ماندگاری نهضت حسینی نتیجه ترکیب «مقاومت» و «جهاد تبیین» است
نهضت عاشورا در طول تاریخ الهامبخش ملتها و جریانهایی بوده است که در برابر ظلم، سلطه و زیادهخواهی ایستادگی کردهاند. از این منظر، محرم و منابر حسینی تنها مجالس سوگواری نیستند، بلکه ظرفیتی مهم برای تبیین مفاهیمی همچون مقاومت، عزت، استقامت و اعتماد به وعده الهی به شمار میروند. در شرایطی که گفتمان مقاومت به یکی […]
نهضت عاشورا در طول تاریخ الهامبخش ملتها و جریانهایی بوده است که در برابر ظلم، سلطه و زیادهخواهی ایستادگی کردهاند. از این منظر، محرم و منابر حسینی تنها مجالس سوگواری نیستند، بلکه ظرفیتی مهم برای تبیین مفاهیمی همچون مقاومت، عزت، استقامت و اعتماد به وعده الهی به شمار میروند.
در شرایطی که گفتمان مقاومت به یکی از مؤلفههای اصلی تحولات منطقه تبدیل شده و ملت ایران نیز در مقاطع مختلف جلوههایی از انسجام و ایستادگی را به نمایش گذاشته است، ایکنا در گفتوگو با کارشناسان به بررسی نسبت میان فرهنگ عاشورا و مقاومت، نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی در ترویج این گفتمان و ظرفیت محرم برای تبیین دستاوردهای ایستادگی در برابر دشمنان پرداخته است.
بیشتر بخوانید:
در همین راستا ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین سیدیدالله شیرمردی، پژوهشگر نهجالبلاغه و مدرس حوزه و دانشگاه، گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ ماه محرم و نهضت عاشورا چه ظرفیتی برای تقویت وحدت و انسجام ملی در جامعه دارند؟
این پرسش از مسائل مهم و ریشهداری است که پاسخ به آن نیازمند توجه به یکی از بنیادیترین آموزههای عاشورا، یعنی جهاد تبیین، است. اگر جهاد تبیین بهدرستی انجام شود و آنچه قرآن کریم از آن با عنوان «بلاغ مبین» یاد میکند محقق شود، بسیاری از انحرافات و فتنهها شکل نخواهد گرفت.
یکی از مهمترین عوامل وقوع حادثه عاشورا، تحریف حقیقت و غلبه جنگ رسانهای و فرهنگی دشمن بود. در آن دوران تلاش شد چهرهای نادرست از امام حسین(ع) به جامعه ارائه شود. حکومت اموی با بهرهگیری از ابزارهای تبلیغاتی و رسانهای آن زمان، تلاش کرد افکار عمومی را نسبت به حقیقت نهضت حسینی منحرف کند.
برای نمونه، فردی به نام شریح قاضی با صدور فتوایی ساختگی و انحرافی مدعی شد که امام حسین(ع) علیه حاکم مسلمانان قیام کرده و از دین خارج شده است. این روایت جعلی بهسرعت در جامعه منتشر شد و زمینه فریب افکار عمومی را فراهم کرد.
نکته قابل تأمل این است که بسیاری از کسانی که در برابر امام حسین(ع) قرار گرفتند، نه مردم سرزمینهای دوردست، بلکه همان مردم کوفه بودند؛ شهری که سالها مرکز حکومت امیرالمؤمنین(ع) بود و بسیاری از آنان امام حسین(ع) را از نزدیک میشناختند. آنان سابقه حضور در خطبهها و مجالس امیرالمؤمنین(ع) را داشتند و با جایگاه اهلبیت(ع) آشنا بودند، اما در اثر تبلیغات گسترده و تحریف حقایق، گرفتار خطای تشخیص شدند.
نتیجه این جنگ روایتها آن شد که گروهی از مردم، در حالی که خود را اهل عبادت و دینداری میدانستند، در برابر فرزند پیامبر(ص) صفآرایی کردند. آنان نماز میخواندند، مناسک دینی را انجام میدادند و خود را مدافع دین معرفی میکردند، اما به دلیل فقدان بصیرت و تأثیرپذیری از تبلیغات انحرافی، در جبهه باطل قرار گرفتند.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که هرگاه آگاهیبخشی، روشنگری و جهاد تبیین در جامعه تضعیف شود، زمینه نفوذ دشمن، گسترش تحریف و شکلگیری شکافهای اجتماعی فراهم خواهد شد. از همین رو، محرم و مجالس حسینی میتوانند نقش مهمی در افزایش بصیرت عمومی، تقویت وحدت حول محور حق و جلوگیری از تکرار خطاهای تاریخی ایفا کنند.
ایکنا ـ با توجه به تجربه تاریخی عاشورا، منابر و مجالس حسینی امروز چه نقشی در افزایش بصیرت عمومی و جلوگیری از تکرار خطاهای تاریخی دارند؟
اگر جهاد تبیین در دوران امام حسین(ع) بهدرستی انجام میشد، بسیاری از مردم گرفتار آن تحریف بزرگ نمیشدند. کسانی که امام حسین(ع) را «خارجی» معرفی میکردند، در واقع با یک عملیات گسترده رسانهای و فرهنگی، حقیقت را وارونه جلوه داده بودند.
مگر نه این است که پیامبر اکرم(ص) بارها درباره جایگاه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) سخن گفته بودند؟ مگر نه اینکه آن حضرت فرمودند: «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة» و یا تأکید کردند که حسن و حسین(ع) امام هستند، چه قیام کنند و چه صلح را برگزینند؟ این معارف در میان مسلمانان شناخته شده بود، اما وقتی تبیین صحیح کنار گذاشته شد و تحریف جای آن را گرفت، جامعه دچار انحراف شد.
اگر افرادی مانند عمر سعد و دیگر چهرههای شناختهشده آن روزگار که این سخنان پیامبر(ص) را شنیده بودند، حقیقت را برای مردم بازگو میکردند و در برابر تحریفها میایستادند، بسیاری از حوادث تلخ عاشورا رخ نمیداد اما سکوت خواص و غلبه تبلیغات انحرافی موجب شد دهها هزار نفر در برابر فرزند پیامبر(ص) صفآرایی کنند.
از این رو، نقش منبر و خطابه بسیار تعیینکننده است. منبر تنها محل بیان مصائب و احساسات نیست، بلکه مهمترین کارکرد آن بصیرتبخشی و روشنگری است. اگر بصیرت در منبر وجود نداشته باشد، ممکن است جامعه در برابر فتنهها منفعل شود و نتواند حق را از باطل تشخیص دهد.
تاریخ عاشورا نشان میدهد که بسیاری از کسانی که در جبهه مقابل امام حسین(ع) قرار گرفتند، افراد بیدین یا منکر اسلام نبودند؛ آنان نماز میخواندند، شهادتین بر زبان جاری میکردند و حتی اقدام خود را مقدس میپنداشتند، اما به دلیل فقدان بصیرت و گرفتار شدن در دام تبلیغات انحرافی، در مسیر نادرست قرار گرفتند.
ایکنا ـ این تجربه تاریخی چه پیامی برای خطبا و سخنرانان مذهبی در شرایط امروز دارد؟
امروز نیز خطبا، سخنرانان و فعالان فرهنگی مسئولیت سنگینی بر عهده دارند. آنان باید علاوه بر تسلط بر معارف دینی و منابع تاریخی، نسبت به مسائل روز جامعه و تحولات جاری نیز شناخت و آگاهی کافی داشته باشند.
منبر زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که علاوه بر انتقال معارف دینی، قدرت تحلیل و بصیرتافزایی را نیز در جامعه تقویت کند. خطیب دینی باید بتواند میان آموزههای قرآن و اهلبیت(ع) با مسائل روز پیوند برقرار کند و مخاطب را در شناخت حقایق یاری دهد.
مطالعه مستمر، آگاهی از تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و شناخت دقیق جریانهای فکری و رسانهای از ضرورتهای کار تبلیغی امروز است. هرچه سطح آگاهی و بصیرت در منابر افزایش یابد، جامعه در برابر تحریف، عملیات روانی و جنگ رسانهای دشمن نیز مقاومتر خواهد شد.
عاشورا به ما میآموزد که غفلت از جهاد تبیین و روشنگری میتواند جامعه را با خسارتهای بزرگی مواجه کند. از این رو، منبر حسینی باید همواره سنگر آگاهیبخشی، بصیرتافزایی و دفاع از حقیقت باشد.
ایکنا ـ شما بر اهمیت جهاد تبیین تأکید کردید. در شرایط کنونی، خطبا و سخنرانان مذهبی برای ایفای این نقش چه الزاماتی پیش رو دارند؟
امروز دیگر نمیتوان بدون شناخت دقیق از مسائل روز، تحولات سیاسی، رسانهای و فرهنگی به تبیین معارف دینی پرداخت. خطیب و منبری باید نسبت به فضای رسانهای جامعه، جنگ روانی دشمن و جریانهای تأثیرگذار بر افکار عمومی شناخت کافی داشته باشد.
مردم به سخنان علما، خطبا و منبریها اعتماد دارند و از آنان تأثیر میپذیرند. از این رو، اگر سخنی بدون پشتوانه کافی، بدون شناخت دقیق از واقعیتها یا بدون توجه به شرایط روز بیان شود، میتواند آثار و پیامدهای نامطلوبی در جامعه بر جای بگذارد.
امیرالمؤمنین(ع) جهاد را به گونههای مختلف تقسیم میکنند؛ جهاد با جان، جهاد با مال و جهاد با زبان. منبر و تبلیغ دینی نیز مصداقی از جهاد با زبان است. همانگونه که جهاد نظامی آداب، قواعد، فنون و الزامات خاص خود را دارد، جهاد تبیین و جهاد با زبان نیز نیازمند دانش، مهارت، بصیرت و شناخت شرایط است.
یکی از مهمترین اصول در این عرصه، توجه به مسئله وحدت است. گاهی ممکن است مطالبی درست و قابل طرح باشند، اما بیان آنها در یک مقطع زمانی خاص به مصلحت جامعه نباشد یا نحوه طرح آن موجب سوءبرداشت، اختلاف یا تفرقه شود. هنر خطیب و مبلغ دینی آن است که حقایق را به گونهای بیان کند که ضمن روشنگری، موجب انسجام، آرامش و همبستگی جامعه شود.
ایکنا ـ نسبت میان شور و شعور حسینی و پیوند فعالان این عرصه را با فعالان میدان و دیپلماسی چگونه ارزیابی میکنید؟
این موضوع از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. همانگونه که شور و حماسه حسینی باید با شعور، بصیرت و شناخت همراه باشد، میان عرصههای فرهنگی، میدانی و دیپلماتیک نیز باید هماهنگی و همافزایی وجود داشته باشد.
مراسم محرم، مجالس حسینی و فضای فرهنگی جامعه نباید جدا از واقعیتهای میدانی و تحولات سیاسی کشور دیده شوند. از سوی دیگر، تصمیمگیریها و اقدامات در حوزههای میدانی و دیپلماسی نیز باید از ظرفیتهای فرهنگی و معنوی جامعه بهره ببرند.
به نظر میرسد یکی از نیازهای امروز، تقویت ارتباط و گفتوگوی مستمر میان فعالان عرصه تبلیغ و فرهنگ دینی، مسئولان حوزههای میدانی و همچنین دیپلماتها و تصمیمگیران سیاسی است. این تعامل میتواند به درک بهتر نیازها، ظرفیتها و اولویتهای هر حوزه کمک کند.
خطبا، ائمه جمعه، فعالان فرهنگی، مسئولان اجرایی، فرماندهان و دستاندرکاران سیاست خارجی هر یک بخشی از ظرفیت کشور را نمایندگی میکنند. هرچه ارتباط و همافزایی میان این بخشها بیشتر شود، امکان بهرهگیری از ظرفیتهای ملی نیز افزایش خواهد یافت.
اگر میان عرصه فرهنگ، میدان و دیپلماسی هماهنگی لازم وجود نداشته باشد، ممکن است هر بخش مسیر خود را دنبال کند و از ظرفیتهای متقابل بهخوبی استفاده نشود. در حالی که هماهنگی و تبادل مستمر دیدگاهها میتواند زمینهساز انسجام بیشتر و تحقق بهتر اهداف کلان کشور باشد.
ایکنا ـ برای تحقق این همافزایی میان عرصههای فرهنگی، میدانی و دیپلماتیک چه اقداماتی ضروری است؟
نتیجه مطلوب زمانی حاصل میشود که از منبر، میدان، دیپلماسی و مجموعه دستگاههای اجرایی کشور یک صدای واحد و منسجم به جامعه و جهان مخابره شود. البته این وحدت به معنای حذف دیدگاهها و نقدهای کارشناسی نیست، بلکه به معنای حرکت در چارچوب یک راهبرد کلان و مشترک است.
در نظام جمهوری اسلامی، پس از جمعبندی نهایی و اعلام سیاستهای کلان از سوی رهبری و حاکمیت، همه بخشها باید در مسیر تحقق آن سیاستها هماهنگ عمل کنند. این هماهنگی، هم یک ضرورت عقلانی و هم یک الزام برای حفظ انسجام ملی و پیشبرد اهداف کشور است.
البته این بدان معنا نیست که نقدها، دیدگاههای کارشناسی و پیشنهادهای اصلاحی مطرح نشود. برعکس، لازم است سازوکارهایی برای طرح و بررسی نقدها و نظرات متخصصان در حوزههای مختلف وجود داشته باشد تا تصمیمگیریها از پشتوانه فکری و کارشناسی بیشتری برخوردار شوند.
در عرصه دیپلماسی، مسائل فرهنگی و تبلیغی و حتی دیدگاههای فعالان میدان نیز باید مورد توجه قرار گیرد و از سوی دیگر، فعالان فرهنگی و رسانهای نیز لازم است درک دقیقی از اقتضائات و محدودیتهای عرصه سیاست خارجی داشته باشند. این تعامل دوسویه میتواند به تصمیمسازیهای دقیقتر و مؤثرتر منجر شود.
همین مسئله درباره حوزههای مختلف کشور نیز صادق است. میان منبر، دانشگاه، رسانه، نهادهای فرهنگی، عرصههای میدانی و دستگاههای اجرایی باید ارتباطی مستمر و سازنده وجود داشته باشد تا ظرفیتهای هر بخش در خدمت اهداف مشترک قرار گیرد.
اگر هماهنگی و همافزایی میان این حوزهها شکل نگیرد، حتی در صورت دستیابی به برخی موفقیتها، امکان بهرهبرداری کامل از ظرفیتها فراهم نخواهد شد. در مقابل، هرچه انسجام و هماهنگی بیشتر باشد، زمینه تحقق اهداف و دستاوردهای بزرگتر نیز فراهمتر خواهد شد.
آموزههای دینی نیز بر همین اصل تأکید دارند. وحدت، همدلی و حرکت جمعی از مهمترین عوامل موفقیت جوامع است و همانگونه که در روایات آمده است، دست خداوند با جماعت و همراهی مؤمنان است. از این رو، تقویت انسجام و هماهنگی میان همه بخشهای اثرگذار جامعه باید به عنوان یک اولویت مورد توجه قرار گیرد.
ایکنا ـ یکی از محورهای مهم در تحلیل نهضت عاشورا، نسبت میان «مقاومت» و «تسلیم» و آثار هر یک در تاریخ اسلام است. این موضوع را چگونه تبیین میکنید؟
یکی از پیامهای بنیادین قیام امام حسین(ع) این است که هزینه مقاومت، به مراتب کمتر از هزینه تسلیم است. این حقیقتی است که هم در سیره عاشورا و هم در تاریخ بشر به روشنی قابل مشاهده است.
در طول تاریخ هر جا ملتها و جوامع دچار تسلیم در برابر ظلم شدند، آسیبها و فاجعههای بزرگی رقم خورد. اما در مقابل، قیام امام حسین(ع) با وجود آنکه در ظاهر به شهادت انجامید، در حقیقت به پیروزی ماندگار منتهی شد؛ چرا که خون بر شمشیر غلبه کرد و مکتب عاشورا در طول تاریخ زنده و جهانی باقی ماند.
امروز پس از گذشت قرنها، نام یزید و جریان او در تاریخ به عنوان یک مقطع محدود شناخته میشود اما نام و مکتب امام حسین(ع) روز به روز در جهان گسترش یافته و جهانیتر شده است. نمونه روشن آن، برگزاری مراسمهایی مانند «شیرخوارگان حسینی» در دهها کشور جهان است که نشان میدهد پیام عاشورا مرزهای جغرافیایی را درنوردیده است.
اگر نقش حضرت زینب(س) و جهاد تبیین ایشان را در امتداد عاشورا در نظر بگیریم، به خوبی درمییابیم که ماندگاری این نهضت، نتیجه ترکیب «مقاومت» و «جهاد تبیین» بوده است. بنابراین مقاومت صرفاً یک انتخاب احساسی نیست، بلکه یک محاسبه دقیق و عقلانی است.
در منطق الهی، هر کس در مسیر خداوند گام بردارد، مشمول نصرت الهی خواهد شد؛ چنانکه قرآن کریم وعده داده است هر کس خدا را یاری کند، خداوند او را یاری خواهد کرد. این یک سنت قطعی الهی در تاریخ است.
در نقطه مقابل، هر جا تسلیم در برابر ظلم و انحراف رخ داده، آثار آن در طول تاریخ باقی مانده است. حتی برخی رخدادهای تاریخی مانند ماجرای کوفه و کوتاهی خواص، یا حوادثی چون سقیفه، نشان میدهد که کنار گذاشتن مقاومت و بصیرت، میتواند مسیر یک امت را برای قرنها تحت تأثیر قرار دهد.
بنابراین پیام روشن عاشورا این است که مقاومت، نهتنها یک وظیفه دینی، بلکه یک انتخاب راهبردی برای حفظ هویت، عزت و آینده جامعه است. هر جامعهای که این منطق را درک کند، میتواند در برابر فشارها و تهدیدها ایستادگی کرده و مسیر پیشرفت خود را حفظ کند.
ایکنا ـ با توجه به تجربه تاریخی صدر اسلام، انحرافات و تفرقههای امت اسلامی تا چه اندازه ناشی از عدم مقاومت و عدم تبعیت از مسیر معرفیشده در غدیر و سیره پیامبر(ص) است؟
امروز اگر به وضعیت امت اسلامی نگاه کنیم، میبینیم دهها گروه و گرایش و نزدیک به هفتاد ملت در جهان اسلام وجود دارد که هر یک خود را بر حق میدانند. در حالی که اگر به توصیههای پیامبر اکرم(ص) توجه میشد و مسیر ولایت بهدرستی دنبال میگردید، بسیاری از این اختلافات و تفرقهها شکل نمیگرفت.
پیامبر(ص) مسیر هدایت را در واقعه غدیر بهروشنی معرفی کردند، اما پس از آن، در ماجرای سقیفه و وقایع پس از آن، اگر جامعه اسلامی در برابر انحرافات مقاومت میکرد و از حق دفاع میشد، بسیاری از شکافهای تاریخی در امت اسلام به وجود نمیآمد. امروز بخش قابل توجهی از جنگها و درگیریهای جهان اسلام، نتیجه همان تفرقههای تاریخی و عدم ایستادگی در برابر انحرافات اولیه است.
در طول تاریخ، هر جا جریانهای حقطلب برای اصلاح مسیر وارد میدان شدند، مانند برخی نهضتها و حرکتهای عدالتخواهانه، اگرچه توانستند مدتی اثرگذار باشند، اما به دلیل تداوم همان انحرافات ساختاری، این جریانها نیز در مقاطعی سرکوب یا محدود شدند و نتوانستند به صورت پایدار به نتیجه برسند.
اگر در همان مقاطع حساس تاریخی، از جمله در ماجرای سقیفه، یا در حمایت از امیرالمؤمنین(ع) در جنگهای صفین و جمل، یا در همراهی با امام حسن(ع)، انسجام و مقاومت لازم شکل میگرفت، امروز امت اسلامی با حجم عظیمی از اختلافات، درگیریها و خسارتهای تاریخی مواجه نبود.
واقعیت این است که تفرقه، نتیجه فاصله گرفتن از حقیقت و عدم تبعیت از مسیر الهی است. هر جا امت اسلامی بهجای وحدت حول حق، دچار تشتت و اختلاف شد، زمینه برای سوءاستفاده دشمنان و گسترش درگیریهای داخلی فراهم گردید.
امروز نیز پیام اصلی برای امت اسلامی بازگشت به وحدت، تبعیت از حق و پرهیز از اختلافافکنی است. اگر این مسیر بهدرستی طی شود، ظرفیت عظیم امت اسلامی میتواند به جای تقابلهای داخلی، در مسیر عزت، اقتدار و همافزایی جهان اسلام قرار گیرد.
ایکنا ـ با توجه به نقش حضرت زینب(س) و بازماندگان حادثه کربلا در تداوم پیام عاشورا، امروز چه نسبتی میان «روایت صحیح» و «واقعیت تاریخی» باید برقرار شود و چه الگویی میتوان از آن برای امروز گرفت؟
قیام عاشورا به واسطه حضرت زینب(س) و بازماندگان حادثه کربلا در برابر روایت تحریفشده یزیدیان ماندگار شد و همین مسئله باعث شد که روایت حق بر روایت باطل غلبه پیدا کند. از این تجربه تاریخی باید بهعنوان یک الگوی جدی در عصر امروز استفاده کنیم.
راه درست در این مسیر، افزایش سطح مطالعه و آگاهی عمومی است. جامعه، بهویژه نسل جوان، باید با تاریخ اسلام، سیره اهلبیت(ع) و معارف دینی آشنا شود. این یک ضرورت است که هم از طریق نظام آموزشی، هم رسانه ملی و هم فضای مجازی دنبال شود؛ در غیر این صورت نمیتوان انتظار داشت جامعه در برابر تحریفها مقاوم بماند.
نکته مهم این است که میان «واقعیت» و «حقیقت» تفاوت وجود دارد. ممکن است یک رخداد، واقعیت تاریخی داشته باشد، اما به معنای حقانیت آن نیست. بهعنوان مثال، یزید یک واقعیت تاریخی است، اما حقیقت او حقانیت نیست؛ او باطل است. بنابراین ما باید در روایتگری، صرفاً به بیان وقایع اکتفا نکنیم، بلکه حقیقت را نیز تبیین کنیم.
حضرت زینب(س) در خطبههای خود در کوفه، شام و مسیر بازگشت، تنها به بیان واقعیتها بسنده نکردند، بلکه حقیقت حادثه را نیز آشکار کردند. امام سجاد(ع) نیز در ادامه همین مسیر، اجازه ندادند که روایت باطل بر افکار عمومی غلبه کند. نتیجه این جهاد تبیین، تبدیل یک فاجعه ظاهری به یک مکتب زنده و الهامبخش در تاریخ شد.
امروز نیز اگر ما تنها به بیان واقعیتها اکتفا کنیم و از تبیین حقیقت غفلت کنیم، ممکن است دچار خطای تحلیل شویم. قرآن کریم نیز ما را به «تواصوا بالحق» دعوت میکند؛ یعنی صرف نقل وقایع کافی نیست، بلکه باید جامعه را به سمت حقیقت هدایت کرد.
در تاریخ اسلام نیز بسیاری از شخصیتها و جریانها تنها در سطح واقعیت قابل مشاهدهاند، اما حقیقت آنها متفاوت است. به همین دلیل است که در قرآن کریم از برخی جریانها بهعنوان باطل یاد شده، حتی اگر در ظاهر دارای قدرت و نفوذ بودهاند.
امروز نیز در فضای رسانهای و اجتماعی باید مراقب باشیم که روایتها صرفاً مبتنی بر واقعیتهای سطحی نباشد. تحلیل درست نیازمند شناخت عمیق، مطالعه تاریخی و آگاهی از معارف اهلبیت(ع) است. اگر این شناخت وجود نداشته باشد، امکان انحراف در روایت و تحلیل بسیار زیاد خواهد بود.
راه مصون ماندن از خطا در روایتگری، افزایش معرفت، مطالعه مستمر و رجوع به منابع اصیل تاریخی و دینی است؛ چرا که تنها در این صورت میتوان میان حقیقت و واقعیت تفکیک صحیح انجام داد و جامعه را در مسیر درست هدایت کرد.
ایکنا ـ با توجه به افزایش برخی برداشتهای شخصی از واقعه عاشورا در منابر و مجالس، این مسئله چه آسیبهایی دارد و چه راهکاری برای ارتقای دقت و استناد در بیان معارف حسینی وجود دارد؟
متأسفانه یکی از آسیبهای جدی ما پایین بودن سرانه مطالعه و کمتوجهی به منابع اصیل تاریخی و دینی است. همین مسئله باعث میشود گاهی برخی از مداحان یا سخنرانان، بدون استناد دقیق به منابع معتبر، برداشتها و تفسیرهای شخصی خود را از واقعه عاشورا ارائه دهند؛ موضوعی که در سالهای اخیر بیشتر نیز مشاهده میشود.
منبر و مداحی جایگاه بسیار مقدسی دارند و بسیاری از اهل منبر و ذاکران اهلبیت(ع) انسانهای وارسته و اهل مطالعهاند اما در عین حال، اگر استنادها ضعیف یا غیرمعتبر باشد و تفسیر به رأی جایگزین نقل صحیح شود، این مسئله میتواند آسیبهای جدی به معارف دینی وارد کند.
تفسیر به رأی در منابع دینی بهشدت نهی شده و میتواند انسان را از مسیر حقیقت دور کند. متأسفانه گاهی برای جلب توجه یا شهرت، مطالبی نقل میشود که پشتوانه معتبر تاریخی ندارد و حتی سند آن در منابع مقاتل قابل تأیید نیست. در حالی که لازم است منابر بر اساس منابع معتبر و آثار اندیشمندان و پژوهشگران برجسته شکل بگیرد.
بزرگان و محققانی همچون شهید مطهری، آیتالله هاشمینژاد و آیتالله سیدهاشم رسولی محلاتی همواره بر دقت در نقل روایات و پرهیز از نقلهای ضعیف تأکید داشتهاند و تلاش کردهاند معارف اهلبیت(ع) را بر پایه منابع معتبر ارائه کنند.
در طول تاریخ، جریانهایی برای تحریف معارف دینی و ایجاد انحراف در شناخت صحیح از عاشورا و حتی مباحثی مانند مهدویت وجود داشتهاند و امروز نیز اشکال جدیدی از این جریانها دیده میشود. یکی از مهمترین شیوههای مقابله با این آسیبها، تقویت مطالعه، مراجعه به منابع اصیل و افزایش دقت علمی در منبر و سخنرانی است.
باید توجه داشت که تفسیر به رأی، در حقیقت دور شدن از حقیقت و حرکت بر اساس هواهای نفسانی است. اگر منبرها و مجالس از نقلهای ضعیف و تحلیلهای غیرمستند فاصله بگیرند و به جای آن به معارف اهلبیت(ع) و منابع معتبر تکیه کنند، بسیاری از آسیبهای فکری و انحرافی برطرف خواهد شد.
امروز حتی جریانهایی وجود دارند که تلاش میکنند با ایجاد اختلاف و انحراف در درون جامعه شیعی، انسجام فکری و اعتقادی را هدف قرار دهند. مقابله با این روند تنها از مسیر افزایش آگاهی، مطالعه دقیق و تکیه بر منابع معتبر ممکن است.
اگر منبر حسینی بر پایه علم، تحقیق و استناد صحیح بنا شود، نه تنها دچار انحراف نمیشود، بلکه میتواند نقش مهمی در هدایت فکری جامعه، تقویت بصیرت و مقابله با جریانهای تحریف ایفا کند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


