- نماهنگ | آه از آخرین دیدار…
- ملت ایران سوگ رهبران به یک سرمایه اجتماعی تبدیل میکند
- تعطیلی چهار روزه فرودگاه بینالمللی نجف به احترام وداع میلیونی
- قصاص عاملان شهادت رهبر انقلاب قطعی است
- مسیر تشییع از شرق به غرب خواهد بود/ خودروی حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در میدان آزادی متوقف شده است
- یک تشییع و یک هفته حدیث نفس
تشویق رهبر شهید انقلاب به تولیدات بیشتر در رشته تواشیح
به گزارش ایکنا از خوزستان، رسول مظفری که با گروه تواشیح مصباح الهدی آبادان عناوین برتر کشوری را در این رشته در کارنامه خود دارد دو بار توانست در دیدارهای آیتالله العظمی خامنهای(ره)، رهبر شهید انقلاب اسلامی حضور داشته باشد. متن زیر گفتوگوی خبرنگار ایکنا خوزستان با وی درباره آقای شهید ایران است. ایکنا ـ از […]

به گزارش ایکنا از خوزستان، رسول مظفری که با گروه تواشیح مصباح الهدی آبادان عناوین برتر کشوری را در این رشته در کارنامه خود دارد دو بار توانست در دیدارهای آیتالله العظمی خامنهای(ره)، رهبر شهید انقلاب اسلامی حضور داشته باشد. متن زیر گفتوگوی خبرنگار ایکنا خوزستان با وی درباره آقای شهید ایران است.
ایکنا ـ از تجربه شرکت در دیدارهای رهبر شهیدمان بفرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده دو مرتبه توفیق یافتم تا در محضر قائد شهید امت، حضرت آیتالله سید علی خامنهای برنامه اجرا کنم؛ یکی در سال ۱۳۹۲ و دیگری در سال ۱۳۹۷. بعد از اجرا، این توفیق حاصل شد که از نزدیک با ایشان ملاقات کنیم و چهره پرنور و مهربان و عطوفت ایشان را از نزدیک ببینیم و لحظاتی از عطر وجودشان بهرهمند شویم.
در اولین دیدار در سال ۹۲ که در قالب گروه تواشیح بودیم، ایشان ما را مورد تفقد قرار دادند. آنچه برای من بسیار قابل توجه بود، نورانیت عجیب چهره ایشان بود. این نورانیت، تنها یک زیبایی ظاهری نبود، بلکه نوری بود که از عمق جان ایشان در چهرهشان متبلور شده بود و این چیزی جز شخصیت والای انسانی و معنوی ایشان را نشان نمیداد.
من حقیقتاً شیفته و دلداده این چهره نورانی شدم؛ هر چند پیش از آن توفیق اجرا، دلبسته ایشان بودیم، اما دیدن این نورانیت، این دلبستگی و دلدادگی را صد چندان کرد. نورانیتی که عرض میکنم، یک نورانیت عادی نیست؛ این چیزی است که تا کسی از نزدیک نبیند، متوجهش نمیشود. نورانیت حضرت آقا مانند یک مغناطیس در اطرافشان بود که هر کسی در اطراف یا حول محور ایشان قرار میگرفت، جذب این مغناطیس وجود نورانیشان میشد. واقعاً مغناطیس وجود ایشان، یعنی همان مغناطیس معنویت و نورانیتشان، بسیار خاص و گیرا بود.
ایکنا ـ در این تشرف ایشان چه نکات فنی یا تجربی را فرمودند؟
در مورد آن دیدار، پس از اجرای برنامه، فرصتی برای گفتوگو حاصل شد. ما در خصوص تواشیح با ایشان صحبت کردیم و عرض کردیم: آقا، اگر نکتهای دارید بفرمایید. ایشان فرمودند که ما در عرصه تواشیح و مدیحهسرایی کمبود داریم و تلاش کنید تا تولیدات بیشتری در این زمینه داشته باشیم. این نکته برای ما بسیار قابل توجه و جذاب بود؛ چرا که پیش از آن، از برخی بزرگان معنوی میشنیدیم که درباره معنا و مفهوم تواشیح یا خواندن ابیاتی به زبان عربی تردید دارند و حتی برخی از آنها به ما و گروههای تواشیح ایراد میگرفتند. اما ایشان برعکس، فرمودند که ما در این عرصه کمبود داریم و تا میتوانید تولید کنید. این نگاه و حمایت ایشان، برای ما بسیار ارزشمند و انگیزهبخش بود.»
ایکنا ـ خبر شهادت ایشان چه تأثیری بر شما گذاشت؟
شنیدن خبر شهادت حضرت آقا بسیار سنگین و سخت بود؛ انگار دنیا روی سرمان خراب شد. وقتی خبر را شنیدم، حقیقتاً زمینگیر شدم. من پدرم را از دست داده بودم، اما خبر شهادت آقا برای ما چنان سخت و جانکاه بود که حتی غم فقدان پدرم به اندازه این غم من را اذیت نکرد؛ هرچند پدر پاره جگر انسان است، اما مورد حضرت آقا، قصه بسیار متفاوت بود؛ زیرا ایشان امید دل ما و تمام شیعیان جهان بودند. میخواهم از آخرین دیدار مردمی ایشان در طلیعه ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۴، یعنی ده روز پیش از شهادتشان، بگویم. این آخرین دیداری بود که ایشان با یک گروه داشتند و بنده توفیق داشتم به عنوان یکی از چهرههای قرآنی خوزستان در این جلسه حضور یابم. ما منتظر آغاز برنامه بودیم و مجری اعلام کرد که جلسه را شروع میکنیم، اما حضرت آقا تشریف نیاورده بودند. برخلاف سالهای قبل که ایشان در ابتدای جلسه حضور مییافتند، این بار اوضاع متفاوت بود. جلسه آغاز شد و اولین بخش برنامه، تلاوت حاج حمید شاکرنژاد بود و سپس بخشهای دیگر اجرا شدند. در حالی که برنامه به بخش پنجم یا ششم رسیده بود، ناگهان حضرت آقا وارد جلسه شدند. با ورود ایشان، ولولهای به پا شد و اشک شوق بر چهرههای همه ما نشست. من هم اشکهایم جاری شد و قلبم آرام گرفت. در آن فاصله که ایشان تشریف نیاورده بودند، قلبم به تپش افتاده بود؛ چون همه میدانستیم در اوج تهدیدات بیسابقه جبههی کفر هستیم و این اخبار را رصد میکردیم. پیش خودم میگفتم اگر ایشان تشریف نیاورند طبیعی است، چون حفظ جان ایشان در چنین برهه حساس و تهدیدآمیزی، از اوجب واجبات است و با این تفکر خودم را دلداری میدادم. تا اینکه الحمدلله ایشان وارد شدند و آرامش به قلب ما بازگشت.
آن چند دقیقهای که ایشان تشریف نیاوردند، تحمل ندیدنشان برایم بسیار سخت بود؛ حالا چه کنیم که باید غم نبودشان را به دل بکشیم. اما الحمدلله که خداوند عنایت کرد و پس از شهادت ایشان، با انتصاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای به رهبری جامعه اسلامی، تا حد زیادی آن غم و اندوه ما تسکین یافت و نگرانیهایمان فروکش کرد. هرچند شهادت آقا برای همه ما سخت و جانکاه است، اما شاکریم که خدا ایشان را رهبر ما قرار داد.
ایکنا ـ کدام آیه قرآن کریم، ایشان را در ذهن شما مجسم میکند؟
حضرت آقا در یکی از سخنرانیهای اخیرشان، آیهای را خطاب به جمعیت حاضر تلاوت کردند. ایشان آیه ۱۳۹ سوره آلعمران را خواندند: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (سست نشوید و غمگین نباشید، که اگر مؤمن باشید، شما برترید). این آیه برای من بسیار اثرگذار بود؛ به گونهای که هرگاه میخواهم حضرت آقا را در ذهنم تجسم کنم یا ایشان را با آیات قرآنی یاد کنم، ناخودآگاه این آیه در ذهنم جاری میشود و ایشان را با این کلام الهی به یاد میآورم.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

