امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 29 محرم 1448
شناسه خبر : 374176
  پرینت تاریخ انتشار : 14 جولای 2026 - 15:00 | 3 بازدید

کربن معتقد به نگاه استنطاقی و فراتاریخی به قرآن است

به گزارش ایکنا، انشاءالله رحمتی؛ مترجم و استاد دانشگاه آزاد اسلامی در نشست  نقد و بررسی کتاب «اسلام ایرانی» از سلسله نشست‌های ایران‌شناخت که از سوی جهاد دانشگاهی برگزار شد و به هانری کربن اختصاص داشت به سخنرانی پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است: هایدگر فیلسوف آلمانی قرن بیستم، معاصر کربن است و […]

کربن معتقد به نگاه استنطاقی و فراتاریخی به قرآن است


ارسال/ کربن معتقد به نگاه استنطاقی و فراتاریخی به قرآن است

به گزارش ایکنا، انشاءالله رحمتی؛ مترجم و استاد دانشگاه آزاد اسلامی در نشست  نقد و بررسی کتاب «اسلام ایرانی» از سلسله نشست‌های ایران‌شناخت که از سوی جهاد دانشگاهی برگزار شد و به هانری کربن اختصاص داشت به سخنرانی پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است:

هایدگر فیلسوف آلمانی قرن بیستم، معاصر کربن است و کربنی که از او متاثر گشته است می‌گوید ما ملت آلمان، ناسیونالیستی بحث می‌کنیم؛ چنان که در بین دو تیغه یک چاقو قرار داریم که یکی پوزتیویسم و دیگری مارکسیسم است و هر دو ما را نابود می‌کنند. این دو در برابر همدیگر قرار دارند اما یک وجه اشتراک دارند و اینکه ما را به ظاهر دعوت می‌کنند. 

کربن این هوشمندی را دریافته است که این (دعوت به ظاهر) چیز تازه‌ای نیست و بشر همیشه با این مشکل مواجه بوده است. ظاهرپرستی غالبا رنگ و بوی دینی داشته و ما هر  وقت با کتب دینی مواجه می‌شویم گویی حق نداریم از ظاهر فراتر برویم و باید به همین ظاهر بسنده کنیم. 

او می‌گوید این ظاهرگرایی در دوره ما غلبه داشته اما در گذشته ظاهرپرستان در برابر حکما و فلاسفه بودند و با عقلانیت رفتار می‌کردند و ظاهرپرستان دست پایین داشتند. در دوره ما ظاهرپرستی از شکل دینی خارج و تبدیل به ظاهرپرستی علمی شده و دست برتر هم پیدا کرده اند و به عنوان علوم دقیقه جلوه‌فروشی می‌کند.

شخصی مانند هایدگر برای کربن جذاب است و با او همدلی دارد و هرگز هم او را رها نمی‌کند زیرا او نقد بر هرمنوتیک و پدیدارشناسی غربی دارد و می‌گوید وجه سلبی این مسئله خوب است و ما را از رئالیسم افراطی و پوزتیویست افراطی دور می‌کند.

کربن هنگامی که با فلاسفه ایرانی از جمله سهروردی آشنا می‌شود، اندیشه آنها را امری می‌داند که ما را از واقعیت بیرون می‌برند اما به سمت واقعیتی فراتر. در هرمنوتیک هایدگر و گادامر مسئله تأویل متن است و موضوعی به نام هرمنوتیک و تأویل نفس وجود ندارد. موضوعی که کربن را متمایز می‌کند تأویل نفس است؛ هنگامی که او با سنت فکری اسلامی ایرانی آشنا شد، مدعی نیست که حرف تازه‌ای گفته‌ است، بلکه معتقد است که کسانی چون سهروردی تأویل نفس می‌کنند و به تعبیر دیگر، او یک دور هرمنوتیکی را بین تأویل متن و نفس تشخیص می‌دهد؛ گویی با تأویل متن خود را تأویل می‌کنیم.

نقش امام از نگاه هانری کربن

هانر کربن پی می‌برد که همه فلاسفه اسلامی تأویل متن می‌کنند. به باور وی ما با تأویل متن خود را تأویل می‌کنیم و با تأویل خود، متن را. مفسران ما عمدتا اولی‌الالباب را خردمندان معنا می‌کند ولی کربن می‌گوید صاحبان لب یعنی کسانی که از قشر وجود خود فراتر رفته‌اند و به لب آن رسیده‌اند. امام در اندیشه وی کسی است که تأویل نفس را به اجرا درمی‌آورد و کمک می‌کند تا ما به لب وجودی خود برسیم. امام کسی است که کمک می‌کند تا ما که قشر هستیم به لب وجود خود برسیم. بنابراین وجه ایجابی کربن در فضای اسلامی ایرانی هویدا شده است. 

هنگامی که آثار کربن را ترجمه کردم، ابتدا برایم روشن نبود که مراد او از تأویل نفس چیست،اما هنگامی که «تفسیر معاصرانه» را ترجمه کردم توفیق داشتم تا تفاسیر عرفانی از جمله روزبهان و قشیری و … را مطالعه کنم و به سخن کربن پی بردم. به همین دلیل سجستانی و دیگران نام کتابش را «کشف المحجوب» نام نهاده است.

تاریخ‌ستیزی کربن!؟

تاریخ‌ستیزی از رایج‌ترین نقدها در مورد کربن است که در دوره خودش نیز مطرح بوده است و در جلد اول کتاب «اسلام ایرانی»، در مقدمه آمده است که مبادا مرا به تاریخ‌ستیزی متهم کنند زیرا مگر می‌شود کسی فکر کند و به تاریخ بی اعتنا باشد؟ ملتی که تاریخش را نداند خودش را نمی‌شناسد و در واقع شناخت تاریخ مقدمه خودآگاهی یک ملت است.

تا جایی که به تاریخ فلسفه اسلامی مربوط است کربن بیشترین سهم را دارد و تا قبل از او نگاه تاریخی به فلسفه اسلامی وجود ندارد. متفکران و مورخان قبلی از تاریخ تفکر و فلسفه در عالم اسلام چیزی نمی‌دانند و به تعبیر خود کربن، تاریخ فلسفه را به ابن رشد ختم کرده‌اند. بر این باورم که تا قبل از کربن تاریخ فلسفه اساسا نوشته نشده بود، لذا خوارج را جزء فلاسفه اسلامی می‌دانند اما از میرداماد و سهروردی اسم نمی‌برند لذا جفا در مورد کربن است که بگوییم آگاهی تاریخی را از ما گرفته است؛ اتفاقا کربن ما را به خوانش تاریخی از فلسفه اسلامی توجه داده است و خیلی متعهدانه هم با تاریخ برخورد کرده است. 

او به عنوان مورخ فلسفه آگاه است که روش تاریخی به تنهایی کافی نیست، لذا به ادوار نبوت به صورت جهانی معتقد است ولی بر این باور است که ادوار نبوت در ایران بهتر پاس داشته شده و زنده است. بنابراین علاوه بر روش و نگاه تاریخی، نیاز به نوعی معرفت فراتاریخی نیز داریم لذا در ذیل روایت: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه؛ جاهلیت در فهم کربن جاهلیت تاریخی عربستان قبل از اسلام نیست بلکه آن را به کسانی نسبت می‌دهد که گنوس نیستند ولو اینکه یک فیلسوف تمام عیار باشند؛ او راه آشنایی ما با گنوس را هم امام می‌داند.

او متون دینی را تاریخی نمی‌داند و معتقد است مگر می‌شود مطالب دینی را با روش تاریخی مطالعه کرد. البته او نمی‌گوید نشانی در تاریخ ندارد و مثلا ذوالقرنین و اصحاب کهف در تاریخ نبوده‌اند یا قرآن کریم خطاب به پیامبر(ص) فرمود به تو نگاه می‌کنند ولی تو را نمی‌بینند؛ یعنی این افراد پیامبر(ص) را هر روز می‌دیدند ولی برای آنها قابل فهم نبود که این آدم نبی است و می‌تواند از خانه خود به معراج برود. 

از این رو وقتی کربن از فراتاریخ حرف می‌زند نه اینکه فلان چیز در تاریخ نیست؛ اصحاب کهف در تاریخ هستند ولی خواب آن‌ها در تاریخ رخ نداده است و متون دینی مطالب تاریخی را به صورت فراتاریخی برای ما بیان می‌کنند.

دوره مدرنیته کمک زیادی به ما کرده است، اما باز همین دنیای مدرن یکسری چیزها را فهمیده و خیلی‌ها را نیز نفهمیده است. نقدی که او بر هرمنوتیک غربی دارد این است که وجه سلبی آن خوب است و کمک می‌کند تا ما قالب‌ها را بشکنیم و از رئالیسم و پوزتیویسم افراطی بیرون برویم اما در مورد نگاه صرف تاریخی غرب به متون مقدس نقد اساسی دارد.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.