امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 16 محرم 1448
شناسه خبر : 370324
  پرینت تاریخ انتشار : 01 جولای 2026 - 10:58 | 7 بازدید

حس شاعرانه در پیوند با حقیقت، هنر ماندگار می‌آفریند

به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، محمود براتی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان در هفتمین محفل شعر گوهرشاد بانوان اصفهان، ویژه خادم‌یاران رضوی که عصر سه‌شنبه، ۹ تیرماه در حوزه هنری استان اصفهان برگزار شد، با خوانش ابیاتی از شعر «شیر حق» از مولانا درباره اخلاص و حضرت علی(ع) اظهار […]

حس شاعرانه در پیوند با حقیقت، هنر ماندگار می‌آفریند


محمود براتی، عضو هیئت علمی گروه ادبیات فارسی دانشگاه اصفهانبه گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، محمود براتی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان در هفتمین محفل شعر گوهرشاد بانوان اصفهان، ویژه خادم‌یاران رضوی که عصر سه‌شنبه، ۹ تیرماه در حوزه هنری استان اصفهان برگزار شد، با خوانش ابیاتی از شعر «شیر حق» از مولانا درباره اخلاص و حضرت علی(ع) اظهار کرد: یکی از جنبه‌های ضروری سرودن شعر‌، اخلاص است؛ چراکه فرد با اخلاص فقط برای خواست خداوند کاری را انجام می‌دهد.

وی موضوع سخنان خود را حس شاعرانه و ارتباط آن با جهان هستی بیان کرد و ادامه داد: ارتباط شاعر با جهان هستی، با عنوان «حس شاعرانه» شناخته می‌شود. زیبایی در شعر به معنای زیبایی ظاهری نیست، بلکه باید زیبایی باطنی یا والایی را نیز در خود داشته باشد. مجسمه‌ای از یخ را می‌توان به‌خوبی صیقل داد و به زیبایی خلق کرد، اما اگر در آفتاب قرار گیرد، در کوتاه‌ترین زمان آب می‌شود و از بین ‌می‌رود؛ این مجسمه زیبایی دارد، ولی والایی ندارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان تصریح کرد: از سوی دیگر، مجسمه‌ای از جنس آهن را نمی‌توان به‌خوبی صیقل داد و به زیبایی ظاهری آراست، در حالی‌که مقاومت و والایی ویژه‌ای دارد. بنابراین، زیبایی و والایی را باید با یکدیگر متعادل و هماهنگ کرد. هیچ والایی‌ای بالاتر از ائمه معصومین(ع) نیست؛ چراکه آنان به زیبایی و والایی زیسته‌اند. بنابراین، هر کسی که حس شاعری دارد، باید شعر خود را در راستای زیبایی و والایی رشد دهد. هنر نمی‌تواند در سطح متوسط باقی بماند، بلکه باید میل به حرکت به‌ سمت والایی داشته باشد.

شعر والا و ماندگار چگونه خلق می‌شود

وی با تشبیه شعر به مثلث گفت: شعر والا، سروده‌ای است که عوام آن را دریابند و خواص بپسندند. اگر در این مثلث، شاعر رأس اصلی، مخاطب رأس دوم و حقیقت رأس سوم باشند، وجود متعادل هر سه باعث خلق شعر ماندگار می‌شود. در صورتی که شاعر فقط برای مخاطب نزدیک، یعنی خانواده یا دوستان شعر بگوید و مورد تحسین آنان قرار گیرد، شعر او مانند فنری فشرده می‌شود که به‌سوی مخاطب گرایش دارد و محدود به زمان است. در صورتی که مخاطب تغییر کند، ارزش و اعتبار شعر نیز کاهش می‌یابد.

براتی، اصفهان را شهر شاعرپروری و هنرمندپروری دانست و بیان کرد: ارتباط شاعر با محیط اطراف یا هستی نیز باید در حالت تعادل قرار داشته باشد؛ در غیر این صورت، شعر باز هم به شیوه دیگری خفه می‌شود و رشد نمی‌کند. در نهایت، این مخاطب جدی و سختگیر در محیط پرورش‌دهنده انسان‌های مستعد، باعث رشد و ارتقای شعر و شاعر می‌شود. همچنین، اگر شاعر نسبت به حقیقت بی‌تفاوت باشد، باز هم از شعر خود بازمی‌ماند.

وی افزود: بهترین شعر، آن است که به‌صورت مثلثی متساوی‌الاضلاع یا حداقل متساوی‌الساقین ترسیم شده باشد تا شمول بیشتری داشته باشد. به همین سبب، شعر شاعرانی مانند حافظ، امروز نیز طرفداران خاص خود را دارد، چراکه شعر او به دوره زمانی خودش محدود نیست. معمولاً غایت همه هنرها به شعر منسوب می‌شود؛ به‌طوری که فیلم‌ها یا نقاشی‌ها یا دیگر آثار هنری بسیار معروف و زیبا را اثر شاعرانه می‌نامند و آن را دارای حس شاعری معرفی می‌کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان تأکید کرد: اثری که واقعاً حس شاعرانه در خود داشته باشد، با اخلاص و در حال و هوای خاصی خلق می‌شود. هر محتوای هنری‌ دارای جنبه خبر، نظر یا هنر است. هر یک از این جنبه‌ها را به‌خوبی می‌توان در «تاریخ بیهقی» مشاهده کرد. مخاطب هیچ‌گاه از چنین اثری خسته و دلزده نمی‌شود. بنابراین، شاعر به جز خبررسانی، وظیفه ارتقای کیفیت محتوا را نیز برعهده دارد.

وی در خصوص طبع ادامه داد: شاعری طبع روان می‌خواهد. یکی از ابزار زلال‌کردن طبع، خوانش شهرهای سهل و ممتنع و هم‌نشینی با بزرگان است؛ در این سبک از شعر، همه ارکان جمله در جای خود قرار دارند و شاعر تغییرات چندانی در سخن‌گفتن معمول خود ایجاد نکرده است. بنابراین، طبع شاعر چنان روان شده که به سخن شبیه است. در نتیجه می‌توان گفت، طبع اهمیت بسیاری در سرودن شعر دارد.

به بیان براتی، در نهایت، تخیل، نقطه اشتراک همه هنرهاست. البته تخیل با خیال‌پردازی و خیال‌بافی تفاوت بسیاری دارد؛ ولی مقصود در این زمینه خیال کنترل‌شده و پرورش‌یافته است. بنابراین، تخیل همراه با طبع، در آمیزش با تفکر موجب خلق هنر می‌شود‌. بنابراین، خیال محتوای اصلی خلق هنر است.

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.