امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 28 محرم 1448
شناسه خبر : 373874
  پرینت تاریخ انتشار : 13 جولای 2026 - 15:39 | 3 بازدید

عاشورا؛ فراتر از یک تراژدی و ابزاری برای حاجات مادی

به گزارش ایکنا، فریبا اکبرزاده، مدرس دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه، در تاریخ ۲۲ تیرماه در نشست علمی «نقد دیدگاه تقلیل‌گرایانه به نهضت عاشورا» به سخنرانی پرداخت. این نشست بخشی از سلسله نشست‌های مجازی «حسینیه اندیشه» بود که توسط مؤسسه فرهنگی زمام و با همکاری مرکز تخصصی علامه طباطبائی(ره)، گروه الهیات، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه […]

عاشورا؛ فراتر از یک تراژدی و ابزاری برای حاجات مادی


ارسال/به گزارش ایکنا، فریبا اکبرزاده، مدرس دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه، در تاریخ ۲۲ تیرماه در نشست علمی «نقد دیدگاه تقلیل‌گرایانه به نهضت عاشورا» به سخنرانی پرداخت. این نشست بخشی از سلسله نشست‌های مجازی «حسینیه اندیشه» بود که توسط مؤسسه فرهنگی زمام و با همکاری مرکز تخصصی علامه طباطبائی(ره)، گروه الهیات، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه و دیگر نهادهای علمی-فرهنگی برگزار شد. متن سخنان وی به شرح زیر است:

برخی به‌گونه‌ای با عاشورا مواجه می‌شوند که گویی این واقعه صرفاً یک پدیده تاریخی است که باید در قاب تاریخ جای گیرد و هیچ کاربردی در تقسیم‌بندی جهان امروز ندارد. در حالی که عاشورا، ملاک و معیار تشخیص حق از باطل است. اگر با دقت به عبارات این افراد بنگریم، نوعی «سکولاریسم خزنده» را مشاهده می‌کنیم؛ به‌گونه‌ای که برای مثال، یکی از این افراد از تعبیر «اقیانوس عاشورا در برابر جویبار سیاست‌زدگی» استفاده کرده است.

در فرهنگ مسیحیت اروپایی، فرایندی شکل گرفت که در آن پدیده‌های دینی و کلیسا از مسائل اجتماعی کنار گذاشته شدند و استدلال شد که کلیسا از پاسخگویی به مسائل اجتماعی ناتوان است و باید از این عرصه حذف شود. در گفتمانی که اکنون از آن سخن می‌گوییم نیز، قدسیت مسائل دینی —خواه آگاهانه و خواه ناآگاهانه— مورد هجمه قرار می‌گیرد؛ حتی اگر این موضوع با صراحت بیان نشود. در واقع، نتیجه این گفتمان آن است که پدیده‌های دینی، اموری فرادنیوی و مقدس هستند و باید از مسائل دنیوی، از جمله مسائل سیاسی، جدا شوند تا قداست آن‌ها زیر سؤال نرود. طوری بیان می‌شود که گویی سایر مقدسات و پدیده‌های مذهبی نیز باید همین سرنوشت را پیدا کنند. عبارت دیگری نظیر «جفای شبیه‌سازی و نهضتی که ابزار نیست» که توسط معتقدان به این گفتمان به کار می‌رود، مؤید همین نگاه به عاشورا و کربلاست.

امام حسین (ع) وقتی فرمودند: «مِثلی لا یبایع مِثل یزید» (کسی مانند من، با کسی مانند یزید بیعت نمی‌کند)، سخن ایشان فراتر از یک فرد یا سلیقه شخصی بود. در کتاب «شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی» بیان شده است که نهضت حسینی یک جریان شخصی نیست، بلکه یک سنت الهی است که در تاریخ جاری است. از این رو، در هر دوره‌ای، فکر و منش یزیدی وجود دارد و باید آن را شناخت. به تعبیر شهید مطهری، عاشورا یک «قطب‌نما» است و در هر زمانه از تاریخ، دو جریان حق و باطل در تقابل با یکدیگر حضور دارند.

عنصر سیاسی در ذات کربلا نهفته است

از مهم‌ترین ویژگی‌های قیام عاشورا این است که واجد عنصری سیاسی است و برداشت سیاسی از آن را نمی‌توان صرفاً «معادله جناحی» دانست؛ چرا که چنین نگاهی خود نوعی تقلیل‌گرایی است. در حالی که حقیقت این است که قیام حضرت، الگویی برای مبارزه با ظلم و استکبار است و این الگو برای تمام بشریت است، نه فقط برای مسلمانان. آیت‌الله العظمی جوادی آملی در تعبیری دیگر فرموده‌اند که در مواجهه با عاشورا، دو جریان وجود دارد: یکی «مصرف‌کننده» و دیگری «تولیدکننده». مصرف‌کنندگان در ابتدا «طالح» (بدبخت) هستند، اما می‌توانند با بهره‌گیری از نهضت عاشورا، «صالح» شوند و کسانی که صالح‌اند نیز می‌توانند یک گام فراتر رفته و به «مصلح» تبدیل شوند. بنابراین، این تصور که عاشورا را تنها یک «تراژدی مقدس» بدانیم، نوعی تقلیل‌گرایی نسبت به جایگاه والای این نهضت است. در جامعه امروز ما نیز حق و باطل در قالب‌های مختلفی حضور دارند و طبیعتاً باید برای رفع این نابرابری‌ها و ستم‌ها، از کربلا الگو گرفت. متأسفانه در حال حاضر، «سیاست‌زدایی از عاشورا» و پرداختن به مرثیه‌سراییِ صرف در کشور رایج شده است. حتی در پژوهشی که توسط یک شاعر جوان انجام شده، اشاره شده است که این وضعیت در حوزه اشعار مذهبی نیز جاری است و فضای سیاسی در اشعار عاشورایی کمرنگ شده است.

سکولارشدن هیئات ممنوع!

منظور ما این نیست که جنبه و بُعد عاطفی عاشورا را نادیده بگیریم، زیرا برخی از همین جنبه‌ی عاشورا بهره می‌برند؛ اما تلاش برای جدا کردن سیاست از عاشورا، به معنای «سکولار کردن هیئت» است. به تعبیر رهبری شهید، ما «هیئت سکولار» نداریم و هر کس به امام حسین(ع) علاقه دارد، در واقع به «اسلام سیاسی» علاقه دارد. امام موسی صدر نیز فرموده‌اند: «من حسینیه را حسینیه نمی‌دانم، مگر آنکه دلاورانی را برای نبرد با اسرائیل فارغ‌التحصیل و تربیت کند»؛ یعنی هیئتی که دغدغه‌ی مبارزه با اسرائیل را نداشته باشد، کارکرد لازم را ندارد.

نوع دیگری از تقلیل‌گرایی این است که عاشورا را صرفاً برای «گریستن» بدانیم. در این دیدگاه، شاید فرد به دنبال سکولار کردن عاشورا نباشد، اما نهضت عاشورا را تنها به بُعد عاطفی محدود می‌کند؛ یعنی اشک و عزا و اندوه، بدون جنبه‌ی معرفتی. باید دانست جنایات در حق امام حسین(ع) در نهایتِ بی‌رحمی بود؛ چرا که فرزند رسول‌الله(ص) را ۵۰ سال پس از وفات ایشان، به همراه خانواده به شهادت رساندند و امامِ جامعه را کشتند. با این حال، باید بدانیم این شور و گریه و عزا باید در کنار «شعور» باشد، زیرا این دو مکمل یکدیگرند و هر کدام بدون دیگری، تأثیر خود را از دست خواهد داد. اگر شور را از مجالس بگیریم، تنها یک «ارائه گزارش» باقی می‌ماند و اگر بُعد معرفتی را کنار بگذاریم، رسالت کربلا تبیین نخواهد شد.

برای ایجاد تعادل بین این دو بخش، داشتن پژوهش‌های علمی و نگاهی جدی به محتوای عزاداری ضروری است. مرثیه به تهذیب نفس کمک می‌کند اما کافی نیست؛ ابعاد دیگر کربلا عبارتند از: «تبیین زینبی»، «صبر سجادی» و «غیرت عباسی» و همچنین بُعد قدسی و باطنی که همان «ما رایتُ الا جمیلاً» است. یک بُعد از این نهضت، جهاد و مبارزه‌ی سخت‌افزاری است و بُعد دیگر، جنگ نرم، مقاومت و استقامت است.

در نهایت، اشک برای امام حسین(ع) باید اعلام آمادگی برای مواجهه شجاعانه با مرگ باشد. این نوع سوگ، هدفمند و تعالی‌بخش است و فرد را از حالت انفعال می‌راند؛ این یک نوع «بودن» است و فرد سوگوار، «بودنِ عزتمندانه» را بارها در فضای عاطفی یادآوری می‌کند تا بتواند به زندگی ذلیلانه، دست رد بزند.

قدسیت‌زدایی از عاشورا

برخی دیگر نیز به عاشورا صرفاً به مثابه یک «پدیده» می‌نگرند و از این رو، جنبه قدسی آن را نادیده گرفته و خوانشی غیردینی از عاشورا ارائه می‌دهند. اگرچه رفع ظلم ساختاری قطعاً از اهداف امام حسین (ع) بوده است، اما نباید در تحلیل عاشورا، این حرکت عظیم را تنها به رفع ظلم‌های ساختاری (مانند مسائل اقتصادی) منحصر کرد و آن را تقلیل داد؛ چرا که این کار، نوعی «مصادره به مطلوب» و نادیده گرفتن ابعاد قدسی عاشوراست. البته در تحلیل این نهضت، باید به مقولاتی چون «عقلانیت در عاشورا» و «اخلاق در عاشورا» نیز توجه بیشتری داشته باشیم. در مقابل، دیدگاهی دیگر کاملاً ماورایی و آسمانی است و معتقد است که نباید هیچ برداشت زمینی از عاشورا داشت، که این نگاه نیز صحیح نیست.

 

برخی پژوهشگران با به‌کارگیری واژگان فلسفی و پرطمطراق، تلاش کرده‌اند تا ساحت سیاسی-اجتماعی عاشورا را از ذات این نهضت تفکیک کنند. برای نمونه، به این عبارت دقت کنید: «حسین بن علی (ع) ابژه پرمصرف فرایندهای دولتی، شبه‌دولتی یا مصالح یک ایدئولوژی نیست، بلکه یک رویداد وجودی است که انسان در لحظه ناب با آن هم‌زمان می‌شود… و دیگر هیچ کردار گفتمانی و غرض هویتی، سیاسی یا مسلکی در کار نیست.»

این دیدگاه قصد دارد عاشورا را به یک «تجربه عرفانی» تقلیل دهد. نویسنده این متن تلاش دارد تا تقلیل‌گرایی در عاشورا را نقد کند و آن را از مصرف‌شدن در عرصه سیاسی بیرون بکشد، اما خودش گرفتار تقلیل‌گرایی و آسیب دیگری شده است. درست است که هم‌زمانی با عاشورا در «لحظه ناب»، تجربه عرفانی بسیار ارزشمندی است، اما درک بی‌واسطه رنج امام، به تنهایی اهداف نهضت عاشورا را برآورده نخواهد کرد.

نویسنده مذکور تلاش کرده است تا عاشورا را پدیده‌ای «بدون صورت» معرفی کند، در حالی که ما در عاشورا با یک «حماسه-تراژدی» روبه‌رو هستیم و باید بپرسیم هدف این حماسه چه بود و در برابر چه کسی شکل گرفت؟ این نگاه، در واقع «تعلیق کردنِ» عاشوراست. اینکه بگوییم عاشورا تنها درک رنج امام حسین (ع) است، چه آورده‌ای برای ما دارد؟ این نگاه شبیه به درک رنجی است که مسیحیان نسبت به حضرت عیسی (ع) دارند. این حماقتی که حضرت با آن مواجه شد و جان خود را فدا کرد، آیا ناشی از عدم درک فضای سیاسی و اجتماعی دوره امام (ع) نبود؟ و آیا ناشی از بی‌بصیرتی مردم نسبت به مقام امامت نبود؟ آیا نباید بدانیم که ندای «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی» امروز از کدام حنجره بیرون می‌آید؟

 

باید پرسید چرا حضرت در آن شرایط مظلومانه قرار گرفتند؟ پاسخ در ترس، دنیاطلبی مردم و بی‌بصیرتی در شناخت مقام و جایگاه امامت است. بنابراین، طرح این نوع موضوعات درباره عاشورا خطرناک است؛ چرا که نباید عاشورا را به یک پدیده صرفاً تراژدیک تقلیل داد، در حالی که این نهضت، اوج عقلانیت است.

تقلیل عاشورا به قیام صرفا اصلاح‌گرا

قیام کربلا ماهیتی اصلاح‌گرانه داشته است، اما برخی نویسندگان آن را صرفاً «اصلاحی» می‌دانند و تعریفی خاص از اصلاح ارائه می‌دهند که این نگاه نیز خود نوعی تقلیل‌گرایی است. همچنین، پدیده عاشورا را صرفاً یک واقعه تاریخی دانستن یا داشتن نگاهی محدود به درونِ دین (نگاه درون‌مذهبی)، باز هم منجر به تقلیل جایگاه والای عاشورا می‌شود.
عاشورا را نباید تنها یک «آیین» بدانیم که هدفش برگزاری تعزیه‌ها یا ساختن پرچم‌ها و نمادها باشد و یا آن را تنها به شیعیان اختصاص دهیم. افزون بر این، برخی به عاشورا به عنوان ابزاری برای رسیدن به آرزوها و حاجات مادی یا نیمه‌مادی می‌نگرند؛ در این نگاه، چهره امام حسین (ع) بیشتر به عنوان فردی دیده می‌شود که به ما بدهکار است و باید نیازهای عمدتاً دنیوی ما را برآورده کند.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.