استاد مهدوی دامغانی؛ «ادیب» به معنای تام و قدسی کلمه بود
مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب در یکصد و هفدهمین نشست از سلسله برنامههای «چهارشنبههای دیدار»، آیینی را به یاد احمد مهدوی دامغانی، استاد پیشین دانشگاه تهران و دانشگاه هاروارد برگزار کرد. در این برنامه که با هدف بزرگداشت مقام علمی و فرهنگی این استاد برجسته برگزار شد، منوچهر صدوقی سها و فریده مهدوی دامغانی به سخنرانی پرداختند […]

مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب در یکصد و هفدهمین نشست از سلسله برنامههای «چهارشنبههای دیدار»، آیینی را به یاد احمد مهدوی دامغانی، استاد پیشین دانشگاه تهران و دانشگاه هاروارد برگزار کرد. در این برنامه که با هدف بزرگداشت مقام علمی و فرهنگی این استاد برجسته برگزار شد، منوچهر صدوقی سها و فریده مهدوی دامغانی به سخنرانی پرداختند و درباره شخصیت علمی، آثار و جایگاه فرهنگی استاد مهدوی دامغانی سخن گفتند.
خیرخواهی و سلامت نفس از ویژگیهای بارز او بود
در آغاز منوچهر صدوقیسها با بیان مطالبی به سخنرانی پرداخت و گفت: هرچند در چنین مجلس شریفی که بزرگان و عالمان حضور دارند، نوبت به بنده نمیرسد، اما به حکم «قرعه فال به نام من دیوانه زدند»، ناگزیر به ادای سخن هستم. پیش از هر چیز، رخصت میطلبم که این مطالب را صرفاً از باب یادآوری به استحضار عزیزان برسانم. ما همه میدانیم که کمال حقیقی انسان، منحصر در دو ساحت است: کمالات علمی و کمالات عملی. آنچه عموم مردم بهعنوان کمالات و سعادت میشناسند، گاه تنها بازیچهای بیش نیست. در ساحت کمال نفسانی نیز، هم کمال علمی و هم کمال عملی، هر دو ضرورت دارد. تا آنجا که بنده دریافتهام و بدان معتقدم، مرحوم مهدوی دامغانی در هر دو زمینه، به مرتبهای والا و کمنظیر دست یافته بودند.
در باب کمالات عملی ایشان که ترجیح میدهم آن را بر کمالات علمی مقدم بدارم، باید گفت که ایشان در خاندانی عالم و متقی متولد شدند. از همان دوران کودکی، با بهرهمندی از استعدادی خدادادی و محیطی مساعد در جوار مضجع شریف رضوی(ع) و مجالست با بزرگان و اولیای عصر، تربیت یافتند. دوستان از واژه «اولیا» استنکاف نورزند؛ چرا که ولایت امری تشکیکی است. در مشهد مقدس، ایشان با بزرگانی چون مرحوم مهدی الهی قمشهای و سیدکاظم عصار و همچنین شخصیتهایی همچون مرحوم مجتبی قزوینی که از مفاخر علمی عصر خود بودند، معاشرت داشتند. نتیجه این تربیت خانوادگی و محیطی، انسانی ساخته شد که خیرخواهی و سلامت نفس از ویژگیهای بارز او بود. به گمان بنده، در رأس تمام کمالات ایشان، همین سلامت و صفای نفس بود؛ به طوری که هرگاه نام بزرگان به میان میآمد، ایشان بیاختیار میگریستند و چهرهشان دگرگون میشد و این خود کمالی بزرگ است.

در باب تحصیلات، اولین استاد ایشان مرحوم شهید مطهری بودند. آقای مطهری نقل میکردند که پدر مرحوم مهدوی، ایشان را به من سپردند. استاد مهدوی در ادبیات و حکمت، نزد بزرگانی چون میرزا مهدی آشتیانی و برخی دیگر از اساتید خراسان تلمذ کردند. نکته جالب آن است که استاد مهدوی با وجود حضور در حوزه خراسان، علیرغم اینکه بسیاری از مدرسین حکمت در مشهد تحت تأثیر مکتب تفکیک بودند، هیچگاه مرعوب یا متأثر از آن جریان نشدند. سپس به تهران آمدند و در دانشکده الهیات و ادبیات دانشگاه تهران، از محضر اساتیدی استفاده کردند که متأسفانه دیگر قابل تکرار نیستند؛ اساتیدی نظیر مرحوم میرزا ابوالحسن شعرانی و میرزا محمدتقی آملی. در تهران نیز همراه با بزرگانی همچون جلالالدین آشتیانی، علیاکبر شهابی و جلیلی، کتاب «مبدأ و معاد» ملاصدرا را نزد استاد آشتیانی خواندند. ایشان همچنین در زبان فرانسه نیز به تبحر رسیدند؛ زبانی که آغازش را در مشهد نزد یکی از بستگان آموخته بودند و در تهران نزد ضیاء هاشمرودی تکمیل کردند، تا بدانجا که شاید بتوان ایشان را یکی از ادیبان مسلط به زبان فرانسه نیز دانست.
در باب حافظه ایشان نیز همین بس که جزئیات دقیق معاملات و اسناد رسمی را با چنان دقتی به خاطر داشتند که حیرتانگیز بود. در نهایت اگر بخواهیم تعریفی جامع از شخصیت ایشان ارائه دهیم، ایشان «ادیب» به معنای تام و قدسی کلمه بودند؛ همان ادیبی که میتوان او را «ادیب الفلاسفه» یا «فیلسوفِ ادبا» خواند، نظیر ابوحیان توحیدی.
در پایان، خاطرهای را نقل میکنم که شاید برخی بر بنده خرده بگیرند، اما وظیفه دارم آنچه را شخصاً از مرحوم مهدوی شنیدهام، صادقانه بازگو کنم. ایشان فرمودند زمانی که فرزندشان، ناصر، در دوران نوزادی به بیماری سختی مبتلا شد و پزشکان آن زمان از درمانش عاجز بودند و جراحی را تنها راه نجات میدانستند، شبی در عالم رؤیا، شخصی را دیدند که از در مدرسه نواب مشهد خارج شد و به ایشان رهنمودی درباره توسل به امام عصر(عج) داد. پس از بیداری و تمسک ایشان به این رهنمود، صبح روز بعد، برخلاف تشخیص پزشکان، بیماری فرزند به طور معجزهآسایی مرتفع شده بود. رحمت خداوند بر ایشان باد که جامع علوم و فضایل بودند.
در ادامه فریده مهدوی دامغانی با ارسال پیامی به برنامه سخنانی را مطرح کرد که در ادامه میخوانیم:
بسماللهالرحمنالرحیم
خدمت همه حضار محترم، فرهیختگان و اندیشمندان حاضر در این نشست، عرض سلام، ادب و ارادت دارم. امیدوارم خداوند سایه پرمهر و عمر تمامی شما بزرگواران را که امروز برای گرامیداشت یاد و خاطره پدر عزیزم، استاد احمد مهدوی دامغانی، گرد هم آمدهاید، مستدام و پایدار بدارد.

در این چهار سالی که از فقدان پدر میگذرد، روزی نبوده است که با یاد ایشان دیده به جهان نگشوده و با نام و یاد وی شب را به صبح نرسانده باشم. سپاسگزار پروردگارم که ۵۹ سال از عمر خویش را در سایهسار وجود پدری سپری کردم که همچون چراغی فروزان، همواره راهنمای من در مسیر تکامل ذهنی و روحی، چه در امور این جهانی و چه در مراتب معنوی و اخروی بود.
کتاب «سایه روشن خیال» را شش ماه پس از عروج ایشان به عالم باقی به رشته تحریر درآوردم؛ با این امید که خاطرات نیک و آموزههایی را که از ایشان در جان دارم، برای خود، فرزندانم و نسل جوان ایران به یادگار بگذارم. اکنون مفتخرم اعلام کنم که چهار روز پیش، خبر رسید کتاب بنده بهعنوان یکی از برندگان جایزه بینالمللی «نویسنده برتر سال» انتخاب شده است.

اینکه خبر این موفقیت، دقیقاً چهار روز پیش از سالگرد وفات ایشان به من ابلاغ شد و همچنین زمان برگزاری آیین اعطای جوایز ششم تیرماه با سالروز خاکسپاری پدرم در حرم مطهر حضرت علیبنموسیالرضا(ع) مصادف گردیده، برای من یقین قلبی به همراه داشته است؛ گویی روح بلند ایشان، با همان مهر همیشگی، قصد داشتهاند خشنودی خود را از تألیف این اثر ابراز دارند و دعای خیرشان را بدرقه راه من کنند.
من همچون همیشه و در هر حال، به یاد پدرم هستم و طبق آموزههای حضرت امام زینالعابدین(ع)، برای ایشان طلب رحمت و مغفرت میکنم؛ روحشان قرین رحمت الهی باد.
گفتوگوی ایکنا با فریده مهدوی دامغانی را اینجا بخوانید.
انتهای پیام
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


