- تشییع پیکر مطهر رهبر شهید در مشهد مقدس /1
- تشییع باشکوه پیکر رهبر شهید، تصویری از وفاداری ملت ایران است
- فیلم | حرم رضوی؛ میزبان آخرین نماز بر پیکر «آقای شهید ایران»
- قدردانی پزشکیان از حضور دولت و ملت عراق در آیین تشییع رهبر شهید
- چرا گفتمانسازی قرآنی در اندیشه رهبر شهید پروژه هویتی و تمدنی است
- تأملی در برونگرایی حوزه و الزامات حرکت به سوی تمدنسازی در فصلنامه «طلیعه ۱۴۱۷»
چرا گفتمانسازی قرآنی در اندیشه رهبر شهید پروژه هویتی و تمدنی است
به قلم محمد پارسائیان؛ عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، گفتمانسازی یک کار تبلیغاتی نیست، بلکه نوعی قدرت نرم اجتماعی و سازوکاری برای تبدیل یک ایده به مطالبه عمومی و ساخت اجتماعی و سیاسی است. در واقع، ایشان گفتمانسازی را ابزاری برای اثرگذاری غیرمستقیم بر ساخت حکمرانی میدیدند؛ به همین دلیل، […]

به قلم محمد پارسائیان؛ عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی
در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، گفتمانسازی یک کار تبلیغاتی نیست، بلکه نوعی قدرت نرم اجتماعی و سازوکاری برای تبدیل یک ایده به مطالبه عمومی و ساخت اجتماعی و سیاسی است. در واقع، ایشان گفتمانسازی را ابزاری برای اثرگذاری غیرمستقیم بر ساخت حکمرانی میدیدند؛ به همین دلیل، ایشان مکرراً دانشجویان، طلاب، شاعران، رسانهها و نخبگان را به این عرصه فرا میخواندند؛ چراکه این گروهها را واسطههای انتقال ایده به افکار عمومی میدانستند.
آیتالله العظمی خامنهای معتقد بودند که تحولات پایدار از مسیر سیاستهای کلان یا دستور اداری پیگیری نمیشود، بلکه از طریق شکلگیری یک ذهنیت فراگیر در جامعه رخ میدهد. به همین دلیل، ایشان در گستره وسیعی از مباحث علمی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی همچون اقتصاد، سبک زندگی، قرآن، جهاد، مقاومت و دانشبنیان دائماً بر گفتمانسازی تأکید کردهاند. نامگذاریهای سالانه نیز بخشی از پروژه گفتمانسازی و تلاش برای جهتدهی عمومی مردم حول یک مسئله اولویتدار بود.
رابطه گفتمانسازی و تحقق اجتماعی
به نظر ایشان «گفتمان یعنی آن فکر رایج بین مردم، مطالبه عمومی مردم. وقتی یک چیزی مطالبه عمومی شد و گفتمان شد، به طور طبیعی به عمل نزدیک خواهد شد.» (۱۳۹۶/۰۶/۳۰). این گزاره رابطه مستقیمی میان گفتمانسازی و تحقق اجتماعی برقرار میکند که نوعی نظریه اجتماعی ضمنی را تأیید میکند؛ اینکه ساخت سیاسی و اجرایی، در نهایت تابع فضای ذهنی و فرهنگی جامعه است؛ بنابراین، تغییر پایدار از سطح فرهنگ عمومی آغاز میشود.
گفتمان در کلام ایشان سه مرحله دارد: تولید فکر، رواج اجتماعی فکر و تبدیل به مطالبه عمومی. از اینرو تا زمانی که یک ایده در سطح نخبگان، مدیران یا حلقههای محدود باقی بماند، قدرت تمدنی و اجرایی پیدا نمیکند. ایده هنگامی مؤثر میشود که عرف آن را بپذیرد. اگر به گفتمان عمومی تبدیل گردد، جامعه را به حرکت درمیآورد. به تعبیر خود ایشان: «وقتی گفتمانسازی شد، آنوقت همه به این فکر خواهند افتاد… کأنه یک جاده وسیع و یک بزرگراهی به وجود میآید که همه میل میکنند، از این بزرگراه حرکت کنند» (۱۳۹۵/۰۶/۰۳)
ایشان در سخنرانی سال ۱۴۰۱ با اشاره به برخی اختلاف نظرها درباره دانشبنیانها میگویند: «وقتی یک موضوعی گفتمان شد در داخل کشور و به صورت یک موضوع متفاهم عرفی عمومی درآمد، به طور طبیعی جریان پیدا میکند؛ گفتمانسازی این است.» (۱۴۰۱/۰۲/۰۶). تعبیر «متفاهم عرفی عمومی» تأکیدی است بر اینکه محور گفتمان اقناع نخبگان نیست، بلکه رسیدن به فهم مشترک اجتماعی نسبت به یک مفهوم است؛ چیزی که مردم آن را مطلوب بدانند. به همین دلیل ایشان سالانه با اقشار مختلف مردم دیدار میکرد و مسائل مهم و کلان کشور همچون سیاست خارجی را برای مردم تبیین میکرد.
گفتمان محصول تبیین مستمر
البته طبیعی است که تغییر ذهنیت عمومی ناگهانی رخ نمیدهد؛ بلکه محصول تبیین مستمر و تکرار است. ایشان میگویند: «باید اینقدر این گفته شود، استدلال شود، تبیین شود، تکرار شود که بهصورت یک گفتمان قطعی دربیاید.» (۱۳۹۶/۰۶/۳۰) در بیان دیگری نیز تأکید میکنند: «تداوم کاری لازم دارد، استقامت لازم دارد، درست گفتن لازم دارد، تکرار لازم دارد.» (۱۳۹۵/۰۴/۱۲). گفتمانسازی در این تلقی، فرایندی تدریجی است؛ عنصر تکرار نیز صرفاً تکرار لفظی نیست، بلکه بازتولید مستمر معنا در قالبهای مختلف اجتماعی، هنری، رسانهای و آموزشی است.
دانشجو موتور تولید گفتمان
به باور رهبر شهید انقلاب، قدرت حقیقی در دست مدیران رسمی نیست و کسانی که افکار عمومی را جهت میدهند، مسیر تصمیمات را تعیین میکنند. از اینرو ایشان خطاب به دانشجویان تصریح میکنند: «شما ممکن است در فلان تشکیلات، تصمیمگیر نباشید امّا میتوانید تصمیمساز باشید.» (۱۳۹۴/۰۴/۲۰) و در ادامه سازوکار این تصمیمسازی را توضیح میدهند: «بحث من بحث دانشجویی است؛ دانشجوها میتوانند گفتمانسازی کنند؛ در مورد شرکتهای دانشبنیان گفتمانسازی شود. وقتی که یک چیزی بهعنوان یک گفتمان درآمد، [مسئول] مجبور میشود دنبال بکند.»
یکی از ابعاد مهم این دیدگاه، نقش ویژه جوانان و دانشجویان است. تقریباً در همه بیانات مربوط به گفتمانسازی، دانشجو بهعنوان موتور تولید گفتمان معرفی میشود. دلیل این مسئله آن است که دانشجو در نگاه ایشان حامل انرژی آرمانی و قدرت جهتدهی فکری است. ایشان میگویند: «دانشجو مؤذّن جامعه است؛ وقتی که خواب بماند، مردم هم خواب میمانند.» (نقل در ۱۳۹۴/۰۴/۲۰)
این تعبیر نشان میدهد که دانشجو در این منظومه، «آگاهیبخش اجتماعی» است؛ کسی که جامعه را نسبت به مسائل اساسی بیدار میکند. برای نمونه ایشان در مسئله دانشبنیان در سال ۱۴۰۱، از دانشجویان نمیخواهند صرفاً شرکت تأسیس کنند، بلکه فراتر از آن، وظیفه «تولید ذهنیت اجتماعی» برای اقتصاد دانشبنیان را مطرح میکنند: «دانشجوها میتوانند گفتمانسازی کنند؛ در مورد شرکتهای دانشبنیان گفتمانسازی شود.» (۱۴۰۱/۰۲/۰۶)
گفتمانسازی در عرصههای تمدنی
از منظر رهبر شهید انقلاب، گفتمانسازی تمام عرصههای تمدنی را دربرمیگیرد؛ برای نمونه ایشان از «گفتمان پیشرفت ایرانی اسلامی» سخن میگویند و آن را بدیلی در برابر الگوی توسعه غربی معرفی میکنند: «این پیشرفت اسلامی ایرانی میتواند به عنوان یک گفتمان، به عنوان یک خواست عمومی مطرح شود.» (۱۳۹۵/۰۴/۱۲)؛ گفتمانسازی در اینجا فقط یک تکنیک رسانهای نیست، بلکه بخشی از پروژه تمدنی جمهوری اسلامی است؛ پروژهای برای ساختن دستگاه مفهومی مستقل در برابر الگوهای غربی.
ایشان همچنین معتقد بود پیشرفت علمی کشور پیش از آنکه محصول بودجه یا ساختار باشد، نتیجه شکلگیری یک باور جمعی درباره ارزش علم است. ایشان در سخنان سال ۱۳۹۴ میفرماید: «حرکت علمی تبدیل شد به یک گفتمان؛ یعنی کار، منحصر نماند در چند دستگاه دولتی؛ یعنی بین دانشگاهها و دانشجوها؛ شد یک گفتمان عمومی.» (۱۳۹۴/۰۶/۰۴). «گفتمان عمومی» در اینجا یعنی جامعه علم را مطالبه کند، نظام آموزشی، دولت، دانشگاه و نهادهای مختلف نیز ناچار در همان مسیر حرکت کنند.
ایشان در جای دیگر، پیشرفتهای علم و فناوری را نتیجه مستقیم گفتمانسازی معرفی میکند: «ما امروز در مسائل فضایی، هستهای، نانو، فناوری زیستی و دیگر موارد گوناگون، پیشرفتهای زیاد و مهمی داریم؛ این پیشرفتها ناشی از گفتمانسازی است.» (۱۳۹۵/۰۶/۰۳). در حوزه اقتصاد نیز همین الگو دیده میشود. مفاهیمی چون «اقتصاد مقاومتی»، «اقتصاد دانشبنیان» و «پیشرفت ایرانی اسلامی» در نگاه ایشان صرفاً برنامههای دولتی نیستند، بلکه باید به ذهنیت عمومی تبدیل شوند. ایشان تصریح میکنند: «این اسم سال که گذاشته میشود، عنوان «اقتصاد مقاومتی» که تکرار میشود، برای این است که این خواست عمومی… خودش را نشان دهد». (۱۳۹۶/۰۲/۱۰)
پیوند گفتمانسازی با هنر
نکته مهم دیگر، پیوند عمیق گفتمانسازی با هنر و رسانه است. رهبر انقلاب بارها بر نقش شعر، تبلیغات، رسانه و هنر در ساخت ذهنیت عمومی تأکید کردهاند. درباره شعر میگویند: «شعر بایستی جریانسازی بکند… که بتواند مسائل مهم و مورد ابتلاء کشور را گفتمانسازی کند.» (۱۳۹۷/۰۳/۰۹). در این نگرش، هنر ابزار سرگرمی نیست و به مثابه ابزار ساخت ادراک اجتماعی و تولید حافظه جمعی است. به همین دلیل، شاعران، هنرمندان و رسانهها نقش تمدنی پیدا میکنند.
در کنار هنر، نهادهای دینی نیز مأموریت گفتمانسازی دارند. ایشان خطاب به طلاب میگویند: «معرفت مردم را بالا ببرید، گفتمانهای انقلابی در مردم به وجود بیاورید.» (۱۳۹۸/۰۲/۱۸) از این منظر، دین هنگامی در جامعه مؤثر است که از سطح مناسک فردی عبور کرده و به گفتمان اجتماعی تبدیل شود. تبلیغ دینی در این چارچوب ساختن یک افق مشترک فکری و فرهنگی است.
گفتمانسازی قرآنی
اما محوریترین مؤلفه گفتمان در منظومه فکری ایشان قرآن کریم است. گفتمانسازی قرآنی پروژهای هویتی و تمدنی است. ایشان از قرآن بهعنوان موتور شکلدهنده هویّت اسلامی یاد میکنند؛ هویتی که باید در برابر هویت تحمیلی غربی و سلطهگرانه بایستد. ایشان ریشه بسیاری از بحرانهای فکری، اخلاقی و سیاسی جهان اسلام را در فاصله گرفتن از قرآن میدانند و تصریح میکنند: «از این دوری ما از قرآن، دشمن دارد استفاده میکند… بیایمانی را تزریق میکند، لاابالیگری را تزریق میکند، وابستگی به خود را تزریق میکند.» (۱۳۹۶/۰۲/۰۷)
در اینجا گفتمانسازی قرآنی بهمثابه ایجاد سپر هویتی و ممانعت در برابر نفوذ فرهنگی و اخلاقی تعریف میشود. یعنی قرآن قدرت «ترمیم خلل و فرج» جامعه را دارد: «اگر به قرآن نزدیک شویم، همه این حفرهها پُر خواهد شد؛ همه این خلل و فرج بسته خواهد شد؛ هویت اسلامی در مقابل هویت کفر خودش را نشان خواهد داد.» (همان)
از این منظر، قرآن فراتر از تلاوت یا استنباط مناسک، باید منبع تولید نظام معنایی برای جامعه اسلامی شود؛ نظامی که میتواند اخلاق، سیاست، اقتصاد، مقاومت، سبک زندگی و روابط اجتماعی را جهتدهی کند. به همین علت، رهبر انقلاب بر اجتماعی شدن معارف قرآنی تأکید ویژه دارند: «معارف قرآنی وجود دارد، این معارف باید تبدیل به گفتمانهای عمومی در بین مردم شود؛ آنقدر تکرار شود، آنقدر کار شود، آنقدر دربارهاش تحقیق شود، آنقدر بنویسند، آنقدر شعرا و اُدبا و هنرمندان درباره آن کار هنری کنند که اینها جزو واضحات و بیّنات جامعه اسلامی شود.» (همان)
در این بیان، همه عناصر گفتمانسازی دیده میشود: تکرار، پژوهش، تولید محتوا، هنر، ادبیات و جریانسازی اجتماعی. به بیان دیگر، قرآن زمانی در حیات اجتماعی اثرگذار خواهد شد که از سطح آموزش محدود یا مراسم رسمی عبور کرده و به «فهم مشترک عمومی» تبدیل شود. البته ایشان این پروژه را دستنیافتنی و آرمانگرایانه نمیدانند و آن را قابل تحقق معرفی میکنند: «این نشدنی نیست… اگر اهل دل و اهل دین همت کنند، این کارها خیلی زود تحقق پیدا میکند.» (همان)
در نتیجه، میتوان گفت در منظومه فکری ایشان، گفتمانسازی قرآنی زیربنای سایر گفتمانهاست؛ زیرا مفاهیمی چون عدالت، مقاومت، استقلال، پیشرفت، علم، سبک زندگی اسلامی و اقتصاد مقاومتی، بدون پشتوانه معرفتی و اخلاقی قرآن، به پایداری و عمق اجتماعی لازم نخواهند رسید.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

