امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
افزونه جلالی را نصب کنید. - 5 محرم 1448
شناسه خبر : 367129
  پرینت تاریخ انتشار : 20 ژوئن 2026 - 10:04 | 6 بازدید

عبدالله بن حسن(ع)؛ «گذار از تعلقات» در سپهر بحران

حضرت عبدالله بن حسن(ع)، نوجوان خاندان نبوت، در روز عاشورا نماد تعلق مطلق به حق است؛ تعلقی که از پیوندهای خونی فراتر رفته و به پیوندی ایدئولوژیک و شهودی تبدیل می‌شود. واکاوی این کنش، به ما می‌آموزد که در فضای بحران، چگونه می‌توان از تعلقات شخصی برای صیانت از حقیقت گذشت. در روان‌شناسی اجتماعی، پیوند […]

عبدالله بن حسن(ع)؛ «گذار از تعلقات» در سپهر بحران


عبدالله بن حسن؛ «گذار از تعلقات» در سپهر بحرانحضرت عبدالله بن حسن(ع)، نوجوان خاندان نبوت، در روز عاشورا نماد تعلق مطلق به حق است؛ تعلقی که از پیوندهای خونی فراتر رفته و به پیوندی ایدئولوژیک و شهودی تبدیل می‌شود. واکاوی این کنش، به ما می‌آموزد که در فضای بحران، چگونه می‌توان از تعلقات شخصی برای صیانت از حقیقت گذشت.

در روان‌شناسی اجتماعی، پیوند خونی و خانوادگی قوی‌ترین پیوند انسانی است. با این حال، در منظومه تربیتی اهل‌بیت(ع)، این پیوند، مقدمه‌ای برای تعلق بالاتر است. عبدالله بن حسن(ع) در لحظاتی که امام حسین(ع) در میان دشمن تنها مانده بود، با آن سن کم، قید عواطف شدید عمو ـ برادرزاده‌ای را نمی‌زند، بلکه با درک موقعیت، خود را به میدان می‌رساند تا جان خویش را فدای حقیقت مجسم یعنی امام خود کند.

خوارزمی در مقتل الحسین نقل می‌کند که عبدالله بن حسن(ع) با وجود نهی حضرت زینب کبری(س)، خود را از خیمه‌ها به سوی امام پرتاب کرد و با فریاد «والله لا اُفارق عمّی» (به خدا سوگند از عمویم جدا نمی‌شوم)، نشان داد که وفاداری او، آگاهانه و انتخاب‌شده است (خوارزمی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۴). این، گذار از احساس محض به کنش آگاهانه است.

در دنیای مدرن، منطق بقا حکم می‌کند که در لحظات خطر، خود را کنار بکشیم. نوجوانی که در محاصره دشمن است، عقلانیت عرفی به او حکم می‌کند که پناه بگیرد. اما ایثار عبدالله، منطق جدیدی را معرفی می‌کند؛ که به آن منطق فدایی گفته می‌شود.

وقتی او دست خود را برای محافظت از امام در برابر شمشیر دشمن قرار می‌دهد و دستش قطع می‌شود، این یک فداکاری فیزیکی نیست؛ بلکه اعلام وضعیت نهایی است. او با این کار نشان می‌دهد که برای حفظ حقیقت، حتی اعضای بدن نیز بهایی ناچیز دارند. در مقتل مقرم، این صحنه به‌عنوان اوج پیوند قلبی میان امام و اهل‌بیتش توصیف شده که نه تنها ترس را از بین برده، بلکه شور شهادت را جایگزین آن کرده است (مقرم، ۱۴۲۶ق، ص۲۸۵).

مشکل جوامع مدرن، خودشیفتگی ساختاری است؛ یعنی همه‌چیز حول من و امنیت من می‌چرخد. عبدالله بن حسن(ع) دقیقاً در نقطه مقابل این پارادایم قرار دارد. او از من (جان خودش) عبور می‌کند تا به ما (حقیقت جاری در امام) برسد. 

این نوع نگاه، پاسخی به چالش فردگرایی افراطی است. وقتی ارزش یک فرد، با میزان خدمت او به حقیقت سنجیده شود، دیگر ترس از دست دادن داشته‌ها (خانواده، جان، مال) معنای خود را از دست می‌دهد. عبدالله، در واقع الگویی از تعلق رها شده است؛ او به امام تعلق دارد، اما این تعلق، او را اسیر نکرده، بلکه آزاد کرده است تا جانش را ببخشد.

در زمانه‌ای که تهمت، فشار رسانه‌ای و انزوای سیاسی می‌تواند هر حق‌طلبی را از پای درآورد، داستان عبدالله بن حسن(ع) پیامی واضح دارد: «وفاداری در بحران». او تنها نماند، حتی وقتی می‌دانست که به احتمال زیاد کشته خواهد شد. 

درس روز پنجم محرم، تداوم در مسیر با تکیه بر اصولی است که فراتر از نفع شخصی هستند. این یعنی اگر به حقیقتی باور داریم، باید در سخت‌ترین طوفان‌ها نیز کنار آن بایستیم، حتی اگر به قیمت قطع دست (از دست دادن مواهب مادی) باشد. 

انتهای پیام



منبع

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.