- لزوم تدوین برنامه جامع قرآنی با محوریت رسانه و مشارکت مردمی در فارس
- تشییع میلیونی رهبر شهید، قیام تمدنی ملت ایران بود
- تمدنسازی و بومیسازی؛ دو کلید راهبردی رهبر شهید برای عزت ملی
- «محمد» به محبوبترین نام پسران در انگلیس تبدیل شد
- انتشار مجموعه صوتی آموزش آیه به آیه قرآن
- برگزاری دوره تدبر در سورههای با محوریت جهاد
«طوفان آینهها»؛ دعوتی به خودشناسی، حقیقتجویی و انتخاب آگاهانه
هویت، انتخاب و خودشناسی، سه مفهومی هستند که این روزها بیش از گذشته در کانون گفتوگوهای فرهنگی و اجتماعی قرار گرفتهاند. نمایش «طوفان آینهها» با روایت دختری که در میان بازتابهای گوناگون و وسوسههای پیرامونش به دنبال یافتن حقیقت خویش است، تلاش میکند این مفاهیم را با زبانی نمادین و متناسب با نسل نوجوان و […]
هویت، انتخاب و خودشناسی، سه مفهومی هستند که این روزها بیش از گذشته در کانون گفتوگوهای فرهنگی و اجتماعی قرار گرفتهاند. نمایش «طوفان آینهها» با روایت دختری که در میان بازتابهای گوناگون و وسوسههای پیرامونش به دنبال یافتن حقیقت خویش است، تلاش میکند این مفاهیم را با زبانی نمادین و متناسب با نسل نوجوان و جوان بازگو کند. خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفتوگو با راضیه غلامرضازاده، نویسنده و کارگردان این اثر از دغدغههای تولید این نمایش، پیوند آن با مفاهیم عاشورا، عفاف و حجاب، جنگ ۱۲ روزه، نقش خودشناسی در انتخاب مسیر زندگی و ظرفیت هنر نمایش برای انتقال مفاهیم هویتی و قرآنی سخن گفته است. در ادامه متن این گفتوگو را میخوانیم.
ایکنا ـ ایده شکلگیری نمایش «طوفان آینهها» از کجا آغاز شد و چه دغدغهای، شما را به سمت تولید این اثر سوق داد؟
ایده شکلگیری این نمایش از دغدغهای آغاز شد که پس از حوادث و فتنههای سالهای اخیر در ذهنم شکل گرفت. به اعتقاد من، این اتفاقات برنامهریزیشده بودند و یکی از مهمترین محورهای آن، موضوع عفاف و حجاب بود. از همان زمان با خودم فکر میکردم، چگونه میتوانم این مسئله را برای دختران سرزمینم که همه آنها را همچون دختر خودم میدانم، تبیین کنم.
به این نتیجه رسیدم که اگر به تاریخ رجوع کنیم، خواهیم دید که مردم ایران با هر سلیقه و تفکری، محبت اهل بیت(ع) را در دل دارند و ارادت به امام حسین(ع) وجه مشترک آنان است. از همین رو، این پرسش برایم شکل گرفت که اگر ما در واقعه کربلا حضور داشتیم، در کدام جبهه میایستادیم؟ آیا حقیقت را تشخیص میدادیم یا تحت تأثیر تبلیغات و فریبهای زمانه قرار میگرفتیم؟
شیطان در طول تاریخ فقط چهره و نام خود را عوض کرده است؛ اما شیوههای فریب، خباثت و دشمنی او همچنان ادامه دارد. تلاش کردم گذشته، حال و آینده را به هم پیوند بزنم تا دختران امروز بتوانند نسبت به شرایط زمانه خود آگاهی بیشتری پیدا کنند و این نمایش، دستکم تلنگری برای بازگشت به خویشتن و اندیشیدن باشد.
احساس کردم دیگر با سخنرانی و نصیحت مستقیم نمیتوان نسل امروز را با پیچیدگیهای جنگ نرم و سیاستهای دشمن آشنا کرد. باید با زبان هنر سخن گفت؛ هنری که بتواند مخاطب را به فکر وادارد و او را به بازگشت به خویشتن دعوت کند. این دغدغه اصلی من در تولید «طوفان آینهها» بود.
ایکنا ـ در معرفی نمایش، از گمشدن و پیداشدن در هزارتوی بازتابها سخن گفتهاید. این آینهها و بازتابها چه نمادها و مصادیقی در زندگی امروز دختران دارند؟
گمشدن و پیداشدن، اتفاقی است که امکان دارد در هر مقطع از زندگی هر انسانی رخ دهد. انسان زمانی دوباره خود را پیدا میکند که به درون خویش بازگردد، بیندیشد و حقیقت وجود خود را جستوجو کند.
در این نمایش، آینه نماد حقیقت، فطرت پاک انسان و همان صفحه سفید و معرفتی است که خداوند در وجود همه ما قرار داده است. هنگامی که انسان به این فطرت بازمیگردد و با تأمل و اندیشه به خود نگاه میکند، حقیقت برایش آشکار میشود و نوری مسیر گمشده را روشن میکند. بنابراین، آینه صرفاً عنصری نمایشی نیست، بلکه نماد بازگشت انسان به حقیقت وجود خویش است؛ همان فطرت پاکی که خداوند به انسان عطا کرده و اگر به آن رجوع کنیم، راه درست را به ما نشان خواهد داد.
ایکنا ـ این نمایش با رویکرد عفاف و حجاب تولید شده است. این مفهوم چگونه در روایت داستان و شخصیتها بازنمایی شده و از شعارزدگی فاصله گرفته است؟
از ابتدا تصمیم داشتم پیام نمایش را بهصورت مستقیم و شعاری بیان نکنم و صرفاً از مخاطب نخواهم که عفاف و حجاب را رعایت کند. به همین دلیل، شخصیت اصلی داستان، دختری امروزی است که مانند بسیاری از همنسلان خود، درگیر ظواهر، مد، رنگ و جلوههای بیرونی شده و هویت خود را در این مسائل جستوجو میکند.
در مقابل او، دختر یک شهید و همسنوسال خودش قرار دارد؛ دوستی که به او کمک میکند مسیر زندگیاش را بازنگری کند. این شخصیت، دختر امروز را با گذشته، تاریخ و حقیقت پیوند میدهد و به او نشان میدهد که دختران همسن او نیز روزی در همین جامعه زندگی میکردند، آرزوها و امکاناتی داشتند، اما مسیر دیگری انتخاب کردند و به مقام شهادت رسیدند.
درواقع، تلاش کردیم بدون سخنرانی و نصیحت مستقیم، شخصیت اصلی را در موقعیتهای مختلف قرار دهیم تا خودش به این نتیجه برسد، بسیاری از مسیرهایی که امروز در برابر او قرار گرفته، حاصل طراحی و فریب دشمن است، نه خیرخواهی برای او.
هدف ما این بود که مخاطب، بهویژه نسل نوجوان، بدون احساس تحمیل، به فکر فرو برود و حتی اگر نمایش فقط یک تلنگر در ذهن او ایجاد کند و لحظهای به خودش و مسیر زندگیاش بیندیشد، به هدف خود رسیدهایم. باور دارم همه انسانها فطرتی پاک دارند و کافی است برای لحظهای به آن بازگردند تا حقیقت را بهتر تشخیص دهند.
ایکنا ـ در این نمایش، میان واقعه کربلا و جنگ ۱۲ روزه پیوندی برقرار شده است. این ارتباط از چه منظر مفهومی شکل گرفته است؟
به اعتقاد من، جنگ ۱۲ روزه از نظر مفهومی شباهتهای فراوانی با واقعه کربلا دارد. در طول تاریخ، اصل تقابل حق و باطل تغییر نکرده است؛ فقط شیوهها، ابزارها و چهرههای دشمن عوض شدهاند. همانگونه که پیشتر گفتم، شیطان فقط رنگ و نام خود را تغییر میدهد، ولی ماهیت دشمنی او ثابت است.
در جنگ ۱۲ روزه نیز شاهد شهادت زنان، کودکان، نوزادان و جوانان بودیم؛ همانگونه که در کربلا نیز مظلومیت و شهادت بیگناهان به اوج رسید. از این منظر، این دو واقعه از نظر مفهومی به یکدیگر نزدیک هستند و نشان میدهند که نبرد حق و باطل در هر عصر و زمانی ادامه دارد، هرچند شکل آن تغییر کرده باشد.
ایکنا ـ شخصیت اصلی نمایش در مسیر خودشناسی و انتخاب قرار میگیرد. این سیر تحول چه پیامی برای دختران امروز دارد؟
پیام اصلی این تحول آن است که اگر انسان میخواهد تغییر کند، باید به دنبال پاسخ پرسشهای ذهن خود برود. تحول واقعی با تحقیق، جستوجو، تفکر و حقیقتطلبی آغاز میشود. اگر سؤالهای ذهنی انسان بیپاسخ بماند و او بدون تحقیق، هر سخنی را که دیگران میگویند، بپذیرد، بهتدریج هویت مستقل خود را از دست میدهد؛ اما زمانی که برای یافتن حقیقت تلاش کند و پاسخ پرسشهایش را بهدست آورد، مسیر تحول در وجود او شکل میگیرد. بنابراین، پیام نمایش این است که تغییر، نتیجه جستوجوی آگاهانه حقیقت است، نه پذیرش منفعلانه آنچه دیگران القا میکنند.
ایکنا ـ در تولید این اثر تا چه اندازه از مفاهیم و آموزههای قرآنی در شخصیتپردازی و روایت داستان بهره گرفتهاید؟
یکی از مهمترین مفاهیمی که در این نمایش بر آن تأکید شده، مسئله خودشناسی است؛ موضوعی که در آموزههای قرآنی و معارف اسلامی جایگاه ویژهای دارد. انسان زمانی میتواند با نفس خود مبارزه کند که ابتدا آن را بشناسد. کسی که نفس خود را نشناسد، آن را رها میکند و طبیعتاً از مسیر صحیح فاصله میگیرد. همچنین، در روایتی از امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) آمده است: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ؛ هر کس خود را بشناسد، پروردگارش را شناخته است.» بر همین اساس، نخستین گام برای رسیدن به حقیقت، شناخت خویشتن است.
انسان باید از خود بپرسد برای چه آفریده شده، مأموریت او در این دنیا چیست و در کجای تاریخ ایستاده است. زمانی که جایگاه و مسئولیت خود را بشناسد، میتواند وظیفه انسانی و الهیاش را نیز تشخیص دهد. این نگاه، یکی از محورهای اصلی روایت نمایش «طوفان آینهها» است.
ایکنا ـ هنر نمایش چه ظرفیتهایی برای تبیین مفاهیمی همچون هویت، عفاف، مقاومت و مسئولیت اجتماعی دارد که شاید در شیوههای مستقیم آموزشی کمتر دیده شود؟
به نظر من، ظرفیت هنر نمایش بسیار زیاد است. امروز بسیاری از نوجوانان و جوانان بهدلیل تغییر سبک زندگی و گسترش فضای مجازی، کمتر حوصله شنیدن سخنرانی یا مطالعه کتاب را دارند؛ اما نمایش، بهویژه اگر متناسب با سلیقه و نیاز مخاطب طراحی شود، میتواند پیام خود را به شکلی عمیق و اثرگذار منتقل کند.
نمایش «طوفان آینهها» نیز اثری سوررئال و مفهومی است و تلاش کردهایم با استفاده از زبان هنر، مخاطب را به اندیشیدن واداریم. اگر حتی یک تلنگر در ذهن مخاطب ایجاد شود و او از خود بپرسد، من اکنون در کجای تاریخ ایستادهام و چه مسئولیتی دارم، به هدف خود رسیدهایم. نمایش این ویژگی را دارد که هر مخاطب براساس تجربه و نگاه خود، برداشت متفاوتی از آن داشته باشد. همین چندلایگی و امکان تفسیرهای گوناگون، یکی از مهمترین ظرفیتهای هنر نمایش است.
از نگاه من، نمایش امروز یکی از مؤثرترین ابزارها برای انتقال مفاهیمی همچون هویت، عفاف، مقاومت و مسئولیت اجتماعی است؛ زیرا مخاطب این مفاهیم را با چشم میبیند، با شخصیتها همراه میشود و آنها را تجربه میکند. این تأثیرگذاری، در بسیاری از شیوههای مستقیم آموزشی کمتر قابل دستیابی است.
ایکنا ـ اجرای این نمایش با محوریت دختران طراحی شده است. این انتخاب بر چه اساسی انجام شد و آیا برای ارتباط مؤثر با مخاطب از نیازسنجی یا پژوهش خاصی استفاده کردهاید؟
درواقع ما نگفتهایم که این نمایش فقط برای دختران است، بلکه تأکید کردهایم مخاطب ویژه آن دختران نوجوان، جوان و حتی بانوان بزرگسال هستند. از سوی دیگر، گروه اجرایی نمایش تقریباً بهطور کامل از بانوان تشکیل شده است و همین موضوع باعث شد، این اثر بیش از همه با دغدغهها و مسائل دختران شکل بگیرد. البته اگر اجرای عمومی داشته باشیم، حضور آقایان نیز هیچ محدودیتی ندارد و همه علاقهمندان میتوانند مخاطب این نمایش باشند. تنها دلیل تأکید بر دختران، محوریت موضوع نمایش و ترکیب گروه اجرایی بوده است.
ایکنا ـ انتظار دارید مخاطب پس از پایان نمایش، سالن را با چه پرسش، احساس یا تغییری ترک کند؟
امیدوارم مخاطب پس از پایان نمایش، لحظهای با خودش خلوت کند و از خود بپرسد: من کجای این مسیر ایستادهام، جایگاه من در تاریخ چیست و برای رسیدن به حقیقت چه باید بکنم. اگر این نمایش بتواند چنین پرسشهایی در ذهن مخاطب ایجاد کند، حتی اگر پاسخ آنها را همان لحظه پیدا نکند، احساس میکنم رسالت خود را انجام داده است. هدف من ایجاد یک تلنگر برای اندیشیدن است؛ تلنگری که انسان را به بازگشت به فطرت و حقیقت نزدیکتر کند.
ایکنا ـ آیا «طوفان آینهها» آغاز یک جریان در تولید آثار نمایشی با محور هویت دختران است یا برای اجرای عمومی و حضور در جشنوارهها نیز برنامه دارید؟
قطعاً برای حضور در جشنوارهها و اجرای عمومی برنامه داریم و از این موضوع استقبال میکنیم. خوشحالم که گروهی از دختران و بانوان در همه بخشهای این اثر حضور دارند. حتی تلاش کردهایم تا حد امکان، مسئولیتهای فنی نیز برعهده بانوان باشد و فقط در مواردی که ضرورت فنی وجود داشته، از همکاری آقایان استفاده کردهایم.
تولید آثار با محور هویت، شهدا و مسائل اعتقادی برای من موضوع تازهای نیست. «طوفان آینهها» نخستین تجربه من در این زمینه نیست و پیش از این نیز آثاری همچون «ایران جان» و «ایستگاه» را با همین رویکرد تولید کردهایم.
در نمایش «ایران جان» که پیش از جنگ ۱۲ روزه روی صحنه رفت، تلاش کردم این پیام را منتقل کنم که شهدا متعلق به گذشته نیستند؛ آنها از دل همین خانوادهها و همین جامعه برخاستهاند و مفهوم شهادت همچنان در زندگی امروز جریان دارد. پس از آن نیز در نمایش «ایستگاه» با استفاده از مسائل روز جامعه، از جمله موضوعات فرهنگی و اجتماعی، همین دغدغه را دنبال کردیم و نشان دادیم که شهدا همچنان در کنار ما حضور معنوی دارند.
پس از جنگ ۱۲ روزه، بسیاری از واقعیتهایی که پیشتر درباره آنها سخن گفته بودیم، برای مردم ملموستر شد؛ زیرا دیدیم افرادی که تا دیروز در کنار خانوادههایشان زندگی میکردند، به شهادت رسیدند.
«طوفان آینهها» نیز در همین امتداد شکل گرفته است؛ نمایشی که میخواهد مخاطب را به بازگشت به خویشتن دعوت کند و این پرسش را پیش روی او قرار دهد که در شرایط امروز ایران، بهویژه در موضوع عفاف و حجاب، در کدام سوی تاریخ ایستاده است. اگر انسان ابتدا خود را بشناسد و جایگاهش را درک کند، انتخاب مسیر درست نیز برای او آسانتر خواهد شد. امیدوارم بتوانیم این مسیر را ادامه دهیم و آثار بیشتری برای دختران این سرزمین و نسل نوجوان تولید کنیم.
یادآور میشود، نمایش «طوفان آینهها» به نویسندگی و کارگردانی راضیه غلامرضازاده، با محوریت هویت، خودشناسی، عفاف و حجاب و با بهرهگیری از روایتهای نمادین، از ۲۰ تا ۲۲ تیرماه، ساعت ۱۷:۴۵ در فرهنگسرای مهر کاشان، تماشاخانه سپهر روی صحنه میرود. علاقهمندان برای حضور در این نمایش میتوانند از طریق لینک https://formafzar.com/form/io8op ثبتنام کنند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


