- مفهوم جهاد علمی از منظر رهبر شهید
- جامعیت علمی و اخلاقی؛ مؤلفه اقتدار و ماندگاری امام شهید در تراز جهانی
- ما با قاطعیت بر حقوق خود ایستادهایم
- شیوهنامه اجرایی طرح حامی ویژه تابستان ۱۴۰۵ ابلاغ شد
- چرا تدوین برنامه جامع اصفهان به کلاف سردرگم تبدیل شد
- حضور مردم در آیین تشییع رهبر شهید مسئولیت مدیران را سنگینتر کرد
«تمدنسازی نوین اسلامی» در سایه بازخوانی هویت فرهنگی «رهبر شهید» + صوت
تبیین منظومه فرهنگی و ادبی «آقای شهید» ایران/ 4 هزاران سال است که «تمدن» و «فرهنگ»، همچون دو بال فرشتهگون، جوامع بشری را از ذهن غبار نشسته و شانهزده به نسیانِ روزمرگی به آسمان معنا و هویت پرواز میدهند. «فرهنگ» آن حقیقت نرم، وزین و نفوذناپذیر، نه تنها آینهای برای بازتاب «هویت جمعی»، بلکه نگارخانهای […]
تبیین منظومه فرهنگی و ادبی «آقای شهید» ایران/ 4
هزاران سال است که «تمدن» و «فرهنگ»، همچون دو بال فرشتهگون، جوامع بشری را از ذهن غبار نشسته و شانهزده به نسیانِ روزمرگی به آسمان معنا و هویت پرواز میدهند. «فرهنگ» آن حقیقت نرم، وزین و نفوذناپذیر، نه تنها آینهای برای بازتاب «هویت جمعی»، بلکه نگارخانهای است که در آن، نقاشیهای هزارهای از باورها، آیینها، هنرها و دانشهای یک قوم، به تماشا گذاشته میشود.
«تمدن» نیز، زاییده و زاینده «فرهنگ»، چون رودی خروشان، با خود آوردگاههایی از شکوه و جلال را به ارمغان میآورد و در بستر زمان، نهالهای معرفت را به درختانی تنومند و سایهگستر بدل میسازد.
جوامع کهن، خاصه آنها که چون سرزمینِ جانمان، وطن، ایران، ریشه در اعماق تاریخ دارند، نه فقط روایتگر سرگذشت خویش، که نقشآفرین صحنه بزرگتر تمدن بشری بوده و هستند؛ گویی هر تمدن، صفحهای از کتاب بزرگ انسانیت را میگشاید و ایران، با قلمی زرین و خوشخط، پرخوانندهترین و ماندگارترین اوراق این کتاب را رقم زده است.
«تمدن ایرانی» با آن همه فراز و فرودهای تاریخی، همواره چون چراغی فراوان در شبستان تاریخ بشری درخشیده است؛ از روزگار باستان و تلألو نخستین شعاع نور «آیین مهر» با آن شکوه بیهمتای کاخها و راهها و دیوانها؛ تا عصر «ساسانی» با آن تدبیر و دادگری، و از دوران زرین اسلامی با آن افروختگی علم، عرفان و هنر؛ تا روزگار معاصر که ایران، با قامتی استوار و اندیشهای بیدار، در زمره تمدنسازان جهان جای گرفته است. دستاوردهای این سرزمین کهن، نه در مرزهای جغرافیایی محصور ماند و نه در قفس زمان، اسیر گشت؛ بلکه از «رود سِند» تا «کرانههای نیل»، از آسمانخراشهای «سمرقند» تا گنبدهای لاجوردی اصفهان، ردپای فرهنگ و تمدن ایرانی، چون نگینی بر تارک جهان، میدرخشید.
«زبان فارسی» به عنوان بارزترین میراث این تمدن، روزگاری زبان علم و دانش بود و امروز نیز، چونان پلی زرین، دیروز، امروز و فردای این سرزمین را به هم پیوند میزند.
در میان رهبران جهان، شاید هیچکس به اندازه «امام شهید» ما؛ حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، «آقای شهید» انقلاب اسلامی، به مؤلفههای فرهنگی و نقش بنیادین آنها در «هویتسازی» و «تمدنآفرینی» توجه و اهتمام نورزیده باشد.

وجه تمایز ایشان با بسیاری از رهبران سیاسی جهان، نه در قدرت و سیاست، که در عمق نگاه فرهنگساز و دغدغههای معرفتشناختیشان بود. ایشان، خود شاعری خوشذوق و ادیبی زبردست بودند که با تخلص «امین» در وادی شعر گام نهادند و در جستجوی معنا، قلم بر دلها و جانها مینشاندند. «حضرت آقا» نه تنها یک رهبر سیاسی و فقیهی بصیر، بلکه عارفی دغدغهمند و حکیمی هنرآشنا بودند که در همه شئون حیات خویش، از دیدار با شاعران و نویسندگان تا تقریظ بر کتابهای ادبی، از سرودههای نغز خود تا توصیههای مکرر بر «پاسداشت زبان فارسی»، چنان از فرهنگ سخن میگفتند که گویی فرهنگ را نه یک مقوله فرعی، بلکه جانمایه و مغز اصلی «تمدن» و «هویت» یک ملت میدانستند. این نگاه بلند و جامع، ایشان را در قیاس با دیگر رهبران جهان که اغلب به سیاست و قدرت در معنای محدود آن میاندیشیدند، در مرتبهای رفیعتر و والاتر نشان میدهد؛ جایگاهی که در آن، رهبری سیاسی با صیانت از گوهرهای فرهنگی و «پاسداشت زبان و ادب»، در هم آمیخته و تعالی یافته است.
بیشتر بخوانید:
«رهبر شهید»؛ احیاگر کتابت قرآن و پاسدار میراث ایرانی-اسلامی
عبور از حجابهای ادراک؛ لازمه امتدادبخشی به اندیشههای ادبی رهبر شهید
اندیشه تربیتی «امام شهید»؛ منظومهای نظامساز برای آینده ایران
اینک در ایام سوگواری وداع و بدرقه «آقای شهید» ایران زمین، که تمام ایران، از کهنسالان تا کودکان، از کویر تا کوهستان، داغدار و ماتمزده؛ پیکر مطهر «رهبر و امام شهید» خود را با شوری بینظیر و عشقی وصفناپذیر بدرقه میکنند، فرصتی است مغتنم برای بازخوانی و تبیین منظومه فکری آن بزرگمرد تاریخ. از این رو، ایکنا در سلسله گفتوگوهایی که با کارشناسان و متخصصان امر ترتیب دادهایم، میکوشد تا گوشههایی از این منظومه فکری و فرهنگی را، به ویژه در عرصههای ادب، هنر، قرآن و تمدن، برای مخاطبانش به تماشا بگذارد تا راهی را که ایشان با قلم و قدم خویش برای آیندگان ترسیم کردند، بازشناسیم. باشد که این گفتوگوها، اندکی از دریای بیکران اندیشههای آن امینِ زبان و فرهنگ را به ما بنمایاند و در این روزگار سوگ، چون شمعی فرا راه، مسیر بازشناسی هویت خویش را روشن سازد.
چهارمین بخش این گفتوگوها بر بلندای تبیین منظومه فرهنگی و ادبی «آقای شهید» ایران به گفتوگو با هادی پورحامد؛ پژوهشگر قرآنی و کارشناس ارشد مسائل فرهنگی اختصاص دارد که با وی درباره نگرش، منظومه و سپهر فکری «آقای شهید ایران» در حوزه مبانی تمدنساز مولفههای فرهنگی، اهمیت ایشان به حوزه ادبیات، شعر و جایگاه و بلندای مبانی معرفتبخش آموزههای قرآنی در تصویر و تصور «آقای شهید ایران» در ترسیم چشمانداز و آیندهسازی مبانی فرهنگ نظام هویتی مبانی فرهنگی در تعالیبخش ایران اسلامی با اتکا به نسل امروز جامعه به مباحثه نشستیم.
ایکنا- جناب پورحامد، میخواهم طلیعه کلام این گفتوگو را بر پایه پرسشی بنیادین بگذارم. همانطور که میدانیم، ماندگاری هر رویداد تاریخی به ثبت روایتِ آن وابسته است و هر شخصیتی که به الگویی برای دیگران بدل میشود، ریشه در تبیینِ نگرش، بینش و روش زندگیاش دارد. در مواجهه با شخصیت والای «امام شهید»، آیتالله العظمی خامنهای(ره)، ابعاد فکری ایشان بسیار گسترده است، اما کلیدواژه «فرهنگ و مبانی تعالیبخش» آن و نقش آنها در تمدنسازی، همواره در تأکیدات ایشان بازتاب داشته است. حال با توجه به آیین وداع با این «قائد شهید» امت ایران انقلابی و اسلامی، از شما میخواهم برای طلیعه سخنان خود، تبیین کنید که مبانی فرهنگی، ادبی و عرفانی ایشان، چگونه میتواند به الگویی برای مردمان آزادیخواه و حقطلب جهان تبدیل شود و جایگاه این بُعد از شخصیت ایشان، در مسیر بدرقه امروز «امام شهید» کشورمان، چه نقشی ایفا میکند؟
موضوعی که بناست تا در این گفتوگو بر بلندای آن صحبت کنیم، تبیین جایگاه رفیع شخصیت فرهنگی «رهبر شهیدمان» است. این موضوع از آن رو بسیار مهم است که فرهنگ زیربنای جامعه به شمار میرود و فهم نگاه ایشان به فرهنگ، کلید فهم جهتگیریهای کلی نظام را برای ما مشخص میسازد.
برای تبیین جایگاه فرهنگ در اندیشه و منظومه فکری «رهبر شهیدمان»، سفری به ابتدای زندگی ایشان، به آن دوران کودکی، خواهیم داشت تا ببینیم که این شکلگیری فرهنگی، این نظام و چهارچوب عقیدهای ایشان، به چه صورت رشد، تجلی و تبلور یافته است.
«امام شهیدمان» در خانوادهای کاملا روحانی، مذهبی، متدین و اهل ادب، در شهر مشهد مقدس متولد شدند. پدر ایشان، «آیتالله سیدجواد خامنهای»، از مبارزان آن زمان بود و از همان کودکی، ایشان با قرآن و گنجینههای ادب اسلامی آشنا شدند. تحصیلات ایشان نیز در مدرسه «دارالتعلیم دیانتی» مشهد صورت گرفت که از همان ابتدا، تلفیق علوم روز و علوم حوزوی را به شکل توأمان آموختند. این نگاه بود که در آینده نشان داد که چرا شخصیت ذووجه «آقای شهید ایران»، هم با علوم جدید و هم با معارف اسلامی آشنایی داشتند. ایشان در محضر بزرگانی، از پدر بزرگوارشان تا «آیتالله میلانی» در مشهد مقدس، تلمذ کردند؛ و بعدها در قم، از محضر «آیتالله بروجردی» و «علامه طباطبایی» بهره بردند و در نهایت، محضر «امام خمینی(ره)» را نیز درک کردند و به ویژه، دیدگاههای معمار کبیر انقلاب در شکلگیری شخصیت چندبُعدی، به ویژه شخصیت سیاسی ایشان، بسیار حائز اهمیت بود.
«امام شهید» ما در یکی از روایتهای خودشان میفرمایند که وقتی در دوره پیش از انقلاب، ساواک به دنبال ایشان بود و برای دستگیریشان رفته بود، ایشان در منزل شخصی و در نهایت آرامش به همسرشان فرمودند: «حالا که من احتمالا تا یکی دو روز دیگر دستگیر خواهم شد، چند کتاب از کتابخانهام انتخاب میکنم و با خود میبرم و در آنجا آنها را مطالعه میکنم.»
در میان کتابهای انتخابی «امام مجاهد شهیدمان»، کتاب گرانسنگ «صلح الحسن» نیز وجود داشت؛ کتابی که «امام شهید» در ابتدا به دنبال ترجمه این کتاب بودند.
این موضوع در نگاه ما به شخصیت «امام شهید» بسیار مهم است که چنین شخصیت بزرگی در آن لحظات، به دنبال آن است که با وجود تهدید به اسارت و زندانی شدند در همان گام نخست ابتدا تصمیم میگیرند که چه کتابهایی را با خود به همراه ببرد تا بتواند حتی دز شرایط زندان نیز از زمان خود در مسیر علماندوزی بیشترین استفاده را ببرند. در حقیقت «رهبر شهید»، فرزانه و حکیم انقلاب به این مهم میاندیشیدند که در آن روزهای زندان که وقت انسان هدر میرود، ایشان به دنبال بهینهسازی وقت خود بر بلندای معارف عظیم اسلامی، دینی و مذهبی بودهاند.
«امام و آقای شهید ایران» از همان دوران نوجوانی و جوانی که در مشهد مقدس حضور داشتند، در انجمنهای ادبی شرکت میکردند و با شاعران بزرگ نشست و برخاست بسیار داشتند. این اُنس با ادبیات، هیچگاه تا آخرین لحظه عمر پُربرگت «قائد شهید امت» قطع نشد. شما در طرح پرسش خود به نیکی به ایام ماه مبارک رمضان، نیمه این ماه، میلاد با سعادت امام حسن مجتبی(ع) و برگزاری جلسههای شعرخوانی رهبر فرزانه و شهید با شاعران کشورمان اشاره داشتید.
همهگان امروز میدانند خود «امام شهیدمان» نیز طبعی گرم و بلند در سرودن شعر داشتند؛ اشعار بسیار استوار، محکم و متقنی دارند و تخلص «امین» را برای خود برگزیدند و مجموعهای از معارف و دغدغههای انسانی را در اشعار خود پیاده و روایت کردهاند.

در خاطراتی که در جلسههای شعرخوانی شب میلاد امام حسن مجتبی(ع) ثبت و روایت شده است، شاهدیم که ایشان گاه چندین ساعت برای همنشینی با شعرا وقت میگذاشتند و در آن نشستها در قالب یک مستمعی هوشمند و کاربلد، یک شاعر تراز و تمامعیار؛ به نکات دقیقی در باب عروض و قافیهٔ اشعار اشاره داشتند که بسیاری از شاعران از این نگاه و علم «حضرت آقا» به فنون تخصصی شعر حیرتزده میشدند که چگونه شخصیتی به این اندازه سیاسی، که به شکل دائم و مستمر درگیر مبارزههای انقلابی؛ سپس مسئولیتهای خطیر در ابتدای انقلاب و در نهایت ادامه علمداری «امام کبیر» امت پس از رحلت ایشان را بر عهده داشتند، تااین حد به دقایق و ظرائف حوزه تخصصی شعر مسلط بودند. همین مولفه به نیکی نشان میدهد که «امام شهیدمان» از همان ابتدا در انجمنهای ادبی شهر مشهد، بنیه شعری خود را تقویت کرده بودند.
نکته حائز اهمیت دیگر که وجه و روی ممیز و ممتاز «آقای شهید ایران» در قیاس با تمامی رهبران سیاسی و نظامی کشورهای جهان به شمار میرود آن است که معظمله به شدت اهل حوزه ادبیات داستانی و رمانخوانی بودند و بارها از زبان ایشان شنیدهایم که فرمودند: «در حوزه شعر و رمان، آدم عامی نیستم.»، بر این واژه باید دقت کرد که زمانی که ایشان میفرمایند «آدم عامی نیستم»، مراد از این کلام آن است که راوی این حرف و سخن، اهل تخصص است و تام و تمام در این حوزه نظر یک متخصص را دارا هستند.
شاید برای خوانندگان شما جالب باشد که بدانند «حضرت آقا» آثار کلاسیک نویسندگان بزرگ و شهیر دنیا، مثل «چخوف»، «بالزاک»، «ویکتور هوگو» یا «رومن رولان»، را به تمامی مطالعه کرده بودند و آنها را نقد و مقایسه میکردند. «امام شهیدمان» این نگاه نقادانه ادبی با تمامی ظرائف و ویژگیهای تخصصی حوزه «نقد ادبی» را در مواجهه با رمانهای نویسندگان کشورمان در دوران معاصر از زندهنام «جلال آلاحمد» گرفته تا «نادر ابراهیمی» و دیگران، خاصه آثار روز نویسندگان به ویژه «ادبیات مقاومت و دفاع مقدس» روز را میخواندند و بر آنها نقد و تقریظ مینوشتند.
بسیاری از رمانها و آثار داستانی ادبیات مقاومت، پایداری و دفاع مقدسی که امروز نوشته شده است، مزین به تقریظ «حضرت آقا» است؛ از کتاب «خاکهای نرم کوشک» بگیرید تا «خال سیاه عربی».
«آقای شهیدمان» علاوه بر آنکه بسیاری از این رمانها را مطالعه فرمودند؛ بر آنها تسلط داشتند و بسیاری از مواقع، نکات بسیار دقیقی را به خود نویسندهها گوشزد میکردند که آنها به گوش جان میشنیدند، نه به عنوان «امام امت»، بلکه به عنوان یک کارشناس ادبی که تسلطی بیچونوچرا در مباحث تخصصی ادبیات دارند.
از دیدگاههای ایشان نسبت به هنر، این است که «قرآن مجید» را جدای از معارف نظری و عملی که در آن وجود دارد، یک اثر هنری بزرگ میدانستند و اشاره دارند که «کلامالله مجید» یک اثر هنری بینظیر است و چیزی که در درجهٔ اول دلها را مانند مغناطیس به سمت اسلام جذب کرد، بعد همین جنبه هنری قرآن بود. اعراب ناگهان با پدیدهای تازه، نو، بکر و بدیع مواجه شدند که شبیه آن را نشنیده بودند؛ نه شعر است و نه نثر، اما یک پدیده هنری فوقالعاده است. این نشان میدهد که جدای از آن فرم و قالب، خود «حضرت آقا» تام و تمام به «موسیقی قرآن» تسلط داشتند. ایشان در دوران نوجوانی و جوانی، با «مصطفی اسماعیل» بسیار مانوس بودند و بسیاری از صوتهای این قاری شهیر را حتی در دوران زندان گوش داده بودند.
آقای «احمد ابوالقاسمی»، قاری بزرگ کشورمان، در جلسهای که با قاریان بزرگ جهان اسلام داشتیم، میگفت تصور ما آن بود که «حضرت آقا» بیشتر به محتوا نظر دارند و بر این مهم تاکید دارند که شان نزول آیات چیست و معارف نهفته در آنها بر چه مولفهها و موضوعهایی استوار است ، اما وقتی از نزدیک با انس و دقت معظمله با »کلامالله مجید» مواجه شدیم، با تمام وجود دریافتیم که ایشان به تمامی به دقایق هنر قرائت قرآن آشنا هستند و در مواجهه با قرائت قاریان، آن لطایف را نیز بیان میکنند.
ایشان در رابطه با «مصطفی اسماعیل» میگفتند که او به گونهای قرآن میخواند که گویی انسان احساس میکند این واقعه روایت شده در قرآن را به نظاره نشسته است؛ یعنی قرائت همراه با القای معانی.

«آقا و امام شهیدمان» این مسئله را بسیار مهم میدانستند که قرائت «قرآن کریم» باید امری وزین و معنوی، در قالبهای زیبا و هنری با مخاطب خود به گفتوگو درآید و بر این مسئله در جایگاه تکریم مخاطبان و شنوندگان قرائت قاریان بسیار تاکید داشتند.
اجازه دهید از دوران دانشجویی خود، خاطرهای را خدمت شما و مخاطبان ایکنا عرض کنم. بزرگواری که استاد «ادبیات عربی» ما بود – انسانی بسیار فرهیخته که مدرک دکتری خود را پیش از انقلاب از دانشکده معقول و منقول دریافت کرده بود -، با صراحت گفتند که: «میدانید که من مثل شماها خیلی حزباللهی نیستم، اما یک چیزی را بگذارید اعتراف کنم.
من به عنوان کسی که سالیان سال در عرصه ادبیات فارسی و ادبیات عرب، کتاب نوشتهام و بر این حوزه تسلط دارم؛ تا الان ندیدهام که آقای خامنهای در گفتوگوهای خود، کلمهای را در حوزه زبان عربی به اشتباه ادا کنند. این برای من بسیار جالب بود. گاهی اگر به لغتی شک میکنم، میگویم ایشان این لغت را گفته است، میروم نگاه میکنم و میگویم درستش همان تلفظی بوده که ایشان (آیتالله خامنهای) در سخنرانیهایشان اشاره کردند.»
«آقای شهید ایران»، هنر را ودیعه الهی میدانستند. در دیدار با اصحاب فرهنگ و هنر میفرمودند: «شما به عنوان یک هنرمند، دنبال زیباییها و ظرافتهای عالم وجود میگردید تا آنها را بشناسید، بیرون بکشید و برجسته کنید. کار هنرمند این است.»
«امام مجاهد شهید» انقلاب و امت اسلامی در دیدار دیگری با جمعی از اهالی صداوسیما فرموده بودند: «هنر یک ودیعه الهی و یک نعمت بزرگ خداست و هنرمند هم نعمت است. اینجا دو نفر مسئولند؛ یکی ما هستیم که خدا آن هنرمند را به ما داده و ما را مورد موهبت قرار داده، و یکی هم خود آن هنرمند است که خدا آن هنر را به او داده و او نیز مورد موهبت الهی قرار گرفته است.»
بر اساس این فرمایشها و نگرشها به وضوح میتوان دریافت که هنر نزد «امام شهیدمان» آن چیزی نبود که تنها برآمده از دیدگاه «هنر برای هنر» باشد؛ بلکه در دیدگاه و نظرگاه «امام شهید»، هنر ودیعه الهی است و اینجا در واقع تفکرات الهیاتی و عقیدتی ایشان در قالب هنر، کاملا مشخص میشود.
ایکنا- وقتی درباره جریان «هنر متعهد»، خاصه با روایت «گفتمان فرهنگی انقلاب اسلامی»، صحبت میکنیم، بسیاری از ما – این را با قاطعیت میگویم – حتی جامعه هنرمندان، واژه «هنر متعهد» را وامدار روایت سید شهیدان اهل قلم، شهید «مرتضی آوینی»، میدانند. در حالی که اگر فقط مجموعه گفتوگوها یا کتاب «سینما چیست» زندهنام آوینی را مطالعه کنند، در مقدمه آن کتاب، آقای آوینی به ضرس قاطع و به شکل مکتوب به این نکته اشاره میکنند که واژهٔ «هنر متعهد» که هنری برآمده از همان ودیعه الهی و روایت توأم با الهیات در قامت هدایت جامعه است، را برای اولین بار از زبان حضرت آیتالله خامنهای شنیدهاند! اما جناب پورحامد، شما در فصل پیشین صحبتهای خود، نگاهی بر شکلگیری و تربیت شخصیت فرهنگی «امام شهیدمان» از دوران کودکی تا رسیدن بر مسند رهبری داشتید و همچنین در باب روایت و نگاه ایشان در حوزه هنر، تبیین بحث کردید. اما میخواهم به حوزه تقریظهایی که «آقای شهیدمان» بر کتابهای مختلف داشتند، که شاید قاطبه آنها به حوزه «ادبیات پایداری»، «ادبیات مقاومت» یا «ادبیات دفاع مقدس» باز میگردد؛ اشارهای داشته باشم. این تقریظها به نوعی تبیین راه برای نویسندگان بوده است؛ گاه بر بلندای معرفت بازتاب آن حماسهسازیهاست و گاه آن تقریظها به مثابه روایت تبیینی «بیانیهٔ گام دوم» و «جهاد تبیین»، به ویژه برای نسل نوجوان و جوانی که آن سالها را ندیده بودند، بدل میشود. انگاره جوان امروز در قامت همنشینی با فضای مجازی، روش، بینش و نگرشی متفاوت را برایش به همراه داشته است و معظمله همواره تأکید داشتند که با نسل امروز باید با زبانی دیگر سخن گفت. گاه بر روایت بانوان قهرمان تأکید میکردند، مانند آثاری که نویسندگان بانو نگاشتهاند، مثل کتابهای «پاییز آمد» و «فرنگیس» که بر آنها تقریظ نگاشته بودند. از شما میخواهم که درباره جایگاه کتاب در نگاه «آقای شهید ایران»، چه به عنوان یک کتابخوان حرفهای و چه به عنوان مروج کتابخوانی، نیز انس ایشان با ادبیات داستانی، برای مخاطبان ایکنا بگویید.
در این مهم تردیدی وجود ندارد که «امام شهید امت» از جمله کتابخوانترین شخصیتهای معاصر بود که با وجود گرفتاریهای بسیار زیاد، مطالعه را در اولویت کارها و زندگی خود قرار میدادند.
نکته مهم و جالب اینجاست که ایشان در خاطراتشان، در قالب یک مستند که از طریق سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، نقل میکردند که «بعد از انقلاب، بسیار کارهای طاقتفرسا و مشکلی برای ما پیش آمد و تمام زندگی ما را این کارها و امور اجرایی کشور گرفته بود. همین که به خودمان آمدیم، نگاه کردیم و دیدیم که از کتابخوانی فاصله گرفتهایم. بلافاصله متوجه شدیم که اولویت ما باید کتاب باشد. اگر بخواهیم در قامت امور اجرایی کشور و کسانی که سرپرستی و رهبری این کشور را بر عهده دارند، موفق باشیم، باید اهل مطالعه و کتاب باشیم.»
از همین روی و بر اساس همین نگرش و بینش عمیق و اعتقاد راسخ به مولفه اُنس و قرابت با کتاب و کتابخوانی بود که «قائد شهید»، رهبر فرزانه وحکیم کشورمان، با نهایت سرعت به حوزه مطالعه و خواندن آثارادبی بازگشتند و آن مدت زمانی که باعث شده بود به سبب مشغلهها و اتفاقهای متعدد و مختلف اوایل انقلاب نتوانستند به کتابخوانی بپردازند، آن وقفه را جبران کردند، با وجود آنکه در دوران ریاستجمهوری حجم کار بالا و مشغلههای بسیار متعددی پیش رو داشتند، اما عمیقا به اهمیت مطالعه کتاب اعتقاد داشتند و از هر فرصت کوتاهی برای خواندن و ماطلعه بهره میبردند؛ در همان ایام دست به ترجمه کتاب و سرودن شعر زدند.
«امام شهیدمان» همواره در دیدارهای دانشجویی با نخبگان و اصحاب علم و آگاهی کشور بر این مهم تاکید داشتند که «انسان، هیچگاه از کتاب مستغنی نیست» یا «هیچچیزی جای کتاب را نمیگیرد.»؛ (قرمز) «آقای شهید ایران» به حوزه فضای مجازی نیز نگاه و تاکید ویژهای داشتند و همواره خطاب به نوجوانان میفرمودند که حواستان باشد، هیچ چیز جای کتاب را نمیگیرد.
«حضرت آقا» در سال 1397 و طی دیدار با دانشجویان فرمودند: «شما دانشجویان متأسفانه کتاب نمیخوانید. بنده کتابخوان هستم و بسیار کتاب میخوانم. دلم میخواهد شما هم مثل من کتابخوان باشید.» حتی در مراسم جشن تکلیف دانشآموزان فرمودند که «سلامت فکری را با کتابخوانی تأمین کنید. این ذخیره حافظه را که بینهایت ظرفیت دارد، هرچه میتوانید در دوره جوانی پر کنید.» اشاره به «دوره جوانی» در نگاه و منظومه فکری و فرهنگی «امام شهید» بسیار مهم بود.
در این حوزه نیز معظمله فرمودهاند: «آن شاکله وجود انسان در دوره جوانی شکل میگیرد و اگر شما از الان با کتاب و کتابخوانی مانوس شوید، اندوخته ذهنی و آموزشی شما بسیار غنی میشود و رشد میکند.» در این حوزه نیز توصیه به کتابهای خاصی نیز داشتند؛ در برهههایی، بهویژه کتابهای «شهید مطهری» را توصیه میفرمودند و تأکید داشتند که اگر کتابهای «آقای مطهری» مورد مطالعه و مداقه قرار گیرد، انبوهی از معارف به ذهن و دل خواننده سرازیر خواهد شد. همچنین کتابهای مربوط به «ادبیات دفاع مقدس» را که در گفتار قبلی عرض شد، بسیار برای جوانان مفید میدانستند.
در نگاه دیگری که ایشان به عرصهٔ فرهنگ و هنر داشتند، جدای از اینکه به تبیین فعالیتهای هیئتها، مداحان و قالبهای معارفی آنها با دقت توصیه و تاکید داشتند، نگاه هنری نیز به این موضوع داشتند و میفرمودند که «مداحی هنری منحصربهفرد است؛ ترکیبی از هنر شعر، هنر نغمهپردازی، هنر مدیریت جلسه و هنر ارتباط با مخاطب است.»
به خاطر دارم که در یکی از این همین جلسهها حتی اشاره کردند و گفتند: «خب این خوب است که گاهی مداحان ما یک ذکر را به صورت متصل میگویند و یک ذکر «یاحسینی» را گاهی 30 ثانیه یا یک دقیقه میگویند، این خوب است؛ ولی بروید سراغ شعرهایی که تکرار میشوند، مطلب جدید میگویند و با آواهای موسیقیایی در ذهن ماندگار میشوند. شما مداحان میتوانید در هیئتها، با آن گفتار زیبای شاعرانه و مداحیها نیروی انقلابی تربیت کنید.»
«آقای شهید ایران» کار مداح را نیز استفاده از هنر برای بیان حقیقت میدانستند که با چندین هنر، روایت یک انسان حقیقتی و متعالی را بیان میکند؛ روایتی که تأثیر مضاعفی بر ذهن خواننده و شنونده میگذارد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


