- دیدار با خانواده شهیدان خدیجه کمالی و زهرا شرفی + فیلم
- عاشورا الگوی راهبردی مقاومت در برابر نظام سلطه است
- وقف منزل مسکونی با ارزش ۲۰۰ میلیارد ریال در سلماس
- شمعگردانی، نماد عشق و دلدادگی مردم اردبیل به سقای کربلا
- برگزاری آیین عزاداری تاسوعای حسینی در ارومیه
- دسته عزاداری مسجد هاشمیه سیدآباد در سوگ حضرت ابوالفضل(ع) به راه افتاد + عکس
مجلس عزای حسین(ع) باید منشأ معرفت باشد
به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و […]
به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «عزاداری حضرت سیدالشهدا (علیهالسلام)» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
در میان تمامی ارکان و نهادهایی که شاکله یک جامعه شیعی و اسلامی را میسازند، هیچ پدیدهای به اندازه «عزاداری حضرت سیدالشهدا (علیهالسلام)» دارای ضریب نفوذ و قدرت تاریخسازی نیست. در منظومه فکری رهبر شهید، نگاه به مقوله عزاداری و تکریم شعائر حسینی، نگاهی صرفاً سنتی، تقلیلگرایانه یا تخلیه هیجانات مقطعی نبود. ایشان مجالس عزا را محور تحولات بنیادین یک ملت، کانون تزریق بصیرت و مهمترین سنگر در جنگ شناختی میدانستند.
عزاداری شیعه پدیدهای مهم و درخور کار علمی است
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که در افکار عمومی غالباً به یک رفتار آیینی صرف تقلیل یافته بود، مفهوم جامعهشناختی و ارتباطی عزاداری بود؛ اما رهبر شهید با نگاهی تبیینی، ریشههای هویتی و هستیشناختی این گزاره را موشکافی کرده و به جامعه یادآور شدند که این یک پدیده ساده نیست، بلکه یک گنجینه عظیم است.
ایشان در تبیین این حقیقت میفرمایند: «اصل عزاداری مثلاً یا اصل مصیبتخوانی برای اهلبیت (علیهمالسلام) که معمولاً همراه است با موعظه و نصیحت و [بیان] معارف و مسائل روز و بیانات گوناگون و هرچه اقتضای هر زمانی میباشد، جزو اختصاصات شیعه است و از زمان ائمه (علیهمالسلام) تا امروز ادامه داشته است؛ در جاهای دیگر نیست و خَلأاش را احساس میکنند. خلأاش را در جاهای دیگر احساس میکنند و سعی میکنند یک جوری پر کنند و نمیشود. لکن این پدیده مداحی و نغمهسرایی در باب مدح و مصیبت و مرثیه و ذکر و امثال اینها هم یکی از اختصاصات است؛ این هم جای دیگری نیست و به این شکل وجود ندارد؛ به این عمومیت و به این وسعت -چه وسعت از لحاظ کمیت، چه وسعت از لحاظ معانی و مفاهیم و مانند اینها- نیست. این پدیده درخور کار علمی است؛ یعنی واقعاً جا دارد دانشجویان ما، اساتید ما، محققین ما بنشینند و روی این پدیده فکر کنند، کار کنند؛ هم تفسیر و تحلیل کنند، هم راههای علمی گسترش این را به ما نشان بدهند و یاد بدهند. ما در واقع دستکم گرفتیم این پدیده را؛ خیلی پدیده مهمی است».

چرا گریه و عزاداری مکمل تعقل دینی است؟
در ادبیات مدرن و روشنفکرمآبانه، گاهی تلاش میشود تا عنصر «عاطفه و اشک» در تقابل با «تعقل و منطق» تصویر شود. اما در نگاه رهبر شهید، این دو نه تنها در تضاد نیستند، بلکه عاطفه موتور محرک و پشتوانه مستحکم تعقل است. فرآیند عزاداری از دید ایشان، فرآیند فعلیت بخشیدن به مودت قرآنی است.
ایشان این حقیقت را چنین توصیف میکنند: «بعضی حالا ممکن است بگویند شما میخواهید نهضت امام حسین را بیان بکنید، خیلی خب، بروید بیان کنید، دیگر روضهخوانی و گریه و زاری و اینها چیست؟ بروید بنشینید بیان کنید که حضرت این کار را کردند، این کار را کردند، هدفشان هم این بود. این، خیلی فکر خطایی است، نگاه غلطی است. این عاطفه نسبت به اولیاء خدا، اولیاء دین، این پیوند عاطفی، پشتوانه بسیار ارزشمند پیوند فکری و پیوند عملی است. بدون این پشتوانه، خیلی سخت میشود در این راه حرکت کرد. این پیوند عاطفی، خیلی مهم است. اینی که امام راحل (رضوان الله علیه) فرمودند عزاداری به سبک سنتی، این یک حرف از روی عادت نبود؛ حرف بسیار عمیقی است؛ ژرفنگرانه است… یک بحث سومی وجود دارد و آن، بحث مودت است… این مودت، با این ارتباطات عاطفی حاصل میشود؛ ماجرای مصیبتهای اینها را گفتن، یک جور ایجاد ارتباط عاطفی است؛ ماجرای مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یک جور دیگر پیوند عاطفی است».
در این نگاه، عزاداری کارگاهی است که در آن شاکله ایمانی نسل آینده قالبریزی میشود. ایشان با تاکید بر ضرورت حفظ این قالبها میگویند: «یک عده از موضع روشنفکری نیایند بگویند آقا، اینها دیگر لازم نیست. نه، اینها لازم است؛ اینها تا آخر لازم است؛ همین کارهایی که مردم میکنند… همین عزاداری متعارفی که مردم میکنند؛ دستهجات سینهزنی راه میاندازند، عَلَم بلند میکنند، اظهار محبت میکنند، شعار مینویسند، میخوانند، گریه میکنند؛ اینها ارتباط عاطفی را روزبهروز بیشتر میکند؛ اینها خیلی چیزهای خوبی است».

هیئات مذهبی نباید از مسائل اساسی جامعه جدا باشند
یکی از کارکردهای پنهان اما به شدت استراتژیک مجالس عزا در نگاه رهبر شهید، القای روحیه حماسه و مسئولیتپذیری اجتماعی-سیاسی در ذهن مخاطب است. سکولاریسم مفرطی که سوغات نظامهای لیبرال است، دین را به امری فردی و منزوی تنزل میدهد، اما رسالت هیئت تراز، اتصال این شور حسینی به نقشه عظیم مبارزه با استکبار است.
ایشان در عباراتی دقیق میفرمایند: «فکر انقلاب، فکر اسلام، خط مبارکی که امام (رضوان الله علیه) در این مملکت ترسیم کردند و باقی گذاشتند، اینها بایستی در مجموعهها و مانند اینها [هیئات مذهبی و مجالس روضه] حضور داشته باشد. هرکس علاقهمند به امام حسین است، یعنی علاقهمند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است».
این جهتگیری استراتژیک، باید خروجی مشخصی در جامعه داشته باشد. رهبر شهید با تاکید موکد بر این امر میگویند: «جهتگیری در عزاداری امام حسین به این نحو باید باشد: گسترش تبیین، بیان، آگاهسازی، محکم کردن ایمان مردم، روح تدین را در مردم گسترش دادن، روح شجاعت و غیرت دینی را در مردم زیاد کردن، حالت بیتفاوتی و سکر و بیحالی را از مردم گرفتن؛ اینهاست معنای قیام حسینی و بزرگداشت عزاداری امامحسین (علیهالسلام) در زمان ما».
مجلس عزای حسین باید منشأ معرفت باشد
تعابیر ظریف و استراتژیکی که رهبر شهید برای اداره مجالس به کار میبرند، نشاندهنده یک معماری دقیق در عرصه فرهنگ است. در این مکتب، منبر و نوحه صرفاً ابزاری برای پر کردن وقت نیستند که کلاس درسی برای ارتقای سطح تفکر جامعهاند.
ایشان در توصیف این جایگاه رفیع میفرمایند: «مجلس عزای حسین علیهالصلاةوالسلام، مجلسی است که باید منشأ معرفت باشد… به اعتقاد بنده، مجالس عزاداری حسینی باید از سه ویژگی برخوردار باشد: اولین ویژگی باید این باشد که چنین مجالسی، محبت به اهل بیت علیهمالسلام را زیاد کنند… دومین ویژگیای که باید در این مجالس به وجود آید، این است که مردم نسبت به اصل حادثه عاشورا، معرفت روشنتر و واضحتری پیدا کنند… سومین ویژگی لازم در این مجالس، افزایش ایمان و معرفت دینی در مردم است. در چنین مجالسی باید از دین، نکاتی عنوان شود که موجب ایمان و معرفت بیشتر در مستمع و مخاطب شود».
ایشان با اشاره به رشد سطح فکری جوانان، ضرورت ارتقای محتوا را اینگونه تصویر میکنند: «امروز خوشبختانه سطح تفکرات مذهبی در بین قشرهای جوان، یک ترقیای پیدا کرده… سطح هیئتها خیلی بالا آمده؛ سخنرانهای بسیار خوب، مطالب بسیار خوب… سطح فکر جوانها در زمینههای مسائل مذهبی بالا رفته؛ کار فرهنگی باید به همین نسبت رشد پیدا کند… سعی کنیم آنچه را بهعنوان مضمون و محتوا در شعر خودمان میگنجانیم، هر کلمه آن آموزنده باشد… باید همیشه همینجور باشد؛ نوحهها را [پرمحتوا کنید]».

هیچ وسیلهای توان مقابله با هیئتِ دارای محتوای غنی را ندارد
در نبرد نامتقارن رسانهای، دشمنان با بودجههای نجومی و ابزارهای نوین به دنبال تسخیر افکار عمومیاند. در این میان، رهبر شهید هیئات مذهبی را سلاحی بیبدیل و انحصاری توصیف میکنند که ضریب نفوذ آن با هیچ رسانه مدرنی قابل قیاس نیست (به گونهای که اثرگذاری آن را میتوان به مثابه بازدهی در انتقال مفاهیم عمیق دانست).
ایشان با صراحت جایگاه رسانهای هیئت را اینگونه تصویر میکنند: «دشمنان ما از صدها وسیله، با صدها زبان، با انواع و اقسام کارها، در صدد تخریب اعتقاد، تخریب عمل، تخریب مسیر هستند… در مقابل این تلاشی که دشمن میکند، ما امکانات منحصربهفردی داریم… یکی از آنها همین جامعه مداحند. این مخاطب چهرهبهچهره و روبهرو و استفاده از ابزار هنر برای انتقال مفاهیم به مخاطبین در شکل انبوه آن… یکی از وسایل منحصربهفردی است که ما داریم، آنها ندارند… اگر محتوا و مضمون منبرهای ما، مداحیهای ما، هیئتهای ما، نوحهخوانیهای ما، محتوا و مضمون شایستهای باشد، هیچ وسیلهای نمیتواند با آنها مواجهه و مقابله بکند، یعنی کاملاً منحصربهفرد است».
عزاداری نباید به رفتارهای بیهدف و سبک تنزل یابد
درک این حجم از اثرگذاری، لاجرم نیازمند آسیبشناسی و مراقبت مستمر است. رهبر شهید با نگاهی طبیبانه و آسیبشناسانه، همواره نسبت به ورود آفات، خرافات و سطحینگری به ساحت مقدس عزاداری هشدار میدادند.
ایشان با انتقاد از برخی رفتارهای دونشأن در عزاداریها میفرمایند: «بنده گاهی اوقات اعتراض میکنم به بعضی از مداحیها که مثلاً فرض کنید در عزاداری دهه محرم وقتی انسان نگاه میکند… میبیند مثلاً در یک جلسه همه دارند همینطور میپرند هوا و میآیند پایین؛ خب، این چه فایدهای دارد؟ این چه تأثیری دارد؟ کجای این عزاداری است؟… وقتیکه در یک جماعتی ده هزار جوان یا پنج هزار جوان جمع شدند و دلشان را دادند به شما، شما میتوانید با یک اجرای عالی، هنرمندانه و پُرمغز، اینها را تبدیل کنید به انسانهای کارآمدی که با عزم جزم بروند دنبال کار، میتوانید هم تبدیل کنید به آدمهای بیخیال، بیفکر، ناامید و از لحاظ معنوی تهیدست… مجلس عزاداری و مدح سیدالشهدا را… تبدیل کنیم به یک نقطه سبک، به یک جایی که یک تعدادی جوان لخت بشوند، بپرند هوا، بپرند پایین و ندانند چه میگویند، درست است؟».
یکی از ریشههای این آسیبها، تقلیدهای کورکورانه از هنر مبتذل است که رهبر شهید این گزاره را اینگونه باطل میکنند: «من شنیدهام در مواردی از [مجالس عزاداری] آهنگهای نامناسب استفاده میشود. مثلاً فلان خواننده طاغوتی یا غیرطاغوتی شعر عشقی چرندی را با آهنگی خوانده؛ حالا ما بیاییم در مجلس امام حسین و برای عشاق امام حسین، آیات والای معرفت را در این آهنگ بریزیم و بنا کنیم آن را خواندن؛ این خیلی بد است. خودتان آهنگ بسازید. این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد».

همچنین خطر بیان مطالب سست و بیسند، خط قرمزی است که ایشان با قاطعیت درباره آن هشدار میدهند: «شکی نیست که در مواردی در عزاداریها حرفهای غیرواقعی و غلط و خرافی گفته میشود؛ لیکن اگر فرض میکردیم هیچ حرف غلطی هم به آن معنا بیان نشود، اما وقتی حرف صحیح ولی سست و بدون استناد به یک مدرک درست گفته شود، یا حرفی که ایمان مردم را متزلزل کند و در باور مخاطبان نگنجد، گفته شود، این هم مضر است… از این منبر، والاترین معارف و فوریترین و لازمترین مطالب را میشود بیان کرد؛ اما اگر ما این را به چیزهای موهوم یا موهون مصروف کنیم، بههیچوجه مصلحت نیست».
بازخوانی منظومه فکری رهبر شهید نشان میدهد که در گفتمان انقلاب اسلامی، «مجلس عزاداری» یک گردهمایی ساده برای سوگواری نیست، بلکه امینترین امانتدار سرمایههای معنوی کشور، استخراجگر معادن غیرت و شجاعت، معمار هویتهای حماسی و اسلامی، و فرمانده بیدارگر لشکر پیشرفت جامعه در برابر تهاجم شناختی دشمن است. اگر جامعهای میخواهد از گردنههای سخت تاریخی عبور کند و تمدنی درخشان در آینده بنا نهد، چارهای ندارد جز آنکه شأن، منزلت و محتوای این «رسانه بیبدیل» را در بالاترین سطح ممکن ارتقا داده و حفظ اصالت آن را یک باور عمیق بداند. پیشرفت معنوی و اقتدار ملی کشور، تابعی قطعی از همت، حکمت و بصیرت منبریها و مداحانی است که امروز در هیئات مذهبی، قلوب جوانان ایران را با مکتب عاشورا پیوند میزنند.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


