- تجدید میثاق شبانه مردم سنندج با آرمانهای انقلاب اسلامی + عکس
- ادبیات کودک و نوجوان؛ سدی مستحکم در برابر ازخودباختگی
- فیلم | قرآنی بودن رفتار و گفتار امام حسین(ع) در کربلا
- رقابت ۲۲۵ مهریزی در چهلونهمین دوره مسابقات قرآن
- وزش باد شدید و گرد و خاک طی امروز و فردا در آسمان قم
- بیگانگان هیچ سهمی در این سرزمین و تنگه هرمز ندارند
راز دستیابی به خشوع حقیقی در نماز و پیوند آن با وحدت اجتماعی
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجتپور؛ مفسر قرآن و صاحب تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» در ادامه سلسله جلسات تفسیری خود به اهمیت خشوع به خصوص در نماز پرداخت و همچنین اشاره کوتاهی به داستان بنیاسرائیل کرد. متن سخنان وی به شرح زیر است: ما در زندگی تجربه کردهایم که ظاهراً نماز میخوانیم […]
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجتپور؛ مفسر قرآن و صاحب تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» در ادامه سلسله جلسات تفسیری خود به اهمیت خشوع به خصوص در نماز پرداخت و همچنین اشاره کوتاهی به داستان بنیاسرائیل کرد. متن سخنان وی به شرح زیر است:
ما در زندگی تجربه کردهایم که ظاهراً نماز میخوانیم ولی دلمان جای دیگری است؛ تلاش میکنیم در سوره حمد حضور قلب داشته باشیم ولی نمیتوانیم یا در اذکار نماز هر قدر تلاش کنیم باز نماز شکل نمیگیرد گرچه افعال صوری را انجام میدهیم. یا برخی دعا میخوانند ولی چون در حالت اضطرار نیستند و مضطر نمیشوند، دعایشان مستجاب نمیشود.
نماز خواندن امر بسیار بسیار سخت و بزرگ است به این معنا که افراد نمیتوانند ده دقیقه یا کمتر با خدا سخن بگویند و اگر توان این کار را داشتیم وضعیت ما بهتر بود. ما معمولاً در کارهای مختلفی که دوست داریم تمرکز میکنیم ولی در خواندن نماز ایجاد این تمرکز خیلی دشوار است و خیلی از ما از حقیقت نماز فاصله داریم. صورت نماز در وجود ما هست ولی سیرت نماز نیست زیرا خاشع نیستیم.
اگر خاشع بودیم و احساس ترس در ما بود، در آن صورت نماز حقیقی میخواندیم. برخی عرفا مثال میزنند که بلبل در سرمستی گل چه چه میزند و ما هم از بلبل تقلید میکنیم بدون آنکه حس بلبل را داشته باشیم؛ چه کسی میتواند سیرت نمازی داشته باشد؟ نماز کسی که به مقام خشوع رسیده است.
حال سؤال این است که خشوع چگونه ایجاد میشود؟ دو شرط دارد؛ اول اینکه همیشه خود را در ملاقات با پروردگار ببینیم. او را نمیبینیم ولی آثاری میبینیم که شهادت میدهد او الآن نزد ما حضور دارد؛ اینکه من در نفس خودم یکسری اتفاقات را میبینم مانند نفس کشیدن و فعالیت خودکار بدن که دست ما نیست و نشان قدرت الهی است. قرآن کریم فرموده است: «الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ». الآن خودشان را در محضر و در ملاقات با خدا میبینند.
کسی که در زندگی این احساس را داشته باشد میتواند نماز بخواند. مفهوم این ملاقات هم ملاقات در دنیا و هماکنون است نه ملاقات در آخرت. فهم ملاقات اکنون سببی است برای اینکه ما به این یقین برسیم روز قیامت هم خدا را ملاقات خواهیم کرد.
راه کسب خشوع
همین که تصور کنم خدا اکنون در دنیای من جایی ندارد و روز قیامت او را ملاقات میکنم غلط است و همین سبب میشود خشوع در نماز نداشته باشیم زیرا حس ملاقات اکنونی به ما دست نمیدهد. در سوره علق که اولین سوره نازل شده است خدا به پیامبر فرمود برخی سرکشی میکنند ولی ناراحت نباش و بدان: «إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الرُّجْعَىٰ»؛ مرجع همه امور همین الآن در دنیا من هستم و نه فقط قیامت و همه امور به اراده من مرتبط است. اینکه خدا همین الآن امور هستی را مدیریت میکند و سلامت و اعطای نعمت ما وابسته به اراده او هست. در آیه دیگر فرموده است: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ». امروز در جهان فساد در خشکی و دریا ایجاد شده است که نتیجه عملکرد خود انسان است تا ما به آنان بچشانیم آثار کارهایی که میکنند؛ یعنی تبعات کارهای بد آنان توسط خدا در همین دنیا به آنان چشیده میشود تا به سمت من (خدا) برگردند. بنابراین وقتی صحبت از «ان الی ربک الرجعی» داریم، معطوف به قیامت نیست.
در آیه: «وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ»؛ فرموده است که غیب آسمانها و زمین در دست خداست و همه امور به خدا باز میگردد یعنی خدا از پس غیب و عالم ظاهر جهان را اداره میکند و همه امور زیر نظر اراده الهی است لذا او را عبادت و بر او توکل کنید؛ وقتی همه کارها در دست خداست پس چرا سراغ جای دیگری میروید؟ در سوره مؤمنون در آیه ۶۰ فرموده است: «وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَىٰ رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ»؛ چه کسی سبقت به سمت خیرات میگیرد؟ یعنی قلبی که خاشع است احساس رجوع به خدا دارد لذا نماز با حال و با صفا میخواند.
قرآن کریم در آیه: «وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ» بر این موضوع تأکید دارد که ذکر حقیقی مقدمه نماز است. در آیه: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ…»؛ زمین خاشع است و میداند فقط آب باران است که خشکی او را برطرف میکند لذا خشیت دارد و این حالت باید در ما در نسبت با خدا باشد. ما اگر همیشه در محضر یک شخصیت ارجمند و عالم و با فضل باشیم همیشه مراقبت از رفتارمان داریم و اینطور نیست که به تعبیر روایت در ظاهر با کسی حرف میزنند ولی ذهنشان جای دیگر است که روایت این افراد را به الاغ تشبیه کرده است.
چرا در جامعه تفرقه ایجاد میشود؟
پس خداوند نمازی را که از روی خشوع باشد و در کنار آن صبر جمعی وجود داشته باشد، مظهر وحدت و برکت قرار میدهد. الآن اگر در ایران گروهها و احزابی را میبینیم که مسیر تفرقه را طی میکنند چون صبر جمعی ندارند و یا طاعت الهی ندارند و خودشان را فرارهبری و فراتر از جمع مردم میدانند؛ نمیتوانند خدا را در نظر بگیرند و به تعبیر دیگر بینماز نیستند ولی نماز هم نخواندهاند؛ مانند انسانی که سراسر غضب و شهوت و غریزه است ولی باز به خودش بگوید انسان؛ این افراد صورت انسانی دارند ولی سیرت انسانی ندارند. فرد مثلاً در عزاداری شرکت میکند ولی عزادار واقعی نیست؛ حضرت امیر(ع) فرمودند چقدر حجگزاران اندک هستند گرچه زحمت حج را زیاد کشیدهاند.
اگر در جامعه خشوع با مناشی خشوع ایجاد نشود مطمئناً اختلاف ایجاد خواهد شد؛ اینکه امام چقدر بر روی تهذیب نفس مردم و مسئولان و روحانیت تأکید داشت به همین دلیل بود؛ امام کلید رشد جامعه در دستش بود و میدانست اگر در جامعه مقدار بندگی و خشوع پایین بیاید نظام دینی با اختلال ایجاد میشود.
در آمریکا یک حزب دموکرات دارد و یکی جمهوریخواه و هر دو برای قدرت دعوا دارند و برای رسیدن به آن رشوه به مردمشان میدهند و بعد همین دموکراسی را میخواهند در کشورهای اسلامی کپی کنند لذا دموکراسی به یک مرده متعفن و بدبو تبدیل خواهد شد که فقط جامعه را تکه تکه میکند. جامعه باید درک کند ولو در حد گمان که با خدا باید ملاقات داشته باشد و این هم اشتباه دیگری است که در تفاسیر به آن کمتر توجه شده است.
علت استفاده از گمان به جای یقین این است که ما شخصیتی مانند حضرت امیر(ع) داریم که فرمودند اگر پرده کنار برود بر یقین من چیزی اضافه نخواهد شد ولی همه که اینطور نیستند لذا از تعبیر ظن استفاده میشود یعنی «الذین یظنون». از جامعه نمیتوان انتظار داشت همه یقین داشته باشند؛ برخی به یقین نمیرسند ولی گمان معتبری به قیامت دارند.
اشاره به داستان بنیاسرائیل
خداوند در آیات ۴۷ تا ۷۴ بقره به داستان بنیاسرائیل پرداخته است و هدف جامعهسازی دینی است؛ لذا ما باید ابتدا جریانات دینی را زیر یک چتر گرد هم بیاوریم؛ الآن اگر جبهه انقلاب یک صدا نباشند ما به اهدافمان دست نخواهیم یافت لذا قرآن یهودیان مدینه را مخاطب قرار داده است که یا به اسلام گرویده شوند و اگر نپذیرفتند برچسب و حکم کفر بر آنان وارد است از اینرو قرآن استخوان لای زخم نمیگذارد و فرموده است: «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ». خداوند همه بنیاسرائیل را مخاطب خود قرار داده است که ای فرزندان یعقوب نعمتی را یاد کنید که من به شما دادم و من بودم که شما را بر جهانیان برتری دادم؛ چند سؤال در ذیل آیه وجود دارد؛ اول اینکه این نعمت چیست که باید یاد کنند؟ دوم اینکه فضیلت آنان مرتبط با آن دوره و منطقهای است؟ قرآن چقدر از مسیحیت و چقدر از یهود و حضرت موسی(ع) سخن گفته است؟
طبیعتاً اینقدری که خدا از موسی و تورات و بنیاسرائیل سخن گفته است از مسیحیت سخن نمیگوید. بنیاسرائیل چون الگوی جوامع بعد از خودشان هستند در این آیه مورد تذکر الهی قرار گرفتهاند و البته نتوانستند فضیلت خود را حفظ کنند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

