- مرکز ارتباطات ماهوارهای و ساختمان اقامتگاه نیروهای آمریکایی در بحرین هدف قرار گرفت
- جزئیات مراسم وداع و تشییع پیکر شهدای مدافع امنیت در مشهد
- ثبتنام ۳۴۲۳ زائر اربعین چهارمحالوبختیاری در سامانه سماح
- محفل انس با قرآن کریم «حسینیه فرهنگ و هنر» در ساوه برگزار شد
- شانزدهمین سوگواره شعر عاشورایی اقوام، مذاهب و عشایر کشور در شیراز برگزار میشود
- دعاهای حضرت ابراهیم(ع)؛ الگوی درخواست عابد از معبود + فیلم
هویت ایرانی یک امر ساختگی و تخیلی نیست
به گزارش ایکنا، عبدالحسین کلانتری، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، در نشست دوم همایش دانشگاه تهران با موضوع «جایگاه ایران در جهان چندقطبی»، به واکاوی رابطه میان کثرت اجتماعی، هویت ملی و ضرورت بازنگری در مبانی علوم اجتماعی پرداخت و از ناتوانی نظریات موجود در درک تکثرهای نوین جامعه ایران سخن گفت. تبیین زنجیره واحد: توحید، کثرت […]

به گزارش ایکنا، عبدالحسین کلانتری، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، در نشست دوم همایش دانشگاه تهران با موضوع «جایگاه ایران در جهان چندقطبی»، به واکاوی رابطه میان کثرت اجتماعی، هویت ملی و ضرورت بازنگری در مبانی علوم اجتماعی پرداخت و از ناتوانی نظریات موجود در درک تکثرهای نوین جامعه ایران سخن گفت.
تبیین زنجیره واحد: توحید، کثرت و مقاومت
کلانتری در آغاز سخنان خود، با ارائه یک مدل نظری، سه مفهوم «توحید»، «کثرت» و «مقاومت» را به عنوان حلقههای یک زنجیره واحد معرفی و تصریح کرد: کثرت، واقعیت آغازین و بنیادین جامعه ایران است که توحید وظیفه سامانبخشی به آن و تبدیل کثرت به انسجام را بر عهده دارد؛ این انسجام در قالب «مقاومت» به عنوان کارکرد تاریخی تمدن، برونداد پیدا میکند.
فراتر رفتن از دوگانه «فرصت یا تهدید»
وی با نقد ادبیات رایج در علوم اجتماعی ایران، خاطرنشان کرد: تحلیلگران غالباً تنوع قومی و فرهنگی را صرفاً در قالب دوگانه فرصت یا تهدید بررسی میکنند. این چارچوببندی، مانع از پرداختن به ابعاد عمیقتر مسئله شده است. نقطه عزیمت درست، نه ارزشگذاری بر کثرت، بلکه پذیرش آن به عنوان یک داده بنیادین و واقعی است. عدم پذیرش این تنوع به عنوان یک واقعیت موجود، نخستین مانع در مسیر سازماندهی صحیح جامعه است.

تکثر کلاسیک در برابر تکثرهای نوین تجدد
کلانتری با تفکیک میان انواع تکثر، خاطرنشان کرد: کثرت در ایران تنها به شکافهای تاریخی و کلاسیک (قومی) محدود نمیشود، بلکه در مواجهه با جهان جدید و فرآیندهای تجدد، با تکثرهای جدید در حوزههای سبک زندگی، مصرف و فرهنگ نیز روبرو هستیم و متأسفانه ادبیات موجود در ایران عمدتاً به تکثرهای کلاسیک پرداخته و در مواجهه با تکثرهای ناشی از تجدد، دچار ضعف است.
نقد خوانش مدرنیستی از ملت و هویت ایرانی
وی در بخش دیگری از سخنان خود به بررسی دو رویکرد رقیب در موضوع ملت پرداخت و با اشاره به نظریه «بندیکت اندرسون» مبنی بر اینکه ملت محصول «اجتماعات تصوری» و یک قرارداد ذهنی است، با این دیدگاه مخالفت کرد و گفت: هویت ایرانی، برخلاف ملل جدید که پس از پیمان وستفالی با چسبهای سیاسی ساخته شدهاند، یک هویت ساختگی یا تخیلی نیست. ایران دارای یک تداوم تمدنی دیرپا، روح حاکم و یک پیوستار فرهنگی است که در طول تاریخ ساخته شده است. میتوان بنا بر نظر «ریچارد فرای»، ایرانی بودن را یک «چتر هویتی واقعی» دانست که از دل تاریخ برآمده است.
لکنت علوم اجتماعی و وابستگی به نظریات وارداتی
کلانتری از وضعیت فعلی علوم اجتماعی در ایران انتقاد کرد و آن را دچار «لکنت» دانست و اظهار داشت: علوم اجتماعی ایران نتوانسته است وظیفه اصلی خود یعنی «فهم درست جامعه و تکثرات آن» را انجام دهد. بسیاری از تحلیلها یا مبتنی بر جریانشناسیهای سطحی هستند و یا با اتخاذ رویکردی تقلیدی و غیرانتقادی، صرفاً از دستگاه مفاهیم و نظریات غربی استفاده میکنند، بدون آنکه توانایی تبیین واقعیتهای بومی و پیچیده جامعه ایران را داشته باشند.
ضرورت به رسمیت شناختن تکثر برای انسجام پایدار
کلانتری در بخش دوم سخنان خود با تأکید بر اینکه جامعه ایران همواره به مثابه یک «معما» برای علوم اجتماعی مطرح بوده است، افزود: نباید با تأکید صرف بر کثرتها و نادیده گرفتن اشتراکات، به سمت فروپاشی ملیت حرکت کرد. از سوی دیگر، استفاده تمامیتطلبانه از واژگانی همچون «مردم» بدون در نظر گرفتن تکثرات واقعی جامعه، محکوم به شکست است.
وی تصریح کرد: زمانی که از مردم صحبت میکنیم، باید تکثرها را در دل آن ببینیم؛ همانطور که باید پیوستار تاریخی را نیز مدنظر داشته باشیم. از منظر فلسفه سیاسی، انسجام پایدار نه از طریق انکار تفاوتها، بلکه از راه به رسمیت شناختن آنها ذیل یک چارچوب مشترک حاصل میشود. مسئله ما خود کثرت نیست، بلکه یافتن «اصل سامانبخش» است که بتواند این تکثرها را کنار هم بنشاند.

توحید؛ «لنگر معنایی» برای همبستگی اجتماعی
این استاد دانشگاه با اشاره به رویکردهای شهید مطهری و علی شریعتی، «توحید» را همان اصل سامانبخش و حلقه مفقوده برای انسجام جامعه دانست و اظهار داشت: «توحید تنها یک گزاره اعتقادی یا اثبات متافیزیکال نیست؛ بلکه در ساحت اجتماعی، به معنای نفی هرگونه ربوبیت غیرالهی و نفی «نظام سلطه» است. توحید، افراد پراکنده را به یک «مای وحدانی و یگانه» تبدیل میکند. ارزشهای مرکزی انقلاب اسلامی از جمله عدالتخواهی، استقلال، کرامت انسان و مردمسالاری دینی، همگی امتداد همین اصل توحیدی هستند.
کلانتری با ارجاع به «بیانیه گام دوم انقلاب»، این ارزشها را سطح مشترک برای گرایشهای متنوع سیاسی و سبکهای زندگی مختلف خواند.
مقاومت؛ بروندادِ تمدنی و «ضدِ سیستمی»
کلانتری در بخش پایانی بحث خود، «مقاومت» را برونداد تمدنی توحید معرفی کرد و با استفاده از ادبیات نظریات روابط بینالملل و جامعهشناسیِ سیاسی (نظریه نظام جهانی و مرکز-پیرامون)، سلطه را صرفاً امری نظامی یا اقتصادی ندانست و آن را سلطهای فرهنگی و معرفتی خواند.
وی افزود: جبهه ضد سلطه را باید یک جبهه «ضد سیستمی» فهمید که در مقابل نظام جهانی مستقر قرار میگیرد. در نگاه رهبران انقلاب، بهویژه حضرت امام(ره)، جبهه مستضعفین عالم علیه مستکبرین، محدود به دایرههای تنگ عقیدتی یا جنسیتی نبود، بلکه همه انسانهایی را که توسط نظام حاکم به استضعاف کشیده شدهاند، دربرمیگیرد.
وی با اشاره به حوادث اخیر منطقه و غزه، گفت: این مفهومسازی فراتر از تکثرات سطحی است که بسیاری را از میدان به در میکند. ضدیت با سلطه، یک ریشه تاریخی و تمدنی ممتد در ایران دارد؛ از جنبش تنباکو و مشروطه تا نهضت ملی نفت و انقلاب اسلامی است. بنیاد توحیدی نفی سلطه، یک اصل جهانشمول است که فراتر از مرزها و تکثرها، امکان پیوند و انسجام نیروهای مقاومت را فراهم میسازد.
مقاومت؛ مفهومی فراتر از مرزهای دینی، قومی و ملی
کلانتری در جمعبندی نهایی سخنان خود تأکید کرد که بنیاد توحیدی نفی سلطه، به هیچوجه محدود به یک دین خاص، مذهب خاص، قوم، زبان یا جنسیت خاص نیست، بلکه اصلی فراتر از مرزهای متکثر دینی، قومی و نژادی به شمار میآید.
وی با تکیه بر همین مبنا، برخی قرائتهای رایج از منازعات جهانی، از جمله نظریه «جنگ تمدنها» را قابل مناقشه دانست و اظهار داشت: اگر نزاعی در جهان امروز وجود دارد، این نزاع را نباید صرفاً در قالب جنگ تمدنها فهم کرد، بلکه باید آن را تقابل میان جبهه سلطهگران و جریانهای ضد سلطه و مقاومت دانست؛ یعنی میان کسانی که در پی بازتولید نظام سلطهاند و آنان که در سمت درست تاریخ ایستادهاند.
از پذیرش کثرت تا شکلگیری همبستگی
وی در ادامه تأکید کرد: کثرت، واقعیت آغازین جامعه ایران است و باید آن را به عنوان یک داده اجتماعی و پیشین جامعهشناختی پذیرفت. مسئله اصلی نه حذف این تکثر، بلکه یافتن اصلی است که بتواند آن را به همبستگی تبدیل کند.

سازماندهی کثرت ایرانیان و افق مقاومت فراملی
این استاد جامعهشناسی تصریح کرد: اگر کثرت ایرانیان حول محور توحید و امتداد اجتماعی آن، یعنی ارزش ضدیت با سلطه، سازمان یابد، نهتنها انسجام ملی تقویت خواهد شد، بلکه امکان تبدیل شدن این انسجام به هسته اولیه مقاومت جهانی و فراملی نیز فراهم میشود. مسیر مطلوب، از سازماندهی کثرت ایرانیان آغاز میشود و به زمینهسازی برای گسترش جبهه مقاومت میرسد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


