- ایران؛ آماده وداع با آقای شهید ایران
- اطلاعنگاشت | حلقههای اعمال محدودیتهای ترافیکی در مراسم وداع با پیکر رهبر شهید
- فیلم | ادای احترام خانواده شهید نصرالله به پیکر مطهر رهبر شهید
- شوک صهیونیستها از ادعای ونس در رابطه با ایران
- پویش ملی ادای احترام به آقای شهید ایران برگزار میشود
- آغاز برنامههای قرآنی اربعین و وداع با قرآنیترین رهبر جهان
نام رهبر شهید تا ابد با مقاومت، استقلال و نفی سلطه عجین خواهد بود
به قلم محمد الایوبی، نویسنده و روزنامهنگار فلسطینی، دارای مدرک لیسانس روزنامهنگاری و رسانه و دکترای حقوق تاریخ، زندگینامه رهبران را در لحظه درگذشت آنها نمینویسد؛ بلکه اغلب پس از فقدان ایشان، شروع به نوشتن پیچیدهترین فصل زندگی آنها میکند. بنابراین، هنگامی که ملتها در آستانه درگذشت رهبران بزرگ قرار میگیرند، صرفاً با افراد وداع […]

به قلم محمد الایوبی، نویسنده و روزنامهنگار فلسطینی، دارای مدرک لیسانس روزنامهنگاری و رسانه و دکترای حقوق
تاریخ، زندگینامه رهبران را در لحظه درگذشت آنها نمینویسد؛ بلکه اغلب پس از فقدان ایشان، شروع به نوشتن پیچیدهترین فصل زندگی آنها میکند. بنابراین، هنگامی که ملتها در آستانه درگذشت رهبران بزرگ قرار میگیرند، صرفاً با افراد وداع نمیکنند، بلکه ضمیر خود را بررسی، مسیر خود را دوباره ارزیابی و افقهای آینده خود را ترسیم میکنند.
در این زمینه، شهادت آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای(قدس سره) چیزی بیش از یک رویداد گذار در تاریخ یک دولت یا گروه است؛ این یک لحظه محوری در آگاهی کل یک ملت و نشانه پایان یک دوران تحولآفرین در یکی از پیچیدهترین و آشفتهترین مناطق جهان است.
صرف نظر از دیدگاههای مختلف در مورد تجربه ایشان، و هر چقدر هم که تفسیرهای میراث او متنوع باشد، سؤال اصلی همچنان باقی است: چگونه میتوانیم نقش این مرد را در شکلدهی به چشمانداز منطقه در چهار دهه گذشته درک کنیم؟ و چه درسهایی میتوان از سرگذشت ایشان گرفت، چه از نظر دولتسازی، مدیریت منازعه، یا ارائه یک چشمانداز تمدنی جایگزین در مواجهه با هژمونی غرب؟
شخصیتی استثنایی در زمان و مکانی استثنایی
آنچه رهبر شهید، سید علی خامنهای، را از دیگر رهبران جهان معاصر متمایز میکند این است که ایشان ابعاد متعددی را در خود جای داده بود که به ندرت در یک رهبر واحد یافت میشود. از یک سو، ایشان یک مرجع دینی بود که پرچم دانش فقهی و حقوقی را بر دوش میکشیدند؛ از سوی دیگر یک رهبر سیاسی بودند که بالاترین مقام اجرایی را در نظامی مبتنی بر ولایت فقیه داشتند؛ و بالاتر از همه، یک نماد انقلابی و ایدئولوژیک بودند که برای دههها، شجاعترین چهره را در مقابله با امپریالیسم و هژمونی غرب، نه تنها در بیاناتش، بلکه در اعمال، تصمیمات و دستورالعملهای استراتژیک خود نیز نشان دادند.
فلسفه مقاومت: از نظریه تا عمل
اگر کلیدی برای فهم اندیشه سیاسی امام خامنهای وجود داشته باشد، آن کلید در مفهوم «مقاومت» به عنوان یک پروژه جامع نهفته است، نه صرفاً یک واکنش نظامی یا سیاسی. از نظر ایشان، مقاومت به خودی خود هدف نیست، بلکه وسیلهای برای دستیابی به استقلال ملی، احیای عزت و ساختن یک مدل توسعه غیروابسته است که بر خوداتکایی متکی بوده و معتقد است که رهایی واقعی با آزادسازی ذهن و دانش، قبل از آزادسازی سرزمین و نهادها، آغاز میشود.
تناقض عمیق گفتمان ایشان در همین جا نهفته است: با وجود لحن تند انقلابیاش، وی در تشخیص چالشهای پیش روی جهان اسلام به طرز چشمگیری واقعبین باقی میماند. ایشان صرفاً هژمونی غرب را محکوم نمیکنند، بلکه تشخیص دقیقی از علل عقبماندگی و ضعف ارائه میدهند و علم و دانش را در صدر اولویتهای احیا قرار میدهند. این ارتباط بین جنبه ایدئولوژیک و عملی همان چیزی است که به پروژه ایشان، علیرغم تمام فشارها و انتقاداتی که با آن مواجه بودهاند، درجهای از تداوم و نفوذ بخشیده است.
میراث در دل ارزیابی تاریخی و پیشبینیهای آینده نهفته است
در بحبوحه این صحنه مهم، مهمترین سؤال همچنان باقی است: تاریخ چگونه تجربه امام خامنهای را تفسیر خواهد کرد؟ آیا تصویر ایشان در آگاهی جمعی بدون تغییر باقی خواهد ماند یا با گذشت زمان تغییر شکل خواهد داد؟
حقیقت این است که هر ارزیابی جدی تاریخی نیاز به فاصله زمانی کافی، ساختارشکنی دقیق زمینهها و تمایز روشن بین دیدگاه نظری و کاربرد عملی دارد. امام خامنهای، مانند سایر رهبران بزرگ، محصول محیط خود بودند و دیدگاه ایشان توسط چالشهای دورانشان شکل گرفت. ایشان به فشارها و فرضیاتی پاسخ دادند که کاملاً تحت کنترل خودشان نبود.
با این حال، آنچه اکنون میتوان تأیید کرد این است که ایشان تأثیری فراموشنشدنی بر تحولات خاورمیانه گذاشتند و نام او برای همیشه با معانی مقاومت، استقلال و رد هژمونی، صرف نظر از اینکه کسی با او موافق باشد یا نباشد، همراه خواهد بود. تجربه ایشان همچنین منبع غنی از مطالب برای محققان و پژوهشگران در زمینههای روابط بینالملل، جامعهشناسی سیاسی، فلسفه انقلابها و نظریه سیاسی در اسلام خواهد بود.
در نهایت، شهادت امام خامنهای(رضوان الله تعالی) همچنان لحظهای محوری در تاریخ ایران و جهان اسلام، و در واقع، در تاریخ کل منطقه است. مردی که عمر خود را دههها صرف تدوین یک پروژه سیاسی و فکری متعالی کرد؛ صرفاً یک رهبر معمولی نبود، بلکه پدیدهای پیچیده و استثنایی بود که پیچیدگیهای منطقه و جهان خود را منعکس میکرد، به سؤالات عمیق پاسخ میداد و همزمان سؤالات بزرگتری را مطرح میکرد.
تاریخ ممکن است قاضی نهایی باشد، اما شکی نیست که این شخصیت در شکلدهی به آگاهی یک نسل کامل نقش داشت، میلیونها نفر را در مسیر رهایی و کرامت الهام بخشید و میراثی از ایدهها و تجربیات را از خود به جای گذاشت که موضوع گفتوگو، نقد و الهام برای نسلهای آینده خواهد بود. در حالی که صحنه کنونی صحنه وداع است، درسهای آموخته شده از این سفر زنده خواهند ماند و با هر نقطه عطف جدید در مسیر ملت به سوی بازیابی نقش تمدنی خود تجدید میشوند. از این منظر، شهادت امام سید علی خامنهای نه تنها وداع با شخصیتی است که نقشی محوری در تاریخ ایران ایفا کرده، بلکه گواهی بر مرحلهای سرنوشتساز در تاریخ منطقه است؛ مرحلهای که سالهای متمادی مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


