاد شود و از سوی دیگر، با حضور شخصیت یوزپلنگ، بار طنز و جذابیت روایی داستان را نیز تأمین کنیم.

رحمانی در خصوص مسیر اکران و چالش‌های پیش روی پروژه اظهار کرد: این اثر پس از اکران در جشنواره فیلم فجر، وارد تورهای بین‌المللی شد و توانست جوایز بسیار معتبری را کسب کند که در میان آن‌ها، جایزه «رمی» به دلیل ماهیت آکادمیک و استانداردهای بالای کیفی، برای ما بسیار ارزشمند بود.

وی افزود: وقتی نوبت به اکران در داخل کشور رسید، با شرایطی بسیار دشواری روبرو شدیم. البته زمان اکران در داخل با روزهای پرتنش دی‌ماه همزمان شده بود. این شرایط باعث شد، در بدترین موقعیت ممکن قرار بگیریم؛ زمانی که نه تنها سینماها با مشکلاتی روبرو بودند، بلکه حتی امکان استفاده از تبلیغات محیطی و بیلبوردی به دلیل محدودیت‌ها و نبود اینترنت پایدار نیز وجود نداشت. با این حال و با وجود اینکه حتی یک بیلبورد در سینماها برای این اثر نصب نشد و تبلیغات صفر بود، این انیمیشن توانست نزدیک به ۱۷ میلیارد تومان فروش داشته باشد. اگر این رقم را در نمودار تطبیقی با سایر آثار قرار دهیم، می‌توان با اطمینان گفت که «افسانه سپهر» یکی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین انیمیشن‌های تاریخ سینمای ایران به شمار می‌رود. این موفقیت، نشان‌ می‌دهد اگر محتوایی با اصالت ارائه شود، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز می‌تواند به دل مخاطب بنشیند.

کارگردان انیمیشن افسانه سپهر در پاسخ به پرسشی درباره میزان استفاده از افسانه‌های ملی و محلی در طراحی داستان اظهار کرد: قطعاً در این اثر، ارجاعات بسیار گسترده‌ای به فرهنگ و تاریخ ما وجود دارد. تلاش کردیم تا حتی در سطحِ معرفی موجودات یا چالش‌هایی که شخصیت‌ها با آن‌ها روبرو می‌شوند، از الگوهای تاریخی و بومی فرهنگ خودمان بهره ببریم. ایران کشوری با فرهنگ قصه‌گوی بسیار غنی است که ظرفیت بی‌نهایتی برای روایت‌های سینمایی دارد. با این حال، استراتژی ما این بود که داستان را از بند زمان و مکان مشخص رها کنیم.

وی افزود: قصد نداشتیم مخاطب بلافاصله با دیدن تصویر بگوید: «این دهکده در شمال است یا این مکان فلان منطقه است» بلکه هدف ما خلق یک جهان‌شمولی بود. ما از اِلِمان‌های بصری مانند اسلیمی در طراحی لباس‌ها و از عناصر معماری دوران هخامنشی در طراحی معابد و کلات‌ها استفاده کردیم تا اثر ذات ایرانی داشته باشد، بدون آنکه لزوماً در یک بازه زمانی محدود گرفتار شود. این رویکرد باعث می‌شود که هم مخاطب ایرانی با آن ارتباط برقرار کند و هم مخاطب خارجی، آن را به عنوان یک فرهنگ جذاب و متفاوت تجربه کند. حتی شخصیت‌هایی مانند «بانو آر وی» به عنوان مادر قصه‌گو و «ماهان» به عنوان پیر خردمند، همگی دارای نمادهایی هستند که در لایه زیرین، ریشه‌های عمیق فرهنگی دارند.

ایران کشوری با فرهنگ قصه‌گویی بسیار غنی است که پتانسیل بی‌نهایتی برای روایت‌های سینمایی دارد

این کارگردان انیمیشن در خصوص چالش انتقال مفاهیم اخلاقی اظهار کرد: یکی از بزرگترین پاشنه‌های آشیل در تولیدات محتوایی برای کودکان در ایران، استفاده از لحن ناصحانه و موعظه‌گرایانه است. نباید از مخاطب سوءاستفاده کرد یا با استفاده از شعارهای مستقیم، مفاهیم را به او تحمیل کرد. از هرگونه کار گل‌درشت و غیرواقعی متنفرم. باید قصه خودمان را بگوییم و اجازه دهیم مخاطب، آن احساس را خودش کشف کند. همان‌طور که سعدی می‌فرماید: «سخنی که از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند». اگر شما صرفاً به دنبال شعار دادن باشید، اثر شما از اعتبار هنری ساقط می‌شود و حتی در هنگام پخش بین‌المللی، مجبور خواهید شد تمام آن مفاهیم را حذف یا تغییر دهید تا مورد پذیرش قرار گیرد. در آثار خود، از جمله «شمشیر و اندوه» که بن‌مایه‌ای مذهبی داشت، تلاش کردیم بدون کوچکترین تغییر در محتوا و بدون حذف نمادهای اصیل، به بازارهای جهانی راه پیدا کنیم. در «افسانه سپهر» نیز به جای نصیحت کردن، بر مفاهیمی مثل «باورپذیری» تمرکز کردیم؛ مثلاً اینکه سپهر ابتدا می‌ترسد و باید در مسیر سفر قهرمانی، به این باور برسد که او توانایی انجام کارها را دارد. این همان چیزی است که برای یک کودک واقعی و باورپذیر است.

وی در ادامه و با تأکید بر اهمیت هویت اظهار کرد: برای یک وطن، چیزی ارزشمندتر از «هویت» وجود ندارد. هویت، مجموعه‌ای از صفات است که یک ملت را متمایز می‌کند. در حال حاضر، محصولات بزرگ جهانی مانند پیکسار یا دیزنی از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته هستند، اما مزیت رقابتی ما در ایران، تکیه بر هویت ملی و دینی است. می‌توانیم از داشته‌های هویتی خود که در طول قرن‌ها با ما عجین شده، برای خلق محصولاتی استفاده کنیم که در داخل و خارج از کشور محبوب باشند. برای مثال، در «افسانه سپهر» و همچنین در کار بعدی‌ام «نگهبانان خورشید»، تلاش کردیم دغدغه‌ها و ترس‌های واقعی کودکان ایرانی را بازنمایی کنیم. وقتی می‌بینم بچه‌ها با شخصیت‌هایی مثل «سپهر بائو» ارتباط می‌گیرند و می‌گویند «سپهر ما امروز این‌طور شد»، یعنی ما توانسته‌ایم یک قهرمان باورپذیر خلق کنیم. خودم دو فرزند دارم و شنیدن دغدغه‌های آن‌ها درباره «ابرقهرمان‌ها» به من نشان داد که باید به دنبال خلق ابرقهرمان‌هایی باشیم که از دل خودمان و از دغدغه‌های خودمان برخاسته‌اند، نه اینکه صرفاً با تقلید از مدل‌های مارول یا مدل‌های القایی دیگر، به دنبال پوشش دادن اقوام مختلف باشیم و هویت خود را نادیده بگیریم.

رحمانی درباره جایگاه خانواده در آثار خود اظهار کرد: خانواده، تأثیرگذارترین نهاد در فرهنگ‌سازی و جامعه‌پذیری هر فرد است. من معتقدم یکی از علل بروز انشقاق‌های فکری در جامعه، فراموش کردن اهمیت این نهاد است. در انیمیشن تلاش کردیم این موضوع را به زبان شیرین و در عین حال عمیق به کودکان منتقل کنیم تا بدانند داشتن پدر، مادر و خانواده چقدر ارزشمند است. این دغدغه را در کار بعدی‌ام یعنی «نگهبانان خورشید» نیز با رویکردی متفاوت، از طریق به تصویر کشیدن «فقدان» دنبال کرده‌ایم؛ چراکه گاهی برای درک ارزش یک چیز، باید نبودن آن را تجربه کرد. واژه‌هایی مثل ایثار، از خود گذشتگی، محبت و همدلی، ستون‌های اصلی فیلم‌نامه‌های من هستند.

وی در خصوص مسائل فنی و وضعیت صنعت انیمیشن اظهار کرد: صنعت انیمیشن در ایران با جهشی بی‌سابقه مواجه شده است و این روند رو به رشد، طی یک دهه اخیر به وضوح در آثار تولید شده قابل مشاهده است. واقعیت این است که انیمیشن، دیگر نه یک سرگرمی حاشیه‌ای، بلکه به عنوان یک گونه سینمایی پول‌ساز و استراتژیک در تمام دنیا شناخته می‌شود؛ همان‌طور که می‌بینید، در بازارهای جهانی، موفق‌ترین و پرفروش‌ترین آثار سینمایی عموماً متعلق به این حوزه هستند. در ایران، اگرچه با چالش‌های ساختاری روبرو هستیم، اما پتانسیل‌های بسیار بالایی داریم که می‌تواند ما را به یک قطب تولید در خاورمیانه تبدیل کند. در انیمیشن، محدودیت‌های فیزیکی سینمای رئال را نداریم. در یک فیلم زنده (Live Action) برای بازسازی یک صحنه تاریخی، یک نبرد عظیم یا حتی فضاسازی‌های فانتزی، هزینه‌ها به قدری بالا می‌رود که عملاً تولید اثر را با بن‌بست مواجه می‌کند؛ اما در انیمیشن می‌توانیم این محدودیت‌ها را به فرصت تبدیل کنیم و جهان‌های بی‌نهایتی خلق کنیم که مخاطب را به شگفتی وادارد. در «افسانه سپهر» تلاش کردیم دقیقاً از همین قابلیت استفاده کنیم تا قاب‌های بصری‌مان با استانداردهای روز دنیا برابری کند.

رحمانی تاکید کرد: نکته‌ای که باید به آن اشاره کنم، تداوم در ارتقای کیفیت فنی است. امروز در استودیوهای ایرانی، ما دیگر نگران چگونه ساختن نیستیم، بلکه دغدغه ما چگونه بهتر روایت کردن است. دوستان من در صنعت انیمیشن ایران، از گروه‌های تولید «پسر دلفینی» گرفته تا دیگر عزیزان در «بچه زرنگ»، همگی با دلسوزی و تلاشی خستگی‌ناپذیر، استانداردهای تولید را به شدت ارتقا داده‌اند. من به عنوان کسی که در این صنعت نفس می‌کشم، معتقدم این حرکت رو به رشد، غیرقابل‌بازگشت است. البته، نباید از انصاف دور شد؛ سیستم‌های رندرینگ، ابزارهای مدل‌سازی و فرآیندهای پس‌تولید ما، روزبه‌روز در حال ارتقا هستند. ما در پروژه‌های بعدی‌مان، سیستم‌های رندر را ارتقا داده‌ایم و حتی در بحث نورپردازی و بافت‌سازی (Texturing) ) به نتایج درخشانی رسیده‌ایم. این پیشرفت، نه تنها در پرده سینما بلکه در بازارهای جهانی نیز دیده می‌شود.

یکی از بزرگترین پاشنه‌های آشیل در تولیدات محتوایی برای کودکان در ایران، استفاده از لحن ناصحانه و موعظه‌گرایانه است

این فیلمساز تصریح کرد: در مورد ظرفیت‌های اقتصادی و موفقیت در بازار بین‌المللی، باید بگویم که بازار، بسیار رقابتی و پیچیده‌ای است. وقتی می‌گوییم انیمیشن‌های ایرانی در آمازون یا اپل‌تی‌وی دیده می‌شوند، این یک موفقیت کوچک نیست. این به معنای آن است که ما توانسته‌ایم در استانداردهای فنی، اعتماد توزیع‌کنندگان جهانی را جلب کنیم. البته نباید دچار توهم شویم؛ هنوز در حال رقابت با غول‌های انیمیشن‌سازی جهان نیستیم و جایگاه خودمان را می‌شناسیم. با این حال، دو مزیت رقابتی داریم که هیچ استودیوی غربی نمی‌تواند آن را شبیه‌سازی کند: نخست، «نگاه از درون» است. وقتی از فرهنگ، فولکلور و قصه‌های شرق روایت می‌کنیم، با نگاه یک شرقی روایت می‌کنیم. این تفاوت نگاه، برای مخاطب غربی که سال‌هاست تنها روایت‌های تحریف‌شده و کلیشه‌ای از خاورمیانه دیده، بسیار تازه و جذاب است. آن‌ها به دنبال کشف لایه‌های جدیدی از فرهنگ هستند که ما با اصالت خودمان می‌توانیم به آن‌ها ارائه دهیم. دوم، بحث صرفه اقتصادی است. متأسفانه کاهش ارزش پول ملی، پدیده‌ای تلخ برای معیشت مردم است، اما در حوزه اقتصادِ صادرات‌محور، این موضوع باعث شده که تولید در ایران برای سرمایه‌گذاران بین‌المللی بسیار مقرون‌به‌صرفه و جذاب باشد. این یعنی ما می‌توانیم با بودجه‌های منطقی، آثاری با کیفیتِ جهانی تولید کنیم که در بازارهای بین‌المللی به راحتی جایگاه خود را پیدا کنند.

وی ادامه داد: با این وجود، نباید این نکته را نادیده گرفت که انیمیشن در ایران هنوز در یک وضعیت گذار قرار دارد. بزرگترین چالش ما، فقدان یک سیستم سرمایه‌گذاری پایدار است. انیمیشن در ایران فضایی میان دولتی و خصوصی است؛ یعنی ما نه کاملاً متکی به دولت هستیم و نه کاملاً از حمایت‌های بخش خصوصی بهره‌مندیم. این بینابینی، تولید را سخت می‌کند. تولید یک انیمیشن بلند سینمایی، برخلاف یک اثر رئال که ممکن است در سه یا چهار ماه فیلم‌برداری و جمع‌بندی شود، نیازمند بیش از دو سال کار شبانه‌روزی با تیمی متشکل از بیش از ۲۰۰ نفر نیروی متخصص است. تأمین سرمایه برای چنین بازه زمانی طولانی، بزرگ‌ترین ریسک برای هر تهیه‌کننده و استودیو‌داری است. اگر حمایت‌های ساختاری وجود داشته باشد، اگر بخش خصوصی به این صنعت به عنوان یک صنعت پرسود نگاه کند و اگر نظام بانکی ما تعامل بهتری با شرکت‌های دانش‌بنیان هنری داشته باشد، انیمیشن می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین آورده‌های ارزی کشور را تأمین کند. ما در حال حاضر در مسیر درستی هستیم، اما سرعت این پیشرفت، به میزان حمایت‌ها و درک تصمیم‌گیران از این ظرفیت عظیم بستگی دارد.

رحمانی درباره فیلم «شمشیر و اندوه» نیز چنین توضیح داد: «شمشیر و اندوه» اولین کار بلند سینمایی ما بود و برای آن، رویکردی کاملاً متفاوت از «افسانه سپهر» اتخاذ کردیم. در «شمشیر و اندوه»، داستان روایتگر نوجوانی است که در بستری تاریخی، در ایام پیش از واقعه کربلا، در مدائن زندگی می‌کند. او خانواده‌اش را از دست می‌دهد و مسیر زندگی‌اش به گونه‌ای رقم می‌خورد که درگیر جریانات آزادی‌خواهانه می‌شود. این اثر، برخلاف کار کودکانه، اثری با حال و هوای نوجوانانه و درام تاریخی است. ما در این کار از تکنیک‌های فنی بسیار پیشرفته‌ای استفاده کردیم؛ به ویژه در بحث اسکن چهره انسانی (Human Face Scanning ) که به ما اجازه داد حرکات صورت و احساسات کاراکترها را با جزئیاتی بسیار بالا و نزدیک به واقعیت منتقل کنیم. این تکنیک باعث شد تا حسِ غم، خشم و امید در چهره شخصیت‌ها، بسیار ملموس‌تر از آثار قبلی باشد. بسیار برایم جای خوشحالی است که بدانید این اثر، با وجود داشتن بن‌مایه مذهبی و تاریخی، بدون هیچ‌گونه سانسور یا تغییری، توسط توزیع‌کنندگان حرفه‌ای آمریکایی در بازارهای جهانی عرضه شد. این یعنی اگر شما اثر را با کیفیت و استاندارد بالا بسازید، مرزهای ایدئولوژیک و سیاسی برای مخاطب بین‌المللی رنگ می‌بازد و آن‌ها جذب داستان و قصه شما می‌شوند. «شمشیر و اندوه» در پلتفرم‌هایی نظیر آمازون و اپل تی‌وی پلاس با نام جهانی« The Ban»  اکران شد و در فستیوال‌های متعددی در سطح بین‌الملل، جوایز ارزشمندی را به دست آورد. این موفقیت، تأییدی بود بر اینکه مخاطب جهانی، تشنه‌ شنیدن روایت‌های جدید است، مشروط بر اینکه ما زبان جهانی سینما را بشناسیم و به درستی از آن استفاده کنیم. امیدوارم پس از اتمام توزیع خارجی، این اثر در ایران نیز به شکلی شایسته اکران شود و مردم فرصت کنند این تلاش فنی و محتوایی را بر پرده سینما ببینند.

آنچه امروز ما در حوزه انیمیشن انجام می‌دهیم، صرفاً تولید چند فیلم نیست؛ بلکه ما در حال ساختنِ یک «زیست‌بوم» هستیم

این انیماتور در پایان پیرامون آینده انیمیشن در کشورمان گفت: آنچه امروز ما در حوزه انیمیشن انجام می‌دهیم، صرفاً تولید چند فیلم نیست؛ بلکه در حال ساختنِ یک «زیست‌بوم» هستیم. استعدادیابی، آموزش نیروی انسانی در دانشگاه‌ها و استودیوها، و تقویت زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، بخشی از این زیست‌بوم است. اگر بتوانیم نسل جوانی از انیماتورها را تربیت کنیم که هم با تکنولوژی‌های روز دنیا آشنا باشند و هم با فرهنگ غنی ایرانی پیوند عمیقی داشته باشند، آنگاه خواهیم توانست در سال‌های آینده، ایران را به یکی از قطب‌های انیمیشن در منطقه تبدیل کنیم. من به آینده این صنعت بسیار خوش‌بین هستم. از دل سخت‌ترین شرایط، از دل جنگ، تحریم، محدودیت‌های اینترنت و نبود حمایت، چنین آثاری را بیرون کشیدیم. این نشان می‌دهد که موتور محرک این صنعت، نه بودجه‌های کلان دولتی، بلکه اشتیاق هنری و تعهد حرفه‌ای بچه‌هایی است که در استودیوهای ما، شبانه‌روز برای خلق یک قاب زیبا می‌جنگند. این شور و شوق، بزرگ‌ترین سرمایه ماست و مادامی که این چراغ روشن بماند، انیمیشن ایران مسیر خود را در جهان باز خواهد کرد. 

وی با تأکید بر اینکه به کمی اعتماد و نگاه بلندمدت‌تر نیاز داریم تا به جایگاهی که شایسته‌اش هستیم، دست پیدا کنیم، گفت: آینده از آن انیمیشن است؛ چراکه انیمیشن، زبان مشترک تمام انسان‌هاست، زبانی که در آن، مرزها معنای خود را از دست می‌دهند و تنها، اصالت قصه و قدرت تصویر است که باقی می‌ماند. ما در این مسیر، همچنان به تلاش خود ادامه می‌دهیم و امیدواریم کارهای بعدی‌مان، قدم‌های استوارتری در این راه باشد. اینکه می‌بینم مخاطب، چه کودک خردسال و چه نوجوان باهوش، با کارهای ما ارتباط برقرار کرده و از مفاهیم انسانی داستان لذت برده است، بزرگ‌ترین پاداشی است که ما می‌توانیم دریافت کنیم. کار ما هنوز در ابتدای راه است و قصه‌های بسیاری برای روایت کردن باقی مانده که امیدوارم فرصت ساخت آن‌ها را پیدا کنیم. در نهایت اگر بتوانیم در آثارمان به همین سادگی و صداقت که سعدی به آن اشاره می‌کند، سخن بگوییم، مطمئن باشید که آثار ما نه تنها در ایران، بلکه در گوشه‌گوشه‌ این جهان پهناور، جایگاه خود را پیدا خواهند کرد؛ چراکه مفاهیم انسانی، ایثار، خانواده، و تقابل خیر و شر، مفاهیمی هستند که در تمام فرهنگ‌ها، از شرق تا غرب، زبان مشترک همه‌ انسان‌هاست و این، رسالت ما به عنوان هنرمندان انیمیشن است. باید این زبان مشترک را بیاموزیم و با استفاده از آن، داستان خودمان را به جهان بگوییم.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.