- خانواده قرآنی؛ نقطه آغاز تمدنسازی در اندیشه رهبر شهید
- شهادت 14 نفر و مصدومیت ۷۸ نفر در تجاوز آمریکا به ۵ استان
- تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب اعلامیه خونخواهی این مجاهد نستوه بود
- آیین اختتامیه جشنواره قرآنی «مشکات» برگزار میشود
- روح پاکت بعد عمری عازم کربوبلا شد
- فرهنگ و اندیشه اسلامی از منظر رهبر شهید، بستر تمدن سازی است
قهرمانان عاشورا را به قصههای امروز برگردانیم
اولین بار نام امام حسین(ع) را از یک قصه شنیدم. یکی از شبهای محرم بود. آنقدر کوچک بودم که بعضی واژهها را درست تلفظ نمیکردم، اما قصهها را خوب به خاطر میسپردم. خانه، بوی چای تازهدم و اسپند میداد. از کوچه صدای طبل و سنج میآمد و چراغهای سبز و سرخ هیئت، از پشت پنجره […]

اولین بار نام امام حسین(ع) را از یک قصه شنیدم. یکی از شبهای محرم بود. آنقدر کوچک بودم که بعضی واژهها را درست تلفظ نمیکردم، اما قصهها را خوب به خاطر میسپردم. خانه، بوی چای تازهدم و اسپند میداد. از کوچه صدای طبل و سنج میآمد و چراغهای سبز و سرخ هیئت، از پشت پنجره روی دیوار اتاق میافتاد. مادرم یا گاهی مادربزرگم، قصه میگفتند؛ نه از جنگ و شمشیر و نیزه، بلکه از آدمها.
از مردی که کنار رود ایستاد، اما تشنگیاش را بر تشنگی کودکان ترجیح داد. از زنی که بعد از بزرگترین داغ تاریخ، قامتش خم نشد و حقیقت را فریاد زد. از نوجوانی که مرگ را زیباتر از زندگی با ذلت دید. آن روزها، من نه فلسفه عاشورا را میفهمیدم و نه تاریخ را؛ اما آدمهای کربلا را دوست داشتم. برایم قهرمان بودند؛ قهرمانهایی که قدرت خارقالعاده نداشتند. بزرگی آنها در انتخابهایشان بود.
امروز که سالها از آن شبها گذشته است، بیشتر از همیشه میفهمم که اولین معلم عاشورای من، ادبیات بود؛ همان قصههای سادهای که پیش از کتاب و کلاس، بذر محبت اهلبیت(ع) را در دل یک کودک کاشتند. من، پیش از آنکه عاشورا را بفهمم، آن را احساس کرده بودم و این، معجزه قصه بود.
شاید راز ماندگاری ادبیات کودک نیز همین باشد. کودک، پیش از آنکه با استدلال قانع شود، با روایت زندگی میکند. مفاهیم بزرگ را از دل شخصیتها میآموزد. شجاعت را در چهره حضرت عباس(ع) میبیند، صبوری را در قامت حضرت زینب(س) میشناسد و آزادگی را در انتخاب امام حسین(ع) لمس میکند. آنچه در جان کودک میماند، تاریخ نیست؛ انسان است.
اما جهان کودکان امروز، دیگر جهان کودکی ما نیست. قهرمانهای نسل جدید، از صفحه تلفنهای همراه بیرون میآیند. انیمیشنها، بازیهای رایانهای، شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی، هر روز شخصیتهای تازهای خلق میکنند؛ شخصیتهایی که با زبان نسل امروز سخن میگویند، دغدغههایش را میشناسند و در ذهنش خانه میکنند. در چنین جهانی، اگر هنوز بخواهیم قهرمانان دینی را با زبان دیروز معرفی کنیم، آرامآرام فاصلهای میان نسل جدید و گنجینه عظیم فرهنگ دینی ساختهایم.
مشکل از قهرمانان ما نیست؛ از روایت ماست. قهرمانان عاشورا، هنوز زندهاند؛ زیرا بر پایه عمیقترین ویژگیهای انسانی بنا شدهاند. وفاداری حضرت عباس(ع)، مسئولیتپذیری حضرت زینب(س)، امید حضرت رباب(س)، شجاعت حضرت قاسم(ع)، مهربانی امام حسین(ع) با کودک و دشمن و کرامت یارانش، مفاهیمی نیستند که تاریخ مصرف داشته باشند. آنچه تاریخ مصرف پیدا میکند شیوه روایت است.
امروز، یک دختر 14 ساله بیش از هر زمان دیگری با پرسش هویت، اعتمادبهنفس، انتخاب، فشار همسالان و تنهایی روبهروست. اگر بتوانیم حضرت زینب(س) را به عنوان شخصیتی معرفی کنیم که در دشوارترین شرایط، هویت و مسئولیت خود را گم نکرد، میتواند برای همین دختر نوجوان، الگویی زنده و الهامبخش باشد. اگر نوجوان امروز بداند حضرت قاسم(ع) نیز روزی با همین سن کم میان آسایش و مسئولیت، دومی را برگزید، دیگر او را تنها شخصیتی در صفحات تاریخ نمیبیند.
ادبیات کودک و نوجوان باید این فاصله را بردارد؛ فاصله میان دانستن و زیستن. ما بیش از آنکه به بازگویی واقعه عاشورا نیاز داشته باشیم، به بازآفرینی شخصیتهای عاشورا نیازمندیم. نویسندگان، شاعران، تصویرگران، نمایشنامهنویسان، فیلمنامهنویسان و حتی طراحان بازیهای رایانهای باید این شخصیتها را برای نزدیکتر شدن به مخاطبی که جهانش تغییر کرده است با زبان امروز خلق کنند.
این بازآفرینی، به معنای کاستن از قداست نیست؛ بلکه راهی برای آشکار کردن بُعد انسانی شخصیتهایی است که قرنها الهامبخش بودهاند. کودکان، پیش از آنکه شیفته قهرمان شوند، با او همذاتپنداری میکنند. باید بگذاریم عباس(ع)، زینب(س)، قاسم(ع) و دیگر چهرههای عاشورا، دوباره در کوچههای ذهن کودکان قدم بزنند؛ بخندند، انتخاب کنند، مسئولیت بپذیرند و به آنها یاد بدهند که انسان بودن، بزرگترین قهرمانی است.
همزمانی روز ملی ادبیات کودک و نوجوان با ایام محرم تلنگری است برای همه ما؛ برای نویسندگان، ناشران، تصویرگران، معلمان، مربیان و سیاستگذاران فرهنگی. اگر میخواهیم نسل آینده، اسطورههایش از دل فرهنگ و ایمان این سرزمین انتخاب کند، باید زبان روایت را نونوار کنیم. باید به ادبیات کودک اعتماد کنیم؛ همان ادبیاتی که روزی بیآنکه ما بفهمیم، عشق به عاشورا را در قلبمان کاشت.
رسالت امروز ما این نیست که فقط از عاشورا بیشتر بنویسیم؛ رسالت ما این است که عاشورا را بهتر روایت کنیم؛ با زبانی که کودک امروز آن را بفهمد، نوجوان امروز با آن همدلی کند و نسل فردا، آن را همچنان در حافظه خود نگه دارد زیرا کودکان، قهرمانان خود را از کتابهای تاریخ انتخاب نمیکنند؛ آنها قهرمانانشان را از قصههایی برمیگزینند که روزی آرام و بیصدا در دلشان خانه کرده است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


