- دوزخ از کجا آغاز میشود
- نام رهبر شهید تا ابد با مقاومت، استقلال و نفی سلطه عجین خواهد بود
- ادای احترام شخصیتهای سیاسی و فرهنگی جهان بر پیکر رهبر شهید انقلاب+ فیلم و عکس
- پیشرفت ۶۰ درصدی قطعه ۹ بزرگراه «کربلا»
- محفل انس با قرآن به یاد رهبر شهید ایران در خرمآباد برگزار شد
- ادای احترام شخصیتهای سیاسی و فرهنگی برخی کشورها به پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب
پرترهای از یک مجاهد گمنام
به قلم حسین شجاعی پژوهشگر جهاددانشگاهی روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ شهید مصباحالهدی باقری همراه با قائد امت به ملکوت اعلی پیوست. شهادت، او را از رنج و تعبی که در این سالها تنش را فرسوده بود آسود. همه میدانستند که مجاهدتهایش مزدی جز شهادت ندارد اما فقدانش باورپذیر نبود. با آنکه در همان ساعات اولیه […]

به قلم حسین شجاعی پژوهشگر جهاددانشگاهی
روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ شهید مصباحالهدی باقری همراه با قائد امت به ملکوت اعلی پیوست. شهادت، او را از رنج و تعبی که در این سالها تنش را فرسوده بود آسود. همه میدانستند که مجاهدتهایش مزدی جز شهادت ندارد اما فقدانش باورپذیر نبود. با آنکه در همان ساعات اولیه اصابت موشک، خبر از شهادتش به گوش میرسید اما همچون شهادت قائد امت هیچکس دوست نداشت چنین خبری را باور کند.
این شهید سعید با وجود پرکاریاش، بیهیاهو و حاشیه زیست. از مظلومیتش همین بس که تاکنون معرفی درخور و شایستهای از او به عمل نیامده. امیدوارم در روزهای آینده بیش از آنچه در این روزها گفته آمده در مورد ابعاد شخصیتی این یاور انقلاب، مجاهد خستگیناپذیر، استاد دانشگاه و انسان وارسته از کسانی که مؤانست بیشتری با او داشتهاند شنیده شود. لذا این یادداشت را میبایست صرفاً دلنوشتی از یک ارادتمند تلقی کرد که به احترام یاد آن شهید والامقام، نگاشته شده است.
شهید مصباحالهدی باقری کنی شخصیتی خوشفکر، خوشخلق و خوشذات بود. کاری بود و وقتش را تلف نمیکرد. دغدغهمندی، پیگیری و دلسوزیاش برای گشودن گرههای انقلاب زبانزد عام و خاص بود. درِ اتاقش تا روز آخر به روی کسی بسته نبود. از دانشجویان سال اول دانشگاه تا مسئولان ردهبالای نظام هر کس که نیاز به مشورت و گفتوگو داشت بیهیچ مشکل و مانعی میتوانست او را ببیند. گفتوگو و حل مشکلات دانشجویان برایش کسر شأن نبود. تا جایی که میتوانست مرهمی بر زخمها بود و همین باعث شده بود تا ملجأ بسیاری از دوستان باشد.
با اینکه از روزگار تلخی دیده بود، اما تلخ نشد. استاد دانشگاه بود اما افادههای معمول اعضای هیئت علمی را نداشت. خودش را رعیتی از اهل کن میدانست. آنقدر خاطره از کن و درختان توت آنجا داشت که کمتر کسی را میتوان دید که با او معاشرت داشته باشد و خاطرهای از آنجا نشنیده باشد.
برایش رشد انسانها مهم بود. از میان آدمهایی که دیدهام خبرهترین فردی بود که در «کار کردن با انسانها» و «کار کردن روی انسانها» استاد بود. همین ویژگیاش هم باعث شد تا نهال مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع) پرشتاب و فراتر از حد انتظارها بالنده شود.
بیاعتنا به دنیا بود. از روی ظاهرش نمیشد تشخیص داد که استاد دانشگاه است، چه رسد به اینکه او را فرزند آیتالله باقری کنی و داماد قائد امت دانست. هیچگاه از موقعیتش سوءاستفاده نکرد. در خانه استیجاری زندگی میکرد و ماشینی پایینتر از سطح توقع داشت. سلامت مالی و مدیریتیاش به حدی بود که ضدانقلاب کوچکترین بهانهای برای تخریبش نداشتند.بهخوبی از پیچوخمهای سیاست آگاه بود و اغراض سوء برخی از اشخاص در ارتباط با خود را میفهمید. پله رشد فرصتطلبان نشد اما همواره پلی میان مردم و رهبری بود.
از انقلابیهای معتدل عصر خویش بود. در موضوعات اجتماعی نه با یک غوره سردیاش میشد و نه با یک مویز گرمیاش. تعصب کور نداشت. همین هم باعث شده بود در دل همه جا داشته باشد. از بازیگر و سلبریتی تا مداح و فعال اجتماعی با او در ارتباط بودند و هیچکس او را تافتهای جدابافته نمیدانست.
پای کار انقلاب بود. از بیتدبیریها میرنجید اما به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستد تلاش میکرد تا چراغی بیفروزد. سبکروح بود. در این دنیای تیره و پرعقده، میکوشید در حد توانش بر نیکی و روشنی زندگی بیفزاید و برای همین محترم بود.
به خاک سپردن او نه فقط برای دوستدارانش بلکه برای دلبستگان به نظام و انقلاب جای غبن و دریغ دارد. خدایش بیامرزد و به ما در فقد آن عزیز صبر دهد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


