- اجرای طرح ملی «زندگی با آیهها» با محوریت آیات مقاومت
- ویژهبرنامه محرمی «یاد خدا» مهمان خانههای مردم میشود
- معرفی وجهه قرآنی رهبر شهید در مسابقات قرآن دانشجویان مسلمان
- نخستین منبع نقلِ تعبیر «کرب و بلا»
- اسطوره و اسوه؛ رویای جمعی و الگوی تکثیرپذیر هویت ایرانیان + فیلم
- آغاز پویش فرهنگی «نقش من» در کهگیلویهوبویراحمد
عزاداری حسینی؛ از نگاه اهل بیت(ع) تا مفهوم آیینی
به گزارش ایکنا، حیدر حبالله، نویسنده، مترجم و پژوهشگر لبنانی در پژوهشی درباره تاریخچه و ابعاد عزاداری حسینی در پایگاه اینترنتی ویژه مطالب و پژوهشهای خود (hobbollah.com) به نحوه عزاداری و اندوه مسلمانان پس از شهادت سرور و سالار شهیدان کربلا پرداخته است. در بخش نخست آن که در ایکنا منتشر شد، چگونگی برگزاری مراسم […]
به گزارش ایکنا، حیدر حبالله، نویسنده، مترجم و پژوهشگر لبنانی در پژوهشی درباره تاریخچه و ابعاد عزاداری حسینی در پایگاه اینترنتی ویژه مطالب و پژوهشهای خود (hobbollah.com) به نحوه عزاداری و اندوه مسلمانان پس از شهادت سرور و سالار شهیدان کربلا پرداخته است.
در بخش نخست آن که در ایکنا منتشر شد، چگونگی برگزاری مراسم عزاداری حسین(ع) در قرون اولیه هجری قمری و پس از شهادت سالار شهیدان کربلا مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و تأکید شد: سالی که امام حسین(ع) شهید شد، سال اندوه نامیده شد که نشان میدهد که اندوه برای حسین(ع) به پدیدهای فراگیر و عمومی تبدیل شده است.
اکنون در بخش دوم و پایانی این مطلب میخوانیم: انواع عزاداری و موارد مشابه آنها را نمیتوان از نظر تاریخی به عنوان مناسک مذهبی یا به عنوان اعمالی که به عنوان وظایف دینی به پیروان اسلام به عنوان مسلمان محول شده است، تفسیر کرد.
این عزاداریها را میتوان از منظر تاریخی و انسانی درک کرد، بدون اینکه نیازی به فرض این باشد که گریه و سوگواری مناسک مذهبی بودهاند. این واقعیت که زنان، خانوادهها و قبایل برای مردی در شأن امام حسین(ع) گریه میکردند و کسانی که برای جنگ با قاتلان او بیرون رفتند، در کنار مقبره او سوگواری و احساس پشیمانی میکردند، نشان نمیدهد که مفهوم مناسک مذهبی در آن لحظه در ذهن آنها وجود داشته است. در عین حال، نمیتوانیم وجود آن را کاملاً انکار کنیم.
با این حال، برخی محققان معتقدند که ابراز غم و اندوه حتی پس از رسیدن خبر مرگ ابن زیاد تا حدودی در بین زنان بنی هاشم ادامه داشت. فرهنگ عرب به طور سنتی پس از کشتهشدن یک قاتل، عزاداری میکند، بنابراین تداوم حتی برخی از نشانههای ظاهری غم و اندوه پس از مرگ ابن زیاد نشان میدهد که این غم و اندوه صرفاً یک اتفاق عادی نبوده، بلکه مبنای دینی داشته است و تداوم برخی از شیوههای غم و اندوه را میتوان به بزرگی فاجعه نسبت داد.
حماسه عاشورا یک قتل فردی نبود، بلکه یک قتل عام جمعی بود که علیه مهمترین خانواده در جامعه مسلمانان در آن زمان یعنی خانواده پیامبر(ص) انجام شد. به نظر میرسد که ابراز سوگواری در خاندان هاشمیون بارزتر و برای مدت طولانیتری ادامه داشته است، در حالی که غم و اندوه و گریه در خارج از چارچوب خاندان هاشمی، به ویژه در خارج از مدینه، تقریباً وجود نداشته است.
این بدان معناست که آنها وابسته به شرایط بودند. کاروان اسرا از شهری عبور میکرد و ساکنان آن تحت تأثیر قرار میگرفتند و گریه میکردند، اما هیچ نشانهای وجود ندارد که آنها به گریهکردن ادامه داده یا بعدها در زمانهای خاص یا نامشخصی از سال آن را تکرار کرده باشند.
در نتیجه، برخلاف دهها شیوه اجتماعی سوگواری که امروزه میشناسیم، هیچ گزارشی از انواع سوگواری به جز گریه، غم و اندوه و عزاداری نمییابیم.
اهل بیت(ع) و احیای آیینی عزاداری
از سوی دیگر اگر این ایده را بپذیریم که امام سجاد(ع) پدیده سوگواری و عزاداری را به یک آیین مذهبی تبدیل کرد، تخمین میزنیم که این مرحله تقریباً یک ربع قرن پس از شهادت امام حسین(ع) انجام شده است؛ این در حالی است که در روایت نقل شده است: حسین بن علی میگفت: «هر کس چشمانش برای ما اشک بریزد، یا از چشمانش قطرهای برای ما چکه کند، خداوند متعال بهشت را به او عطا خواهد کرد».
از منظری صرفاً تاریخی، امام محمد باقر (متوفی ۱۱۴ هجری قمری) هویت مذهبی شیعه را شکل داد، هویتی که پسرش، امام جعفر صادق (متوفی ۱۴۸ هجری قمری)، آن را به اوج خود رساند. بنابراین، مشاهده میکنیم که اولین متونی که آیین عزاداری حسینی را – به عنوان یک آیین مذهبی، نه صرفاً یک عمل سیاسی – بنا نهادند، از امام محمد باقر سرچشمه گرفتهاند، که همانطور که دیدیم، پس از اشارات اولیه امام زین العابدین بود.
در حالی که امام باقر(ع) از رویارویی با حکومت اجتناب میکرد و در جنبشهای انقلابی دخیل نبود، مردم را به گریه و عزاداری برای امام حسین(ع) تشویق میکرد. او برای شیعیان پاداش و اجری را که میتوانند در آخرت در نتیجه گریه برای حسین(ع) دریافت کنند، توضیح داد.
ابن قولویه(از راویان حدیث)، با سندی که به مالک جهنی میرسد، در حدیثی از امام باقر(ع) روایت کرده است که فرمود: «عرض کردم: فدایت شوم، در مورد کسی که در سرزمین دوری است و در آن روز (یعنی زیارت حسین در روز عاشورا) به او دسترسی ندارد، چطور؟ فرمود: «وقتی آن روز فرا رسید، به صحرا برود یا بر بلندی خانهاش بالا رود و به او سلام کند و سعی کند برای قاتلش دعا کند و سپس دو رکعت نماز بخواند. این کار را صبح زود قبل از ظهر انجام دهد، سپس بر حسین(ع) مرثیه بخواند و برای او گریه کند و به اهل خانهاش دستور دهد که برای او گریه کنند و با ابراز حزن برای او در خانهاش مجلس عزا برپا کند و با گریه بر مصیبت حسین(ع) با یکدیگر ملاقات کنند. اگر این کار را انجام دهند، من پاداش این را برای آنها تضمین میکنم و به خداوند متعال سوگند میخورم.»
در این روایت، که روایتهای مشابهی از آن را نیز در دورانهای بعدی و در زمان امام صادق(ع) و پیروان او خواهیم یافت، تقریباً برای اولین بار برپایی مجالس عزاداری به عنوان جایگزینی ضروری برای زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا مطرح میشود. همچنین هسته اولیه یک گروه عزاداری، متشکل از افراد در خانه، را تشکیل میدهد که برای گریه برای حسین(ع) و تسلیدادن به یکدیگر گرد هم میآیند. این نشان میدهد که امام باقر(ع) در مواردی که زیارت مستقیم غیرممکن بود، مجالس عزاداری برپا میکرد و پایه و اساس چنین مجالس عزاداری را بنا مینهاد.
نکته دیگر جنبه معنوی آن است که آن حضرت آن را عملی میدانست که برای آن پاداشی معادل اعمال مذهبی حتی بهتر در نظر گرفته میشود. بنابراین، مفهوم آیین دینی یا احیای مذهبی واقعه عاشورا شکل گرفت. از سوی دیگر امام باقر(ع) در روایت خود به خودداری از کار در روز عاشورا اشاره کردند که به نظر میرسد نشاندهنده تعیین آن به عنوان یک تعطیل رسمی – به اصطلاح امروزی ما – برای یادآوری امام حسین(ع) است.
این پایان ماجرا نبود؛ بلکه از زمان امام باقر(ع) و پس از آن، شاهد تشویق یا ستایش شاعران به خاطر مرثیهسرایی برای امام حسین(ع) هستیم، مانند روایت کُمیت از امام باقر(ع) که توسط خزاز قمی در «کفایة الاثر» نقل شده است و همچنین در تبادل نظر بین دعبل خزاعی و امام رضا(ع) و همچنین سایر شاعران با سایر امامان واضح است که مشارکتدادن شاعران در این موضوع، تلاشی برای عمومیکردن این موضوع با ماهیت اجتماعی بود، زیرا شعر در آن زمان مؤثرترین ابزار برای احیای هر مفهومی در سطح اجتماعی عمومی به شمار میآمد.
تشویق به ذکر مصیبت
با این ابتکار عمل فعال و قدرتمند از سوی امام باقر(ع)، امامان بعدی همچنان به پرداختن به موضوع واقعه عاشورا به شیوهای سوگوارانه دعوت میکردند. آنها به ذکر مصیبت او و نوحهخوانی با صدای حزنانگیز برای او و لزوم بزرگداشت این واقعه در روز عاشورا و تبدیل آن به روز سوگواری، همانطور که در متون امام جعفر صادق(ع) آمده است، تشویق میکردند.
در نیمه دوم قرن دوم هجری، ظهور آشکار مفهوم دهه اول محرم را میبینیم. همین مفاهیم و فراخوانها از اول محرم شروع شد، همانطور که در متون امام کاظم(ع) و همچنین امام رضا(ع) دیده میشود و روز عاشورا اوج این فاجعه بود.
مفهوم دهه اول در متون امام صادق(ع) و امام باقر(ع) یافت نمیشود، گویی تکاملی در شکلگیری آیینهای عزاداری حسینی وجود داشته است، که در آن امامان با هدف ایجاد یک پدیده مذهبی نقش فعالی ایفا میکردند.
سؤال این است شیعیان تا چه حد به این دعوتها پاسخ دادند؟ این امر نیاز به یک بررسی تاریخی دقیق دارد. ما انتظار لبیک این دعوت از شیعیان را داریم، اما تعیین میزان پاسخ عملی به دعوت امامان معصوم(ع) از سوی شیعیان برای ما دشوار است. به عنوان مثال، آیا خانههای شیعیان در قرن دوم هجری در روز عاشورا، حتی اگر مخفیانه و با احتیاط، به دلیل فشارهای دولتی به اماکن عزاداری تبدیل میشدند، یا اینکه شرایط حتی به آنها اجازه انجام این کار را در این سطح نمیداد. این چیزی است که شناخت درجه و سطح آن آسان نیست، زیرا دادههای تاریخی در مورد اجرای این آیین مذهبی توسط شیعیان در قرن دوم هجری نسبتاً کمیاب است، اما تأکید میکند که چیزی از این نوع، حتی اگر در مقیاسی بسیار محدود، پدیدار شده است.
برای مثال، دولت علویان در طبرستان (مازندران امروزی در شمال ایران) در زمان سلطنت امام حسن عسکری (اواسط قرن سوم هجری) ظهور کرد. این دولت قدرت و نفوذ داشت، اما هیچ مدرکی مبنی بر برگزاری مراسم عزاداری در آن منطقه وسیع که آنها برای دههها بر آن حکومت میکردند، نداریم. اما شواهدی در متون تاریخی و حدیثی وجود دارد که نشان میدهد پدیده زیارت مقبره حسین(ع) و برگزاری مراسم عزاداری در کنار و اطراف آن، با توجه به شرایط موجود، انجام میشد.
نوع متفاوتی از تحول در پایان قرن دوم و آغاز قرن سوم هجری آغاز شد، زیرا در دوران امام رضا (ع) شاخص جدیدی پدیدار شد. شاید بتوان گفت در دوران امام رضا(ع) این یکی از اولین دفعاتی بود که مرثیههایی برای حسین(ع) در حضور خلیفه مأمون در یک اجتماع عمومی توسط دعبل خزاعی یا شخص دیگری خوانده میشد و او به خاطر آن مورد ستایش قرار میگرفت. بنابراین، در دوران امام رضا(ع) و مأمون، شاهد ظهور عمومی اولیه این پدیده هستیم. قبل از آن، هیچ نشانهای از انجام این آیین در مقابل مردم یا مقامات وجود ندارد و این نکته بسیار مهمی برای تحلیل تاریخی است.
با این حال، این امر محدود بود، زیرا شرایط پس از مأمون تغییر کرد. هیچ نشان روشنی از مراسم عزاداری در نیمه اول قرن سوم هجری وجود ندارد، به جز آزادی بیشتری که پس از متوکل، خلیفه عباسی، در مورد زیارت آرامگاه امام حسین و امور مشابه، به ویژه در دوران حکومت المنتصر که در سال ۲۴۸ هجری به قدرت رسید، اعطا شد.
بنابراین، نتیجه میگیریم که مفهوم عزاداری حسینی در قرن دوم و سوم بر دعوت به استقبال از محرم با غم و اندوه متمرکز بود و اوج غم و اندوه در روز دهم رخ میداد که شامل زیارت قبر امام حسین(ع) در آن روز، یا در صورت عدم امکان، برگزاری مراسم عزاداری در هر کجا که ممکن بود، دعوت به گریه جمعی در خانهها یا در صورت عدم امکان، گریه فردی، یادآوری مصیبت، خودداری از کار و فعالیت در روز عاشورا، سرودن شعر و مرثیه، نشاندادن نشانههای عزاداری و اجتناب از ابراز شادی و جشن و غیره میشد. بنابراین، ما به هیچ وجه ایده تعطیلی همه ده روز اول محرم را نمییابیم.
از سرکوب عزاداران تا اعلام سنت رسمی
پایان قرن سوم هجری قمری آغازگر چیزی است که از نظر تاریخی تأکید میکند که آیینهای عزاداری به صورت علنی ظهور کردند و به یک پدیده اجتماعی آشکارتر و عمومیتر تبدیل شدند. همچنین مقریزی در کتاب «خطاط» خود توضیح میدهد که مراسم عزاداری در حرمهای دختران پیامبر در مصر (ام کلثوم و نفیسه) در دوران سلسله اخشیدیان در قرن چهارم هجری قمری برگزار میشد. او همچنین خاطرنشان میکند که حاکمان سنی این سلسله، مانند اخشید و کافور، سربازانی را برای کمین زائران در جادههای خارج از شهر مستقر میکردند تا از ورود آنها جلوگیری یا آنها را سرکوب کنند.
این نشانههای تاریخی نشان میدهد که در اواخر قرن سوم هجری، شیعیان آشکارا، هرچند در مقیاس محدود، شروع به برگزاری مراسم عزاداری و ابراز غم و اندوه برای حسین(ع) کردهاند. با این حال، این امر همچنان احتیاط و ترس از سرکوب را ایجاب میکرد. اما بزرگترین تحول در اواسط قرن چهارم هجری قمری، دوران حکومتهای قدرتمند شیعه، به ویژه سلسله آل بویه در ایران و عراق و سلسله فاطمیان در شمال آفریقا که تا شام گسترش یافته بود، رخ داد. در سال ۳۵۲ هجری قمری، معزالدوله دیلمی، از فرمانروایان آل بویه، عزاداری حسینی را به عنوان یک سنت رسمی در دولت اعلام کرد.
او دستور داد که مراسم عزاداری در خیابانها برگزار شود، پرچمهای سیاه گسترانیده و نوحهسرایی اعلام شود. این کار چند سال بعد در زمان دولت فاطمیان در مصر و شمال آفریقا نیز انجام شد. بدین ترتیب، اولین تشکل اجتماعی عمومی و همگانی پدیدار شد که از پوشش و حمایت بالاترین مقامات دولت برخوردار بود. بدین ترتیب، بغداد به خاطر مراسم سالانه عاشورا شناخته شد که در آن عزاداری و مظاهر آن در خیابانها و میادین برگزار میشود.
از این نتیجه میگیریم که آیینهای عزاداری حسینی به طور طبیعی و قابل پیشبینی پدید آمدند. آنها تا زمان امام باقر(ع) (با آغازهای اولیه در زمان امام زین العابدین) شخصیت مذهبی پیدا نکردند. فعالیتهای عزاداری شروع به ظهور کردند و در اطراف آرامگاه امام حسین(ع) و در خانهها در مقیاسی محدود متمرکز شدند. گسترش آن در قرن دوم و سوم به وضوح مشهود نبود، به جز برخی دورههای گسترش در دوران حکومت مأمون و منتصر عباسی. با این حال، آیینهای عزاداری حسینی جهش اصلی خود را در قرن چهارم و پنجم، به ویژه در زمان آل بویه و فاطمیان، انجام دادند و در طول عاشورا و ماه محرم به یک پدیده اجتماعی گسترده، عمومی و سالانه تبدیل شدند.
بنابراین نتیجه میگیریم که مراسم عزاداری حسینی به طور طبیعی و قابل پیشبینی ظهور یافت و جز در دوران امام باقر(ع) (که نشانههای اولیه آن از دوران امام سجاد(ع) آغاز شد) وجهه مذهبی نداشت و فعالیت عزاداری در اطراف مقبره امام حسین(ع) و در خانهها به صورت محدود آغاز شد؛ اما مراسم عزاداری حسینی در قرنهای چهارم و پنجم به دست آل بویه و بهویژه فاطمیان جهش بزرگی یافت و به یک پدیده اجتماعی عمومی و همگانی سالانه در عاشورا و ماه محرم تبدیل شد.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


