- طواف پیکرهای خانوادهٔ رهبر شهید در حرم مطهر علوی
- طواف پیکرهای خانوادهٔ رهبر شهید در حرم مطهر علوی
- جمعیت در حال افزایش تشییعکنندگان رهبر شهید در نجف + فیلم
- کتابخانههای سیار کرمانشاه از اولویتهای تخصیص اعتبار است
- رهبر شهید منادی تقریب به عنوان یک مکتب بود
- «باید برخاست» عصاره اندیشه رهبر شهید و رمز حرکت جامعه اسلامی است
«مناقب آل ابیطالب» و «فتوح»؛ گزارشهایی بحثبرانگیز در مقتلنگاری عاشورا
دانیال بصیر، مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلام طی یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: کتاب دیگری که مشتمل بر مقتل حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است، کتاب «مناقب آل ابیطالب» اثر ابن شهرآشوب است. محمد بن علی، مشهور به ابن شهرآشوب مازندرانی، متوفای ۵۸۸ قمری، از عالمان، فقیهان، مفسران و محدثان ایرانی است. اهل ساری […]
دانیال بصیر، مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلام طی یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: کتاب دیگری که مشتمل بر مقتل حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است، کتاب «مناقب آل ابیطالب» اثر ابن شهرآشوب است. محمد بن علی، مشهور به ابن شهرآشوب مازندرانی، متوفای ۵۸۸ قمری، از عالمان، فقیهان، مفسران و محدثان ایرانی است. اهل ساری بوده و گاهی به او «سَروی» نیز گفته میشود.
وی سفرهای علمی متعددی داشته و سرانجام در حلب اقامت گزیده و همانجا درگذشته است. مقبره او نیز مشهور است.
او از علمای شناختهشده امامیه است. کتاب «معالم العلماء» او در علم رجال، از منابع قابل استفاده و مورد مراجعه محققان است. همچنین آثار دیگری مانند «متشابه القرآن» از او باقی مانده است.
اما کتاب «مناقب آل ابیطالب» بیشتر به بیان فضایل و مناقب ائمه(ع) پرداخته و در ضمن آن، گاه مباحث تاریخی نیز مطرح شده است. با این حال، رویکرد کلی کتاب، فضیلتنگاری و مناقبمحور است.
از اعداد خارقالعاده تا نقلهای شفاهی در «مناقب آلابیطالب»
در این کتاب، متأسفانه مطالب متفرق و گاه ضعیف وجود دارد و روایات شگفتانگیز و عجیب نیز دیده میشود. محدث نوری نیز نقل کرده است که اعتماد به خبر ضعیف در کتابهای مناقب فراوان است.
به نظر میرسد ابن شهرآشوب تا حدی رویکردی داستانی داشته است؛ شبیه فتوح ابن اعثم، و همچنین روایات شفاهی رایج میان مردم را نیز نقل کرده است. او مانند خوارزمی، واعظ و خطیب بوده و همین رویکرد خطابی باعث شده برخی گزارشهای متفرق و عجیب که در منابع دیگر نیامده، در کتابش وارد شود.
از جمله این موارد، آمارهای عجیب و غریب است. برای نمونه، نقل شده که حضرت علیاکبر(ع) هفتاد نفر را کشته است، حبیب بن مظاهر شصت و دو نفر را، و نافع بن هلال که در اینجا نیز نام او به صورت اشتباه و مشابه خوارزمی آمده، دوازده نفر را کشته و در نقل دیگری حتی تا هفتاد نفر نیز ذکر شده است؛ در حالی که گزارش درست، همان حدود دوازده نفر است که در منابع معتبر و مقتل ابو مخنف آمده است.
درباره عبدالله بن حسن نیز که اساساً کودک بوده و در دامان امام حسین(ع) به شهادت رسیده، نقل شده که چهارده نفر را کشته است؛ در حالی که چنین مطلبی با واقعیت تاریخی سازگار نیست و اساساً امکان جنگ برای او وجود نداشته است.
از همه عجیبتر، تعداد کشتههای منسوب به امام حسین(ع) است که در برخی نقلها تا ۱۹۵۰ نفر ذکر شده است؛ رقمی که به هیچوجه با عقل و شواهد تاریخی سازگار نیست. امام علیهالسلام در روز عاشورا، از صبح تا عصر، با جمعیتی محدود از یاران خود درگیر بودند و چنین آماری قابل پذیرش نیست.
همچنین در برخی نقلها تعداد شهدای بنیهاشم بیست و هفت نفر ذکر شده، در حالی که در منابع معتبر عددی حدود هفده نفر آمده است. البته در کنار این موارد، ابن شهرآشوب بخشی از مقتل امام حسین(ع) را نیز نقل کرده و از روایات مشهور، مانند نقلهای ابو مخنف و گزارشهای نزدیک به شیخ مفید، بهره برده است که این بخشها قابل اعتمادتر هستند.
مستوفی هروی و اضافات جنجالی در کتاب «فتوح»
تا اینجا درباره کتابهایی صحبت کردیم و رسیدیم به ترجمه «فتوح». کتاب «فتوح» را قبلاً دربارهاش مطالعه کردیم که از منابع کهن است گرچه انتقاداتی به آن وارد است؛ قدری رویکرد داستانی دارد و محققان برخی گزارشهای آن را نقد کردهاند و در عین حال، البته مطالب ارزشمندی نیز دارد. ترجمهای از آن وجود دارد، نه ترجمه جدید، بلکه مربوط به دوران کهن، از قرن ششم، از شخصی به نام محمد بن احمد مستوفی هروی.
در سال ۵۹۶ این کتاب «فتوح» را ایشان ترجمه کرده و تفاوتش با کتاب «فتوح» این است که مطالبی را اضافه کرده است. این کار سابقه دارد.
ما درباره تاریخ طبری هم، گرچه یک ترجمه جدید امروزه در دست داریم، اما یک ترجمه کهن هم به فارسی شده است. کتاب تاریخ طبری که به عربی است، احتمالاً شخصی به نام بلعمی در قرن چهارم، یعنی قدری پس از زمان خود طبری و با فاصله کم، آن کتاب را ترجمه کرده، اما اضافات و کم و زیادیهایی نسبت به آن دارد. این رسم بوده که بعضیها کتابی را ترجمه میکردند، ترجمهای آزاد، و گاهی مطالبی را از آن میکاستند یا اضافه میکردند.
کتاب «فتوح» همچنین در ترجمه مستوفی، مطالبی را گاهی از آن کاسته و گاهی افزوده است. یک نمونهاش که میبینیم متفرد است و در جای دیگری نیست، شاید برای اولین بار در ترجمه «فتوح» آمده، نحوه شهادت شیرخوار امام حسین(ع) است. البته ما در کتاب ابومخنف جعلی هم چنین شکلی از روایت شهادت حضرت علی اصغر را داریم، ولی دقیقاً نمیدانیم آن زودتر نوشته شده یا ترجمه «فتوح».
به هر حال، ترجمه «فتوح» زمان تدوینش مشخص است و میتوانیم بگوییم شاید اولین بار در این ترجمه آمده، که البته در خود «فتوح» ابن اعثم چنین مطلبی نیست. آن مطلب این است که میگوید: «طفل شیرخوار خود را امام حسین(ع)، که علی اصغر نام داشت و از تشنگی اضطراب مینمود، در پیش زین گرفته، میان هر دو صف برآورد و آواز برآورد: ای قوم، اگر من به زعم شما گناهکارم، این طفل گناهی نکرده، او را جرعهای آب دهید.» بعد میگوید که دشمن بر گلوی آن طفل شیرخوار تیر زد و سپس این را دارد که از آن سوی بر بازوی حسین رسید و آن حضرت تیر را بیرون آورد و در آن ساعت آن طفل جان بداد. این مطلبی است که در منابع قبل از مستوفی نیست.
در قرن ششم این مطلب آمده و خواهیم گفت که در «لهوف» هم در متن اصلی آن نیست. در یکی از نسخههایش این هست که علی اصغر را امام حسین(ع) روی دست گرفته باشد. احتمال هم دارد که ابومخنف جعلی در همین دوره بوده و مستوفی مطلب را از او گرفته باشد. به هر حال، در قرن ششم این مطلب پیدا شده که امام حسین(ع)، علی اصغرش را روی دست گرفت، در حالی که در منابع معتبر مثل ابومخنف این را دارد که امام آمد او را ببوسد که او را به شهادت رساندند. مطلب دیگری که در ترجمه مستوفی از کتاب «فتوح» هست، این است که امام سجاد(ع) سر مقدس را به کربلا برگرداند، که گرچه روایتی از مرحوم شیخ صدوق در «امالی» هم داریم، اما اینجا هم به شکل دیگری بیان شده است.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
