- راهاندازی پایگاه اطلاعرسانی رهبر معظم انقلاب
- میراث رهبر شهید؛ از توحید تا جامعهپردازی جهانی
- برگزاری سلسله جلسات «مباحثه تلاوت» در یزد
- دو مجله از دانشگاه تهران در پایگاههای معتبر علمی بینالمللی نمایه شد
- نقد و بررسی کتاب «الحاد جدید در ایران» در دانشگاه صنعتی شریف
- انتقام، خواست ملت ماست و بهطور حتمی باید صورت بگیرد
چرا رهبر شهید در کانون جنگ روایتها قرار دارد
اگر جنگهای گذشته با تصرف سرزمینها پایان مییافت، جنگ امروز با تصرف ذهنها معنا پیدا میکند. در چنین نبردی، نه رسانه را میتوان از مسئولیت معاف دانست و نه مخاطب را. در یادداشت پیش رو بررسی میکنیم که آنچه سرنوشت افکار عمومی را رقم میزند، فقط حجم اخبار نیست، بلکه کیفیت روایتها و توانایی جامعه […]
اگر جنگهای گذشته با تصرف سرزمینها پایان مییافت، جنگ امروز با تصرف ذهنها معنا پیدا میکند. در چنین نبردی، نه رسانه را میتوان از مسئولیت معاف دانست و نه مخاطب را. در یادداشت پیش رو بررسی میکنیم که آنچه سرنوشت افکار عمومی را رقم میزند، فقط حجم اخبار نیست، بلکه کیفیت روایتها و توانایی جامعه در تشخیص حقیقت از میان انبوه اطلاعات است.
رسانه، قدرت و مشروعیت سیاسی سه ضلع مثلثی به هم پیوستهاند. هر نظام سیاسی برای استمرار و کارآمدی خود، افزون بر ابزارهای حقوقی و اجرایی، به سرمایهای به نام مشروعیت نیاز دارد؛ یعنی پذیرش و اعتماد افکار عمومی. رسانهها نیز بهدلیل توانایی در شکلدهی به ادراک مخاطبان میتوانند این مشروعیت را تقویت یا تضعیف کنند. از همینرو، در رقابتهای سیاسی امروز، تمرکز رسانهها بر رهبران کشورها فقط بهدلیل جایگاه شخصی آنان نیست، بلکه به این دلیل است که تصویر ذهنی مردم از یک رهبر میتواند بر نگاه آنان به کل نظام سیاسی، سیاستهای آن و حتی میزان اعتماد عمومی اثر بگذارد. به همین دلیل، رهبران بیش از هر شخصیت دیگری در کانون جنگ روایتها قرار میگیرند.
بیشتر بخوانید:
تحولات سالهای اخیر نشان داده است که قدرت رسانه فقط در انتشار خبر خلاصه نمیشود. بسیاری از مراکز مطالعات راهبردی جهان، از جمله نهادهای وابسته به ناتو و دانشگاههای معتبر، از جنگ شناختی با عنوان نسل جدید منازعات یاد میکنند؛ جنگی که هدف آن، تغییر ادراک، احساس و شیوه تصمیمگیری مخاطب است، نه صرفاً تغییر موضعی سیاسی.
در این الگو، هر تصویر، هر تیتر و هر تحلیل میتواند قطعهای از پازلی بزرگتر باشد. مخاطب تصور میکند با مجموعهای از اخبار مستقل روبهروست، در حالیکه تکرار چارچوبی مشخص، بهتدریج تصویری ثابت از یک فرد، یک کشور یا یک رویداد در ذهن او میسازد. به همین دلیل است که در جنگ شناختی، تکرار گاه از استدلال اثرگذارتر است.
آیتالله العظمی شهید سیدعلی خامنهای نیز بهدلیل جایگاه سیاسی و مذهبی خود، در سالهای اخیر یکی از محورهای ثابت این رقابت رسانهای بود. بررسی کیفی محتوای رسانههای فارسیزبان خارج از کشور نشان میدهد که در مقاطع حساس، از اعتراضات داخلی گرفته تا تحولات منطقهای، بخش قابل توجهی از تحلیلها و گزارشها با محوریت جایگاه و تصمیمات ایشان تولید شده است. این الگو، صرفنظر از موافقت یا مخالفت با محتوای آن، نشاندهنده اهمیت جایگاه رهبری در رقابت روایتهاست.
رسانههای فارسیزبان؛ رقابت برای ساختن یک تصویر
در یک سال گذشته، رسانههایی مانند ایران اینترنشنال، بیبیسی فارسی، رادیو فردا و صدای آمریکا بارها موضوعات مرتبط با رهبر جمهوری اسلامی را در صدر اخبار، گفتوگوها و تحلیلهای خود قرار دادهاند. مرور محتوای این رسانهها نشان میدهد که تمرکز اصلی آنان بر موضوعاتی همچون اعتراضات، سیاست خارجی، برنامه هستهای، تحولات منطقه، وضعیت اقتصادی و تصمیمات کلان نظام بوده است.
البته از منظر پژوهشی، باید میان کثرت پوشش و قصد تخریب تفاوت قائل شد. تاکنون پژوهش مستقلی منتشر نشده که تعداد دقیق یا نسبت اخبار انتقادی این رسانهها درباره شهید خامنهای را بهصورت آماری مشخص کرده باشد. بنابراین، هرگونه ادعای عددی، فاقد پشتوانه علمی است؛ اما آنچه از بررسی کیفی محتوا برمیآید، وجود الگویی نسبتاً ثابت در انتخاب سوژهها و چارچوببندی اخبار است؛ الگویی که عمدتاً بر برجستهسازی موضوعات بحرانی و مناقشهبرانگیز استوار است.
در مقابل، رسانههای رسمی جمهوری اسلامی نیز عمدتاً روایت خود را بر محور دستاوردها، سیاستهای کلان، مدیریت بحرانها و نقش رهبری در تصمیمگیریهای راهبردی بنا میکنند. نتیجه این دو رویکرد، شکلگیری دو تصویر متفاوت از شخصیتی واحد است؛ تصاویری که هر یک میکوشند به روایت غالب در ذهن مخاطب تبدیل شوند.
از منظر علوم ارتباطات، این وضعیت را نمیتوان صرفاً به عملکرد یک رسانه یا جریانی سیاسی محدود کرد؛ بلکه بخشی از رقابت قدرت در دنیای امروز است. رسانهها همانند دولتها، برای اثرگذاری بر افکار عمومی رقابت میکنند و هر یک میکوشند چارچوب مطلوب خود را بر ذهن مخاطب حاکم کنند.
سواد رسانهای؛ مهمترین سلاح مخاطب
در چنین شرایطی، مهمترین پرسش این نیست که کدام رسانه را باید باور کرد؛ بلکه این است که چگونه باید خبر را خواند. جامعهای که از سواد رسانهای برخوردار باشد، پیش از پذیرش هر روایت، منبع آن را بررسی میکند، روایتهای گوناگون را کنار هم میگذارد و میان خبر، تحلیل، تفسیر و تبلیغ تفاوت قائل میشود.
قرآن کریم این مسئولیت را با بیانی روشن یادآور شده است: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا؛ و از چیزی که به آن علم نداری، پیروی نکن؛ زیرا گوش و چشم و دل مورد بازخواستاند.» (سوره اسراء، آیه ۳۶) این آیه، مخاطب را به مسئولیتپذیری در برابر آنچه میشنود، میبیند و میپذیرد، دعوت میکند؛ اصلی که امروز، اساس اخلاق رسانه و سواد خبری نیز بهشمار میرود.
در نهایت، نبرد امروز بیش از آنکه بر سر خبر باشد، بر سر تفسیر خبر است. رسانهها روایت خود را میسازند و عرضه میکنند؛ اما این مخاطب است که با دانش، دقت و انصاف، روایتها را میسنجد. حقیقت، نه همیشه در نخستین خبر و نه لزوماً در پرمخاطبترین روایت، بلکه در جایی میان بررسی اسناد، مقایسه روایتها و داوری آگاهانه آشکار میشود. شاید مهمترین وظیفه رسانه نیز همین باشد؛ کمک به نزدیکتر شدن جامعه به حقیقت، نه دورتر شدن از آن.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


