- طرح «هر مسجد یک حقوقدان» دسترسی مردم به خدمات حقوقی را تسهیل میکند
- نقشآفرینی دانشآموزان البرزی در آیین تشییع رهبر شهید انقلاب
- اگر رهبری دستور میدادند مذاکره نشود، قطعاً اطاعت میکردیم
- امام شهید، اسلام سیاسی و فرهنگ مقاومت را احیا کرد
- شورای مسلمانان کانادا برداشتن اجباری چفیه دانشآموز فلسطینی را محکوم کرد
- دانشگاه فرهنگیان، خشت اول نظام آموزشی کشور است
«مثلی لایبایع مثله»؛ استراتژی امام حسین(ع) در برابر یزید
حجتالاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داده، نوشت: واکنشها به مرگ معاویه پسر ابوسفیان بین سرآمدان جامعه اسلامی در سال ۶۱ هجری متفاوت بود که از تفاوت در نگاهها و مبانی ناشی میشد. بسیاری از این رویداد شادماناند. برخی آن را رهایی از […]
حجتالاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داده، نوشت: واکنشها به مرگ معاویه پسر ابوسفیان بین سرآمدان جامعه اسلامی در سال ۶۱ هجری متفاوت بود که از تفاوت در نگاهها و مبانی ناشی میشد. بسیاری از این رویداد شادماناند. برخی آن را رهایی از سلطه مردی که رنجها و شکافهای اجتماعی و سیاسی زیادی را بر جامعه تحمیل کرده و استبداد ورزیده، حمل کردند و عدهای آن را فرصتی شمرده برای بازپسگیری قدرت از حزب سفیانی و گروهی آن را مجالی برای خروج سرزمینشان از سلطه شام و برخی هم که مترصد فرصتی برای دستیابی به قدرت و حکومت بوده، نگاهها به اوضاع و سایر رقیبان دوختند و روزشماری میکردند.
اما بسیاری از چشمها به شخصیتی دوخته شده و در انتظار واکنش او نشستهاند و زمانی نگذشت که جمع زیادی او را مخاطب ساخته و خواهان به دست گرفتن زمام امور و ادامه مسیر پدرش امام علی(ع) شدند. اما وی به مسئولیت الهی خویش میاندیشد و نگاهش به آینده جامعه و دیانت محمدی است و بهعنوان فرد مسلمان متعهد در قبال تحولات جامعه و سرنوشت مردم و اسلام، خود را مسئول میداند.
رفتارش واکنش به رفتن حاکم و بر آمدن حاکمی صرفاً مستبد نیست، با دانش و صلاحیتهای بالایی که دارد و همه نخبگان جامعه بدان معترفاند، هیچ نوع مشروعیت عرفی، عقلی و شرعی برای تکیه زدن پسر فاسد معاویه بر کرسی زمامداری مسلمین نمییابد و هیچ گریزی جز مبارزه آشکار با حکومتی که علنا به فسق، فساد و تخطی از شریعت و مخالفت با اسلام روی آورده و حاکمی که بدین خصوصیات شهره است، ندارد.
بنابراین در همان آغاز فراخوان حکومت به همراهی و اعلام بیعت، به صراحت تمام، راهبرد تقابل و مبارزه را در جلسه عوامل دولت سفیانی اعلام میدارد. آن راهبرد که در عبارتی کوتاه ولی پرمضمون، روشن و گویا بیان شد، تابلویی درخشان از یک مکتب و سلوکی را به نمایش گذاشت که بر تارک جهان و جوامع اسلامی میدرخشد و هشداری بود بر بیاعتباری جریان اموی حاکم و معیار و سنجهای ساخت در مبارزه با فساد و قدرتهای نامشروع و فاسد.
کلام گوهرینی که امام حسین(ع) در طلیعه نهضت بزرگش بیان کردند، روح و جوهره حرکتش را به نمایش گذاشت و پژواک آن از آن مجلس کوچک در جهان تابید و مانا شد. امام فرمودند: «مثلی لایبایع مثله».
او به عنوان رهبر جامعه، به مسئولیت خطیر و رسالت دینی خود اندیشه کرد و بین بقای دیانت و محو رسالت نبوی، جهاد را تنها راه نجات امت و بقای دیانت برگزید و راهبرد مقابله تمام عیار با حکومت فاسد و حاکم مفسد را در پیشگرفت.
همه محاسباتش وی را بدین نتیجه رساند که اساس شریعت و رسالت نبوی و حکومت اسلامی در معرض خطر و اضمحلال جدی و بنیادی قرار گرفته است و اگر پدر بزرگوار و برادر ارجمندش نیز در چنین موقعیتی بودند، چنین میکردند و مثل یزیدی را به زمامداری نمیپذیرفتند و به انحراف و فساد فراگیر و آشکار دولت سفیانی رضایت نمیدادند و سکوت و مماشات نمیکردند.
حضرت در اتخاذ این استراتژی اولاً به عنوان امام جامعه و جانشین پیامبر خدا و ثانیاً تنها باقیمانده از مردان شجره پاک نبوت و هم به عنوان یک مسلمان مسئول، اندیشه و اقدام کردند اما از منظر امامت، باید گفت که امام در گفتمان قرآن کریم و مکتب اهل بیت(ع)، همان مسئولیت انبیا را عهدهدار است که اقامه دین خدا و تعقیب، هدف رسالت پیامبر در جامعه باشد.
چنانکه قرآن در آیه ۱۳ سوره شوری، اقامه دین را از اهداف بعثت پیامبران معرفی میکند و میفرماید: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ؛ خدا شرع و آیینی که برای شما مسلمین قرار داد حقایق و احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی هم آن را سفارش نمودیم که دین خدا را بر پا دارید و هرگز تفرقه و اختلاف در دین مکنید. مشرکان را که به خدای یگانه و ترک بتان دعوت میکنی (قبولش) بسیار در نظرشان بزرگ میآید.
(باری از انکار آنها میندیش که) خدا هر که را بخواهد به سوی خود (و مقام رسالت خویش) برمیگزیند و هر که را به درگاه خدا به تضرّع و دعا باز آید هدایت میفرماید.»
امام حسین(ع) به کرسی نشستن فرد فاسدی مانند یزید را نه تنها با اقامه دین خدا ناسازگار میداند بلکه زمامداریاش را سبب محو دیانت و شریعت معرفی میکند، بنابراین وقتی به حضرت پیشنهاد پذیرش و اعلام وفاداری به حکمرانی زاده معاویه میشود، میفرماید: « اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ وَعَلَى الاِْسْلامِ الْسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِيَتِ الاُْمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزيدَ.»
ذکر استرجاع یعنی پذیرش این حکومت از سوی من، مساوی با ختم و پایان اسلام. بنابراین مثل او که امام و پیشوای جامعه است، تن به حاکم و حکومتی مثل یزید دادن شایسته و سزاوار نباشد و چنین نمیکند بلکه جهاد را بر میگزیند و عزت و شرافتی ماندگار میآفرینند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


